پکن بازتعریف نظم جهانی را پیش میبرد
- Arena Website
- Sep 3, 2025
- 5 min read

شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، این هفته با برگزاری یک رژه عظیم نظامی و میزبانی از رهبران آسیایی و خاورمیانه، پیام روشنی را به غرب ارسال کرد کە چین نه تنها قصد دارد نقش تعیینکنندهای در شکلدهی نظم جهانی داشته باشد، بلکه آماده است قواعد کنونی را بازتعریف کرده و با نمایش قدرت سخت و دیپلماسی هوشمند، قدرت خود را به جهانیان نشان دهد.
رژه روز چهارشنبه در خیابان «صلح جاودان» پکن با هزاران سرباز، موشکهای مافوق صوت، پهپادهای زیرسطحی و تسلیحات هستهای برگزار شد و قدرت سخت چین را به نمایش گذاشت.
این نمایش هماهنگ نظامی و دیپلماتیک، ترکیبی از تسلیحات پیشرفته، هزاران سرباز و حضور رهبران کلیدی منطقه مانند روسیه، کرە شمالی، ایران و هند است و تصویر چین بهعنوان معمار یک نظم نوین چندقطبی را تثبیت میکند.
پیام روشن است، پکن از به چالش کشیدن سلطه غرب هراسی بە دل راە ندادە است این پیام حاصل وضعیتی که ضعف آشکار سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ فرصت آن را برای پکن فراهم کرده است.
همزمان، اجلاس سازمان همکاری شانگهای (SCO ) در تیانجین فرصتی برای نمایش قدرت نرم چین، نیز بە شمار می رود کە در جریان آن، شی با وعده صدها میلیون دلار کمک به کشورهای عضو و معرفی ابتکار تازه حکمرانی جهانی، خود را بهعنوان قدرتی مسئول و پایدار در مقابل آشفتگی سیاست خارجی آمریکا معرفی کرد.
در این بارە نیز پیام شی روشن بود: چین کشوری است که قصد دارد قواعد جهانی را بازتنظیم کند و توان آن را دارد، این در حالی است که آمریکا در دوره ترامپ با خروج از سازمانهای چندجانبه و اجرای سیاست «حداکثر فشار» بر شرکای تجاری، خلا و آشفتگی گستردهای ایجاد کرده است.
در این میان، تصویر ولادیمیر پوتین، کیم جونگاون و مسعود پزشکیان در کنار شی، اهمیت نمادین ویژهای داشت.
برای نخستین بار، رهبران چهار کشوری که غرب آنها را بازیگران محور نوظهور میداند، در رویداد واحدی حاضر شدند کە نشان داد چین میتواند در غیاب استراتژی هماهنگ آمریکا، نقش تعیینکنندهای در جایگاه این کشورها ایفا کند. در این بارە نیز استراتژی شی همچنین بهرهبرداری مستقیم از خلأ سیاست خارجی ترامپ بودە است.
آمریکا در دوره ترامپ با اعمال تعرفههای سنگین، کاهش کمکهای خارجی و خروج یکجانبه از معاهدات، همسایگان و متحدان خود را دچار سردرگمی کرده است. این وضعیت، پکن را قادر ساختە است تا بدون آنکە نگران فشار مستقیم واشنگتن باشد، روابط نزدیکتری با دهلی، مسکو و سایر قدرتهای آسیایی برقرار کند.
اجلاس SCO؛ سکوی بازتعریف نظم جهانی
سازمان همکاری شانگهای، که ابتدا برای حل اختلافات مرزی در آسیای مرکزی شکل گرفت، اکنون به سکویی برای روایت غیرغربی از نظم جهانی بدل شده است.
اعضای آن شامل چین، روسیه، ایران، پاکستان و هند بودە و امسال نیز رهبرانی از ترکیه و صربستان نیز در آن شرکت کردند. غیبت ژاپن، کره جنوبی و فیلیپین، بە عنوان متحدان نزدیک آمریکا، برجسته و نشاندهنده تغییر وزن سیاسی در منطقه است.
شی در این نشست، اطرح بتکاری حکمرانی جهانی چین را معرفی کرد که بر توسعه، امنیت و تمدن جهانی تأکید دارد.
این پیام آشکارا با سیاستهای خارجی آمریکا در دوران ترامپ در تضاد بود، زمانی که کاخ سفید بسیاری از معاهدات و سازمانهای چندجانبه را کنار گذاشت و از متحدان خود فاصله گرفت.
هند و شکافهای واشنگتن
در این نشست، دیدار نارندرا مودی با شی و پوتین، نمونهای بارز از تأثیر خلا سیاست خارجی آمریکا بود. نخستوزیر هند در شرایطی به پکن رفت که آمریکا ماه گذشته تعرفهای ۵۰ درصدی را بر صادرات هند اعمال کرده بود که برای دهلی شوکآور تلقی شد.
تصاویر لبخندها و گفتوگوهای گرم مودی با رهبران چین و روسیه، نشانهای از شکاف در استراتژی واشنگتن برای جذب هند بهعنوان وزنه تعادل در برابر پکن بود.
