top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

افزایش فقر  وناامیدی بعد از سرکوب خونین اعتراضات

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • 2 hours ago
  • 5 min read



ژیار دستباز

 

همزمان با آغاز اعتراضات دیماه، که در واکنش به وضعیت اسفبار اقتصادی و افزایش سرسام آور تورم شکل گرفت و در نهایت به یکی از بی‌سابقه‌ترین کشتارهای معترضان در ایران تبدیل شد، دولت پزشکیان نیز به حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی دست یازید. این تصمیم باعث افزایش شدید تورم، به‌ویژه در زمینه مواد خوراکی شد. اکنون جامعه ایران، علاوه بر عزاداری و شوک ناشی از کشتار گسترده معترضان، با تورم افسارگسیخته‌ای روبروست که تمامی کالاها را دربر گرفته است. قیمت‌ها روز به روز افزایش می‌یابند و گویی هیچ نشانه‌ای از توقف در این روند دیده نمی‌شود.

 

متعاقب افزایش سرسام آور نرخ ارز، افزایش تورم و رکود اقتصادی تحمیل شدە، دغدغه مردم اکنون از مسائلی مانند خرید خانه، ماشین یا وسایل منزل، به تهیه مواد خوراکی، به‌ویژه برای سرپرستان خانوار، تبدیل شده است. همین امر باعث افزایش چشمگیر درخواست‌ها از نهادهای حمایتی مانند کمیته امداد و بهزیستی شده است.


یکی از کارمندان کمیته امداد در کردستان که سابقه ۲۰ سال کار در این نهاد را دارد، در گفتگو با آرنا نیوز، با اشاره به حجم بالای درخواست‌ها از این نهاد، وضعیت فعلی را بی‌سابقه توصیف کرده و می‌گوید:

هرچند در این چند سال به‌دلیل گرانی و تورم همیشه با افزایش مراجعه‌کنندگان برای کمک مواجه بوده‌ایم، اما در این چند ماه اخیر و به‌ویژه بعد از حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و گرانی سرسام‌آور مواد خوراکی، با سیل عظیمی از درخواست‌کنندگان برای تحت پوشش قرار گرفتن در کمیته امداد روبه‌رو هستیم.

این کارمند با اشارە بە تغییر ترکیب افراد نیازمند در دورەهای پیش تاکید می کند قبلاً صرفا افراد ناتوان یا زنان سرپرست خانوار برای دریافت کمک بە کمیتە امداد مراجعه می‌کردند، اما اکنون از قشرهای مختلف جامعه، حتی کارمندانی که حقوقشان کفاف تامین مخارج زندگی را نمی‌دهد یا کشاورزانی که خود صاحب زمین کشاورزی و ماشین‌آلات هستند، نیز برای دریافت کمک مراجعه می‌کنند.


وی در ادامه با اشاره به اینکه در یک روستای ۱۵۰ خانواری در کردستان، ۱۰۰ خانوار به‌دلیل فقر شدید تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفته‌اند، می‌گوید:


واقعا اگر این وضعیت ادامه داشته باشد، نهادهای حمایتی هم به سوی فروپاشی خواهند رفت، زیرا سالانه بودجه مشخصی دارند و با این حجم از درخواست‌ها نمی‌توانند دوام بیاورند. با وضعیت بودجه سال آینده نیز افراد باید مدت زمان طولانی‌تری را برای دریافت کمک در نوبت بگذرانند.


این کارمند کمیتە امداد با توجە بە پیامدهای اجتماعی پناە بردن جوانان بە یک سازمان حمایت کنندە می افزاید:

وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای است، زیرا جوانانی را می‌بینم که برای سیر کردن شکم زن و بچه‌هایشان غرور خود را می‌شکنند، موضوعی که شاید قبلاً حتی به آن فکر نمی‌کردند، اما از سر ناچاری و تورم افسارگسیخته آنها را به این روز انداخته است.

در این میان، روز به روز اقشار آسیب‌پذیر بیشتر می‌شوند. اگر قبلاً زنان سرپرست خانوار، مستاجران و کارگران روزمزد جزو اقشار آسیب‌پذیر بودند، حالا برخی از کارمندان هم به این قشر اضافه شده‌اند.


سیروان (اسم مستعار) معلمی ۴۰ ساله با سابقه ۲۰ سال کار و دو فرزند که مستاجر است، در گفتگو با آرنا نیوز می‌گوید:

به جز درصد اندکی از جامعه، هم اکنون همه زیر فشارند، خصوصاً ما کارمندان که حقوق‌مان سالانه افزایش می‌یابد اما تورم روزانه تغییر می‌کند. من با ۲۰ سال سابقه، حقوقم زیر ۳۰ میلیون تومان است و در این چند ماه، واقعاً نصف خوراکی‌های قبلی را خریداری کرده‌ام و هیچ چاره‌ای جز این ندارم که مصرف گوشت و میوه را به حداقل برسانم یا حتی حذف کنم. قبلاً با همسرم دغدغه خانه‌دار شدن را داشتیم، اما حالا تنها چیزی که به آن فکر می‌کنیم، سیر کردن شکم خود و بچه‌هایمان است.

در وضعیتی اسفناک‌تر، در روزهای اخیر درخواست‌های کمک مردم از خیرین با درخواست‌های قبلی متفاوت شده است. زیرا قبلاً درخواست‌ها بیشتر برای درمان بیماری‌ها یا تهیه مسکن بود، اما در مقطع کنونی، این درخواست‌ها به تهیه مواد خوراکی تقلیل یافته است.


