top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

پس از پایان مهلت ۶۰ روزه، ایران و آمریکا برای تشدید رویارویی آماده می‌شوند

  • 33 minutes ago
  • 6 min read




متعاقب پایان گرفتن مهلت شصت روزە بە ایران و انتشار گزارش وال ستریت ژورنال مبنی بر اتخاذ رویکرد تهاجمی از سوی تهران، یک مقام اسرائیلی نیز بە روزنامە یدیعوت آحارنوت گفتە است در صورتیکە تهران به این نتیجه برسد که محاصره، ثبات نظام را تهدید می‌کند، ممکن است تنش را با هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی، مسیرهای کشتیرانی و متحدان آمریکا تشدید کند. از همینرو، همزمان دو طرف برای دور احتمالی دیگری از درگیری آماده می‌شوند


مقام‌های اسرائیلی نشانه‌هایی را مشاهده کرده‌اند که حاکی از تغییر رویکرد رهبران تندرو ایران به منازعه و آمادگی آنها برای احتمال گسترش دامنه آن است.


محور اصلی این ارزیابی، احتمال تلاش جمهوری اسلامی ایران برای اعمال فشار نظامی و اقتصادی بر ایالات متحده و اسرائیل است که می‌تواند هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی، مسیرهای کشتیرانی و متحدان واشنگتن در منطقه را نیز دربر گیرد.


گزارش‌های اخیر حاکی از آن است که تهران بیش از پیش دریافته است که این منازعه تنها در عرصه نظامی جریان ندارد. محاصره دریایی و لطمه‌ای که به توانایی ایران برای صادرات نفت و کسب درآمد وارد آمدە است، حتی در برهە کنونی فشار سنگینی را بر حکومت وارد کرده است.


بر اساس گزارش اخیر رویترز، دولت دونالد ترامپ در حال بررسی تشدید فشار بر ایران از طریق اعمال تحریم‌های بیشتر، از جمله علیه نهادهای دخیل در صادرات نفت و نظام مالی، است.

همزمان، کشیده شدن درگیری به عرصه دریایی اکنون به‌وضوح مشهود است. در پی حملات مداوم به کشتی‌ها، تردد از تنگه هرمز به‌شدت کاهش یافته و این تنگه که زمانی بخش قابل توجهی از تجارت جهانی نفت و گاز از آن عبور می‌کرد، به یکی از عرصه‌های اصلی رویارویی ایران و ایالات متحده تبدیل شده است.

در این بارە، عباس عراقچی همچنین تأکید نمودە است که گفت‌وگوهای ایران با عمان درباره تنگه هرمز، از موضوع بازگشایی این آبراه جدا بودە و این گفت‌وگوها به موضوع فنی ایجاد مسیرهای جدید کشتیرانی مربوط می‌شود، زیرا مسیرهای پیشین دیگر قابل استفاده نیستند و در حال حاضر کار برای ایجاد مسیری موقت در جریان است که می‌تواند در آینده به مسیری دائمی تبدیل شود.


عراقچی همچنین افزودە است کە حتی پس از توافق بر سر چنین مسیری، ازسرگیری کشتیرانی از تنگه هرمز به تحقق شروط دیگری از سوی ایالات متحده بستگی خواهد داشت.

یک مسئول ارشد اسرائیلی نیز بە روزنامە آحارنوت گفتە است کە دقیقاً فشار اقتصادی بر ایران است که می‌تواند این کشور را به سوی اقدامی تهاجمی سوق دهد و اگر تهران به این نتیجه برسد که ادامه محاصره، ثبات نظام و توانایی آن برای تأمین مالی دستگاه امنیتی و سازمان‌های تحت حمایتش را تهدید می‌کند، ممکن است بکوشد از طریق تشدید تنش در منطقه، معادله را تغییر دهد.

بر اساس ارزیابی اسرائیل، محاسبه احتمالی ایران روشن است: اگر تهران بتواند در مسیرهای انتقال انرژی اختلال ایجاد کند و قیمت نفت و بنزین را در ایالات متحده بالا ببرد، ممکن است فشار سیاسی بر ترامپ برای پایان دادن به کارزار و بازگشت به میز مذاکره افزایش یابد.


این ارزیابی تنها به اسرائیل محدود نمی‌شود. تحلیل‌های آمریکایی و اروپایی در هفته‌های اخیر نیز حاکی از آن بوده‌اند که تهران می‌کوشد اختلال در کشتیرانی و مسیرهای انتقال انرژی را به اهرم فشاری علیه واشنگتن تبدیل کند.


