top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

یکپارچه‌سازی فرماندهی نظامی در ایران وتثبیت قدرت سپاه

  • 1 day ago
  • 4 min read

 




مرگ علی خامنه‌ای در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل و حذف همزمان شماری از فرماندهان ارشد نظامی، جمهوری اسلامی را به بازآرایی ساختار قدرت سوق داده است. انتقال رهبری به مجتبی خامنه‌ای، ادغام ستاد کل نیروهای مسلح با قرارگاه خاتم‌الانبیا و بازگشت فرماندهان باسابقه سپاه، از حرکت نظام به سوی تمرکز فرماندهی و نظامی‌محوری بیشتر حکایت دارد که با هدف کاهش آسیب‌پذیری، بازسازی بازدارندگی و حفظ توان سرکوب داخلی دنبال می‌شود.


مرگ علی خامنه‌ای در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی را وارد یکی از عمیق‌ترین بحران‌های ساختاری تاریخ خود کرد.


رهبر پیشین ایران که بیش از سه دهه محور اصلی تصمیم‌گیری سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک بود، در همان ساعات نخست جنگ هدف قرار گرفت و همزمان بخش قابل توجهی از فرماندهان ارشد سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح از بین رفتند.


در چنین شرایطی، انتقال قدرت به مجتبی خامنه‌ای نه تنها یک تغییر شخصی، بلکه بازآرایی کامل معماری قدرت در ایران محسوب می‌شود.

انتصاب‌های اخیر و تکمیل ادغام ستاد کل نیروهای مسلح با قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا، تصویری روشن از این بازآرایی را ارائه می‌دهد کە حاکی از تمرکز فرماندهی، وابستگی فزاینده به سپاه پاسداران و تلاش برای تبدیل ساختار اضطراری جنگی به یک نظم دائمی است.

ادغام ستاد کل و قرارگاه خاتم، تمرکز فرماندهی و کاهش آسیب‌پذیریجنگ‌های سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵، میان آمریکا، اسرائیل و ایران، به‌ویژه جنگ دوازده‌روزه و درگیری‌های بعدی، نقاط ضعف جدی در زنجیره فرماندهی ایران را آشکار ساخت.


فاصله میان سطح راهبردی ستاد کل و سطح عملیاتی قرارگاه خاتم، کندی تصمیم‌گیری و موازی‌کاری میان ارتش و سپاه، در شرایطی که فرماندهان کلیدی یکی پس از دیگری حذف می‌شدند، هزینه‌های سنگینی به همراه داشت.


قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا که از دهه ۱۳۶۰ برای هماهنگی عملیات مشترک شکل گرفته بود، در ماه‌های پس از مرگ عبدالرحیم موسوی عملا به مرکز اصلی هدایت جنگ تبدیل شد.

علی عبداللهی که همزمان فرماندهی این قرارگاه و جانشینی ستاد کل را بر عهده داشت کە اکنون ظاهرا با حکم مجتبی خامنه‌ای ریاست ساختار ادغام‌شده را به دست گرفته است.

این ادغام نه یک تغییر اداری ساده، بلکه تلاشی آگاهانه برای کوتاه کردن مسیر تصمیم تا اجرا و کاهش آسیب‌پذیری در برابر ضربات هدفمند دشمن است.


سپاه پاسداران، ستون اصلی بقای نظام و مدیریت انتقال قدرت


نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این فرآیند بسیار فراتر از یک نهاد نظامی بوده است. پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، این نهاد عملا ستون اصلی بقای نظام شد. فرماندهان سپاه در تثبیت سریع جانشینی مجتبی خامنه‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کردند.


انتخاب مجتبی خامنه‌ای در شرایط جنگی و با مشروعیت دینی محدود، بیش از هر چیز نتیجه اجماع امنیتی و نظامی بود تا اجماع حوزوی بە شمار میرود.


سپاه که از دیرباز پیوند عمیقی با بیت رهبری داشتە است، در این مقطع به نیروی اصلی مدیریت انتقال قدرت تبدیل شد.

حضور چهره‌هایی مانند احمد وحیدی در فرماندهی کل سپاه، حسین طائب در راس بسیج و محسن رضایی در شورای عالی امنیت ملی، نشان‌دهنده بازگشت و تثبیت نسلی از فرماندهان وفادار به شبکه قدیمی بیت و سپاه است.

این انتصاب‌ها بیش از آنکه نشانه نوآوری نظامی باشند، بیانگر اولویت دادن به وفاداری و کنترل هستند.


محدودیت‌های مجتبی خامنه‌ای و ضرورت ساختار متمرکز


مجتبی خامنه‌ای برخلاف پدرش، فاقد اقتدار کاریزماتیک و تجربه طولانی رهبری علنی است. او طی دهه‌ها در سایه بیت فعالیت کرده و شبکه‌ای از روابط امنیتی و اقتصادی را مدیریت کرده بود، اما اکنون باید در راس نظامی بایستد که همچنان در حالت جنگی به سر می‌برد.

