معمای کُردستان: جایی که تاج و عمامه همسنگر میشوند
- 5 hours ago
- 6 min read

عمار گلی
در ماههای پایانی حکومت پهلوی، کردستان به یکی از اصلیترین دغدغههای امنیتی دولت بختیار بدل شد و این نگاه پس از انقلاب نیز در قالب سرکوب نظامی تداوم یافت. امروز با شکلگیری ائتلاف احزاب کرد، این مسئله دوباره به کانون منازعه سیاسی ایران بازگشته است. در این میان، مواضع رضا پهلوی درباره تمامیت ارضی، که غالباً مطالبات ملی کردها را نادیده میگیرد، نشان میدهد اپوزیسیون هنوز از چارچوب امنیتی دولتهای پیشین فاصله نگرفته است. این رویکرد میتواند تنشهای آینده را تشدید کند.
در روزهای پایانی حکومت پهلوی، زمانی که دولت شاپور بختیار عملاً کنترل خود را بر تهران از دست داده بود و مقدمات بازگشت آیتالله خمینی به ایران فراهم میشد، جلسات شورای امنیت ملی آخرین نخست وزیر شاه در کنار چگونگی مدیریت مواجهه با انقلابیون، بیش از هر چیز حول یک نگرانی مشترک میچرخید: کردستان.
بحران سیاسی در پایتخت، فرسودگی ساختار نظامی و کمبود منابع تا جایی پیش رفته بود که مقامهای ارتش حتی از ناتوانی در تأمین سوخت واحدهای نظامی سخن میگفتند.
با این حال، در همان شرایط، تحرکات سیاسی احزاب کرد بهعنوان تهدیدی فوری تلقی میشد. بختیار در واکنش به از سرگیری فعالیتهای حزب دمکرات خطاب به فرماندهان ارتش می گوید:
راجع به گزارشی که در بعضی نقاط کشور مثل آذربایجان غربی و کُردستان، بنده هیچ دستوری نمیتوانم بدهم جز اینکه بلاقید و شرط هرکسی که آنجا میتوانید بکوبید.
یکی از فرماندهان ارتش نیز در جلسه دیگری اعلام می کند که عملیات مشترک ایران و عراق علیه احزاب کرد حتی تا دسامبر ۱۹۷۸ ادامه داشته و تحرکات کردستان تهدیدی برای کل منطقه محسوب میشود.
دولت بختیار چند هفته بعد سقوط کرد و خود او به تبعید رفت، اما نگاه امنیتی به کردستان از میان نرفت.

همان ارتشی که در واپسین روزهای حکومت پهلوی برای «کوبیدن» آماده میشد و در نخستین روزهای انقلاب بخشی از فرماندهان آن اعدام شدند، در ماههای بعد به خدمت دولت انقلابی در آمد و دوشا دوش پاسداران انقلاب اسلامی برای پایان دادن به آنچه غائله کُردستان نامیده شد مجددا با دستور رهبر دولت انقلابی چکمه هایشان را پوشیده و به کُردستان اعزام شدند.
امروز، بیش از چهار دهه پس از سقوط نظام شاهنشاهی، به نظر میرسد کُردستان، اپوزیسیون و دولت مرکزی بار دیگر به همان نقطه تقابل تاریخی بازگشتهاند. با این تفاوت که فرزند آخرین شاه ایران خود را در قامت خمینی آینده میبیند و انقلابیون سابق نیز در موقعیتی شبیه به بختیار قرار گرفتهاند.
از سویی جمهوری اسلامی با مجموعهای از بحرانهای عمیق داخلی و خارجی روبرو است که تداوم حیات آن را با چالش مواجه کرده است. در سوی دیگر نیز اپوزیسیون یقرار دارد که خود را برای سناریوهای ممکنِ دوران گذار آماده میکنند.
و البته کُردستان نیز، همانند ماههای پایانی حکومت محمدرضا پهلوی، به دلیل اصرار بر مطالبات تاریخی و سیاسی مردم این منطقه، بار دیگر به نقطه تلاقی میان رژیم مستقر و نیروهای رقیب آن در اپوزیسیون بدل شده است.
