پس از دوحه نوبت استانبول است؟ سایه حملات اسرائیل بر آسمان ترکیه
- Arena Website
- Sep 10, 2025
- 5 min read

امیر خنجی
حمله بیسابقه اسرائیل به دوحه، پایگاه سنتی رهبری حماس، نهتنها قطر را در شوک فرو برده است بلکه این پرسش را زنده کرده است که آیا استانبول، با سابقه میزبانی از رهبران حماس، میتواند هدف بعدی باشد؟
حمله روز گذشتە اسرائیل به دوحه، پایتخت قطر و هدف قرار دادن دفتە نمایندگی حماس، نقطه عطفی در مسیر درگیریهای منطقهای است.
ارتش اسرائیل با تأیید رسمی این خبر، اعلام کرد که یکی از دفاتر مرتبط با رهبری حماس را هدف قرار داده است. هرچند هنوز جزئیات کامل درباره تلفات و هویت کشتهشدگان تا کنون دقیقا روشن نشده است، اما همین اقدام بهتنهایی نقض آشکار حاکمیت قطر و انتقال بحران را به یکی از امنترین کشورها در منطقه بازنمایی میکند.
واکنش تند دوحه و محکومیت دبیرکل سازمان ملل متحد نشان میدهد که این حمله بهسادگی در چارچوب برخوردهای پیشین اسرائیل در سوریه یا لبنان قابل طبقهبندی نیست، بلکه مرزهای جدیدی را برای نوع مداخله اسرائیل در کشورهای ثالث تعریف میکند.
در چنین بستری پرسش مهمی مطرح میشود؛ آیا ترکیه، که سالها بهعنوان یکی از مهمترین پناهگاههای سیاسی و لجستیکی حماس شناخته شده است، میتواند در آینده هدف حمله مشابهی قرار گیرد؟
برای پاسخ به این پرسش باید نخست به واقعیتهای حضور حماس در ترکیه پرداخت. طی سالهای اخیر شواهد متعددی وجود داشته است که رهبران ارشد این جنبش بهویژه در سطح سیاسی و دیپلماتیک از خاک ترکیه رفتوآمد داشتهاند.
دیدارهای علنی رجب طیب اردوغان با اسماعیل هنیه در استانبول، بارها خبرساز گشتە و اعتراض اسرائیل و متحدان غربیاش را برانگیخته است.
برخی گزارشها از سالهای گذشته حتی از اعطای گذرنامه یا حق اقامت ویژه به تعدادی از اعضای حماس در ترکیه سخن گفتهاند. هرچند دولت ترکیه همیشه این ادعاها را یا تکذیب کرده یا آن را بیاهمیت جلوه داده است، اما این کشور انکار نمیکند که در سطح سیاسی و نمادین از روابط نزدیکی با حماس برخوردار است.
در نوامبر ۲۰۲۴، زمانی که گمانهزنیها درباره انتقال دفتر سیاسی حماس از دوحه به آنکارا بالا گرفت، مقامهای رسمی ترکیه تأکید کردند چنین انتقالی رخ نداده است و صرفاً دیدارها و رفتوآمدهای موردی درترکیه انجام میشود.
با این حال واشینگتن رسماً به آنکارا هشدار داد که میزبانی از رهبران حماس، حتی به شکل محدود، میتواند تبعات امنیتی در بر داشته باشد.
این دوگانگی موقعیت ترکیه، از یک سو حمایت سیاسی و نمادین از مقاومت اسلامی فلسطین و از سوی دیگر انکار حضور ساختاری و پایگاه سازمانی حماس، زمینه اصلی سناریوهای آینده است.
با حملە اسرائیل بە دوحه، این کشور مرزهای جدیدی را برای حملە بە کشورهای خاورمیانە و هدف قرار دادن دشمنانش گشودە است، اما تفاوت مهمی میان قطر و ترکیه وجود دارد.
قطر عضو ناتو نیست و در نظام امنیتی منطقهای بیشتر نقش یک میانجی را ایفا میکند. حمله به خاک آن، هرچند پرهزینه، اما همچنان در چارچوب رقابتهای منطقهای ممکن است برای اسرائیل قابل توجیه باشد. اما حملە بە ترکیه بە عنوان یک عضو ناتو به معنای مواجهه مستقیم با اعضای پیمان آتلانتیک شمالی خواهد بود.
بنابراین نخستین سناریوی محتمل، یعنی حمله علنی و مستقیم اسرائیل به خاک ترکیه، به لحاظ ژئوپولیتیک تقریباً غیرممکن به نظر میرسد.
چنین اقدامی نه تنها واکنش تند آنکارا را به دنبال خواهد داشت، بلکه میتواند پای کشورهای اروپایی و آمریکا را به بحرانی بکشاند که از کنترل خارج شود. حتی در صورت استقرار چهرههای کلیدی حماس در استانبول یا آنکارا، بعید بە نظر میرسد کە اسرائیل خواهان ورود بە ریسک چنین منازعە مستقیمی باشد.
سناریوی دوم اما ظریفتر و در عین حال محتملتر، عملیات پنهان و هدفگیری محدود است. اسرائیل سابقه طولانی در اجرای ترورهای هدفمند، حملات سایبری و عملیات اطلاعاتی در کشورهای مختلف، از ایران و لبنان گرفته تا سوریه و حتی کشورهای آفریقایی دارد.
