top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

پاسداشت حافظە جمعی: روزهایی کە خیزش ژن، ژیان آزادی را رقم زدند (٣)

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Sep 21, 2025
  • 5 min read



۲۶ شهریور ۱۴۰۱ مصادف با ١٦ سپتامبر ٢٠٢٢، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی–اجتماعی کردستان و ایران قلمداد می شود. در این روز کە متعاقب قتل حکومتی ژینا امینی در تهران بود، سقز ، زادگاە ژینا امینی بە نقطە خیزشی فراگیر با شعار ژن، ژیان، آزادی بدل شد. این رویداد نه صرفاً یک واکنش عاطفی، بلکه نقطه تلاقی بحران‌های انباشته ساختاری، تبعیض جنسیتی و مطالبات دموکراتیکی بود که در حافظه سیاسی جمعی تمامی ساکنان ایران جای گرفتە است.


روزشمار این خیزش، امکان تحلیل دینامیک‌های مقاومت، اشکال سازمان‌یابی و پیوند میان کنش‌ها را در سطح کردستان و ایران فراهم می‌کند. در روزهای آینده، این روزشمار با هدف پاسداشت یاد جان‌باختگان و صیانت از حافظه سیاسی تاریخی ادامه خواهد یافت تا ابعاد گوناگون جنبش به دقت مستندسازی شود.


چهارشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۱؛ خون در خیابان، سکوت در اینترنت


پنجمین روز اعتراضات با موجی از خشم و خون همراه شد. از سقز تا سنندج، از کرج تا مشهد، اصفهان، رشت و شیراز، تهران خیابان‌ها شاهد فریاد «زن، زندگی، آزادی» و درگیری با نیروهای امنیتی بودند.


مأموران در بسیاری نقاط با شلیک گلوله هوایی و پرتاب گاز اشک‌آور کوشیدند جمعیت را پراکنده کنند، اما مقاومتهای مردمی ادامه پیدا کرد.


کرج در این روز به نمادی خونین بدل شد. در مهرشهر، حدیث نجفی، دختر ۲۲ ساله‌ای که تنها برای اعتراض به خیابان آمده بود، با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.

کمی دورتر، سارینا اسماعیل‌زاده، نوجوان ۱۶ ساله، بر اثر ضرب‌وشتم مأموران کشته شد. حکومت مرگ او را «خودکشی از پشت‌بام» معرفی کرد، اما خانواده‌اش این روایت را قویاً تکذیب کردند. نام حدیث و سارینا، در کنار نام ژینا، به نشانه‌های تازه‌ای از خشونت عریان بدل شد.

در شهرهای دیگر هم خون بر زمین ریخت. در کرمانشاه، نوجوان ۱۵ ساله‌ای به نام امیرحسین بساطی کشته شد.


در شنو (اشنویه) ، صدرالدین لیتانی، میلان حقیقی و امین معرفت جان باختند. در آمل، غزاله چلابی، زن جوانی که در اعتراضات حضور داشت، به ضرب گلوله مأموران کشته شد.


در نوشهر، حنانه کیا و حسینعلی کیا هدف قرار گرفتند. در رضوان‌شهر، یاسین جمال‌زاده و ساسان قربانی جان سپردند. در قائمشهر، محسن محمدی کوچکسرایی کشته شد.



از اصفهان، بابل، فردیس، دهدشت و شهرهای دیگر هم نام‌های قربانیان دیگری ثبت شد. شمار جان‌باختگان آن روز بسیار فراتر از ارقام رسمی بود و هر شهر روایت خونین خود را داشت.

اعتراضات در گنبدکاووس با سوزاندن روسری‌ها جلوه‌ای تازه یافت. در بسیاری از شهرها زنان جوان روسری‌های خود را به آتش کشیدند؛ صحنه‌هایی که به نماد عصیان علیه حجاب اجباری تبدیل شد.

دانشگاه‌ها هم خالی از اعتراض نبودند. در دانشگاه تهران شعار «این همه سال جنایت، ننگ بر این ولایت» طنین‌انداز شد.


دانشجویان در شهرهای دیگر نیز گرد آمدند و شعارهایی چون «می‌کشم، می‌کشم هر آن‌که خواهرم کشت» سر دادند. همزمان، گزارش‌هایی از کور شدن معترضان بر اثر شلیک ساچمه به چشم‌ها منتشر شد کە حاکی از سرکوب هدفمند و بی‌رحمانه مردم از سوی جمهوری اسلامی ایران بود. ابزار دیگر سرکوب، اینترنت بود.



از شامگاه ۳۰ شهریور، دسترسی به شبکه جهانی در بخش‌های زیادی از کشور مختل یا قطع شد. این روز به‌عنوان نخستین قطع گسترده اینترنت پس از آبان ۹۸ در یادها ماند کە تلاشی آشکار برای پنهان‌کردن تصاویر خون و خشم از چشم جهانیان بود.

اما سکوت کامل ممکن نشد. هزاران کیلومتر دورتر، در نیویورک و همزمان با حضور ابراهیم رئیسی در مجمع عمومی سازمان ملل، ایرانیان در مقابل مقر سازمان ملل گرد آمدند و شعار «زن، زندگی، آزادی» سر دادند. تجمعات مشابهی در شهرهای آمریکا و اروپا برگزار شد.

