چرا ملل تحت ستم در ایران بایستی با تردید بە کنگرە آزادی ایران بنگرند؟
- Mar 31
- 6 min read

رامیار حسینی
بیش از یک ماه پیش، در تاریخ ٢٣ و ۲۴ فوریە، دیالوگ برای ایران بە کنگرە آزادی ایران تغییر نام داد. این تغییر نام نتیجە نشستی در تاریخ مذکور بود کە طی آن، با حضور بیش از سی نفر و بر اساس اعلام سایت رسمی خودشان، تصمیم گرفتە شد کە نام این گروه تغییر کند. در روزهای ٢٨ و ٢٩ مارس نخستین نشست کنگرە آزادی ایران، با مشارکت شخصیتهای حقیقی و حقوقی برگزار شد. پرداختن بە افراد و شخصیتهای برگزار کنندە و مهمانان این پنلها کاملا خارج از موضوع این یادداشت است. به جای آن، این متن با نگاهی بە خود این کنگرە، سایت، مفاد، مدیریت و عملکرد آن، بە تناقضات درونی این کنگرە با هدف تعریف شدەاش بپردازد.
شاید نخستین و برجستەترین تناقض، یک تناقض عمدتا مورد تسامح قرار گرفتە مبتنی بر تمایزات زبانی و هویتی در میان ساکنان فضای سرزمینی ایران باشد کە از آن عمدتا با عنوان ملت ایران تعریف شدە است. هنگامی کە در مورد تکثر در ایران صحبت می شود، مهمترین و برجستە ترین نوع آن تکثر زبانی است. در وبسایت رسمی کنگره، در بخشی تحت عنوان «این کنگرە چه نیست»، آمدە است:
ابتکاری انحصاری یا انحصارطلب نیست. این کنگره تلاشهای همراستای دیگری را که اهداف مشابهی را دنبال میکنند به رسمیت میشناسد و استقبال میکند
واضح است کە چنین رویکردی با اعمال انحصارگرایانهای که تنها یک زبان را در نظر میگیرد، در تضادی عمیق قرار دارد. این «دیگری» یک زبان دیگر دارد کە فارسی نیست. همانطور کە به خوبی ثابت شدە است کە این «دیگری» نە صاحب گویش محلی بلکە صاحب زبان مستقل خود است.
کنگرە آزادی ایران در وبسایت خود تنها از زبانهای فارسی و انگلیسی استفادە میکند. از همین رو، عدم استفادە از زبانهای کردی، ترکی، عربی، بلوچی، لری و ... در این کنگرە اتفاقی نیست، بلکە بازتابی از نگرش بنیادینی است کە در رتوریک خود از تکثرگرایی سخن میراند و در عمل دوبارە مرکزگرایی مبتنی بر زبان فارسی را بازتولید می کند.
گردانندگان این وبسایت، کە بازتاب دهندە ترجیحات فکری و ایدیولوژیکی آنان نیز می باشد، حتی هیچ بهانە تکنیکی یا لجیستکی را برای این موضوع در سایت خود مطرح نکردەاند.
در بخش پرسشهای سایت، هیچ سوالی از این دست وجود ندارد کە آیا با ادامە هژمونی تک زبانی میتوان اساسا بە تکثرگرایی در ایران امید بست یا نە؟
با رجوع بە تاریخ تحریف نشدە کردستان، میتوان استدلال کرد کە در صد سال اخیر هر بار کە فرصتی برای ملت کرد بهوجود آمده است تا با حکومت مرکزی مذاکرە کنند، همیشە بە رسمیت شناختن زبان جزو اولین درخواستها بودە است.
اما در این میان، این پرسش اصلی در کانون قرار میگیرد کە چرا میتوان از زبان انگلیسی استفادە نمود، اما از دیگر زبانهای زندە موجود در فضای سرزمینی ایران استفادە نکرده و حتی در مورد آن سخنی نگفت.
نمیتوان از تکثرگرایی و دمکراسی سخن گفت و در عمل حتی یک معذرتخواهی ریاکارانه بابت عدم استفاده از سایر زبانهای داخل ایران را بە خاطر افکار عمومی ارائە نکرد.
در مقطع کنونی، بدون هیچگونە شبهەای، اذهان عمومی و جامعە مدنی در کردستان و ایران چنان ارتقا یافتە است کە توان تشخیص نیات دموکراسیخواهانە یا اقتدارگرایانە را داشتە باشد.
یکی دیگر از تناقضات مهم این کنگرە بە شیوە دعوت از جریانهای سیاسی، اعم از شخصیتهای حقیقی و حقوقی است.