کمتر از یک هفته پس از اعلام ائتلاف پنج حزب کردستانی برای تشکیل «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران»، واکنشها تندی از سوی بخشی از اپوزیسیون و همچنین رسانههای نزدیک به جمهوری اسلامی شکل گرفت.
این ائتلاف که پس از ماهها گفتوگو اعلام شد، هدف خود را بازتعریف نقش نیروهای سیاسی کرد در آینده ایران پس از فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی عنوان کرد.
در بیانیه مشترک این احزاب، اصل «حق تعیین سرنوشت ملت کورد و بنیانگذاری نهادی ملی و دموکراتیک بر اساس ارادهی سیاسی ملت کورد» مورد تأکید قرار گرفته و همکاری با سایر جریانهای سیاسی نیز مشروط به «بهرسمیت شناختن حقوق ملتها»، «پذیرش دموکراسی» و «رد هرگونه دیکتاتوری» اعلام شده است.
مواضع این ائتلاف اما با واکنش شدید رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران، مواجه شد. او در بیانیهای شدید اللحن ضمن تأکید بر «اصل تمامیت ارضی ایران» اعلام کرد که این اصل «خدشه ناپذیر» است و بر سر آن مذاکره نخواهد شد.
پهلوی بدون اشاره مستقیم به نام احزاب کرد هشدار داد که هر فرد یا گروهی که از این خط قرمز عبور کند با واکنش مواجه خواهد شد و از ارتش خواست در کنار ملت بایستد و از ایران در برابر جمهوری اسلامی و تجزیهطلبان دفاع کند.
واکنش احزاب کُردستانی به این بیانیه سریع بود. ائتلاف در بیانیهای متقابل، سخنان پهلوی را "اظهارات سست و بی پایەی" توصیف کرد و با اشاره به نمونههای تاریخی از جمله واگذاری بحرین و اهدای آرارات کوچک نوشت:
هرگاە ارادەای واقعی برای تجزیەی ایران در پیش بودە، اصولا کسی از پدر و پدربزرگ تاجدار وی اجازە نگرفتە و... هموارە در بزنگاەهای تاریخی با شلیک اولین گلولەها و حتی اشارەای تلویحی از سوی عوامل خارجی فرار را بر قرار ترجیح دادەاند.
این بیانیه همچنین تأکید میکرد که تنها عرصهای که حکومتهای پیشین توانستهاند در آن قدرتنمایی کنند، عرصەی کشتار غیرنظامیان و سرکوب آزادیهای دمکراتیک شهروندان و بویژە ملل تحت ستم ایران بودە است.
عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله کردستان ایران که حزب او عضو این ائتلاف نیست نیز، در واکنشی جداگانه اظهارات پهلوی را تکرار دروغهای جمهوری اسلامی قلمداد کردە و گفت این سخنان تنها به "تزریق نفرت و ایجاد دشمنی" میان مردم منجر خواهد شد. او افزود:
آنچه را رژیم جلاد جمهوری اسلامی طی چهل و هفت سال کشتار و سرکوب نتوانست در بزانو درآوردن کردها و خاموش کردن صدای حقطلبانه آنها به دست آورد، دیگران نیز نخواهند توانست محقق کنند.
همزمان با این واکنشها، رسانههای نزدیک به جمهوری اسلامی نیز حملات شدیدی به احزاب کُرد آغاز کردند.
روزنامه وطن امروز با تیتر "دُم تجزیه بیرون زد" ائتلاف تازه را متهم به همراهی با ایالات متحده و اسرائیل کرد.
خبرگزاری مشرق نیوز نیز در گزارشی با عنوان آماده باش گرگ ها برای تجزیه هشدار داد که همانند پاییز ٢٠٢٢، مراکز این احزاب در اقلیم کُردستان ممکن است هدف حمله قرار بگیرند.
