روایت شهروندان از روزهای پس از جنگ : جنگ نفسمان را برید و نا امیدتر شدیم
- Apr 20
- 5 min read

ژیار دستباز
با ادامه قطع گسترده اینترنت در ایران از سوی جمهوری اسلامی در پی جنگ، وضعیت ارتباطی شهروندان با جهان خارج همچنان ناپایدار است. با وجود اعلام آتشبس، اینترنت هنوز بهطور کامل وصل نشده است.با این حال، با باز شدن محدود برخی پلتفرمها مانند گوگل و جیمیل، و همچنین استفاده از ویپیانهای گرانقیمت، ابعاد ویرانگر این جنگ بر زندگی روزمره مردم بیش از پیش آشکار شده است.
روایت شهروندان از روزهای جنگ، از فشار شدید روانی و شرایط سخت معیشتی حکایت دارد. رکود اقتصادی، تورم بالا و نابسامانی اجتماعی در این دوره تشدید شده است. در کنار همه اینها، احساس ناامیدی نسبت به آینده نیز افزایش یافته است.
دستمزد چند روز کارگری برای یک گیگ اینترنت
دانا، ۳۵ ساله، اهل یکی از شهرستانهای استان کرمانشاه است. او با مدرک فوقلیسانس، متاهل و دارای یک فرزند، بهعنوان کارگر روزمزد کار میکند. او میگوید با دستمزد چند روز کارگری خود، از بازار سیاه یک ویپیان یکماهه خریده است. وی بعد از ۴۵ روز توانسته دوباره با دنیای خارج ارتباط برقرار کند.
او در گفتوگو با آرنا نیوز میگوید:
«دیگر کار از گله و زاری گذشته است. همه داریم تراژیکترین روزهای زندگیمان را میبینیم. من کارگر روزمزد، متأهل، دارای فرزند و مستأجر هستم. از سر ناامیدی، دستمزد چند روزم را برای خرید ویپیان خرج کردم. چون میدانم به آخر خط رسیدهایم و در این مملکت، امیدها تمام شده است.»
دانا که در خیزش «ژن، ژیان، آزادی» نیز بهطور فعال شرکت داشته و یکبار هم بازداشت شده است، اکنون با ناامیدی میگوید: «سالها زحمت کشیدم و درس خواندم تا فوقلیسانس گرفتم، اما استخدام نشدم. دوباره کار کردم و گفتم اشکالی ندارد، کارگری میکنم به امید روزهای بهتر. در اعتراضات شرکت کردم و هزینه دادم، اما هیچ تغییری ایجاد نشد. گرانی و تورم هم امانمان را برید. در نهایت این جنگ هم که همه طرفهای درگیر به دنبال منافع خود بودند و مردم هیچ جایگاهی نداشتند، آخرین امیدهایمان را از بین برد.»
او ادامه میدهد: «حتی در طول جنگ هم از سر ناچاری دنبال کار میرفتم، اما نصف روزها بیکار به خانه برمیگشتم. در همین حال، قیمت مواد خوراکی هر روز بیشتر میشود. گوشت به نزدیک دو میلیون تومان رسیده است. صاحبخانه هم اجاره را از ۶ میلیون به ۱۰ میلیون تومان افزایش داده است. امروز برای یک لیتر روغن نصف مغازههای شهر را گشتم و در نهایت ۸۰۰ هزار تومان پرداخت کردم.»
او در پایان میگوید: «در نتیجه این فشار کمرشکن، تنها چیزی که به ذهنم رسید خرید ویپیان و پناه بردن به دنیای دیجیتال بود؛ برای فرار از این جهنم واقعی.»
وریا، از بازاریان پارچهفروش سنندج، به شوک و ترس مردم در روزهای جنگ، و همچنین بیکاری و تورم گسترده در دوران آتشبس اشاره میکند.
وی وضعیت را اینگونه برای آرنا نیوز توضیح میدهد: «در روزهای جنگ، مردم فقط به فکر حفظ جانشان بودند. بسیاری از مغازهها بسته شد. خیلیها هم به روستاها برگشتند و شهر کاملاً خلوت شده بود. این وضعیت قابل پیشبینی بود. بازاریان هم امیدشان را به روزهای نزدیک عید بسته بودند.»
او ادامه میدهد:
«اما بعد از اعلام آتشبس هم وضعیت برای بیشتر بازاریان تغییر نکرد. مردم بیشتر به فکر تأمین نیازهای ضروری هستند، نه خریدهای دیگر. اگر هم پولی داشته باشند، آن را به دلار یا طلا تبدیل میکنند. چون این جنگ همه را نسبت به آینده ناامید کرده است.»
وی در پایان میگوید: «در نتیجه، ما ماندهایم با چکهای پاسنشده و بدهیهای زیاد. وضعیت مردم قبل از جنگ هم خوب نبود، اما این جنگ همه چیز را بدتر کرد و فشارها را به اوج رساند.»
