مسیر تدارکاتی مخفی که روسیه برای ادامه جنگ ایران استفاده میکند
- 1 day ago
- 5 min read

همزمان با گسترش جنگ ایران و آمریکا، دریای خزر به شریان تازه انتقال تدارکات نظامی روسیه به ایران تبدیل شده است. این مسیر راهبردی که اکسپرس خزر نامیده شده است، با دور زدن فشار دریایی واشنگتن در خلیج فارس، همکاری نظامی مسکو و تهران را تقویت میکند و میتواند بر ادامه جنگ و موازنه قدرت در منطقه تاثیر بگذارد.
روسیه بیسروصدا یک مسیر راهبردی جدید را برای انتقال تدارکات نظامی به ایران از طریق دریای خزر ایجاد کرده است. این کریدور لجستیکی که برخی آن را اکسپرس خزر مینامند، به ستون فقرات تلاش ولادیمیر پوتین برای تسلیح تهران تبدیل شده و در عین حال به هر دو کشور امکان داده است فشار دریایی آمریکا در خلیج فارس را دور بزنند.
مسکو در جریان جنگ داخلی سوریه نیز از همین الگو استفاده کرد و حکومت بشار اسد را از طریق یک مسیر تدارکاتی دریایی که گاه اکسپرس سوریه نامیده میشد، سرپا نگه داشت.
این کریدور تدارکاتی نزدیک به یک دهه میان کریمه اشغالی و بندر طرطوس سوریه فعال بود و این امکان را برای مسکو مهیا می کرد کە با وجود تحریمها و فشارهای دیپلماتیک غرب، نیروهای اعزامی خود را تقویت کند.
پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، ترکیه تنگه بسفر را به روی کشتیهای جنگی بست و این مسیر را محدود کرد. سرانجام با پایان حکومت سوریه در سال ۲۰۲۴، این شریان حیاتی قطع شد.
امروز روسیه همان رویکرد را در دریای خزر تکرار کرده و این دریای محصور در خشکی را به ستون فقرات لجستیکی مشارکت نظامی خود با ایران تبدیل کرده است. با گسترش جنگ در منطقه، پیامدهای راهبردی این تحول بیش از پیش آشکار میشود.
اوایل سال جاری، اسرائیل حملات هوایی علیه پایگاه دریایی ایران در بندر انزلی در دریای خزر انجام داد و تأسیسات بندری و چندین قایق را منهدم کرد. این حملات نخستین مورد استفاده اسرائیل از قدرت هوایی در منطقه دریای خزر بود.
در پایان ژوئیه نیز اوکراین با پهپاد یک کشتی تجاری ایرانی را در دریای خزر هدف قرار داد و در این حمله یک ملوان کشته شد. این اقدام باعث شد تهران حملات تلافیجویانه علیه بندر اودسا در اوکراین را بررسی کند.
از زمانی که پوتین در سال ۲۰۲۲ دامنه تهاجم روسیه علیه اوکراین را گسترش داد، تهران به متحدی حیاتی برای مسکو تبدیل شده است.
ایران موشکهای بالستیک و پدافند هوایی به ارزش ۲.۷ میلیارد دلار در اختیار مسکو قرار داده است که صدها فروند موشک کوتاهبرد فتح-۳۶۰ و ۲۰۰ فروند موشک زمینبههوا را شامل میشود. روسیه نیز از اواخر سال ۲۰۲۱ تاکنون بیش از ۴ میلیارد دلار برای تجهیزات نظامی ایران هزینه کرده است.
در مقابل، ایران قطعات کلیدی و فناوری مورد نیاز برای ناوگان پهپادهای شاهد پوتین را تامین کرد و به مسکو کمک کرد تا تاسیسات تولیدی پهپادی را در منطقه ویژه اقتصادی آلابوگا راهاندازی کند که ظرفیت تولید سالانه تا ۶ هزار فروند پهپاد را دارد.
همزمان، چهار بندر ایران در دریای خزر بهصورت شبانهروزی برای واردات گندم، خوراک دام و نفت فعالیت میکنند. تهران در پی محاصره تنگه هرمز از سوی آمریکا، تجارت کالاهای ضروری خود به مسیر دریای خزر منتقل کرده است.
از سوی دیگر، در شمال دریای خزر، بندر اولیای روسیه به اصلیترین مرکز ترانزیتی مسکو برای واردات قطعات پهپاد و مهمات از ایران تبدیل شده است.
در نتیجه، روسیه و ایران هر دو برای تامین نیازهای جنگی خود به دریای خزر، این دریای محصور در خشکی، بهعنوان یک مسیر تدارکاتی حیاتی و اجتنابناپذیر متکی هستند.
