کودکان و نوجوانان در خط آتش: چهره تازه سرکوب در ایران
- Arena Website
- Jan 7
- 3 min read


اکرم اسدی
در اعتراضات اخیر ایران، کاهش چشمگیر سن کشتهشدگان و بازداشتشدگان نشانه یک تغییر ساختاری است. حضور نوجوانان بیانگر فرسایش ترس و انتقال اعتراض از سطح سیاسی به واکنشی اخلاقی است. همزمان، فعالشدن خانوادهها و شبکههای اجتماعی، سرکوب را از حالت بیصدا خارج کرده و هزینههای اجتماعی و رسانهای آن را برای حاکمیت بهطور محسوسی افزایش داده است.
در اعتراضات اخیر ایران، یک واقعیت نگرانکننده بیش از هر چیز جلب توجه میکند: سن کشتهشدگان و بازداشتشدگان بهطور چشمگیری کاهش یافته است.
گزارشها و شواهد میدانی نشان میدهد که نوجوانان و جوانان کمسنوسال، بیش از گذشته در معرض خشونت مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفتهاند. این موضوع فقط یک آمار تلخ نیست، بلکه نشانهی تغییری عمیق در رابطه میان جامعه و حاکمیت است؛ تغییری که نشان میدهد ترس، دیگر یکطرفه عمل نمیکند.
دهه شصت؛ سرکوب در سکوت
جمهوری اسلامی ایران پیش از این هم در دهه شصت، نوجوانان و حتی کودکان را بازداشت، محاکمه و اعدام کرده بود. اما آنچه امروز را از آن دوران متمایز میکند، شرایط اجتماعی و ارتباطی جامعه است.
در دهه شصت، جنگ، نبود رسانههای مستقل و قطع ارتباط با جهان خارج، خانوادهها را به سکوت و انزوا وادار میکرد. بسیاری از خانوادهها حتی پس از اعدام فرزندانشان، امکان اعتراض یا کنش جمعی نداشتند و سکوت تنها راه زنده ماندن بود. این نوع سرکوب را میتوان سرکوب بیصدا نامید.
امروز اما شرایط تغییر کرده است. خانوادهها به تجربه دریافتهاند که سکوت، الزاماً امنیت نمیآورد. در مقابل، دیدهشدن و رسانهای شدن به تنها ابزار دفاعی باقیمانده تبدیل شده است.
تجمع خانوادههای بازداشتشدگان در شهرهایی مانند نجفآباد برای مطالبه آزادی فرزندانشان، نمونهای روشن از این تغییر است.
این حضور نه از سر خوشبینی، بلکه بر اساس این واقعیت شکل گرفته که فشار اجتماعی و رسانهای میتواند هزینه سرکوب را برای حکومت افزایش دهد و تا حدی از جان و آزادی نوجوانان محافظت کند.
نسل جدید و واکنش اخلاقی فوری
نسل جدید ایران، نسلی است که به جهان متصل است و به روایتهای رسمی اعتماد چندانی ندارد. برای این نسل، اعتراض یک برنامه سیاسی بلندمدت نیست، بلکه واکنشی فوری و اخلاقی به خشونت و بیعدالتی است.
نوجوانان امروز بهخوبی میدانند چه چیزی را نمیپذیرند، اما راههای قانونی و امنی برای بیان خواستههایشان ندارند.
به همین دلیل، حضور در خیابان با همه خطراتش، به تنها گزینه ممکن تبدیل میشود. در نگاه آنها، بیتفاوتی به معنای همراهی با خشونت است.
شبکههای اجتماعی و تبدیل قربانیان به نماد
در عصر شبکههای اجتماعی، هر نوجوان کشتهشده میتواند بهسرعت به نماد بیعدالتی تبدیل شود. عکسها و ویدیوهای کوتاه، داستان هر قربانی را از محدوده محلی فراتر میبرند و واکنش عمومی را تشدید میکنند.
از سوی دیگر، حساسیت جهانی نسبت به نقض حقوق کودکان و کاهش مشروعیت حکومت، باعث شده سرکوب نوجوانان هزینه سیاسی بالاتری داشته باشد. اگرچه منطق سرکوب تغییر نکرده، اما تأثیر اجتماعی و رسانهای آن بهمراتب گستردهتر شده است.
آگاهی نسل جدید و نقش خانوادهها
پایین آمدن سن کشتهشدگان و بازداشتشدگان نتیجه همزمان چند عامل است: آگاهی سیاسی نسل جدید، تغییر نگاه اخلاقی نوجوانان، حضور فعال خانوادهها و قدرت شبکههای اجتماعی در نمادسازی.
این وضعیت نشاندهنده یک تغییر اساسی است؛ اگر دهه شصت دوران سرکوب بیصدا بود، امروز دوران «سرکوب دیدهشده» است.
آینده اعتراضات در ایران
این تحولات، مسیر آینده اعتراضات در ایران را شکل میدهند. حضور همزمان نوجوانان و خانوادهها در مرکز میدان نشان میدهد که جامعه ایران به نقطهای رسیده است که هزینه دیدهشدن را به خطرات مرگبار سکوت ترجیح میدهد.
حکومت با چالشی تازه روبهروست؛ حتی با ادامه سرکوب، دیگر نمیتواند پیامدهای اجتماعی و رسانهای اقدامات خود را بهطور کامل کنترل کند. این وضعیت ممکن است اعتراضات آینده را پرهزینهتر، اما در عین حال اثرگذارتر و پویاتر کند.
در نهایت، کاهش سن قربانیان تنها یک عدد نگرانکننده نیست. این پدیده بازتاب تحولی عمیق در جامعه ایران است؛ تحولی در درک نسل جدید از عدالت، حق و مسئولیت اجتماعی. جامعهای که حتی در شرایط سرکوب شدید، در حال یافتن راههای تازه برای کنش جمعی است؛ راههایی که نهتنها مقاومت میآفرینند، بلکه هزینه سرکوب را برای حاکمیت افزایش میدهند.











