پژاک و کنگره آزادی ایران: حذف اولیه و فشار برای بازگشت
- 1 day ago
- 5 min read

سارا بیاتیان
برگزاری کنگره آزادی ایران در لندن، با وجود شعار اتحاد برای آزادی، با حذف اولیه حزب حیات آزاد کردستان و سپس دعوت مجدد آن، شکافهای ساختاری در اپوزیسیون را برجسته کرد. این رخداد مسئله تکثر اتنیکی و سیاسی و جایگاه نیروهای سازمانیافتهای چون پژاک را به مرکز توجه آورد. همزمان، ابهام در منابع مالی، محدود بودن مشارکت واقعی اقلیتها و فقدان برنامه اجرایی روشن، پرسشهایی جدی درباره شفافیت، سازوکار تصمیمگیری و کارآمدی این ابتکار ایجاد کرده است.
در حالی که کنگره آزادی ایران با شعار «اتحاد برای آزادی» در لندن در حال برگزاری است، ابتدا یکی از قویترین نیروی سازمانیافته مخالف جمهوری اسلامی، یعنی حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)، حذف شد. سپس، تحت فشار موج انتقادها و حمایت گسترده نیروهای دموکراسیخواه، مجبور به عقبنشینی شده و دعوت مجددی از این حزب انجام گرفت.
این حذف و دعوت مجدد، یک سوءتفاهم ساده نبود، بلکه نشانهای واضح از مهندسی تفرقه، ترس عمیق از قدرت واقعی کردها در سازماندهی و مبارزه و همچنین تلاشی برای حفظ سلطه مرکزگرای فارسمحور بود.
در این بارە، ایمان عبدی، فعال حقوق بشر، فضای حاکم بر کنگره را با توییتی تند اینگونه توصیف کرده است:
آنچه که در امروز کنگره آزادی ایران دیده میشد، وجود اقلیتها بود بدون حق مدیریت، نه زنان و نه ملتها، سهمی در مدیریت و حتی سهمی در اختصاصیسازی فضا نداشتند. فضا مردانه و مرکزگرا و فارسمحور و ایرانگرا بود. حتی در این فضا نیز خودی و غیرخودی وجود داشت و غیرخودی تنها حضور داشت.
این توصیف، واقعیت تلخ کنگره را آشکار میکند: حضور نمادین برخی اقلیتها و زنان، تنها به منظور تزئین و مشروعیتبخشی ظاهری بوده است، بدون کوچکترین نقش در تصمیمگیری، مدیریت یا تخصیص فضا.
تأمین مالی، پشتپردهها و نیروهای تأثیرگذار
کنگره آزادی ایران در وبسایت رسمی خود بهعنوان «ابتکار مستقل ایرانیان» معرفی گشتە و تاکید دارد که هیچ دولت یا سازمان خارجی در شکلگیری آن نقشی نداشته است.
با این حال، تامین مالی این رویداد همچنان بهطور کامل مبهم باقی مانده است. ادعا شده است که بودجه این کنگره توسط کارآفرینان ایرانی تأمین میشود، اما به دلیل عدم انتشار فهرست حامیان مالی، مبالغ دقیق و منابع، این ادعا نمیتواند اعتماد عمومی را جلب کند.
شورای هماهنگی کنگره عمدتا از چهرههایی با گرایش سلطنتطلب سابق و مرکزگرا تشکیل شده است. نشست دو روزه با بیش از ۲۰۰ مدعو و حدود ۸۰ سخنران، بیشتر به یک جلسه فشرده سخنرانی و تندخوانی شباهت داشتە است تا یک کنگره سیاسی جدی با عمق و برنامهریزی.
بسیاری از ایرانیان در شبکههای اجتماعی آن را به دورەای فشرده تشبیه کردهاند که فاقد وزن سیاسی واقعی است.
آنها میگویند خروجی این رویداد عملا صفر بوده است: نه برنامه مشخص و عملی برای دوران گذار ارائه شده، نه سازوکاری برای اجرای تصمیمات تعریف گردیده و نه هیچ ظرفیت اجرایی واقعی در آن دیده میشود.
وحشت جمهوری اسلامی و اپوزسیون، از قدرت سازماندهی کردها
جمهوری اسلامی ایران به خوبی آگاه است که پژاک نیرویی تأثیرگذار و دارای قدرت سازمانیافته برجستهای در میان اپوزیسیون است.
این حزب از پایگاه مردمی عمیقی در کردستان برخوردار بودە و همچنین روابط گستردهای با سایر ملل در ایران و حتی در سطح منطقه برقرار کرده است. حذف اولیه پژاک در واقع دقیقا در این زمینه معنادار بود.
رژیم جمهوری اسلامی از هرگونه اتحاد کردها به شدت وحشت دارد. ائتلاف اخیر شش حزب کردستان ایران که پژاک نیز یکی از اعضای آن بود، میتواند به یک وزنه واقعی تبدیل شود.
جمهوری اسلامی سالهاست با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» عمل میکند و هر نشانهای از همگرایی کردها را تهدیدی وجودی برای خود میبیند. حذف اولیه پژاک در راستای همین راهبرد جمهوری اسلامی ایران معنا می یابد.