این رویکرد بر این برداشت استوار است که هزینه اقتصادی یک جنگ طولانی می‌تواند در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای به معضلی سیاسی برای رئیس‌جمهوری آمریکا تبدیل شود.

انتظار می رود کە انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر برگزار شود و هم‌اکنون در واشنگتن بحث درباره هزینه‌های اقتصادی و نظامی این کارزار در جریان است. قیمت سوخت و نگرانی از طولانی شدن جنگ می‌تواند به مسئله‌ای سیاسی مهم برای دولت جمهوری‌خواه تبدیل شود.

نگرانی اسرائیل تنها به احتمال وقوع یک حمله فوری محدود نمی‌شود. نهادهای امنیتی این کشور همچنین تلاش‌های ایران برای احیای توانمندی‌های موشکی و پهپادی و بازسازی زیرساخت‌های نظامی آسیب‌دیده در جریان جنگ را زیر نظر دارند.


وال‌استریت ژورنال نیز امروز گزارش دادە است که روند بازسازی ایران سریع‌تر از آنچه انتظار می‌رفت پیش رفته است.


ارزیابی‌های آمریکا نیز نشان می‌دهند ایران احتمالاً از دوره‌های آرامش نسبی برای احیای توانمندی‌های خود، به‌ویژه توانمندی‌های جنگ نامتقارن، استفاده خواهد کرد.

اسرائیل نیز در همین حال در تلاش است تولید سامانه‌های دفاعی خود را افزایش دهد. وزارت دفاع اسرائیل در ماه ژوئن اعلام کرد تولید موشک‌های رهگیر پیکان در چارچوب آمادگی برای مقابله با تهدیدهای بالستیک ایران و متحدانش شتاب خواهد گرفت.

حاصل این روند، رقابت تسلیحاتی میان توانمندی‌های تهاجمی ایران و توان رهگیری اسرائیل و آمریکا است؛ رقابتی که در آن ذخایر موشک‌های رهگیر از نظر راهبردی اهمیتی کمتر از شمار موشک‌های در اختیار ایران ندارند.


عنصر دیگر در این معادلە، برنامه هسته‌ای ایران است. در برهە کنونی توجه‌ بر تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ زا در نزدیکی نطنز متمرکز شده است.


تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده در ماه‌های اخیر از ادامه فعالیت در این مجموعه و تردد خودروها در نزدیکی ورودی تونل‌ها حکایت دارد. بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه بازدید از این محل را نداشته‌اند و اطلاعات درباره آنچه در داخل این تأسیسات می‌گذرد همچنان بسیار محدود است.


این تأسیسات به‌طور استثنایی مستحکم و در عمق زمین ساخته شده است و همین ویژگی نگرانی‌هایی را در اسرائیل و آمریکا ایجاد کرده است که ممکن است در نهایت به یکی از اجزای اصلی توان هسته‌ای ایران تبدیل شود یا در صورت وقوع حمله‌ای دیگر، از نقش بیمه‌ای برای برنامه هسته‌ای ایران ایفا کند.


با این حال، تأکید بر این نکته اهمیت دارد که در حال حاضر هیچگونە اطلاعات علنی وجود ندارد که ثابت نماید کە این تأسیسات هم‌اکنون به‌عنوان یک مرکز فعال غنی‌سازی فعالیت می‌کند یا ذخیره قابل توجهی از اورانیوم غنی‌شده در آن نگهداری می‌شود.

از این رو، نهادهای امنیتی اسرائیل تنها احتمال تصمیم اسرائیل یا ایالات متحده برای ازسرگیری حملات را بررسی نمی‌کنند و سناریوی معکوس را نیز مدنظر دارند. بر اساس این سناریو، ممکن است خود ایران اقدامی را آغاز کند که واکنش اسرائیل و آمریکا را در پی داشته باشد.

چنین سناریویی می‌تواند با اقدامی محدود، از جمله حمله موشکی یا پهپادی، حمله به کشتی‌ها یا زیرساخت‌های انرژی، یا به‌کارگیری یکی از متحدان منطقه‌ای ایران آغاز شود و سپس به‌سرعت به کارزاری گسترده‌تر تبدیل شود.


خطرات چنین احتمالی کاملاً فرضی نیست. تنش‌ها اخیراً در عرصه‌هایی که گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران در آنها فعالیت می‌کنند، از جمله حوثی‌ها در یمن و حزب‌الله در لبنان، افزایش یافته است.