این تهدیدها بیپیشینه نیستند. ایران در سالهای ٢٠١٨ و ٢٠٢٢ حملات موشکی و پهپادی علیه مقر احزاب کُرد در اقلیم کردستان عراق انجام داد؛ حملاتی که در نتیجه آنها ده ها تن کشته و مجروح شدند.
در بخشی از دفترچە اضطرار «Emergency Phase Booklet» که تابستان گذشته منتشر شد، پیشبینی شده است که دولت موقت در هفته نخست فعالیت خود با کشورهای همسایه مانند ترکیه، آذربایجان و پاکستان برای مقابله با آنچه «گروههای تجزیه طلب» خوانده شده توافقات امنیتی منعقد کند.
پیشتر نیز در سال ٢٠٢٢ پهلوی در خلال سخنرانی در یک نشست مجازی حزب مشروطه، "تجزیه طلبان" را مشابه سربازان دشمنی قلمداد کرده بود که به ایران حمله می کنند. این تنها بخشی از استراتژی تهاجمی پهلوی و حلقه مشاوران تندروی او علیه احزاب کُرد است.
پهلوی در دو سال گذشته سعی کرده با نهاد سازی، خود را تنها آلترناتیو مردم در ایران جا بزند و در همین راستا نیز گروهی از هواداران او حزبی را تحت عنوان حزب "ایرانیان کُرد میهن پرست" تشکیل دادەاند و برای بازگشت نظام سلطنتی آرا و افکار او را تبلیغ می کنند.
این حزب که هنوز جایگاه آن در کُردستان مشخص نیست، طی مدتی که فعالیت خود را آغاز کرده است در حمایت از پهلوی، پیکان حملات خود را به سوی احزاب کُرد نشانه گرفته است.
بسیاری از فعالان کُرد این حزب را با سازمان پیشمرگان مسلمان مقایسه می کنند که دولت انقلابی آیت الله خمینی در اوایل انقلاب 1979 برای مشروعیت زدایی از احزاب کُرد در کُردستان تاسیس کرده بود.
با این حال، قیاس امروز با سال ۱۹۷۹ نشان میدهد که معادله کردستان دگرگون شده است. اگر در آغاز انقلاب، حکومت جدید با منطقهای نسبتاً منزوی روبهرو بود، اکنون کردستان بخشی از شبکهای منطقهای و فراملی است؛ از تثبیت وضعیت کُردها در عراق و سوریه تا دیاسپورای پرنفوذ و گسترش مطالبات هویتی در دیگر مناطق ایران چون بلوچستان، خوزستان و آذربایجان.
همین تغییرات، امکان بازتولید الگوی سرکوب دهه ۱۳۶۰ را بهمراتب پیچیدهتر کرده است.
در چنین فضایی به نظر میرسد رضا پهلوی و حلقه مشاورانش تلاش دارند از هماکنون رویکردی تهاجمی در قبال دیگر نیروهای سیاسی اتخاذ کنند که بر امید به حمایت خارجی، امیدواری به ریزش در ساختار نظامی جمهوری اسلامی و بیعت نظامیان با او و همچنین نیز تلاش برای ساختن پایگاه اجتماعی در میان لایههای مختلف جامعه ایران استوار شده است.
در این چارچوب، احزاب کرد و مطالبات آنها بیش از آنکه بهعنوان یک واقعیت سیاسی پذیرفته شوند، بهمثابه مانعی در مسیر یکدستسازی اپوزیسیون تصویر میشوند.
با این حال، چنین محاسبهای میتواند با خطرات جدی همراه باشد. نادیده گرفتن یا دستکم گرفتن نیروهایی که تجربهای طولانی در سازماندهی سیاسی، مبارزه مسلحانه و رویارویی با جمهوری اسلامی و حتی حکومت پهلوی دارند، نه تنها ممکن است هزینه سیاسی سنگینی برای خود این جریان ایجاد کند، بلکه ممکن است ایران آیندە را به سمت یک جنگ خونین داخلی سوق دهد.











