top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

چرا با وجود از دست دادن بخش عمده‌ای از نیروی دریایی خود، ایران همچنان یک تهدید دریایی است؟

  • May 1
  • 8 min read

تنظیم گزارش: سمیە توحیدی


با وجود وارد شدن خسارات سنگین به ناوگان متعارف ایران، تنگه هرمز همچنان به کانون بن‌بست راهبردی میان واشنگتن و تهران تبدیل شده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اتکا به توان نامتقارن، از جمله قایق‌های تندرو، مین‌های دریایی و سامانه‌های بی‌سرنشین، توانسته است کنترل کامل را از دسترس خارج کند و الگوی ممانعت از دسترسی را تثبیت کند. این ساختار بر فرسایش تدریجی، افزایش هزینه مداخله و حفظ اهرم فشار بدون ورود به جنگ تمام‌عیار استوار است.


کارزار دریایی فرماندهی مرکزی ایالات متحده خسارات سنگینی را به توان متعارف دریایی ایران وارد کرده است. ده‌ها شناور و سکوی دریایی ایران نابود یا از کار افتاده‌اند، یا در کف خلیج فرو رفته‌اند. با وجود این موفقیت‌ها، تنگه هرمز همچنان محور اصلی بن‌بست کنونی میان واشینگتن و تهران است.


در هفته گذشتە، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دو کشتی کانتینربر را که قصد خروج از خلیج داشتند توقیف کرد و برای تصرف کشتی سومی نیز بە اقدام دست یازید، اما در نهایت موفق بە توقف آن نشد.


این رخدادها نخستین توقیف‌های تأییدشده کشتی به دست سپاه پاسداران از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه بود.


جمهوری اسلامی ایران همچنین می‌کوشد از کشتی‌هایی که از این تنگه عبور می‌کنند عوارض ترانزیتی را دریافت کند. چنین اقدامی می‌تواند رویه‌ای را ایجاد کند که به نیروهای نیابتی حوثیِ تهران چراغ سبز دهد تا کشتیرانی در تنگه باب‌المندب را نیز تهدید کنند و تردد دریایی بین‌المللی را پیچیده‌تر سازند. در این میان پرسش این است:

ایران چگونه، با وجود از دست دادن بخش عمده‌ای از نیروهای متعارف دریایی خود، همچنان می‌تواند خلیج و تنگه هرمز را تهدید کند؟

برای فهم وضعیت کنونی در آب‌های اطراف شبه‌جزیره عربستان، باید به راهبرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهایی توجه کرد که این راهبرد را اجرا می‌کنند.


بیشتر شناورها و سکوهای متعارف ایران که در حملات نیروهای ائتلاف اسرائیل و آمریکا، غرق یا از کار افتاده‌اند، متعلق به ارتش، یعنی نیروهای مسلح منظم ایران، بودند.

در مقابل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ناوگان دریایی نامتقارنِ مستقل خود را حفظ کرده است که مشخصاً برای عملیات در تنگه هرمز طراحی شده و بخش بزرگی از آن همچنان سالم مانده است. سپاه از همین توان برای تهدید این تنگه استفاده می‌کند.

ساختار سازمانی و تجهیزاتی این نیروی غیرمتعارف بر مفهوم «ناوگان پشه‌ای» استوار است کە حاکی از پراکندگی و چندلایه بودن آن است که برای جنگ نامتقارن و نمایش تهدید طراحی شده است.


در این ساختار، قایق‌های تندرو و مسلح در گروه‌های هماهنگ عمل می‌کنند و در کنار آن‌ها شناورهای کم‌ردپا، از جمله لنج‌های ماهیگیری و دیگر شناورهای غیرنظامی، برای مأموریت‌هایی مانند مین‌گذاری مخفیانه به کار گرفته می‌شوند.


سپاه این لایه دریایی را با سامانه‌های بی‌سرنشین تقویت می‌کند و هم‌زمان از موشک‌های بالستیک و کروز ضدکشتی برای ایجاد بازدارندگی و محدود کردن دسترسی دشمن به منطقه عملیاتی استفاده می‌کند.

هدف از این معماری نظامی، پیروزی در یک نبرد دریایی بزرگ و تعیین‌کننده نیست؛ بلکه فرسایش، ایجاد اصطکاک عملیاتی، افزایش هزینه و کند کردن حرکت دشمن است.

افزون بر این، نیروی دریایی سپاه پاسداران الگوی تولید نیرو و عملیات خود را نه بر پایه ناوهای بزرگ، بلکه بر اساس پراکندگی، سرعت و حجم بالا طراحی کرده است.


بسیاری از قایق‌های تهاجمی سریع سپاه ارزان، سبک، بسیار چابک و مجهز به موشک‌های کوتاه‌برد ضدکشتی، راکت و تیربارهای سنگین هستند. برخی از این شناورها حتی برای عملیات انتحاری و حمل مواد منفجره آماده‌سازی شده‌اند.

