بازگشت طائب، دبیری رضایی و بازسازی بلوک قدرت مجتبی خامنهای
- Aug 12
- 5 min read

تحولات اخیر در رأس نظامی و امنیتی ایران، فراتر از یک بازسازی اداری ساده است. انتصاب همزمان حسین طائب به ریاست سازمان بسیج، محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی و شش فرمانده ارشد نظامی، نشان از یک بازآرایی عمیق و هدفمند در بالاترین سطوح قدرت دارد؛ بازآرایی که با نگاهی به شایعات و کشمکشهای درونی چند سال اخیر، ابعاد روشنتری پیدا میکند.
در روزهای ۱۸ و ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، مجتبی خامنهای، با صدور احکامی همزمان، دست به یک بازآرایی عمیق و هدفمند در بالاترین سطوح قدرت زد.
انتصاب حسین طائب به ریاست سازمان بسیج، محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی و شش فرمانده عالیرتبه نظامی دیگر، در کنار ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، تصویری از یک نقشه از پیش طراحیشده را ترسیم میکند.
برای درک ابعاد این تغییرات، باید آنها را در کنار شایعات و کشمکشهای درونی یکیدو سال اخیر، بهویژه ادعاهای جنجالی محمدباقر خرازی درباره طرد مجتبی خامنهای از بیت پدرش، قرار داد.
در این میان، انتصاب حسین طائب به عنوان رئیس سازمان بسیج مستضعفین، پاسخی قاطع به گمانهزنیهای چند سال اخیر درباره حاشیهنشینی یا طرد اوست.
طائب که از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۱ ریاست سازمان اطلاعات سپاه را بر عهده داشت، در سال ۱۴۰۱ از این سمت برکنار شد. برخی منابع این برکناری را به مجموعهای از شکستهای امنیتی و نفوذ عملیاتهای اطلاعاتی اسرائیل نسبت دادهاند.
با این حال، آنچه این بازگشت را از یک انتصاب معمولی متمایز میکند، روایتی است که توسط محمدباقر خرازی، روحانی نزدیک به بیت رهبری، فاش شده است.
خرازی به صراحت گفته است که اصغر حجازی، قائممقام دفتر رهبر پیشین (علی خامنهای)، موفق شد مجتبی را سه سال از بیت پدرش طرد کند.
این ادعا، پرده از یک رقابت یا حتی جنگ درونی برمیدارد. به نظر میرسد در آن مقطع، خامنهای، بنابر دلایلی که هنوز بر ما معلوم نیست، مجتبی و چهرههای نزدیک به وی، از جمله طائب، را به حاشیه رانده است.
ویدیوی کوتاه مجتبی خامنهای که مدتی پیش از جنگ منتشر شد و اعلام کرده بود که کلاسهای درسی را تعطیل کرده، احتمالاً، مربوط به همین ماجراهاست.
با این حال، بعد از مرگ پدر و بر تخت نشستن فرزند، مجتبی، طائب را به عنوان رئیس جدید سازمان بسیج منصوب کرده است که پیامی روشن دارد.
بسیج به عنوان بزرگترین نهاد شبهنظامی با میلیونها عضو و پایگاه اجتماعی گسترده، نه تنها نشان از تداوم اعتماد به طائب دارد، بلکه دامنه نفوذ او را از حوزه اطلاعاتی و امنیتی نسبتاً محدود به حوزه اجتماعی و میدانی نیز تسری میدهد. این انتصاب را باید احیای مجدد یک چهره طردشده دانست.
همزمان با این تغییر، محسن رضایی نیز در دو سطح منصوب شد: ابتدا در ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، با حکم مجتبی خامنهای، به عنوان نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی منصوب شد و سپس در ۱۹ مرداد، با حکم مسعود پزشکیان، به عنوان دبیر این شورا جایگزین محمدباقر ذوالقدر شد.
رضایی که از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ فرمانده کل سپاه بود و از سابقەای طولانی در جنگ برخوردار است، با این انتصاب، نقشی بینظیر در عالیترین نهاد تصمیمگیرنده امنیت و سیاست خارجی کشور پیدا میکند.
تجمیع دو نقش حساس نمایندگی رهبری و دبیری شورا، او را به قدرتمندترین چهره در عرصه تصمیمگیری امنیتی تبدیل کرده است که مرز میان قوه مجریه و نهاد رهبری را در موضوعات امنیتی عملاً نادیده میگیرد.
جالب آنکه ادعاهای خرازی نشان میدهد که این انتصاب نیز در راستای همان نقشهای است که مجتبی خامنهای برای تسلط بر همه اهرمهای قدرت طراحی کرده است.
خرازی در ادعاهای خود به صراحت از تغییر شورای عالی امنیت ملی و جابهجایی ذوالقدر و جایگزینی رضایی سخن گفته است. با توجه به سابقه رضایی، حضور او در این پست را میتوان نشانهای از بازگشت نسل بنیانگذار سپاه به مرکز ثقل تصمیمگیریهای کلان دانست.
