top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

ملکشاهی؛ نبردِ خیابانی خونین علیه استبداد

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Jan 4
  • 3 min read
ملکشاهی

 

آیهان سعید – روزنامه نگار مستقل

 

در پی درگیری‌های سنگین عصر شنبه ۱۳ دی‌ماه در شهرستان ملکشاهی، استان ایلام، فعالان حقوق بشری و منابع میدانی از کشته شدن دست‌کم چهار نفر و ده‌ها زخمی خبر می‌دهند. برخی گزارش‌های تایید نشده نیز آمار جانباختگان را تا ۱۷ نفر اعلام کرده‌اند. بیمارستان‌های استان میزبان مجروحان بحرانی‌اند و نهادهای مدنی هشدار می‌دهند که امکان افزایش تلفات و «ربایش» پیکرها وجود دارد.

 

ملکشاهی و پشتکوه ایلام سابقه‌ای طولانی از مقاومت در برابر تمرکز قدرت مرکزی دارد. برجسته‌ترین نمونه تاریخی آن، قیام سال ۱۳۰۸ خورشیدی است که شاه‌محمد یاری از بزرگان ایل ملکشاهی علیه سیاست‌های رضاشاه رهبری کرد. این رخداد در حافظه جمعی مردمان منطقه به‌عنوان نقطه‌ای از سرسختی و سازمان‌یافتگی محلی ثبت است.

 

خیزش سراسری سال ۱۴۰۱، پس از مرگ ژینا امینی، استان ایلام و شهرهای روژهلات کردستان و ایران را نیز فراگرفت. گزارش‌های حقوق بشری از کشته‌شدن معترضان در ایلام و فشار امنیتی گسترده حکایت داشتند.

منابع محلی و سازمان‌های مدافع حقوق بشر در آن دوره نسبت به توقیف بدن جان‌باختگان و جلوگیری از تشییع‌های عمومی هشدار دادند. این الگو اکنون به‌عنوان یک خط ‌مستقیم قابل اشاره در تحلیل رخدادهای تازه است.

منابع حقوق بشری کرد و رسانه‌های محلی و نهادهای مدافع حقوق بشر گزارش داده‌اند که نیروهای حکومتی، از جمله یگان‌هایی که فعالان محلی به آنها اشاره می‌کنند، با سلاح گرم به معترضان در ملکشاهی شلیک کرده‌اند.

به‌نقل از منابع، هویت دست‌کم چهار شهروند کرد با نام‌های مهدی امامی‌پور، رضا عظیم‌زاده، فارز آقامحمدی و محمد مقدسی (بزونه) محرز شده است و ده‌ها نفر مجروح و به بیمارستان‌ها منتقل شده‌اند.

 خبرگزاری‌های وابسته به نهادهای رسمی و امنیتی از درگیری و حضور عناصر مسلح و کشته‌شدن سه نفر ، از جمله گزارش‌هایی که یک نفر از نیروهای انتظامی را نیز شامل می‌کند، خبر داده‌اند. چنین روایت‌هایی معمولاً تلاش دارند فضای خشونت را به درگیری و تلاش برای تصرف مراکز انتظامی فرو بکاهند.

 

خبرگزاری‌های مستقل و منابع محلی از ده‌ها مجروح خبر داده‌اند و از حدود ۳۰ مجروح با وضعیت وخیم سخن گفته که در بیمارستان‌های ایلام بستری‌اند و به کمک‌های فوری (از جمله خون) نیاز دارند.


این نشانه‌‌ها روی ریسک افزایش مرگ‌ومیرِ مجروحان به‌دلیل کمبود امکانات درمانی و فشار امنیتی تأکید دارد.

 

تعداد کشته‌ها در گزارش‌های مختلف بین سه تا چهار یا بیشتر، حتی تا ۱۷ کشته متفاوت است. چنین اختلافی در اوضاع بحرانی و زمانی که دسترسی خبرنگاران مستقل محدود است، متداول است. اما دو نکته محوری را باید در نظر گرفت:

نهادهای مدنی محلی معمولاً به‌واسطه شبکه‌های محلی و اسامی‌شناسی قربانیان قابل‌اتکا هستند و دولت سابقه پنهان‌سازییا قالب‌بندی تلفات را در وقایع اخیر داشته است. بنابر این ارقام رسمی لزوماً منعکس‌کننده واقعیت میدانی نهایی نیستند.

 ویدئوها و گزارش‌های جمعی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و گزارش‌هایی که به منابع محلی رسیده، نشان می‌دهد مجروحان با جراحات ناشی از گلوله‌های جنگی تحت مراقبت قرار دارند و برخی از مراکز درمانی استان با کمبود خون و دارو روبه‌رو هستند.


منابع حقوق بشری نسبت به وخامت اوضاع و احتمال افزایش مرگ‌ومیر به‌دلیل تأخیر در امدادرسانی هشدار داده‌اند.

 

طی خیزش۱۴۰۱، اسناد متعددی مبنی بر ربایش یا مصادره پیکر جان‌باختگان توسط نهادهای حکومتی منتشر شد. این تاکتیک برای جلوگیری از برگزاری تشییع‌ها و جلوه‌گیری آنها به‌عنوان نمادهای متحدکننده به‌کار رفته است.

فعالان محلی امروز هشدار داده‌اند که تلاش برای پنهان‌سازی پیکرها یا فشار به خانواده‌ها برای تحویل با قید و شرط ممکن است تکرار شود.

تا کنون گزارش‌های مستقلی که به‌طور قطعی تأیید کند پیکرها در ملکشاهی ربوده شده‌اند محدود است، اما سابقه ۱۴۰۱ نشان می‌دهد این خطر جدی است.


اگر مجروحانِ بحرانی در ایلام به‌دلیل کمبود خون، دارو یا امکان انتقال سریع به مراکز تخصصی، با مرگ‌ومیر روبه‌رو شوند، آمار کشته‌ها می‌تواند بالا برود. شواهد میدانیِ اولیه این خطر را تأیید می‌کند.

 

دولت تلاش می‌کند رخدادها را به «عملیات علیه مهاجمان مسلح» تقلیل دهد. در مقابل، منابع مدنی از اعتراضات مسالمت‌آمیز و تیراندازی مستقیم نیروها گزارش می‌دهند. این روایت‌های دوگانه، میدان ثبت حقیقت را محدود می‌کند و باعث سردرگمیِ محافل بین‌المللی خواهد شد.

تاریخ سیاسی-اجتماعی ملکشاهی و روایت‌های محلی از قیام‌های پیشین و تاب‌آوری جمعی می‌تواند باعث تشدید واکنش‌های تلافی‌جویانه یا کنش‌های مسلحانه محلی شود، به‌خصوص اگر پیکرها ربوده شوند یا دفن‌ها مهار شوند. ترکیبِ سرکوب و احساسِ بی‌عدالتی، بسترِ خطرناکی برای گسترش خشونت انتقامی فراهم می‌کند.


ناظران هشداد داده‌اند تکرار الگوهای۱۴۰۱، پنهان‌سازی پیکر، اختلال در تشییع، استفاده از روایت عناصر مسلح، می‌تواند شعله اعتراضات محلی را به درگیری‌های طولانی‌تر تبدیل کند.


در چنین وضعیتی، شفافیت اطلاعات و حفاظت از مجروحان و خانواده‌ها تعیین‌کننده مسیر صلح یا تشدید خشونت خواهد بود.

 
 
bottom of page