این دورە از جام جهانی، برای ما بوی خون میدهد
- 4 hours ago
- 4 min read

چند روز از آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ میگذرد، اما این رقابتها برای بخشی از جامعه ایران دیگر شور و هیجان گذشته را ندارد. روایتهای رسیده به آرنانیوز نشان میدهد فشارهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید و نگرانیهای معیشتی، همراه با حافظه جمعی ناشی از سرکوب خونین اعتراضات دیماه، بر نگاه بسیاری از شهروندان سایه انداخته است. برای گروهی از مردم، فوتبال دیگر از واقعیتهای تلخ زندگی روزمره جدا نیست. در چنین فضایی، جام جهانی بیش از آنکه نماد جشن و همبستگی باشد، به آینهای از ناخشنودی اقتصادی، زخمهای سیاسی و شکافهای اجتماعی تبدیل شده است.
جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ چند روزی است آغاز شده است و تیم ملی جمهوری اسلامی ایران نیز یکی از ۴۸ شرکت کننده در این مسابقات است. این رویداد که همواره فراتر از یک رقابت ورزشی بوده و برای بسیاری از مردم با هیجان، بحثهای فوتبالی و دورهمیهای خانوادگی و دوستانه گره خورده است، این روزها، در ایران، رونگ و بویی متفاوت از گذشته دارد.
منابع آرنانیوز میگویند امسال حتی در میان طرفداران فوتبال نیز، این رویداد شور و شوق چندانی برنیانگیخته است.
روایتهای این دوره از جام جهانی، دستکم در میان بخشی از جامعه، رنگ و بوی متفاوتی دارد. تفاوتی که نه به تعداد تیمهای حاضر در مسابقات مربوط میشود و نه به تغییرات ساختاری این رقابتها، بلکه بیشتر به شرایط اجتماعی و ذهنی مردمی بازمیگردد که روزگاری با شور و شوق درباره نتایج مسابقات بحث میکردند.
در دورههای گذشته، هفتهها پیش از آغاز مسابقات، بحث بر سر نتایج احتمالی بازیها، شانس تیمها و پیشبینی قهرمان جام جهانی در محافل مختلف جریان داشت. اما اکنون برخی از کسانی که خود را از طرفداران قدیمی فوتبال معرفی میکنند، میگویند حتی از زمان برگزاری مسابقات نیز اطلاع دقیقی ندارند.
یکی از این افراد به گفته خودش همه جامهای جهانی را از کودکی دنبال کرده است، میگوید: انگار نه انگار که جام جهانی است.
او از روزهایی یاد میکند که ساعتها با دوستانش درباره نتایج احتمالی بازیها بحث میکرد، اما حالا نه انگیزهای برای دنبال کردن مسابقات دارد و نه اشتیاقی برای پیشبینی نتایج. فرد دیگری با توصیفی مشابه میگوید:
گویا چیزی در ما کشته شده است، چیزی که ما را به زندگی پیوند میداد.
شخص دیگری نیز با اشاره به مشکلات روزمره میگوید: به فکر نان باش، خربزه آب است.
بخش قابل توجهی از واکنشها به شرایط اقتصادی مربوط میشود.
برخی کاربران در شبکههای اجتماعی با مقایسه وضعیت کنونی با جام جهانی دوره قبل، از کاهش قدرت خرید و افزایش هزینههای زندگی نوشتهاند. به باور آنها، تورم، گرانی و نگرانیهای معیشتی، جایی برای هیجانهای فوتبالی باقی نگذاشته است. یکی از کاربران در شبکههای اجتماعی نوشته است:
یادش بخیر، جام جهانی قبلی دلار ۳۲ هزار تومان بود. حقوق یک ماه نه تنها نسبت به جام جهانی قبل، بلکه حتی نسبت به پارسال هم کفاف زندگی را نمیدهد.
سالهای گذشته، تماشای مسابقات جام جهانی برای بسیاری از خانوادهها و گروههای دوستانه بهانهای برای دورهمی بود، شبهایی که با هیجان، بحثهای فوتبالی، تخمه شکستن و فریادهای شادی یا حسرت همراه میشد. اما برخی از شهروندان میگویند اکنون سکوت و بیتفاوتی جای آن شور و هیجان را گرفته است.
این تغییر نگرش در شبکههای اجتماعی نیز بازتاب یافته است. بخشی از کاربران از فاصله گرفتن خود از تیم ملی فوتبال ایران و نمادهای رسمی سخن گفتهاند.یکی از کاربران در واکنش به مراسم افتتاحیه جام جهانی نوشته است:
نه آن پرچم در افتتاحیه، پرچم ماست و نه آن تیم ملی، تیم مردم ماست. آن ایران در من مرده است و دل و دماغی برای دیدن مسابقات ندارم.
در مقابل، گروهی دیگر از کاربران همچنان از پرچم جمهوری اسلامی ایران و حضور تیم ملی دفاع کردهاند. یکی از آنها نوشته است: با افتخار این پرچم ماست که در آمریکا بالا میرود.
در میان واکنشها، روایت کسانی نیز که از عزیزان از دسترفته خود یاد میکنند، به چشم میخورد، افرادی که میگویند در جامهای جهانی گذشته مسابقات را در کنار اعضای خانواده یا دوستانشان تماشا میکردند، اما اکنون آنها دیگر در کنارشان نیستند.
برخی از این کاربران نوشتهاند که وقایع و تحولات ماههای اخیر، به ویژه سرکوب خونین اعتراضات سراسری در دیماه گذشته، نگاه آنها به فوتبال را تغییر داده است. یکی از آنها در شبکه اجتماعی ایکس نوشته است: این جام جهانی بوی خون میدهد.
برای این گروه، موضوع تنها بیمیلی به فوتبال نیست. آنها بر این باورند کە زمانی با هر پیروزی تیم ملی جشن میگرفتند، به خیابانها میرفتند و با هر شکستی ناراحت میشدند. اما اکنون احساس میکنند فاصلهای عمیق میان تجربه امروز و خاطرات گذشته شکل گرفته است.
در سوی دیگر، رسانههای حکومتی همچنان جام جهانی را فرصتی برای نمایش وحدت ملی در قالب تیم ملی و پرچم ایران میدانند.
اما آنچه در بخشی از فضای عمومی و شبکههای اجتماعی دیده میشود، روایت متفاوتی است که در آن فوتبال دیگر تنها درباره فوتبال نیست.
در حالی که مسابقات جام جهانی ادامه دارد و تیمها برای صعود از مرحلهای به مرحله دیگر رقابت میکنند، به نظر میرسد بخشی از جامعه نیز درگیر رقابتی از جنس دیگری است کە با دغدغههای معیشتی، خاطرات تلخ، شکافهای اجتماعی و پرسشهایی که فراتر از مستطیل سبز فوتبال قرار میگیرند.











