چرا عراقیها ناتوان از شناسایی پایگاههای اسرائیل در این کشور بودند؟
- 3 hours ago
- 4 min read

در تحولی که پیچیدگیهای میدان امنیتی عراق را آشکار میکند، اطلاعات تازهای درباره وجود پایگاههای پنهانی در داخل خاک این کشور مطرح شده است، این موضوع بە ویژە در رابطە با حملات اسرائیل از داخل خاک عراق بە ایران، میتواند تنشهای بسیار حساس منطقهای و بینالمللی را هر چە بیشتر افزایش دهد.
در حالی که طی دو روز گذشتە خبرگزاریها از وجود دو پایگاە هوایی و اطلاعاتی اسرائیل در صحرای عراق در جریان حملە بە ایران خبر دادهاند، این اطلاعات جنجالهای گستردهای را در خصوص نحوە و میزان کاربردی بودن این پایگاهها در مقابلە علیە جمهوری اسلامی ایران برانگیختە است.
.
آنچه کە بعد از یکسال پنهانکاری اقدامات اسرائیل در عراق آشکار شدە است، یک رخنه امنیتی بە شمار میرود که پیامدهای آن صرفا نمیتواند بە عملکرد دستگاههای سیاسی عراق محدود شود، بلکه نهادهای امنیتی و نظامی این کشور را نیز در بر میگیرد.
گستردگی این رخنه امنیتی و نظامی نشاندهنده خلل دستگاههای ذیربط در توان پیگیری و کنترل، بهویژه در محیط عملیاتی پیچیدهای مانند عراق است.
بر اساس پیگیریها، این فعالیتها در دورهای انجام شدەاند که جنگ چهل روزە میان ایالات متحده آمریکا و اسرائیل از یکسو و ایران از سوی دیگر به اوج خود رسیده و عراق عملا به صحنه عملیات تبدیل شده بود.
در همان دورە، آسمان عراق به دلیل موقعیت جغرافیایی این کشور، که آن را میان دو طرف درگیری قرار داده، به گذرگاهی دائمی برای موشکها و هواپیماها، چه آمریکایی و اسرائیلی و چه ایرانی، تبدیل شده بود.
پوشش آمریکایی و سازوکارهای استتار
بر اساس پیگیری خط سیر پروازها، عامل تعیینکننده در موفقیت این عملیاتها، پوشش آمریکا بوده است. ایالات متحده آمریکا، بر اساس توافقنامههای موجود، از سال ۲۰۰۳ تاکنون بدون وقفه عملیاتهای ویژهای را در داخل عراق اجرا کرده است.
از همین رو بە نظر می رسد کە از سوی مقامات نظامی آمریکایی، ماهیت برخی عملیاتهای دقیق لزوماً ایجاب نمیکند کە طرف عراقی در جریان قرار گیرد و همین مسئله فضای مانور گستردهای ایجاد میکند.
در این چارچوب، عنصر استتار بهعنوان عامل اصلی مطرح میشود، زیرا از تجهیزات، سلاحها و هواپیماهای آمریکایی استفاده شده است که حتی در صورت بروز مشاهدات اتفاقی، مانند مورد چوپانی که محل را کشف کرد، موجب برانگیخته شدن سوءظن نشده است.
ضعف امکانات در برابر گستردگی چالشها
وسعت صحرای عراق اگرچه یکی از عوامل تسهیلکننده بوده است، اما میتوان گفت کشورهای دیگری مانند عربستان سعودی نیز از بیابانهای وسیعتری برخوردارند، بیآنکه توانسته باشند چنین نقشی را برای اسرائیل در زمینه استتار ایفا کنند.
بە نظر میرسد کە در آن برهە و حتی در مقطع کنونی، مشکل اصلی در ضعف امکانات اعم از فقدان رادارهای پیشرفته،ماهواره، پهپاد و نیز در محدودیت تواناییهای فنی در عراق کاملا مشهودند.
نیروهای نظامی عراق با وجود چنین کاستیهایی، قادر به مهار انعطافپذیری بالا و امکانات پیشرفته نیروهای آمریکایی نبودهاند و همین موضوع شکاف در کنترل را افزایش داده و مأموریت رصد و پایش را دشوارتر کرده است.
