top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

جنگ ایران بە آزمون دشوار ترامپ برای اثبات مهارت معامله‌گری بدل شدە است

  • 4 hours ago
  • 4 min read




عمار گلی


تناقض بنیادین بحران کنونی در تفاوت منطق تهران و واشنگتن نهفته است. ایالات متحده جنگ را ابزاری برای وادارسازی ایران به پذیرش یک توافق مطلوب می‌بیند، در حالی که جمهوری اسلامی بقا و تداوم توان بازدارندگی را معیار پیروزی تعریف می‌کند. از این رو، آنچه در واشنگتن به‌عنوان موفقیت نظامی تلقی می‌شود، لزوماً در تهران به شکست سیاسی منجر نمی‌شود. تداوم ساختار حکمرانی ایران و حفظ ظرفیت‌های عملیاتی، محاسبات اولیه کاخ سفید را با چالش روبه‌رو کرده و جنگی را که قرار بود کوتاه و تعیین‌کننده باشد، به منازعه‌ای فرسایشی و پیچیده تبدیل کرده است.


در حالی که جنگ میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده وارد چهارمین ماه خود شده است، اظهارات متناقض و تغییرهای مکرر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، در مواضع خود، پرسش‌های تازه‌ای را درباره راهبرد آیندە واشنگتن و توانایی او در مدیریت یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های ژئوپلیتیکی جهان ایجاد کرده است.


ترامپ که طی سال‌های گذشته همواره خود را یک معامله‌گر بی‌رقیب معرفی نمودە است، در هفته‌های اخیر بارها از طریق شبکه اجتماعی تروث سوشیال پیام‌هایی را حاکی از تشدید تنش تا اعلام قریب‌الوقوع صلح منتشر کردە است، نشان دادە است کە هموارە در نوسان موضعگیری بودە است.


او بامداد چهارشنبه نوشت که کار قلدر خاورمیانه به پایان رسیده و از فروپاشی حکومت ایران سخن گفت. تنها یک روز بعد و همزمان با اغاز بازی‌های جام جهانی، اعلام کرد ایالات متحده در شرف حمله‌ای بسیار سخت علیه ایران است و حتی از احتمال تصرف جزیره خارک و کنترل صنعت نفت ایران سخن به میان اورد.

اما این موضع تهاجمی نیز چند ساعت بیشتر دوام نیاورد. ترامپ در گفت‌وگویی تلویزیونی درباره امکان اجرای چنین عملیاتی ابراز تردید کرد و سپس در میانه روز اعلام کرد که حملات برنامه‌ریزی‌شده لغو شده‌اند، زیرا توافقی میان طرف‌ها در استانه نهایی شدن است.

او بعدتر حتی مدعی شد که جنگ با ایران پایان یافته و احتمال امضای توافقی جدید تا پایان هفته وجود دارد.

با این حال مقام‌های جمهوری اسلامی ایران ضمن رد ادعاهای ترامپ، و البتە پیامهای متناقض دیگری، اعلام کردند که گزارش‌های مربوط به توافق قریب‌الوقوع صرفا گمانه‌زنی بودە و تاکید شدە است که هیچ توافق نهاییم تا برهە کنونی اعلام نشده است.


این فاصله میان روایت‌ واشنگتن و تهران، تصویری از جنگی ارائه می‌دهد که برخلاف انتظارات اولیه کاخ سفید، نه تنها به یک پیروزی سریع تبدیل نشده، بلکه اکنون به بحرانی فرسایشی بدل شده است.


در حالیکە درگیری‌ها بیش از ۱۰۰ روز ادامه یافته و اگرچه از اوایل اوریل آتش‌بسی شکننده برقرار شده، اما حملات هوایی اسرائیل در لبنان و پاسخ‌های موشکی و پهپادی ایران علیه اسرائیل و پایگاه‌های امریکایی و متعاقب ان حملات پی‌درپی واشنگتن به مواضع ایران در جنوب ایران نشان می‌دهد که خطر بازگشت به جنگ تمام‌عیار همچنان پابرجاست.


برای ترامپ، این بحران صرفا یک چالش نظامی یا دیپلماتیک نیست؛ بلکه آزمونی برای مهم‌ترین بخش از هویت سیاسی او محسوب می‌شود.

