top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

سخنرانی ترامپ: اعلام پیروزی یا مدیریت یک بن‌بست راهبردی؟

  • 14 hours ago
  • 3 min read


نصراللە لشنی


سخنرانی اخیر دونالد ترامپ، در سطح گفتمانی کوششی برای تثبیت روایت پیروزی در جنگ ایران بود، اما در سطح تحلیلی نشانه‌های آشکار ابهام راهبردی و فقدان استراتژی خروج را برجسته کرد. تأکید همزمان بر تحقق اهداف و تداوم عملیات، به الگوی «اعلام موفقیت بدون پایان» اشاره دارد. این نطق بیش از اعلام پایان، بازتاب ورود جنگ به مرحله‌ای فرسایشی و پرریسک‌تر است.


سخنرانی دیشب دونالد ترامپ خطاب به مردم آمریکا، در ظاهر تلاشی برای ارائه تصویر کنترل و موفقیت در جنگ ایران بود، اما در لایه‌های عمیق‌تر، نشانه‌هایی از ابهام راهبردی، فشار داخلی و فقدان یک مسیر روشن برای پایان جنگ را آشکار کرد.


این نطق که نخستین سخنرانی رسمی او پس از آغاز عملیات نظامی علیه ایران در اواخر فوریه محسوب می‌شود، در شرایطی ایراد شد که همزمان بازارهای جهانی انرژی بی‌ثبات، حمایت داخلی کاهش‌یافته و اهداف جنگ همچنان محل تردید هستند.

ترامپ در این سخنرانی تأکید کرد که اهداف اصلی جنگ تقریباً محقق گشتە و از پیروزی‌های قاطع سخن گفت؛ از جمله تضعیف شدید توان نظامی ایران در حوزه‌های دریایی، هوایی و موشکی.

با این حال، او هیچ جدول زمانی دقیقی را برای پایان جنگ ارائه نکردە و در عین حال هشدار داد که حملات نظامی ممکن است برای دو تا سه هفته دیگر ادامه یابد. این ترکیب از اعلام موفقیت و تداوم عملیات، یکی از مهم‌ترین تناقض‌های سخنان و عملکرد ترامپ است.


در سطح گفتمانی، ترامپ تلاش کرد روایت پیروزی نزدیک را تثبیت کند، اما در سطح عملیاتی، نشانه‌ای از پایان واقعی جنگ دیده نمی‌شود.

چنین الگویی در ادبیات نظامی به‌عنوان وضعیت اعلام پیروزی بدون استراتژی خروج» شناخته می‌شود که معمولاً در جنگ‌هایی رخ می‌دهد که اهداف اولیه یا تغییر کرده‌اند یا تحقق‌پذیری آن‌ها زیر سؤال رفته است.

یکی دیگر از محورهای کلیدی سخنرانی، تأکید ترامپ بر عدم نیاز آمریکا به تنگه هرمز بود. او تصریح کرد که کشورهایی که به این مسیر حیاتی انرژی وابسته‌اند، باید خود مسئول باز نگه داشتن آن باشند.


این موضع، در واقع نشانه‌ای از تغییر در نقش سنتی آمریکا به‌عنوان تضمین‌کننده امنیت جریان انرژی جهانی است.

با این حال، این ادعا با واقعیت‌های اقتصادی در تضاد است؛ زیرا حتی در صورت کاهش وابستگی مستقیم آمریکا به نفت خلیج فارس، اختلال در تنگه هرمز به‌طور مستقیم بر قیمت جهانی نفت و در نتیجه اقتصاد آمریکا تأثیر می‌گذارد.

در بعد داخلی، این سخنرانی را می‌توان تلاش برای مدیریت فشارهای سیاسی و اقتصادی دانست. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که اکثریت قابل توجهی از آمریکایی‌ها با ادامه جنگ مخالف هستند و نگران افزایش قیمت انرژی‌اند.


در این چارچوب، تأکید بر موفقیت‌های نظامی و نزدیک بودن پایان جنگ، بیشتر کارکردی روانی و سیاسی دارد تا ارائه یک نقشه راه واقعی.

با این حال، مهم‌ترین ضعف سخنرانی، فقدان تعریف روشن از هدف نهایی جنگ بود. ترامپ از جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای سخن گفت، اما همزمان تهدید به حمله به زیرساخت‌های انرژی و حتی اشاره به تغییرات در ساختار قدرت ایران و بازگرداندن ایرانیان به عصر حجر کرد.

این پراکندگی اهداف، نشانه‌ای از پدیده‌ای است که در مطالعات استراتژیک به آن گسترش مأموریت گفته می‌شود؛ یعنی تغییر تدریجی اهداف جنگ بدون تعیین نقطه پایان مشخص.


در سطح بین‌المللی نیز این سخنرانی پیام‌های دوگانه‌ای ارسال کرد. از یک سو، تأکید بر موفقیت نظامی و برتری آمریکا، و از سوی دیگر، انتقال مسئولیت مدیریت بحران، به‌ویژه در مورد تنگه هرمز، به سایر کشورها. این رویکرد می‌تواند به تضعیف ائتلاف‌های سنتی آمریکا و افزایش بی‌ثباتی در نظام بین‌الملل منجر شود.

در مجموع، سخنرانی ترامپ بیش از آنکه نشانه‌ای از پایان جنگ باشد، بازتاب‌دهنده یک وضعیت بی‌ثبات و نامطمئن است. وضعیتی که ترامپ را وادار کرده است تا برای حفظ روایت پیروزی در شرایطی که واقعیت میدانی هنوز به یک نتیجه قطعی نرسیده است، تلاش کند.

به بیان دیگر، این نطق را می‌توان نه اعلام پایان جنگ، بلکه نشانه ورود آن به مرحله‌ای پیچیده‌تر و بالقوه فرسایشی‌تر دانست.

 
 
bottom of page