یک بلاگر که در مدت ۷ سال گذشته فعالیتهایی را در زمینه کمک به افراد نیازمند داشته است در گفتگو با آرنا نیوز در این باره می‌گوید:


در سال‌های قبل، نوع درخواست‌ها بسیار متفاوت بود. برای مثال، درخواست‌ها بیشتر برای جمع‌آوری هزینه جراحی افراد نیازمند، کمک به پرداخت بدهی یا دیه زندانی‌ها، یا خرید خانه برای افراد نیازمند بود. اما در حال حاضر، در وضعیتی اسفناک، درخواست‌ها عمدتاً برای خرید مواد غذایی یا حتی در بعضی موارد برای خرید میوه است که خود نشان‌دهنده بغرنج بودن وضعیت است.

 

بازگشت مستاجران کم درآمد به خانه های کاهگلی روستاها

 

داستان غم‌انگیز این روزهای جامعه ایران روایت کسانی است که در سال‌های گذشته برای خود برو بیایی داشتند و جزو قشر متوسط جامعه محسوب می‌شدند.


شاید این بخش از جامعە کە زمانی قشر متوسط جامعە محسوب میشدند هرگز فکر نمی‌کردند روزی به چنین سیه‌بختی گرفتار شوند و به زیر خط فقر سقوط کنند.

اما در این میان، به حاشیه رانده‌شدگانی هستند که در سال‌های فراوانی و آرامش هم سهمی جز رنج و درد از نعمت‌های این سرزمین نداشتند.

کارگران، مستاجران و روزمزدها، زنان سرپرست خانوار بخشی از این افراد هستند که با وضعیت امروز، محنتشان به اوج رسیده است.


فاروق (اسم مستعار)، ۵۵ ساله و کارگر روزمزد، که به‌دلیل کار سخت دچار دیسک کمر شده و شروع به دست‌فروشی در خیابان‌های سنندج کرده است، یکی از این افراد است.


او به دلیل ناتوانی در پرداخت اجاره‌بها، ناچار به بازگشت به روستا و زندگی در خانه کاهگلی پدریش شده است. وی در این باره به آرنا نیوز می‌گوید:


بعد از سال‌ها کارگری به‌دلیل کار سخت، مشکل دیسک کمر پیدا کردم. برای همین شروع به دست‌فروشی کردم، اما با این موج گرانی و تورم، دست‌فروشی هم درآمدی نداشت. از سوی دیگر، توان پرداخت اجاره‌بها را نداشتم. برای همین تصمیم گرفتم به روستایمان برگردم و در خانه کاهگلی پدری‌ام که ۲۰ سال پیش تخلیه کرده بودیم، زندگی کنم. هرچند دختر و پسرم که دبیرستانی هستند، مجبور شدند از تحصیل دست بکشند، اما چاره‌ای جز این کار نداشتم.

 

بازار بدون خریدار وفروشندگان بیکار


با رکود و تورم سرسام‌آور، آنچه امروز در بازار ایران اتفاق افتاده است، وضعیتی به شدت غم‌انگیز و ناامیدکننده است که به گفته بازاریان، حتی در دوران جنگ ایران و عراق هم نمونه‌ آن مشاهده نشده است. یک فروشنده موبایل در سقز در این باره به آرنا نیوز می‌گوید:

در یک ماه اخیر حتی یک گوشی نو نفروخته‌ام. تمامی مغازه‌دارها از سر بیکاری یا سریال می‌بینند یا با گوشی‌هایشان بازی می‌کنند. مردم بیشتر به دنبال محصولات ارزان و دست‌دوم هستند. برای همین فروشندگان موبایل هم دیگر از تهران خرید نمی‌کنند یا اگر خریداری وجود داشته باشد، آن را سفارش می‌دهند. به همین دلیل اکثر مغازه‌ها گوشی نو در ویترینشان ندارند. اگر بازار به همین شکل ادامه پیدا کند، تا عید نوروز اکثر مغازه‌ها بسته خواهند شد، زیرا حتی توان پرداخت کرایه مغازه را هم ندارند.

از سوی دیگر، کافه‌ها و رستوران‌ها نیز از بی‌بازاری رنج می‌برند. یک رستوران‌دار با ۳۰ سال سابقه در بوکان به آرنا نیوز می‌گوید:


با گرانی گوشت، روغن و حبوبات، رستوران‌ها مجبور شدند قیمت غذاها را افزایش دهند. با این وضعیت معیشتی، بیشتر مردم از رستوران رفتن صرف‌نظر می‌کنند. مشتری‌هایمان به شدت کاهش یافته و در بسیاری از موارد، دو نفر یک پرس غذا سفارش می‌دهند. طی این یک ماه، مشتری‌هایمان به نصف کاهش پیدا کرده‌اند. برای همین، بسیاری از غذاخوری‌های سطح شهر تعطیل شده‌اند.

آنچه امروز از وضعیت جامعه ایران مشاهده می‌شود، نوعی تلفیق تروما و خشم جمعی ناشی از سرکوب خونین اعتراضات به همراه وضعیت کمرشکن اقتصادی است.

این شرایط آنچنان شادی و سرزندگی را از جامعه گرفته است که به نظر می‌رسد نتایج زیانبار این وضعیت، به آسیب‌های اجتماعی جبران‌ناپذیری تبدیل شود

 
 
bottom of page