رژه نظامی در پکن، علاوه بر انتقال پیام به جهان، دربردارندە یک پیام داخلی نیز بود. با یادآوری پیروزی بر ژاپن در جنگ جهانی دوم، شی مشروعیت حزب کمونیست را به فداکاریهای تاریخی پیوند زد و نشان داد که ارتش آزادیبخش خلق در مسیر تبدیل شدن به یکی از پیشرفتهترین نیروهای نظامی جهان قرار دارد. این پیام دوگانه، هم تقویت اعتماد داخلی و هم نمایش قدرت بینالمللی را هدف گرفته است.
در این بارە، تحلیلگران میگویند چین اکنون فعالانه به دنبال بازنویسی یا تضعیف نظم موجود جهانی است.
این کشور نه تنها از توانایی نظامی و اقتصادی خود بهره میبرد، بلکه از خلأ آشکار سیاست خارجی ترامپ سود میجوید تا معاهدات و نهادهای آتی، بهویژه در حوزه فناوری و تغییرات اقلیمی، را تحت رهبری خود شکل دهد.
چین از یک کشور ضعیف به قدرتی بزرگ تبدیل شده است که میتواند زمان و مکان تبعیت از قواعد بینالمللی را انتخاب کند و در عین حال جایگاه خود را در میان کشورهای جنوب جهانی تقویت کند.
بسیاری از این کشورها حتی با وجود نگرانی از قدرت نظامی چین، نظم پیشنهادی پکن را جایگزینی معتبر برای نظم تحت رهبری آمریکا میدانند.
دوگین: غرب خود را با نظم چندقطبی وفق دهد
الکساندر دوگین، کە به عنوان مغز متفکر پوتین و از نظریهپردازان نزدیک به کرملین، شناختە میشود، در سخنانی به تشریح تحولات ژئوپلیتیک جهانی پرداخت. دوگین در این سخنان بر نقش محوری سه قدرت بزرگ شرقی، یعنی روسیه، هند و چین، در بازتعریف نظم جهانی تأکید کرد.
وی با اشاره به تلاشهای مکرر غرب برای جذب هند با استفاده از تنشهای مرزی با چین، خاطرنشان می کند:
روسیه همواره پلی ارتباطی میان این دو قدرت آسیایی بوده است. اما پس از اعمال تعرفه ۵۰ درصدی آمریکا بر هند، همکاریهای دهلی نو و مسکو بیش از پیش تقویت و در ادامه، روند عادیسازی روابط هند و چین نیز شتاب گرفتە است.
فیلسوف کرملین این همکاری سهجانبه را نماد عینی گذار به جهان چندقطبی خواندە و هشدار می دهد کە:
تمدن غرب که تنها بر پایه سلطه پولی و نظام هرمی داراییها بنا شده، با طلوع این نظم نوین در خطر فروپاشی قرار گرفته است.
دوگین با اشاره به نقش شرکت بلکراک و لری فینک، رئیس جدید اجلاس داووس، تأکید کردە است که با قطع وابستگی سه کشور به دلار، هژمونی غرب فرو خواهد ریخت.
دوگین خواستار اقدام عملی رهبران سه کشور، پوتین، مودی و شی جینپینگ، برای تدوین استراتژی مشترکی برای ایجاد یک ایدئولوژی چندقطبی شدە است.
به باور دوگین، این گذار فراتر از نقشآفرینی شخصیتهای فردی است و باید به ستون فقرات تمامی حوزههای سیاست، صنعت، فناوری، اقتصاد و آموزش در این کشورها تبدیل شود.
وی در پایان با ترسیم آیندهای اجتنابناپذیر، خطاب به غرب بر این باور است کە: غرب یا باید جایگاه خود را در این نظم نوین چندقطبی بازتعریف کند، یا چون برج بابل فرو خواهد ریخت.
بە نظر می رسد تصاویر هفته گذشته برای واشنگتن و متحدانش، هشداری صریح باشند: خلأ سیاست خارجی و تصمیمات یکجانبه، متحدان و کشورهای مستقل را به سوی چین سوق داده است.
تحلیلگران تأکید میکنند که غرب باید استراتژی خود را بازنگری کند؛ نه برای رد همکاری با چین در موضوعات مشترک، بلکه برای ایجاد ائتلاف گستردهتری از کشورهایی که از اصول نظم موجود دفاع میکنند.
هشت دهه پس از پایان جنگ جهانی دوم، چین دیگر صرفاً بازیگری در حاشیه تاریخ نیست، بلکە خود را بە عنوان معمار یک نظم جهانی تازه معرفی میکند.
شی جینپینگ با بهرهبرداری از خلا و آشفتگی سیاست خارجی ترامپ، توانسته تصویر جهانی چندقطبی و غیرغربی را به نمایش بگذارد؛ جهانی که چین نه تنها در آن حضور دارد، بلکه قواعد آن را نیز تعیین میکند.