در کنار این دو انتصاب، شش فرمانده عالیرتبه نظامی نیز با حکم رهبر منصوب شدند. این انتصابات که در پی کشتهشدن جمعی از فرماندهان ارشد در جنگ اخیر صورت گرفته، شامل تغییرات کلیدی در ستاد کل نیروهای مسلح، فرماندهی سپاه و نیروی دریایی سپاه است.
علی عبداللهی به عنوان رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، کیومرث حیدری به عنوان جانشین رئیس ستاد کل، احمد وحیدی به عنوان فرمانده کل سپاه با اعطای درجه سرلشکری، مصطفی ایزدی به عنوان جانشین فرمانده کل سپاه و علی عظمایی به عنوان فرمانده نیروی دریایی سپاه منصوب شدهاند.
در کنار این تغییرات، یکی از مهمترین تحولات ساختاری، ادامهی ادغام قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در ستاد کل نیروهای مسلح است.
قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا که در سال ۱۳۶۲ در خلال جنگ ایران و عراق تأسیس شد، عالیترین قرارگاه عملیاتی نظامی در ایران بود کە مسئولیت طراحی، هماهنگی و نظارت عملیاتی نیروهای مسلح را برعهده داشت.
پیش از این، این قرارگاه به عنوان عالیترین نهاد عملیاتی، طراحی و هدایت جنگ را بر عهده داشت، در حالی که ستاد کل وظایف اجرایی و پشتیبانی را دنبال میکرد و در مدیریت مستقیم جنگ نقش نداشت. هدف از این ادغام، ایجاد یک ساختار فرماندهی کاملاً یکپارچه و حذف هرگونه موازیکاری در مدیریت جنگ است.
در کنار این تحولات، اظهارات جنجالی محمدباقر خرازی، دبیرکل تشکل حزبالله ایران و از بستگان سببی خانواده خامنهای، ابعاد تازهای از رقابتهای درونی را آشکار کرده است.
خرازی در ادعاهای خود گفته است که اصغر حجازی، قائممقام دفتر رهبر پیشین، موفق شد سید مجتبی خامنهای را سه سال از بیت پدرش طرد کند.
در صورتیکە این سخن واقعیت داشته باشد، کمترین ربط مستقیمی به حجازی ندارد و تصمیم شخصی یکی از خامنهایها (علی یا مجتبی) بوده که نشان از اختلافات شدید پدر و پسر دارد.
او همچنین ادعا کرده است که پزشکیان بارها استعفا داده و مجتبی تهدید کرده است که اگر یکبار دیگر استعفا دهد، آن را خواهد پذیرفت. همین امر موجب شده است که پزشکیان و کابینهاش از اهرم فشار استعفا برای پیشبرد مقاصد خود نتوانند استفاده کنند.
هرچند دفتر رهبر و دولت پزشکیان این ادعاها را به شدت تکذیب کردند، اما این اظهارات نشاندهنده فضای پرتنش و رقابتهای درونی در میان جناحهای نزدیک به قدرت است.
نکته قابل تأمل آنکه خرازی در همان ادعاها به صراحت از انتصاب محسن رضایی به جای ذوالقدر سخن گفته است که تنها چند روز بعد، این ادعا با صدور احکام رسمی محقق شد. این همزمانی، اعتبار نسبی به روایت خرازی از پشتپرده قدرت میبخشد.
با کنار هم قرار دادن این قطعات، تصویر نسبتاً روشنی از وضعیت کنونی به دست میآید. انتصابات اخیر نشان میدهد که وفادارترین و مطمئنترین چهرهها، در حساسترین پستهای نظامی و امنیتی جای گرفتهاند.
بازگشت حسین طائب، قویترین نشانه بر احیای مجدد چهرههای نزدیک به مجتبی خامنهای و پایان دوران سلطه جریان رقیب در بیت رهبری است.
محسن رضایی با تجمیع دو نقش حساس، به قدرتمندترین چهره در عرصه تصمیمگیری امنیتی کلان کشور تبدیل شده است.
ادغام قرارگاه خاتمالانبیا در ستاد کل، نشان از عزم برای ایجاد یک ساختار فرماندهی یکپارچه و چابک در شرایط جنگ و پساجنگ دارد.
در نهایت، ترکیب طائب، رضایی، وحیدی و رئیس اطلاعات سپاه، که معلوم نیست، یک بلوک هماهنگ را میسازد که هرگونه امکان بروز اختلافنظر یا موازیکاری در سطوح راهبردی را به حداقل میرساند.
آنچه از این تحولات برمیآید، ترسیم یک ساختار قدرتمند، متمرکز و کاملاً هماهنگ در بالاترین سطوح نظامی و امنیتی کشور است.
این ساختار جدید، که با محوریت و تأیید مستقیم مجتبی خامنهای شکل گرفته است، نشان از عزم جدی برای پایان دادن به هرگونه چندصدایی و ایجاد یک بلوک امنیتی یکپارچه در شرایط بحرانی دارد.