در بخش «این کنگرە چە نیست» آمدە است کە کنگرە آزادی ایران، یک نهاد سیاسی یا ارگان حاکمیتی نیست، بلکە، ابتکاری مدنی است برای پشتیبانی از روندهای سیاسی در دوره بحران، با میانجیگری واقعگرایانه و تقویت مسئولیتپذیری و مشارکت سازنده.
تضاد اولیه در این بخش این است کە از یک طرف اعلام میکند کە یک نهاد سیاسی و حاکمیتی نیست، در حالیکە اعضای شواری هماهنگی آن شامل چهرەهایی هستند که نە تنها سیاسی، بلکە صاحب عناوینی در احزاب سیاسی و رسمیاند.
البتە بایستی افزود کە نهاد سیاسی نخواندن این کنگرە کە بە شدت سیاسی است، خود شبهە برانگیز بودە و بە نوعی سیاست یک بام و دو هوا بە نظر می رسد.
در ادامە این گزارش بە پشتیبانی از روندهای سیاسی اشارە میکند. این به معنای آن است که کنگره به وجود نهادهای سیاسی در میان خود که در واقع همان احزاب و جریانهای سیاسی هستند، اذعان دارد.
بە عنوان مثال اگر واقعا قصد پشتیبانی از روندهای سیاسی را داشت چرا از مرکز ائتلاف احزاب کردستان ایران، بە عنوان یک روند سیاسی و متشکل، دعوت ننمود و بە اشخاصی رجوع کرد کە در راس رهبری احزاب خود، در مرکز ائتلاف احزاب کردستان حضور دارند؟
چرا احزاب عرب الاحواز، احزاب آذربایجان، بلوچستان و هزاران انجمن موجود مخالف جمهوری اسلامی را بە رسمیت نشناختە و از آنها دعوت نکردە است؟
یکی دیگر از تناقضات درونماندگار این کنگرە، در واقع به اولین سوال مطرحشده در سایتشان برمیگردد که به این صورت آمده است : بازسازی اعتماد و همبستگی اجتماعی با نزدیکشدن دورهای پرخطر از گذار،.
چگونه میتوان اعتماد و همکاری معنادار را در جامعهای خسته، آسیبدیده و عاطفیـقطبیشده بازسازی کرد؟
حال فارغ از حضور یا عدم حضور یک جریان یا یک حزب یا احزاب، کنگرە با حذف جریانهای سیاسی مانند حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) نشان داد کە نە تنها همچون یک نهاد سیاسی عمل کرده است، بلکە ادعای تلاش برای اعتماد و همبستگی اجتماعی با عملکردشان در تضاد قرار گرفته است.
در این بارە، نمی توان صرفا رتوریک و برگزاری پنلهای تخصصی، اعتماد و همبستگی را مورد بحث قرار داد، بلکە باید این مفاهیم در عمل نیز انعکاس یابند.
در ادامە، بر اساس مندرجات موجود در وبسایت، گردانندگان آن، جامعە را خستە، آسیب دیدە و عاطفی- قطبی شدە تعریف میکنند و این دیدگاه با ادعای تلاشهای مدنی برای گذار در تناقض است.
از همین رو بە نظر میرسد کە این کنگرە بیشتر اقدامی نخبەگرایانە است و نە مدنی. جامعەای کە تحت حاکمیت یک سیستم استبدادی است کە در دە سال اخیر بارها بە خیابان آمدە، مبارزە کرده، تجربەهای مبارزە خیابانی و مدنی را از سر گذراندە است، را چگونە میتوان خستە و آسیبدیدە قلمداد کرد.
با رویکردی نمادین نیز، کنگرە آزادی ایران آنگونە کە بە نظر میرسد، گردانندگان آن از همان ابتدا، ایران را به عنوان کشوری قائم به ذات، پیشینی و فراتاریخی قلمداد کردەاند کە تنها مشکل ساختار سیاسی آن عدم وجود دمکراسی بودە و بە جای پرداختن عمیق بە مشکل فقدان دمکراسی در ایران، آن را بە جمهوری اسلامی فروکاستەاند.
در بخشی از وبسایت آن، به پرچم و نماد اشاره شده است. استفاده از پرچم سهرنگ بهعنوان پرچم ملی ایران نشاندهنده آن است که عقلانیت حاکم بر این کنگره، بهصورت پیشینی، وجود تنها یک پرچم ملی را چه با نشان شیر و خورشید و چه بدون آن پذیرفته است.