در طنزی چشمگیر از تاریخ، همین کریدور در امتداد دریای خزر، زمانی در جریان جنگ جهانی دوم بهعنوان یک شریان حیاتی عمل میکرد. در آن زمان حجم عظیمی از کمکهای آمریکا در چارچوب برنامه وام و اجاره از طریق ایران منتقل میشد تا توان جنگی اتحاد جماهیر شوروی در برابر آلمان نازی را حفظ کند.
امروز مسکو بار دیگر به این کریدور تاریخی متکی است و اطمینان دارد که دریای خزر همچنان پناهگاهی دستنیافتنی باقی مانده است.
روسیه دهههاست دریای خزر را یک دژ حفاظتشده و دور از دسترس غرب تلقی میکند. نیروهای دریایی روسیه در سال ۲۰۱۵ از دریای خزر موشکهای کروز کالیبر را علیه گروههای مسلح سوریه شلیک کردند و در سالهای اخیر نیز روسیه از میدان آزمایش موشکی خود در کاپوستین یار، با استفاده از سلاح شگفتانگیز جدید پوتین، موشک بالستیک اورشنیک، اوکراین را هدف قرار داده است.
از آنجا که دریای خزر محصور در خشکی است، ایالات متحده بهعنوان یک قدرت دریایی نمیتواند مانع ارسال تدارکات از روسیه به ایران شود.
این واقعیت جغرافیایی مستقیما در راستای جاهطلبیهای ژئوپلیتیکی گستردهتر مسکو قرار دارد. به این ترتیب دریای خزر به محور اصلی کریدور حملونقل شمال ـ جنوب تبدیل میشود که روسیه، جمهوری آذربایجان و ایران را به یکدیگر و در نهایت به هند متصل میکند و گلوگاههای دریایی تحت کنترل غرب را دور میزند.
مسکو و تهران با این کار، نظریه هارتلند سر هالفورد مکیندر را عملیاتی میکنند و یک شبکه لجستیکی محصور در خشکی در اوراسیا ایجاد میکنند که از قدرت دریایی غرب میکاهد.
از همین رو، مختل کردن این خطوط تدارکاتی فوریت بیشتری یافته است، زیرا مسکو در دورههای اخیر توقف درگیری با آمریکا در خلیج فارس، فعالانه به بازسازی توانمندیهای تهاجمی ایران پرداخته است.
مقامهای آمریکایی به نیویورک تایمز گفتهاند روسیه پس از آنکه ایران در جریان جنگ ۶۰ درصد از ذخایر پهپادی خود را از دست داد، به این کشور کمک کرد تا این ذخایر را دوباره تامین کند.
با گسترش ابعاد منطقهای درگیری ایران و آمریکا، دولت ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا پیش از آنکه اکسپرس خزر به ستون فقرات دائمی لجستیکی همکاری روسیه و ایران تبدیل شود، با این مسیر مقابله خواهد کرد یا نه.
کاخ سفید پیشتر با حمایت از توافق صلح میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان و راهاندازی مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی، پایه دیپلماتیک لازم را بنا نهاده است.
اکنون باید بر این موفقیت تکیه کند و راهبردی منطقهای تدوین نماید که از ظهور جمهوری آذربایجان بهعنوان یک قدرت متوسط در حال صعود در قفقاز جنوبی بهره ببرد. این راهبرد همچنین باید به اوکراین امکان دهد فشار نظامی بر اکسپرس خزر را بدون خطر دخالت مستقیم آمریکا ادامه دهد.
تاریخ نشان میدهد که سرنوشت جنگها اغلب نه فقط در میدان نبرد، بلکه در امتداد مسیرهای تدارکاتی که ادامه جنگ را ممکن میکنند، رقم میخورد. اکسپرس سوریه جنگ داخلی آن کشور را سالها طولانیتر کرد. اکسپرس خزر اکنون زیربنای همکاری راهبردی روسیه و ایران و تلاش تهران برای دوام آوردن در برابر ایالات متحده در جنگی است که وارد ششمین ماه خود شده است.
اینکه اکسپرس خزر همچنان شریان حیاتی راهبردی مسکو برای تأمین ایران باقی بماند یا در نهایت ناکام شود، به این بستگی دارد که واشنگتن راهبردی منطقهای اتخاذ کند که بتواند با شکلگیری یک کریدور فارسی جدید مقابله کند و تلاشهای روسیه برای تسلیح ایران را ناکام بگذارد.