برخی از اپوزیسیون چپ و راست ایرانی نیز از این اتحاد کردها به شدت هراس دارند. کردها برخلاف بسیاری از جریانهای اپوزیسیون دیاسپورا، دارای سازماندهی مستقل، نیروی مسلح منظم، تجربه مبارزه میدانی و پایگاه مردمی ارگانیک هستند.
این ویژگیها آنها را به نیرویی در میدان واقعی تبدیل کرده است که صرفا به بیانیهها و فعالیت در شبکههای اجتماعی، بسنده نکرده است.
برای جریانهای مرکزگرا، چنین قدرتی تهدیدی جدی برای سلطهجویی سنتی و یکدستسازی سیاسی به شمار میرود. آنها ترجیح میدهند اپوزیسیون را در قالب ائتلافهای کاغذی نگه دارند تا کردها به عنوان بازیگر اصلی ظاهر نشوند و توازن قدرت به نفع تکثر واقعی تغییر نکند.
در این بارە، شهرام موصلچی، روزنامهنگار، در مصاحبه با آرنانیوز تاکید میکند:
اگر ائتلافی از همان ابتدا برخی بازیگران را کنار بگذارد، این سؤال پیش میآید که این حذف و چینش سلیقهای بر پایه چه اساسی صورت گرفته؟ این بیشتر به مهندسی سیاسی شبیه است تا همگرایی طبیعی و متکثر.
کامبیز غفوری، سخنگوی ایران آلترناتیو که خود نیز در کنگره حضور داشتە و یکی از سخنرانان این کنگره بود، نیز به صراحت اعلام کرد:
صد در صد مخالف حدف پژاک هستم. اولین حذف، نقطه شروع حذفهای بعدی خواهد بود... اگر حذف سیستماتیک باشد، نشانهای بسیار بسیار نگرانکننده است.
پس از موج گسترده انتقادها، شورای هماهنگی کنگره عقبنشینی کرد و دعوت از پژاک مجددا تجدید شد. نماینده اصلی حزب، ریوار آبدانان، در کنگره حضور یافته و سخنرانی خواهد کرد.
عقبنشینی کنگره و بیانیه پژاک
حزب حیات آزاد کردستان در بیانیه رسمی مورخ ۹ فروردین ۱۴۰۵ اعلام کرد: پژاک از ابتدا با دریافت دعوت رسمی، با رویکردی مثبت از کنگره استقبال کرد؛ اما در ادامه، بدون توضیح روشن، نام و جایگاه نمایندگی آن از برنامه حذف شد که مغایر با اصول دموکراتیک بود.
در واکنش، پژاک موضعی انتقادی اتخاذ نمود که با موج گستردهای از حمایت همراه شد. در ادامه، بخشی از اعضای شورای هماهنگی کنگره روند اصلاح این اقدام را پیگیری کردند که در نهایت به تفاهمی مجدد انجامید.
در این بارە، پژاک از تمامی شخصیتها و نیروهایی که در دفاع از معیارهای دموکراتیک تلاش کردند سپاسگزاری نمودە و تأکید کرد کە مسائل میان احزاب کردستان در چارچوب همپیمانیها و از طریق گفتوگو حلوفصل خواهد شد.
این عقبنشینی هرچند مثبت است، اما نگرانیهای بنیادین را برطرف نمیکند. حذف اولیه نشان داد که تمایل به چینش سلیقهای و حذف نیروهای مستقل در هسته تصمیمگیری وجود دارد. چنین رفتاری اعتماد کامل ایجاد نمیکند و سوالهایی درباره شفافیت و نیت اصلی را همچنان زنده نگه میدارد.
کنگره آزادی ایران با حذف اولیه پژاک بذر شکاف کاشت و عقبنشینی نهایی نتوانست نگرانیهای ساختاری را کاملا از بین ببرد.
بە نظر می رسد تا زمانی که شفافیت کامل در تامین منابع مالی، دلایل حذف اولیه و برنامه اجرایی واقعی ارائه نشود، این کنگره بیشتر به نمایش سیاسی سطحی، و نە پروژهای جدی برای آزادی ایران بدل خواهد شد.
هر سازمان یا کنگرهای که برای سراسر ایران تشکیل شدە و خود را مدعی مبارزه برای دموکراسی میداند، باید تمامی گروهها و احزاب فعال در جغرافیای ایران را نه تنها در بر گیرد، بلکه از همان ابتدا آنها را در سازماندهی امور و فرآیندهای تصمیمگیری دخیل کند و شفافیت کامل در قبال آنها داشته باشد.
دعوت از این گروهها تنها بهعنوان مهمان، بدون در نظر گرفتن نقش مؤثر و مشارکت واقعیشان، نشاندهنده این است که چنین کنگرهای نه دموکراتیک خواهد بود و نه فراگیر.
کردها با هوشیاری استراتژیک و حفظ اتحاد باید بازی را به نفع ایجاد یک ایران دموکراتیک، چندصدایی و عادلانه بچرخانند.
آینده ایران نیازمند اتحاد واقعی بر پایه احترام به کثرت اتنیکی و سیاسی است، نه نمایشهای فاقد وزن و خروجی عملی.
کردستان و احزاب آن حق دارند در مرکز هر گفتگوی جدی درباره آینده ایران قرار بگیرند، نه در حاشیه و بهعنوان مهمان.