 

آرایش نظامی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای محیط ساحلیِ متراکم و پیچیده تنگه هرمز بهینه شده است.


در این چارچوب، حسگرها و سامانه‌های آتش به‌صورت انعطاف‌پذیر و غیرمتمرکز عمل می‌کنند. این ساختار به نیرو اجازه می‌دهد حداقل تلفات را داشتە و هم‌زمان سرعت و تداوم عملیات را حفظ کند.

از سوی دیگر، نیروی دریایی سپاه شناورها را به‌گونه‌ای طراحی و تولید می‌کند که کم‌هزینه باشند، از محدودیت‌های تحریمی عبور کنند و در شرایط جنگی به‌سرعت جایگزین شوند.

این رویکرد به ایران امکان می‌دهد با هزینه‌ای نسبتاً پایین حجم عملیاتی بالایی ایجاد کند و در عین حال دارایی‌های باارزش دشمن و اقتصاد دریایی جهانی را در معرض خطر قرار دهد.

 

در سطح عملیاتی، نیروی دریایی سپاه به تاکتیک‌های هجوم گروهی و کوتاه‌سازی زمان درگیری متکی است.


هدف از این روش‌ها برهم زدن عملکرد نیروهای دریایی برتر است. شناورهای کوچک از چند جهت نزدیک می‌شوند و اغلب خود را در میان تردد غیرنظامی پنهان می‌کنند.

این اقدام باعث اشباع سامانه‌های شناسایی و دفاعی می‌شود. سپس این شناورها فاصله را برای حمله یا ایجاد مزاحمت کاهش می‌دهند.

 در سطح راهبردی، این رویکرد به‌دنبال کنترل کامل نیست. هدف آن صرفا ایجاد ممانعت از دسترسی است. این الگو عبور از آبراه‌های کلیدی را دشوار می‌کند. همچنین هزینه‌های اقتصادی و نظامی مداخله را افزایش می‌دهد.


این روند بدون کشیده شدن به جنگ تمام‌عیار ادامه می‌یابد و اهرم فشار بر این مبنا حفظ می‌شود.

مفهوم عملیات نیروی دریایی سپاه بر بهره‌گیری از جغرافیا و عدم تقارن استوار است. تنگه‌های باریک به مناطق مناقشه‌برانگیز تبدیل می‌شوند. در این مناطق، تداوم حضور و ابهام عملیاتی به سود مدافع عمل می‌کند.

مسیرهای کم‌عمق و باریک تنگه هرمز در نزدیکی قلمرو عمان، کشتی‌های عبوری را ناگزیر به نزدیک شدن به آب‌های ایران می‌کند.


استقرار مین‌های دریایی از سوی ایران خطر رهگیری و متوقف‌سازی را افزایش می‌دهد. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی عملیات مین‌گذاری در تنگه را آغاز کرده است.

 

گروه‌های مین دریایی ایران، از جمله مهام-۲، برای آب‌های کم‌عمق طراحی شده‌اند. این مین‌ها از حسگرهای پیشرفته استفاده می‌کنند و شناسایی آن‌ها دشوار است.


این ویژگی‌ها عملیات پاک‌سازی مین را پیچیده می‌کند. مهام-۷ از مواد غیرفلزی و طراحی غیرمتعارف بهره می‌برد. این ساختار احتمال شناسایی با سونار را کاهش می‌دهد. حسگرهای مغناطیسی و صوتی چندمحوره به این مین امکان می‌دهد انواع شناورها را هدف قرار دهد.


این توانمندی‌های نامتقارن باعث شده است که تضعیف ناوگان متعارف ایران به کنترل کامل دریایی از سوی ایالات متحده و متحدانش منجر نشود.

خلیج و تنگه هرمز همچنان خارج از کنترل مطلق باقی مانده‌اند. در نتیجه، مرکز ثقل عملیاتی درگیری به توانمندی‌های نامتقارن نیروی دریایی سپاه منتقل شده است، تا جاییکە، تنگه هرمز اکنون بە یک میدان ممانعت از دسترسی بدل شدە است.

در این میدان، فرسایش تدریجی به تهران اجازه می‌دهد با وجود خسارات تاکتیکی، کشتیرانی جهانی را در معرض خطر نگه دارد.

 

 تهدیدی که نابودی آن دشوار است

 

در حالی که بخش‌های اصلی و سنگین ناوگان دریایی متعارف ایران از میدان خارج شده‌اند، سامانه‌های ساده‌تر مانند پهپادها، قایق‌های تندرو کوچک و مین‌های دریایی کە باقی ماندەاند، یک ساختار نظامی را ایجاد کرده‌اند که در برابر نابودی قاطع مقاومت می‌کند.