بازداشت‌ها نیز شدت گرفت. در سنندج، شش فعال زن عضو تشکل فمینیستی «ژیوانو» دستگیر شدند. همان شب، نیروهای امنیتی به خانه نیلوفر حامدی، روزنامه‌نگاری که نخستین بار خبر قتل حکومتی ژینا را از بیمارستان کسری مخابره کرده بود، یورش بردند و او را بازداشت کردند؛ او از آن روز تاکنون در زندان است.

در سطح بین‌المللی، صدای اعتراض بلند شد. گابریل بوریچ، رئیس‌جمهوری شیلی، در سخنرانی خود در سازمان ملل تأکید کرد: «خشونت علیه زنان باید متوقف شود.» در داخل کشور نیز بیش از ۲۰۰ استاد دانشگاه بیانیه‌ای در محکومیت قتل حکومتی ژینا و مخالفت با حجاب اجباری منتشر کردند.


۳۰ شهریور روزی بود که خون در خیابان‌ها جاری شد و اینترنت در سکوت فرو رفت. اما حتی در این خاموشی اجباری، شعار «زن، زندگی، آزادی» در ایران و جهان شنیده شد؛ شعاری که از آیچی سقز آغاز شده بود، اما در گسترە ایران قابل شنیدن بود.


پنج‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۱؛ شب‌های آتش و فریاد، نیکا شاکرمی نماد تازه خیزش شد


اعتراضات در ششمین روز خود سیمایی تازه یافت. در این روز، خیزش مردم حالا بیش از هر زمان دیگری برجستە شد و در مقابل حکامیت نیز با خشونت آشکار بە آن پاسخ داد.


در مشهد، تبریز، رشت، اصفهان، کرج، سنندج، اردبیل، بوکان، خرم‌آباد، همدان، زنجان، شاهین‌شهر، ملارد، بابل، پرند، سلمان‌شهر و چندین شهر دیگر، خیابان‌ها پر از جمعیت خشمگین شد.


در رشت معترضان برای ساعاتی کنترل برخی خیابان‌ها را در دست گرفتند و نیروهای امنیتی را عقب راندند. در انزلی، یگان ویژه به خانه‌ها یورش برد و خسارتهای فراوانی را بر اموال شهروندان وارد کرد. در کاشمر نیز ویدیوهایی از درگیری تن‌به‌تن میان معترضان و مأموران منتشر شد.


خبرهای تلخ از قربانیان هم ادامه داشت. مهسا موگویی، دختر ۱۹ ساله، و شیرین علیزاده جان باختند. علیزاده هنگامی که از داخل خودرو در حال فیلم‌برداری بود، هدف گلوله قرار گرفت و لحظه مرگ خود را ثبت کرد؛ تصویری که به نماد تازه‌ای از خشونت بدل شد.

در همین روز، نام نیکا شاکرمی در صدر خبرها قرار گرفت. دختر ۱۶ ساله‌ای که از ۲۹ شهریور در تهران ناپدید شده بود، پیکرش پیدا شد. خانواده‌اش گفتند او پس از بازداشت و شکنجه کشته شده است. نیکا همچون ژینا و سارینا به یکی از چهره‌های نمادین خیزش تبدیل شد.

تهران نیز از نیمه‌شب در شعله‌های اعتراض فرو رفت. خیابان‌های حوالی میدان انقلاب و ولی‌عصر و اطراف دانشگاه‌ها صحنه درگیری سنگین شدند. معترضان چند کلانتری و خودروی پلیس را به آتش کشیدند. صدای ممتد شلیک در محله‌های مختلف شنیده می‌شد.



در کنار خیابان‌ها، اینترنت نیز دچار اختلال گستردە شد. دسترسی به شبکه‌های اجتماعی در بسیاری از مناطق ناممکن شد و نخستین خاموشی سراسری اینترنت، پس از آبان ۹۸، و این بار نیز برای پنهان‌کردن ابعاد خونین اعتراضات تکرار شد.

بازتاب جهانی اما شدت گرفت. وزارت خزانه‌داری آمریکا در همان روز پلیس امنیت اخلاقی (گشت ارشاد) و چند مقام امنیتی جمهوری اسلامی را به‌دلیل سرکوب معترضان تحریم کرد. این نخستین واکنش رسمی خارجی بود و معنایش روشن: اعتراض ایران دیگر مسئله‌ای صرفاً داخلی تلقی نمی‌شد.

همزمان، ایرانیان خارج از کشور نیز به میدان آمدند. در دانشگاه تورنتو، گردهمایی بزرگی با حضور حامد اسماعیلیون برگزار شد. در مالمو، برلین و چند شهر دیگر اروپا هم تجمعات همبستگی شکل گرفت. شعار «زن، زندگی، آزادی» حالا نه‌تنها در خیابان‌های ایران، بلکه در قلب اروپا و آمریکای شمالی طنین‌انداز بود.


۳۱ شهریور شبی بود پر از آتش و فریاد؛ لحظه‌ای که خیزش ژن، ژیان آزادی وارد مرحله‌ای تازه شد: رویارویی مستقیم با مراکز قدرت و گسترش نام قربانیان، در حالی که شکاف میان روایت رسمی و واقعیت خونین خیابان‌ها هر روز عمیق‌تر می‌شد.

 
 
bottom of page