همزمان، خود ایران نیز تهدید کرده است که اگر ایالات متحده و اسرائیل تأسیسات انرژی ایران را هدف قرار دهند، زیرساخت‌های انرژی در منطقه را هدف خواهد گرفت.

از این رو، اسرائیل در هر دو جهت آماده می‌شود. دفاع در برابر حمله ایران یا نیروهای نیابتی آن و در عین حال حفظ توانمندی‌های تهاجمی برای زمانی که رهبری سیاسی تصمیم به اقدام بگیرد.

یکی از پرسش‌های اصلی، میزان هماهنگی میان اورشلیم و واشنگتن در صورت وخامت بیشتر اوضاع است.


در یک سناریوی احتمالی، ایالات متحده ممکن است برای اقدام به اسرائیل چراغ سبز بدهد، خود حمله‌ای را آغاز کند یا همراه با اسرائیل دست به عملیات بزند.


در سناریویی دیگر، ترامپ ممکن است در صورتی که از پیامدهای اقدام اسرائیل برای کارزار نظامی آمریکا، قیمت انرژی و انتخابات نوامبر نگران باشد، ترجیح دهد مانع اقدام اسرائیل شود.

عرصه سیاسی داخلی اسرائیل نیز می‌تواند وارد معادله شود. با نزدیک شدن انتخابات در اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این کشور، ممکن است در ارائه اقدام علیه ایران به‌عنوان یک دستاورد امنیتی و راهبردی منفعت سیاسی داشته باشد. با این حال، در صورت آغاز یک کارزار مشترک آمریکا و اسرائیل، در نهایت توانایی و آمادگی ترامپ برای اقدام، نقشی تعیین‌کننده در زمان و دامنه آن خواهد داشت.

از این رو، پایان مهلت ۶۰ روزه تعیین‌شده در تفاهم‌نامه، معادله‌ای خطرناک ایجاد کرده است. ایران تحت فشار شدید اقتصادی و نظامی قرار دارد، اما همین فشار می‌تواند انگیزه‌ای برای تشدید درگیری ایجاد کند.


مقام‌های ایرانی همچنین اهمیت انقضای مهلت ۶۰ روزه را رد می‌کنند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، امروز اعلام نمود کە تفاهم‌نامه امضا شدە، هیچ دوره ۶۰ روزه‌ای را مشخص نکرده و ایران فشار ناشی از تعیین جدول زمانی را نخواهد پذیرفت.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز گفت آتش‌بسی وجود نداشته است که نیاز به تمدید داشته باشد.

بر اساس ارزیابی‌های اسرائیل، این خطر به‌خوبی درک شده است. در کنار تلاش‌های دیپلماتیک و اقتصادی، نهادهای امنیتی برای این احتمال آماده می‌شوند که دور بعدی درگیری نه در اورشلیم یا واشنگتن، که در تهران آغاز شود.

نهادهای امنیتی در حالت آماده‌باش قرار دارند و هم برای دفاع و هم برای گذار سریع به اقدام تهاجمی آماده می‌شوند.

این وضعیت همچنین می‌تواند خطر محاسبه اشتباه را به همراه داشته باشد. به این صورت که یک طرف از بیم آنکه طرف دیگر در حال آماده شدن برای حمله نخست است، دست به حمله بزند و طرف مقابل نیز با همین محاسبه اقدام کند. وضعیت پیچیده و حساسی است که باید با دقت مدیریت شود.


در پایان مهلت ۶۰ روزه، مسئله اصلی دیگر صرفاً بازگشت ایران و آمریکا به مذاکره نیست، بلکه توان هر طرف برای وادار کردن دیگری به تغییر محاسبات راهبردی است.

واشنگتن می‌کوشد با فرسایش منابع مالی تهران، هزینه حفظ ساختار نظامی و شبکه منطقه‌ای جمهوری اسلامی را افزایش دهد. تهران در مقابل می‌تواند با انتقال هزینه بحران به هرمز، بازار انرژی و متحدان آمریکا، فشار اقتصادی را به آسیب‌پذیری سیاسی واشنگتن تبدیل کند.

اما نقطە انفجار از جایی آغاز می‌شود که هر دو طرف تصور کنند تشدید محدود، طرف مقابل را عقب می‌ران که می‌تواند بازدارندگی را به محرک جنگ تبدیل کند.


 
 
bottom of page