این امر در عمل بدین معناست که تمامی ملل تحت ستم در جغرافیای ایران، که دارای نماد و پرچم خاص خود هستند، ناگزیر خواهند بود بار دیگر به یک پرچم و یک نماد واحد رجوع کنند.
از سوی دیگر، این کنگره در وبسایت رسمی خود بهطور فعال از بهکاربردن عبارت ملل ایران پرهیز میکند و در مقابل، بدون هیچگونه تردیدی از عبارت ملت ایران استفاده میکند که از منظر بسیاری از ملل تحت ستم، و سخنرانان این کنگرە در دو روز قبل، بازتولید نادیدهانگاری تاریخی، نمادین و ملی آنان تلقی میشود.
در این بارە بە نظر می رسد کە بازشناسایی کثرتگرایی سیاسی و هویتی نخستین گام باشد، اما مسالە اساسی نحوه روایت آن است. زیرا در جمهوری اسلامی ایران نیز بە رغم برسمیت شناختە شدن کم و بیش تکثر، اما روایتی که این تکثر را تعریف کردە است هموارە با کاستیهای جدی مواجه بودە است.
در دوره پهلوی نیز هموارە چنین وضعیت مشابهی برقرار بود. در این چارچوب، مفاهیمی چون جامعه مدنی و تکثرگرایی در گفتمان این کنگره بهصورت کلیگویانه و فاقد دقت مفهومی به کار گرفته میشوند.
اگر قرار باشد تمام ساکنان ایران، بار دیگر ذیل عنوان ملت متحد و همبستە، همزبان، همفکر و هممذهب تحریف شدە و در همان چارچوب از آزادیهای مدنی برخوردار باشند، ، این امر نیز بهنوعی گریز از واقعیت ژرفی است که ملل تحت ستم در ایران در پی بیان آن هستند.
این رویکرد، از یکسو به سادهسازی مسئله میانجامد و از سوی دیگر، به بازتولید خشونت نمادین نهفته در مفهوم ملت ایران دامن میزند.
در مقابل، بهجای تلاش برای تعریف ملل تحت ستم در چارچوبهای از پیش تعیینشده، ضروری است این کنگره به بازاندیشی و بازسازی روایت ایرانیت بپردازد، زیرا ملل ساکن در این جغرافیا خود دارای روایتها و زبانهای خاص خویش برای خودشناسی هستند و مسئله اصلی، شنیده شدن این صداهاست.
در نهایت، این پرسش بنیادین مطرح میشود که آیا میتوان بدون در نظر گرفتن نمادها، زبانها و روندهای سیاسی ملل غیرفارس در ایران، به راهحلی پایدار دست یافت؟
ارجاع به نمادها در چارچوب بازگشت به دورههای مشروطه و پهلوی نشان میدهد که نه در گذشته و نه در وضعیت کنونی، تمایل جدی برای پذیرش این واقعیت وجود ندارد که ملل ساکن در ایران در فرایندی مبتنی بر اجبار، به یک پرچم، یک زبان و مفهوم ملت ایران تن دادە باشند و از همین رو بودە است کە همچنان در برابر آن مقاومت میکنند.
میتوان گفت کە مسالە اصلی کنگره آزادی ایران صرفا وجود چند ناهماهنگی پراکنده نیست، بلکه وجود مجموعهای از تناقضهای بههمپیوسته است .
کنگرهای که در وبسایت خود از انحصارطلب نبودن سخن میگوید، عملا فقط از زبان فارسی و انگلیسی استفاده میکند و زبانهای زندهای را چون کردی، ترکی، عربی، بلوچی نادیده میگیرد.
نهادی که خود را مدنی و غیرسیاسی معرفی میکند، در سطح مدیریت و شورای هماهنگی، به چهرهها و مناسبات آشکارا سیاسی متکی است.
سازوکاری را که مدعی بازسازی اعتماد و همبستگی اجتماعی است، با حذف یا نادیدهگرفتن جریانهای متشکل، از جمله مرکز ائتلاف احزاب کردستان ایران و نیز جریانهایی مانند پژاک، در عمل به بازتولید بیاعتمادی دامن میزند.
اما اصرار بر مفهوم ملت ایران، پرهیز از عبارت ملل ایران و پذیرش پیشینی یک پرچم واحد نشان میدهد که این کنگره، با وجود رتوریک تکثرگرایانه، همچنان در چارچوب روایتی مرکزگرا و فارسیمحور حرکت میکند.