در ترکیه نیز بارها شبکههای اطلاعاتی خارجی، از جملە موساد کشف شدهاند و رسانههای محلی از بازداشت مأموران این سازمان خبر دادهاند. چنین پیشینەای نشان میدهد که اسرائیل احتمالاً در تلاش برای نفوذ و شناسایی اهداف در عمق ترکیه بوده است.
با این حال تفاوت مهم اینجاست که ترکیه دستگاه امنیتی قدرتمند و نسبتاً هماهنگی دارد که نسبت به فعالیتهای بیگانه بسیار حساس است. در نتیجه، اگر اسرائیل بخواهد اقدامی پنهانی انجام دهد، مجبور است آن را در سطحی بسیار محدود، قابل انکار و پرریسک طراحی کند.
بنابراین، احتمال اجرای یک عملیات مخفی کە به کشف و رسوایی بینالمللی بیانجامد، بسیار بالاست. از این رو چنین سناریویی اگر هم رخ دهد، بهصورت استثنایی و تنها علیه یک هدف فوقالعاده مهم خواهد بود.
در این میان متغیرهایی وجود دارد که میتواند احتمال هر یک از سناریوها را بالا یا پایین ببرد. اگر در آینده اسنادی منتشر شود که نشان دهد بخشی از فرماندهی عملیاتی حماس واقعاً در خاک ترکیه فعالیت میکند، فشار اسرائیل برای اقدام مستقیم یا غیرمستقیم افزایش خواهد یافت. بهویژه اگر حملات جدید حماس به اسرائیل از مبدا یا با پشتیبانی لجستیکی ترکیه تفسیر شود، تلآویو میتواند استدلال کند که سکوت در برابر آن معادل نادیده گرفتن تهدیدی حیاتی است.
برعکس، اگر ترکیه همچنان بر خط تمایز میان حمایت سیاسی و عدم میزبانی عملیاتی تأکید کند، احتمال اقدام اسرائیل پایین میماند. همچنین نقش آمریکا و اروپا نیز در این میان مهم خواهد بود. این دو کشور تاکنون همواره تلاش کردهاند تنشهای میان آنکارا و تلآویو را مدیریت کنند، چرا که هر دو برای موازنه قوا در منطقه اهمیت دارند.
از این رو بعید است واشینگتن به اسرائیل چراغ سبز دهد که خاک ترکیه را هدف قرار دهد.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که حمله روز گذشتە اسرائیل به دوحه، فارغ از میزان موفقیتش، در عمل پیام مهمی به دیگر دولتهای میزبان رهبران حماس فرستادە است، بدین معنا کە هیچ نقطهای در امان نخواهد بود.
قطر که سالها میزبان دفتر سیاسی حماس بود و همواره بهعنوان میانجی عمل میکرد، هم اکنون خود قربانی حملهای مستقیم شده است. این بدین معنا است کە دیگر کشورهای منطقە و از جمله ترکیه، باید این پیام را جدی بگیرند.
حتی اگر احتمال حمله علنی به خاک ترکیه نزدیک به صفر باشد، سایه تهدید اسرائیل میتواند محاسبات آنکارا را تغییر دهد. صحنە تحولات خاورمیانە شاید در ماههای آینده شاهد کاستە سدن از ریسک ترکیە در راستای تقلیل حمایت از حماس یا دست کم محدود کردن آن بە حوزەای نمادین باشد، اما این بدین معنا خواهد بود کە اسرائیل پیام خود را بە آنکارا نیز ارسال کردە است.
در مجموع میتوان گفت سه لایه از واقعیت شکل میگیرد. نخست، حمله روز گذشتە به دوحه نشان داد که اسرائیل حاضر است قاعده بازی را تغییر دهد و حتی در پایتخت کشورهای متحد آمریکا دست به عملیات بزند.
دوم، ترکیه با وجود روابط نزدیک با حماس، به دلیل جایگاه ناتو و توان بازدارندگیاش، از خطر حمله علنی مصون است. و سوم، عملیات پنهان و محدود در ترکیه هرچند محتملتر است، اما همچنان ریسک بسیار بالایی دارد و فقط در شرایطی استثنایی رخ خواهد داد.
همین سناریوی سوم است که میتواند فضای امنیتی ترکیه را ملتهب کند و آنکارا را وادار سازد میان حمایت سیاسی از رهبری حماس و حفظ امنیت ملیاش تعادلی دشوار بیابد.
آنچه دیروز در دوحه رخ داد، بیش از آنکه پایان ماجرا باشد، آغازی است برای مرحلهای تازه در معادله اسرائیل با کشورهای میزبان حماس، و ترکیه در این میان جایگاهی حساس و تعیینکننده دارد.
پینوشت:
تمام سناریوهای مطرحشده بر اساس موقعیت موجود و نشانههای قابل مشاهده تحلیل شدهاند و طبیعتاً میتوانند در عمل نقض شوند.
همانطور که تا پیش از حمله اخیر کمتر کسی تصور میکرد کە اسرائیل، حتی با چراغ سبز آمریکا، به قطر حمله کند،، احتمال تکرار رخدادهای مشابه درباره ترکیه نیز بهطور کامل منتفی نیست. تحولات خاورمیانه بارها نشان دادهاند که مرز میان «بعید» و «محتمل» بهسرعت جابهجا میشود.