تمرکز فرماندهی زیر دست افرادی مانند علی عبداللهی، که تجربه هر دو حوزه ستادی و عملیاتی را دارد، وابستگی تصمیم‌گیری روزانه به شخص رهبر را کاهش و سیستم را در برابر خلاهای احتمالی مقاوم‌تر می‌سازد.

گزارش‌هایی از محدودیت‌های امنیتی شدید مجتبی خامنه‌ای و حتی مشکلات جسمی او در ماه‌های نخست رهبری، این نیاز به ساختار متمرکز و قابل اتکا را تقویت کرده است.


بسیج، کنترل اجتماعی و آمادگی برای بی‌ثباتی


در سطح داخلی، این تغییرات پیام روشنی دارد. بازگشت حسین طائب به فرماندهی بسیج، نهادی که از نقش محوری در کنترل اجتماعی و سرکوب اعتراضات برخوردار است، نشان‌دهنده نگرانی از بی‌ثباتی احتمالی است.

اقتصاد ایران تحت فشار تحریم‌ها و آسیب‌های جنگی قرار دارد و نارضایتی اجتماعی می‌تواند در هر لحظه شعله بکشد.

از همین رو، ساختار جدید فرماندهی، علاوه بر آمادگی در برابر تهدید خارجی، ابزاری برای حفظ انسجام داخلی نیز محسوب می‌شود.


زبان احکام صادرشده، با تاکید بر آمادگی برای عملیات تهاجمی پرقدرت و مقابله با تهدیدات ترکیبی و شناختی، حاکی از آن است که نظام هنوز خود را در وضعیت وجودی می‌بیند و خروج کامل از حالت جنگی را در کوتاه‌مدت محتمل نمی‌داند.


بازسازی بازدارندگی و مذاکره از موضع قدرت


از منظر خارجی، این بازآرایی سیگنالی دوگانه ارسال می‌کند. از یک سو، نشان‌دهنده تلاش برای بازسازی بازدارندگی و آمادگی برای درگیری طولانی‌مدت است.


از سوی دیگر، می‌تواند ابزاری برای مذاکره از موضع قدرت باشد. تجربه ماه‌های اخیر نشان داده که حتی در اوج درگیری، کانال‌های دیپلماتیک به‌طور کامل قطع نشده‌اند.

تمرکز فرماندهی نظامی ممکن است به تصمیم‌گیران این امکان را بدهد که با انسجام بیشتری در مورد آتش‌بس پایدار یا توافق موقت تصمیم بگیرند، هرچند چهره‌های منصوب‌شده عمدتا از طیف سخت‌گیر هستند و فضای مانور دیپلماتیک را محدود می‌کنند.

با توجه به تغییرات اخیر در ساختار نظامی یران، ساختار قدرت ایران به الگویی شبیه حکومت پریتوری شده است که در آن نظامیان از پشت پرده نقش اصلی را در سیاست ایفا می‌کنند.


با این حال، بیت رهبری همچنان به‌عنوان نهادی اقتصادی، امنیتی و ایدئولوژیک قدرتمند باقی مانده و تعادل میان سپاه و بیت در حال شکل‌گیری است.


مجتبی خامنه‌ای برای تثبیت موقعیت خود ناچار است به این تعادل اتکا کند. او قدرت خود را نه از طریق کاریزمای شخصی، بلکه از طریق شبکه‌سازی با فرماندهان وفادار و نهادینه‌سازی ساختارهای متمرکز پیش می‌برد.


نظامی‌محوری و تثبیت قدرت در حلقه وفاداران


ادغام ستاد کل و قرارگاه خاتم، در کنار چینش جدید فرماندهان، بیش از هر چیز بیانگر تلاش برای تبدیل یک وضعیت اضطراری به نظم جدید است.

جمهوری اسلامی پس از شوک مرگ رهبر و جنگ‌های سنگین، در حال بازتعریف معماری قدرت خود است. در این معماری جدید، سپاه پاسداران نه تنها بازوی نظامی، بلکه شریک اصلی حکمرانی محسوب می‌شود.

اینکه این ساختار تا چه حد قادر خواهد بود همزمان تهدیدات خارجی را مهار و ثبات داخلی را حفظ کند، پرسشی است که پاسخ آن در ماه‌ها و سال‌های آینده روشن خواهد شد.


آنچه اکنون آشکار است، حرکت تدریجی به سمت نظامی‌محوری بیشتر و تمرکز قدرت در حلقه‌ای کوچک اما منسجم از وفاداران است، حلقه‌ای که بقای نظام را در شرایط پس از علی خامنه‌ای تضمین می‌کند.

 
 
bottom of page