چە بر سر سلاحهای ارسالی ترامپ بە معترضان ایرانی آمد؟
- May 5
- 5 min read

در روزهای اخیر، ادعای جنجالی چند هفته پیش دونالد ترامپ درباره ارسال سلاح به معترضان ایرانی، بار دیگر به یکی از موضوعات داغ رسانهای و سیاسی تبدیل شده است. ادعای ترامپ که ابتدا با واکنشهای تند، تکذیبهای گسترده و ابهامات متعدد همراه بود، اکنون با انتشار اطلاعات تازه، ابعاد پیچیدهتری به خود گرفته است. روایتهایی متناقض از نقش کردها و اقلیم کردستان مطرح شده است، اما شواهد جدید حاکی از آن است که این سلاحها نه به معترضان رسیدهاند و نه توسط گروهی خاص تصاحب شدهاند.
دونالد ترامپ چند هفته پیش و پس از اعلام آتشبس میان ایران و ائتلاف اسرائیل-آمریکا، برای نخستین بار اعلام کرد برای معترضان ایرانی سلاح ارسال کرده است.
این خبر ابتدا از طریق یک خبرنگار آمریکایی که با ترامپ گفتوگو کرده بود، فاش شد و مدتی پس از آن خود ترامپ هم دوبارە آن را تکرار کرد.
چند روز بعد، دونالد ترامپ در یک کنفرانس خبری گفت که این سلاحها هرگز به مقصد مورد نظر نرسیدهاند و مدعی شد افرادی که قرار بود آنها را به معترضان ایرانی تحویل دهند، این تجهیزات را برای خود نگه داشتهاند.
انتشار سخنان ترامپ در مورد ضبط سلاحها از سوی کردها پرسشهای جدی درباره صحت و ماهیت این خبر ایجاد کرد.
در واکنش به این سخنان، تقریباً تمامی احزاب سیاسی کردستان ایران که در صف مخالفان جمهوری اسلامی قرار دارند، بهصورت هماهنگ این ادعا را رد کردند.
این احزاب، چه در قالب بیانیههای رسمی و چه در گفتوگو با رسانهها، تأکید کردند که هیچگونه سلاحی از سوی آمریکا دریافت نکردهاند و از وجود چنین سناریویی بە طور رسمی اعلام بیخبری کردند.
با این حال، یکی از نقاط کلیدی این ماجرا، ابهامی است که در گفتەهای ترامپ نهفته است. او از واژه کلی کردها استفاده کرده بود، اصطلاحی که بههیچوجه یک ساختار یکپارچه سیاسی یا نظامی کاملا یکدست را توصیف نمیکند.
نیروها، احزاب و جریانهای سیاسی کرد در چهار کشور ایران، ترکیە، سوریە و عراق، دارای ساختارها و اهداف متفاوتی بودە و حتی از اختلافات داخلی نیز برخوردار هستند.
از اینرو، مشخص نیست منظور ترامپ دقیقاً کدام گروه یا نهاد بوده است. این ابهام اتفاقی نیست، آنچه عیان است این است که دونالد ترامپ از پیچیدگیهای ساختار سیاسی کردها آگاهی دقیقی ندارد.
در این میان، گمانهزنیها بە صورت مستقیم به اقلیم کردستان اشاره داشتند. اما حتی در داخل اقلیم نیز ساختار قدرت یکدست نیست. حکومت اقلیم عملاً میان دو حزب اصلی، یعنی اتحادیه میهنی کردستان و حزب دموکرات کردستان، تقسیم شده است. این دو حزب، مانند بسیاری از احزاب سیاسی در جهان، در کنار همکاریهای مقطعی، رقابتهای جدی و بعضاً پرتنشی نیز با یکدیگر دارند.
همین رقابتهای داخلی، به شکلگیری روایتهای متناقض و گاه جهتدار درباره سرنوشت سلاحهای مورد اشارە ترامپ دامن زده است.
گزارشهای مختلفی از رسانەهای اقلیم کردستان نیز منتشر شد که هرکدام مدعی بودند این سلاحها در اختیار یک طرف خاص قرار گرفته یا به منطقه مشخصی منتقل شدهاند. اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که بسیاری از این روایتها بیش از آنکه بر پایه اطلاعات مستند باشند، در چارچوب رقابتهای سیاسی و رسانهای داخلی اقلیم کردستان قابل تفسیر هستند.

در یکی از نمونههای قابل توجه، یک خبرنگار کرد در جریان پرسشی از دونالد ترامپ، شهر سلیمانیه و بە طور تلمیحی حزب اتحادیه میهنی کردستان را بهعنوان مقصد این سلاحها مطرح کرد.
این ادعا کە حزب نامبردە این سلاحها را ضبط کردە است، بهسرعت در برخی رسانهها بازتاب یافت، اما با توجه به اینکه این خبرنگار در یک رسانه وابسته به حزب رقیب اتحادیه میهنی کردستان فعالیت میکند، این اقدام میتواند بیشتر بخشی از تلاش برای تضعیف وجهه حزب اتحادیه میهنی کردستان، ارزیابی شود.
در مقابل، رسانههای نزدیک به اتحادیه میهنی نیز تلاش کردند روایتهای متفاوتی ارائه دهند و حتی موضوع را به مسائل حاشیهای دیگری، از جمله پروندههای مرتبط با حزب دموکرات کردستان در خارج از کشور، پیوند بزنند.
