top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

بن‌بست در تغییر رژیم: تداوم راهبرد اسرائیل در ایران

  • 4 hours ago
  • 4 min read
بن‌بست در تغییر رژیم: تداوم راهبرد اسرائیل در ایران


در پی جنگ چهل روزه آمریکا و اسرائیل با ایران، تغییرات عمده‌ای در ساختار رژیم ایران رخ نداد. موساد و مقامات اسرائیلی پیش‌بینی کرده بودند که این حملات منجر به سرنگونی رژیم خواهند شد، اما این پیش‌بینی‌ها محقق نشد. با بحران‌های اقتصادی و خسارات ناشی از محاصره بنادر ایران، اعتراضات جدیدی در حال شکل‌گیری است. دولت آمریکا باید محاصره اطلاعاتی ایران را شکسته و به ایران هشدار دهد که در صورت سرکوب معترضان، مداخله نظامی مجدد خواهد کرد.


متعاقب جنگ چهل روزە ائتلاف امریکا و اسرائیل با ایران، هنوز تغییر رژیمی که بسیاری از ایرانیان به آن امید بسته بودند، بە وقوع نپیوستە است.


بر اساس اظهارات سه منبع اسرائیلی آگاه، رومن گافمن، رئیس آتی سازمان اطلاعاتی موساد بر این باور بود که جنگ با ایران، به فروپاشی رژیم منجر خواهد شد.


او در جریان گفت‌وگو با رهبران اسرائیل از امکان سرنگونی رژیم ایران گفته بود. موساد نیز با این سخنان خوشبینانه او هم‌نظر بود.


به گفته دو منبع امنیتی اسرائیل، داوید بارنئا، رئیس کنونی سازمان اطلاعاتی موساد، در حمله مشترک اسرائیل و امریکا با ایران نقشی کلیدی ایفا کرد. یکی از این دو منبع در گفت‌وگو با CNN اظهار داشتە است:

موضع موساد این بود که تغییر رژیم نتیجه‌ای محتمل است و آنها می‌توانند آن را محقق کنند. اما موساد وعدەهایی داد که به آنها عمل نکرد.

همچنین، روزنامه نیویورک‌تایمز به نقل از یک منبع امنیتی گزارش داده است که بارنئا به نتانیاهو و ترامپ وعده داده بود که با ترور رهبران و سپس عملیات‌های اطلاعاتی، شورش‌هایی شکل خواهد گرفت که به فروپاشی نظام منجر خواهد شد.


به گفته یک منبع امنیتی، در مقابل ارتش اسرائیل، به‌جای تمرکز بر سقوط مستقیم رژیم، اهدافش را با دقت و واقع‌بینی بیشتری تعریف کرده بود. راهکار ارتش مبتنی بر تضعیف نظام و ایجاد شرایط برای یک قیام مردمی بود.


با این حال، پس از حدود ۴۰ روز جنگ، کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر ایران، همراه با مجموعه‌ای از فرماندهان ارشد و آسیب به زیرساخت‌های امنیتی و نظامی، تغییرات محسوسی در ساختار رژیم مشاهده نشد.


نیویورک تایمز یادآور شده است که وجود مسالە هستەای و کشتن چند هزار معترض در ماه ژانویه، بحران کنونی با ایران را رقم زدە است.

بر اساس این گزارش بانک مرکزی ایران به مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، هشدار داده است که بازسازی اقتصاد آسیب‌دیده از جنگ ممکن است بیش از یک دهه زمان ببرد.

این بانک پیش‌بینی کرده که جنگ می‌تواند تا دو میلیون نفر دیگر را بیکار کند و نرخ تورم را به حدود ۱۸۰ درصد برساند.


این امر می‌تواند در کنار خسارات روزانه ناشی از محاصره بنادر و سواحل ایران از سوی امریکا، تهران را در موقعیتی پرفشار و غیرقابل کنترل قرار دهد. در نتیجه موج دیگری از اعتراضات سربرآورد که مقامات ایرانی بیشتر از هر چیزی از آن هراس دارند.


این هراس در واکنش احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی ایران به احتمال بروز اعتراضات به وضوح آشکار شد. رادان در هفتە اول جنگ، در تلویزیون رسمی ایران هشدار داد با معترضانی که به خیابان‌ها بیایند، مانند «دشمن» رفتار خواهد شد.


در این حال سیاست دولت آمریکا باید با خشم مردم تنظیم شود و در گام اول محاصره اطلاعاتی مردم ایران که با قطع اینترنت اعمال شده، شکسته شود.


از همین رو انتظار می رود، ابتدا بودجه کامل به رادیو فردا، سرویس فارسی‌زبان رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی بازگردانده شود. سپس پایانەهای استارلینک در حجمی که برای رژیم غیرقابل کنترل باشد، به داخل ایران ارسال گردند.

در گام بعدی ترامپ به صورت علنی به ایران هشدار دهد که در صورت تکرار سرکوب وحشیانه معترضان، مداخله نظامی مجدد خواهد کرد. حملات خارجی تغییر رژیم را در پی نخواهد داشت، اما می‌تواند به نفع میلیون‌ها معترض عمل کرده تا امید به آزادی را محقق کنند.

مسیر آزادی از درون جامعه ایران خواهد بود و تحمیل جنگ تنها به همان مردمی خسارت وارد می‌کند کە قرار است آزاد شوند و از سوی دیگر حکومت نیز آنها را سرکوب می‌کند.


اگرچه تاکنون تغییری در ساختار رژیم رخ ندادە و مجتبی خامنەای بر جایگاە پدرش، نشسته است، اما شکاف‌های داخلی میان مراکز قدرت در ایران و نبود یک راهبرد واحد در مذاکرات همچنان به چشم می‌خورد.


با این حال موساد همچنان ماموریت خود را هنوز کامل نشده می‌داند. بارنئا در نخستین اظهارنظر عمومی خود از زمان آغاز جنگ، روز سه‌شنبه در مراسم یادبود هولوکاست در اسرائیل اعلام کرد که برنامه‌ریزی‌ها از ابتدا بر تداوم کارزار، حتی بعد از حملات به تهران، استوار بوده است.


او تأکید کردە است: تعهد ما تنها زمانی محقق می‌شود که این رژیم افراطی جایگزین شود.


بن‌بست کنونی بیش از آن‌که صرفاً محصول موازنه قدرت باشد، نتیجه ناهماهنگی عمیق میان اهداف و ابزارهاست. عملیات نظامی اگرچە با هدف تضعیف جمهوری اسلامی طراحی شد، اما در سطح سیاسی انتظار فروپاشی شکل گرفت که با واقعیت تاب‌آوری نهادی در ایران همخوان نبود. تا جاییکە ساختار قدرت، با وجود ضربات امنیتی، همچنان توان جذب شوک و بازتولید خود را حفظ کرده است.

هم‌زمان، فقدان یک آلترناتیو سازمان‌یافته و رهبری منسجم، مانع از تبدیل نارضایتی‌های اجتماعی به تغییر سیاسی شده است.

در این میان، کنترل شدید اطلاعات و سرکوب، هزینه کنش جمعی را افزایش داده و فضای بسیج را محدود کرده است. در نهایت، فشار اقتصادی گسترده، بدون گشایش سیاسی، بیشتر به فرسایش تدریجی می‌انجامد تا یک گذار تعیین‌کننده.


bottom of page