محاسبات سیاسی مانع تنشآفرینی میشود
در بُعد سیاسی، دولت عراق، بهویژه دولت پیشین، تمایلی به تنشآفرینی با ایالات متحده آمریکا نداشتە و ندارد. دلیل این موضوع را میتوان بە ملاحظات سیاسی داخلی این کشور نسبت داد.
تلاش رهبران عراق برای حفظ قدرت و پرهیز از هر اقدامی که میتوانست خشم دولت آمریکا را برانگیزد، بهویژه در شرایطی که نقش و نفوذ وتوی آمریکا در صحنه سیاسی عراق آشکار بود، را میتوان یکی از دلایل این وضعیت دانست.
مقامات عراقی، حتی کسانی که اطلاعات جزئی درباره این فعالیتها داشتهاند، نیز ترجیح دادهاند تحت تاثیر پیچیدگیهای موازنە جدید در منطقە، وارد تقابل با واشنگتن نشوند.
نفوذ ایران
در این میان نمیتوان نقش ایران را نیز نادیده گرفت. تهران، چه از طریق نفوذ عقیدتی و چه از راه گروههای نیابتیاش، بازیگری موثر و نزدیک به سطح نفوذ آمریکا در عراق بوده است.
با این حال، این نقش بە دلیل تغییر قواعد درگیری دچار تغییر گشتە و همین موضوع میزان تأثیرگذاری آن را نسبت به گذشته کاهش داده است.
در این میان، دولت عراق تلاش کرده است تا میان دخالتهای آمریکا و جمهوری اسلامی ایران توازن حساسی را برقرار کردە و موفقیت نسبی این کشور نیز در این بوده که مستقیماً وارد درگیری نشده است.
با این حال، این توازن شکننده نیز بوده است، بهویژه آنکه برخی طرفها، به دلیل تحرکات گروههای مسلح و هدف قرار دادن کشورهای منطقە، عراق را بخشی از محور درگیری میدانستند.
در این زمینە سیاسی، دولت عراق با درک محدودیت ابزارهای دولت، عمدتاً به صدور بیانیههای محکومیت و ابراز نگرانی بسندە کردە است.
مدیریت بحران یا به تعویق انداختن آن؟
در این میان، با توجە بە فضای سیاسی عراق و نفوذ پروکسیهای کشورها منطقە، این پرسش مطرح میشود که دولت عراق تا چه اندازه از آنچه در حال وقوع بوده آگاه بوده است.
بە نظر می رسد کە کاملا بعید باشد دولت عراق از چنین مسالەای با پیامدهای سیاسی وسیع، کاملاً از این اقدامات بیاطلاع بوده باشد. از همین رو تصور میشود کە درصدد معوق گذاردن بحران بودە است تا مستقیما در آن دورە بحرانی با پیامدهای آن روبرو نشود.
زیرا هدف اصلی، چە در آن برهە و چە در مقطع گذار کنونی، حفظ توازن در روابط با آمریکا و ایران بوده است. آمریکا و جمهوری اسلامی ایران، هر دو از بازیگر اصلی در داخل عراق به شمار میروند.
تا کنون واکنشهای رسمی، نسبت بە این رخنە عملیاتی و امنیتی کمرنگ بودە است. تمامی طرفها، چه دولتی و چه غیردولتی در عراق از تقابل با آمریکا پرهیز میکنند.
کمرنگ بودن این واکنشها را میتوان بهویژه با درک پوششی که واشنگتن برای این عملیاتها فراهم نمودە درک کرد. ارتباط مجموعە عملیات صورت گرفتە از داخل خاک عراق با تحرکات نیروهای ائتلاف و استقرار مجددشان در منطقه نیز میتواند از دلایل دیگر این امر باشد.
با این وجود نمیتوان از یاد برد کە ایجاد پایگاههایی در این سطح نمیتواند در مدت کوتاهی انجام شده باشد، بلکه نتیجهٔ برنامهریزی طولانی و دقیق بوده است.