رئیس‌جمهور امریکا دهه‌هاست خود را استاد معامله و مذاکره معرفی کرده است. از کتاب هنر معامله گرفته تا سخنرانی‌های انتخاباتی، او همواره تاکید کرده است که توانایی دستیابی به توافق‌های بزرگ، مهم‌ترین نقطه قوت اوست.

یکی از عناصر اصلی این تصویر، غیرقابل پیش‌بینی بودن ترامپ بوده است. حامیان او معتقد بوده و هستند که همین ویژگی باعث می‌شود رقبا و دشمنان امریکا نتوانند رفتار واشنگتن را پیش‌بینی کنند و در نتیجه تحت فشار قرار گیرند.

در گذشته نیز این تاکتیک گاه موفق به نظر می‌رسید، زیرا طرف مقابل نمی‌توانست مطمئن باشد که تهدیدهای ترامپ صرفا یک بلوف سیاسی یا مقدمەای برای اقدامی واقعی هستند.

اما در قبال ایران این روش اکنون با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شده است. بنظر می‌رسد که تغییر مداوم مواضع، از تهدید به حمله تا اعلام توافق، باعث شده است تا متحدان و رقبای امریکا، اعتماد خود را به پیام‌های کاخ سفید از دست بدهند.

از نگاه آنان، غیرقابل پیش‌بینی بودن زمانی کارآمد است که طرف مقابل همچنان احتمال اجرای تهدیدها را جدی بگیرد؛ اما بە نظر می رسد کە این شرایط در بحران کنونی تا حدی تضعیف شده است.

افزون بر این، ایران همچنان اهرم‌های فشار قابل توجهی را در اختیار دارد. موقعیت استراتژیک تهران در تنگه هرمز و توانایی ان برای تاثیرگذاری بر بازار جهانی انرژی، تکنولوژی و امنیت غذایی، گزینه‌های واشنگتن را محدود کرده است.

برخلاف بسیاری از مذاکرات تجاری یا سیاسی گذشته، ترامپ این بار در موقعیتی قرار گرفته که امکان ترک ساده میز مذاکره را ندارد.

ترامپ و مشاورانش انتظار داشتند کارزار نظامی علیه ایران مسیری مشابه فشارهای حداکثری آمریکا علیه ونزوئلا را طی کند، همانگونە کە مجموعه‌ای از ضربات نظامی، سیاسی و اقتصادی در نهایت به تضعیف سریع ساختار قدرت در تهران و پذیرش شرایط مورد نظر واشنگتن منجر شد.


هرچند در طول ماه‌های گذشته شمار قابل توجهی از فرماندهان نظامی و چهره‌های ارشد سیاسی جمهوری اسلامی ایران، از جمله علی خامنه‌ای، در جریان جنگ کشته شدند، اما تحولات میدانی برخلاف این سناریو پیش رفتە است.


نه تنها ساختار حکمرانی ایران فرو نپاشیدە است، بلکه تهران قادر شدە است کە ظرفیت‌های نظامی و عملیاتی خود را حفظ کرده و حملات موشکی و پهپادی علیه اسرائیل را ادامه دهد.

در نتیجه، بحرانی که قرار بود به نمایش قدرت و موفقیت راهبرد فشار آمریکا تبدیل شود، اکنون به مناقشه‌ای پیچیده‌تر و طولانی‌تر بدل گشتە است کە به گفته برخی از تحلیلگران، قدرت چانه‌زنی ایران را در مذاکرات احتمالی افزایش داده و محاسبات اولیه کاخ سفید را با چالش جدی روبه‌رو کرده است.

در نهایت، موفقیت یا شکست ترامپ در پایان دادن به این بحران، بیش از هر چیز به توانایی او در دستیابی به توافقی بستگی خواهد داشت که هر دو طرف بتوانند ان را نوعی پیروزی قلمداد کنند.


چنین توافقی حتی اگر نهایی نیز شود، از ایدئال واشنگتن بسیار دور است چراکه موقعیت جمهوری اسلامی ایران سوای تمام ضرباتی که متحمل شده است، تثبیت شدەتر، هم از نظر نظامی و هم از نظر سیاسی خواهد بود.

به عبارتی دیگر، فشاری که ترامپ برای توافقی بهتر از برجام به ایران وارد کرد، احتمالا با توافقی بدتر از برجام از آن خارج خواهد شد.

توافق پیش رو حتی در چورت میسرشدن نیز موقعیت تهران را در منطقه و در مقابل همپیمانان ایالات متحده در منطقە به مراتب تقویت کرده است.

bottom of page