در میان این فضای آشفته اطلاعاتی، اظهارات یک پژوهشگر مستقل به نام محمد هورامی جالب توجە بود. او اعلام کرد که دولت ایالات متحده آمریکا بهطور رسمی این سلاحها را نە بە احزاب حاکم بر اقلیم کردستان و نه به احزاب کردستانی مخالف جمهوری اسلامی، بلکە بە وزارت امور داحلی اقلیم کردستان بە عنوان نهاد رسمی تحویل داده است.
به گفته او، این مسئله به روشنی نشان میدهد که روایتها و ادعاها درباره دزدیدن سلاحها از طرف یک حزب مشخص کردستانی یا کردها دستکم در شکل مطرحشده، با واقعیت تطابق ندارد.
محمد هورامی همچنین اعلام کرد کە این تجهیزات تحت نظارت نهادهای رسمی اقلیم نگهداری میشوند و از چرخه استفاده عملیاتی خارج ماندهاند و میان هیچ نیرویی توزیع نشدەاند. این با مواضع دو حزب حاکم در اقلیم کردستان نیز منطبق است بە صورتی کە هر دوی این احزاب اعلام کردە بودند کە سلاحهای ارسال شدە ترامپ در اختیار آنها قرار نگرفتە است.
از سوی دیگر، بررسی منشأ این سلاحها نیز نکات قابل توجهی را روشن میکند. برخلاف ادعاهای برخی از رسانەها، این تجهیزات مستقیماً از آمریکا یا اسرائیل به اقلیم کردستان ارسال نشدهاند. بخشی از آنها از سوریه وارد عراق شده و بخشی دیگر نیز پیشتر در داخل خاک عراق وجود داشتهاند.
این موضوع نشان میدهد که روایتهای مطرحشده درباره یک عملیات پیچیده انتقال سلاح، بیش از حد بزرگنمایی شدهاند.
در ادامه، این پژوهشگر بهصورت علنی اعلام کرد که این سلاحها در انبارهای وابسته به وزارت اقلیم کردستان در شهر هولیر نگهداری میشوند.
او تأکید کرد که به دلایل سیاسی و امنیتی، تاکنون هیچ تصمیمی برای توزیع این سلاحها میان نیروهای مختلف اتخاذ نشده است. به گفته وی، این تجهیزات از نظر فنی نیز چندان پیشرفته نیستند و حتی نمونههای مشابه آنها در بازارهای محلی کردستان بهراحتی قابل دسترسی است. از اینرو، حتی در صورت استفاده، تأثیر تعیینکنندهای بر موازنههای نظامی نخواهند داشت.
اما شاید مهمترین پرسش این باشد که چرا این سلاحها، در صورت وجود، هرگز توزیع نشدهاند. پاسخ به این پرسش را باید در ملاحظات پیچیده سیاسی و امنیتی اقلیم کردستان جستوجو کرد. این منطقه در موقعیتی قرار دارد که ناچار است میان قدرتهای مختلف منطقهای، بهویژه ایران و ترکیه، توازن برقرار کند.
هرگونه اقدام برای مسلح کردن احزاب مخالف جمهوری اسلامی ایران، میتوانست بهسرعت با واکنش شدید ایران مواجه شود.
این در حالی است که اقلیم کردستان از آغاز جنگ تاکنون بارها هدف حملات پهپادی و موشکی قرار گرفته و طبق آخرین گزارشها، بیش از ۸۰۰ حمله هوایی ثبت شده است. در چنین شرایطی، واضح است کە توزیع سلاحها میتوانست هزینههایی حتی بسیار سنگینتر از آنچە تاکنون گذشتە برای اقلیم به همراه داشته باشد.
در سوی دیگر، ترکیه نیز بهشدت نسبت به هرگونه تقویت نظامی احزاب کردستان حساس است، بهویژه احزابی که آنکارا آنها را مرتبط با پ.ک.ک میداند. حزب پژاک، بهعنوان یکی از این نیروها، همواره در کانون نگرانیهای امنیتی ترکیه قرار داشته است. از اینرو، هرگونه انتقال سلاح به این حزب میتوانست روابط اقلیم کردستان با ترکیه را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
در چنین فضایی، به نظر میرسد تصمیم اقلیم کردستان برای عدم توزیع این سلاحها، بیش از آنکه یک انتخاب ساده باشد، نتیجه یک محاسبه دقیق سیاسی بوده است. حفظ بیطرفی در تنشهای منطقهای و جلوگیری از تبدیل شدن به میدان درگیری، برای رهبران اقلیم اولویتی اساسی محسوب میشود
با این حال، یکی از انتقادهای جدی به حکومت اقلیم، به نحوه اطلاعرسانی آن بازمیگردد.
در زمانی که ترامپ بهصراحت اعلام کرد کردها این سلاحها را برای خود نگه داشتهاند، انتظار میرفت مقامات رسمی اقلیم با انتشار یک توضیح شفاف، به این ادعا پاسخ دهند. سکوت یا واکنشهای مبهم در چنین شرایطی، نهتنها به رفع ابهام کمک نکرد، بلکه زمینهساز گسترش شایعات و روایتهای غیررسمی شد.
در واقع، ماجرای سلاحهای ترامپ را میتوان نمونهای روشن از تلاقی سیاست، رسانه و رقابتهای منطقهای دانست، روایتی که در آن، مرز میان واقعیت و ادعا بهسادگی قابل تشخیص نیست.
آنچه تا این لحظه روشن شده، این است که این سلاحها نه به معترضان ایرانی رسیدهاند و نه کردها آن را دزیدەاند، بلکە این سلاحها در انباری در شهر هولیر تحت نظارت وزارت اقلیم کردستان نگەداری شدەاند و ایالات متحدە آمریکا نیز از این امر بیاطلاع نیست.