این توانمندی‌ها را می‌توان مهار کرد، اما نمی‌توان به‌طور کامل از بین برد. این مسالە نیز دلایل مشخص خود را دارد.

تسلیحات مورد استفاده در جنگ دریایی نامتقارن ارزان، پرتعداد و به‌راحتی قابل توزیع هستند. نابودی صدها مورد از آن‌ها تنها بخش کوچکی از موجودی کل را از بین می‌برد، زیرا سپاه پاسداران هزاران شناور از این نوع را در اختیار دارد و حتی در حین درگیری نیز قادر به جایگزینی آن‌هاست.

افزون بر این، این شناورها به‌سختی شناسایی می‌شوند و هدف قرار دادن آن‌ها دشوارتر است. داده‌های مبتنی بر منابع علنی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران برای توان بازدارندگی دریایی نامتقارن خود پناهگاه‌های زیرزمینی ایجاد کرده است، همان‌گونه که برای ساختار موشکی خود شهرهای زیرزمینی ساخته است.

ذخایر مین‌های دریایی ایران نیز به هزاران عدد می‌رسد. این مین‌ها می‌توانند به‌صورت پنهانی، از نقاط پراکنده در امتداد سواحل گسترده و سخت‌دسترس ایران، یا از طریق عوامل قابل‌انکار که در پوشش غیرنظامی فعالیت می‌کنند، مستقر شوند.

در نهایت، مؤلفه رباتیک نیروهای تهران نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. برخلاف موشک‌ها که توان آن‌ها همواره به فرسایش و کاهش تعداد سکوهای پرتاب محدود می‌شود، پهپادهای ایرانی پیش‌تر توانایی خود را در وارد کردن خسارت به کشتیرانی تجاری نشان داده‌اند.

 

پارادوکس آتش‌بس در تنگه هرمز

 

با حضور دائمی تهدید ناشی از توان دریایی نامتقارن ایران، تلاش برای برقراری آتش‌بس میان ائتلاف آمریکا و اسرائیل و جمهوری اسلامی با پیچیدگی جدی روبه‌رو است.


آتش‌بس دو هفته‌ای اخیر که به‌دلیل وضعیت مناقشه‌آمیز تنگه هرمز شکننده بود، در همین هفته به پایان رسید و به‌طور رسمی تمدید نشدە است.

پس از ازسرگیری درگیری‌ها در اوایل هفته، ترامپ به‌صورت یک‌جانبه بازه زمانی آتش‌بس را تمدید کرد. ایران در پاسخ تعلل کرد و اعلام کرد تا زمانی که محاصره در این گذرگاه حیاتی برقرار باشد، آتش‌بس بی‌معنا است.

رویکرد ایران در این مرحله بر تهدید به مین‌گذاری، نمایش آشکار تحرکات گروهی برای بازدارندگی کشتی‌های عبوری، و حملات محدود و هدفمند برای تقویت این پیام‌ها متمرکز است.


هدف تهران محدودسازی قابل‌مدیریت تردد است، نه بستن کامل تنگه. این رویکرد به ایران اجازه می‌دهد سطح فشار را بر اساس شرایط تنظیم کند.


ایران احتمالاً این راهبرد را ادامه می‌دهد تا موقعیت خود را پیش از مذاکرات احتمالی تقویت کند، مگر آن‌که ایالات متحده معادله هزینه و فایده را تغییر دهد یا تحولات داخلی توازن قدرت را دگرگون سازد.

 

زنجیره فرماندهی پنهان در تهران: مذاکره‌کنندگان آشکار، اختیار نهان

 

زمانی که دونالد ترامپ آتش‌بس اخیر را به‌صورت یک‌جانبه تمدید کرد، از تهران خواست یک پیشنهاد واحد را ارائه دهد.


اختلاف میان هم‌پیمانان آمریکا در پیمان آتلانتیک شمالی درباره نحوه برخورد با جنگ از پیش آشکار بود. با این حال، عبارت به‌کاررفته از سوی دولت آمریکا صریح‌ترین اشاره تا آن زمان به وجود جناح‌های متعدد در میان نخبگان ایران بود. این جناح‌ها برای کسب قدرت با یکدیگر رقابت می‌کنند.

 

حتی پیش از جنگ کنونی نیز در درون حکومت ایران جریان‌های تندرو مخالف گفت‌وگو با آمریکا حضور داشتند.


امیرحسین ثابتی از جمله این افراد است. این چهره‌ها اغلب نقش بیان‌کنندگان غیررسمی دیدگاه‌های جناح‌های رادیکال در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را ایفا می‌کنند.

با این حال، علی خامنه‌ای پیش از کشته شدن توانسته بود تا حدی انضباط را بر مراکز قدرت رقیب تحمیل کند. نتایج این انضباط در گفت‌وگوهای هسته‌ای سال ۲۰۱۵ دیده شد.