چهره غمگین وجنگ زده شهرها
کاوه، ۴۲ ساله، یکی از بازاریان شهر دیواندره است؛ شهری که در چندین نوبت، اماکن نظامی داخل آن هدف حملات جنگندههای آمریکا و اسرائیل قرار گرفت. به دلیل قرار داشتن این مراکز در بافت شهری، بسیاری از مغازهها آسیب دیدند.
او میگوید در روزهای جنگ، شهر تقریباً نیمهتعطیل شد و حتی پس از آن نیز به وضعیت عادی بازنگشته است. کاوه به آرنا نیوز میگوید:
«هر بار که یکی از مراکز نظامی هدف حمله قرار میگرفت، علاوه بر کشته و زخمی شدن غیرنظامیان، حدود دویست مغازه در اطراف آن آسیب میدید یا کاملاً تخریب میشد. برای شهری کوچک مثل ما، این یعنی جنگزدگی کامل و تعطیلی زندگی شهری.»
او ادامه میدهد: «به همین دلیل بسیاری از مردم به روستاهای اطراف پناه بردند. در شهر فقط چند مغازه مثل سوپرمارکتها و نانواییها باز مانده بود.»
کاوه اضافه میکند: «با وجود اعلام آتشبس هم هنوز بسیاری از مغازههای تخریبشده رها شدهاند. شهر هنوز در حالت جنگی است و بخش زیادی از مردم هم هنوز به خانههایشان برنگشتهاند».
گرانی و کمبود بعضی از کالاهای خوراکی و لوازم یدکی
«اهون» (اسم مستعار) یکی از نمایشگاهداران اتوموبیل شهر سقز، با اشاره به بمباران و تخریب برخی کارخانههای قطعاتسازی، در گفتوگو با آرنا نیوز میگوید: «قبل از جنگ هم گرانی و تورم وجود داشت، اما جنگ نفس همه را برید. با بمباران برخی کارخانههای تولیدی و پتروشیمیها، بازار قطعات خودرو و لوازم یدکی با کمبود شدید و افزایش قیمت روبهرو شد.»
او ادامه میدهد:
«در بعضی موارد، مشتری حاضر است دو برابر قیمت بدهد، اما قطعه پیدا نمیشود. حتی هزینههای ساده مثل تعویض روغن برای خودروهای معمولی مثل پژو تا دو میلیون تومان بالا رفته است.»
این نمایشگاهدار در پایان میگوید: «به همین دلیل، بیشتر کسبوکارها عملاً خوابیدهاند و میتوان گفت هیچچیز مثل قبل نیست.»
نابودی کسبوکارهای آنلاین و بیکاری گسترده زنان
قطعی گسترده و بیسابقه اینترنت در ایران طی چندین هفته، خسارتهای هزاران میلیاردی و بیکاری گسترده شهروندانی را به دنبال داشته که معیشتشان به فعالیتهای آنلاین وابسته بود. در این میان، زنان شاغل بیشترین آسیب را دیدهاند. بسیاری از زنان در ایران کسبوکار خانگی دارند و از طریق فضای مجازی با مشتریان خود در ارتباط بودند.
پری، زن ۵۰ ساله و سرپرست خانوار که مسئولیت نگهداری از مادر سالخوردهاش را نیز بر عهده دارد، پیش از این با فروش کارهای دستی و غذاهای خانگی در فضای مجازی، بهخصوص اینستاگرام، امرار معاش میکرد.او به آرنا نیوز میگوید:
«در این سالها با کارهای دستی و غذاهای خانگی از طریق فضای مجازی زندگیام را میچرخاندم. اما با این قطعی گسترده اینترنت کاملاً بیکار شدم. دیگر هیچ مشتریای با من تماس نمیگرفت. برای همین یک ویپیان سه میلیون تومانی خریدم، اما آن هم مدام قطع میشود. از طرف دیگر، چون مردم هم دسترسی به اینترنت ندارند، عملاً هیچ تغییری در کارم ایجاد نشده است.»
او ادامه میدهد: «زنان سرپرست خانوار مثل من، بیشترین قربانی این وضعیت هستند. زنانی که میشناختم و از طریق آنلاین درآمد داشتند، حالا همه بیکار شدهاند. بخش زیادی از کسبوکارهای آنلاین را زنانی تشکیل میدهند که در خانه کار میکنند و محصولاتشان را اینترنتی میفروشند.»
پری در پایان میگوید: «داروهای مادرم هم کمیاب شده و بعضی وقتها با قیمتهای بسیار بالا تهیه میکنم. تمام پساندازم تمام شده است. استرس اینکه اگر این وضعیت ادامه پیدا کند چه باید بکنم، خواب و خوراک را از من گرفته است.»
آنچه در این روزها مردم در ایران تجربه میکنند، ترکیبی از خشم و ناامیدی جمعی است. این وضعیت ناشی از سرکوب اعتراضات، جنگی که به ویرانی بیشتر و وخامت معیشت انجامیده، و سرخوردگی کسانی که به تغییر در آینده امیدوار بودند. در عین حال، نگرانی از تشدید سرکوب و بدتر شدن اوضاع پس از جنگ نیز در میان بسیاری از شهروندان افزایش یافته است.