 پس از کشته شدن علی خامنه‌ای در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، پسرش مجتبی به‌صورت اسمی جای او را گرفت.


در وهلە کنونی این سطح از انضباط تقریباً از میان رفت. کشته شدن علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز به تشدید این روند کمک کردە است.


این تحولات شکاف میان رهبری سیاسی و دستگاه امنیتی به رهبری سپاه پاسداران را افزایش داد. نبود یک روحانی قدرتمند در رأس ساختار قدرت این شکاف را عمیق‌تر کرد.

 

حملات هدفمند علیه مقام‌های ارشد ایران به‌طور متناقض موجی از پیام‌ها با تأکید بر اراده سیاسی ایجاد کردە است.

مقام‌های ارشد حکومت در رسانه‌های اجتماعی بر وحدت و انسجام تأکید دارند. این نوع پیام‌رسانی در نظام‌های اقتدارگرا معمولاً نشانه فشار درونی است. این وضعیت بیش از آن‌که نشان‌دهنده قدرت باشد، نشانه تنش است.

بازتاب این پیام‌ها در رسانه‌های غربی نیز به آشکار شدن شکاف‌ها کمک کرد. این روند به‌جای پنهان کردن اختلاف‌ها، آن‌ها را برجسته کرد.

 

ساختار قدرتی که گفت‌وگوهای ایران را هدایت می‌کند پیچیده است. محمدباقر قالیباف با وجود ریاست مجلس اختیار نهایی در گفت‌وگوها را در دست ندارد.

سپاه پاسداران کنترل مستقیم بر تصمیم‌گیری دیپلماتیک اعمال می‌کند. این نهاد در موارد متعدد نظر دیپلمات‌های غیرنظامی را کنار زده است.

 این وضعیت انعطاف ایران در گفت‌وگوها را محدود می‌کند و از سوی دیگر، عقب‌نشینی‌های علنی اخیر درباره غنی‌سازی اورانیوم و دسترسی به تنگه هرمز را نیز توضیح می‌دهد.


گزارش‌ها نشان می‌دهد حلقه نزدیک به احمد وحیدی در حال پیشبرد ترجیحات خود است. این حلقه از فشار در حوزه دریایی استفاده می‌کند. او به‌احتمال زیاد نفوذ عملیاتی خود را به نفوذ سیاسی تبدیل کرده است.


 شکاف در میان نخبگان ایرانی نیز پدیده تازه‌ای نیست. این شکاف در شرایط جنگی شدت می‌گیرد. نشانه‌های واگرایی در دو ماه گذشته بارها دیده شده است.

یکی از نمونه‌های مهم به اظهارات مسعود پزشکیان مربوط می‌شود. او اعلام کرد که ایران به کشورهای عربی حوزە خلیج حمله نخواهد کرد. پس از این اظهارات، یگان‌های سپاه پاسداران حملات موشکی به این کشورها انجام دادند.

با نگاهی بە تحولات بعد از آغاز جنگ چهل روزە، پویاییهای قدرت در داخل ایران، روند مذاکرات را به‌طور مستقیم محدود می‌کند.


تندروهای مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تلاش‌های دیگران را برای حفظ انعطاف دیپلماتیک تضعیف می‌کنند.


گزارش‌های رسانه‌ای درباره احتمال هدف قرار گرفتن چهره‌هایی مانند احمد وحیدی از سوی آمریکا، بازتاب‌دهنده منطق اجبار است. هدف این منطق، حذف اخلالگران از معادله است.


با این حال، حملات حذف سران تاکنون اثر محدودی بر نظام ایران داشته‌اند. این حملات در بسیاری موارد، به‌جای تعدیل نتایج، انسجام تندروها را تقویت کرده‌اند. این روند بازده سیاسی و نظامی هرگونه حمله برای حذف سران را محدود می‌کند.

وضعیت کنونی نشان می‌دهد کە برتری نظامی متعارف الزاماً به کنترل راهبردی منجر نمی‌شود. پراکندگی، هزینه پایین و قابلیت جایگزینی سریع ابزارهای نامتقارن، امکان حذف کامل این تهدید را از میان برده است.

در سطح سیاسی، شکاف میان ساختار رسمی و نهادهای امنیتی در ایران، انعطاف مذاکراتی را محدود کرده و تصمیم‌گیری را پیچیده‌تر کرده است.


در نتیجه، تنگه هرمز به میدان فشار کنترل‌شده تبدیل شده که در آن توازن شکننده میان بازدارندگی و تشدید تنش حفظ می‌شود.


اما آنچە در این میان حائز اهمیت است، تداوم رویکرد ایدئولوژیک در سیاست خارجی تصمیم گیرندگان جمهوری اسلامی ایران است کە میتواند بە بە بهای درگیریهای بیشتر منجر شود.

 



 
 
bottom of page