top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

ایران همچنان نگران حمله زمینی از سمت کردستان است

19 minutes ago
5 min read



علی‌اصغر فریدی


سفر بافل طالبانی به تهران، فراتر از یک دیدار دیپلماتیک، نشانه‌ای از حساسیت جمهوری اسلامی ایران نسبت به تحولات اقلیم کردستان است. نگرانی تهران، نه لزوماً تهاجم زمینی بلکه احتمال تبدیل مرزهای غربی به کانون فشار ترکیبی شامل عملیات محدود، حمایت خارجی و تحرک احزاب کردستانی است. در این میان، موضع اقلیم برای جلوگیری از استفاده از خاک آن، در کنار فشارهای آمریکا و تهران، موقعیتی شکننده را ایجاد کرده است. بنابراین، لغو سناریوهای نظامی پیشین الزاماً به معنای حذف تهدید نیست، بلکه شکل و ابزار آن را تغییر داده است.

 

سفر بافل طالبانی، رهبر اتحادیه میهنی کردستان، به تهران و گفت‌وگوهای او با مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر پرده از یکی از حساس‌ترین دغدغه‌های امنیتی جمهوری اسلامی، ترس از حمله زمینی از سمت اقلیم کردستان بر میدارد.


در حالی که قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی صراحتا اعلام کرده است که آمریکا در جنگ چهل‌روزه قصد داشت از مسیر اقلیم کردستان بە اقدام نظامی علیه ایران دست زند، اما با همکاری اقلیم و واکنش سریع نیروهای مسلح این طرح خنثی شد، با این حال باید پرسید که آیا این سناریو واقعا منتفی شده یا صرفا به تعویق افتاده است؟


طرحی که لغو شد، اما فراموش نشد


بر اساس گزارش‌های متعدد رسانه‌ای، از جمله منابع نزدیک به اسرائیل و رسانه‌های غربی، طرحی مشترک میان آمریکا و اسرائیل برای حمله زمینی به ایران از خاک کردستان عراق وجود داشته که در آن احزاب کردستان ایران قرار بوده با پشتیبانی هوایی آمریکایی و اسرائیل به سمت تهران پیشروی کنند.


این طرح که هدف نهایی آن ضربه به ساختار حاکمیتی جمهوری اسلامی و ساقط کردن آن بود، با مخالفت ترکیه و به‌ویژه رجب طیب اردوغان مواجه شد و دونالد ترامپ آن را لغو کرد.


با وجود عدم اجرای طرح حمله زمینی، می‌توان گفت، لغو یک طرح به معنای پایان خطر نیست. ایران بارها نشان داده که این سناریو را جدی می‌گیرد و حتی در اوج درگیری‌ها، حملات پهپادی و موشکی خود را به پایگاه‌های گروه‌های مسلح کرد در اقلیم کردستان ادامه داده است.


به عبارت دیگر، تهران این تهدید را «فعال» و «در دست اقدام» می‌داند، نه یک فرضیه دور از ذهن.

 

چرا ایران از کردها می‌ترسد؟


ترس ایران از کردها ریشه در چند عامل استراتژیک دارد. نخست، جغرافیای مرزی است، مرزهای غربی ایران با عراق و به‌ویژه اقلیم کردستان، طولانی و نفوذپذیر است و هرگونه ناامنی در منطقه می‌تواند مستقیما به داخل خاک ایران سرایت کند.


دوم، سابقه درگیری است، ایران سال‌هاست که با احزاب کردستانی در این مناطق درگیر است و بارها پایگاههای آن‌ها را هدف قرار داده است. این درگیری‌ها نشان می‌دهد که تهران مسالە کرد را نه صرفا یک اقلیت اتنیکی، بلکه یک تهدید امنیتی سازمان‌یافته تلقی می‌کند.

عامل سوم، هم‌سویی راهبردی میان کردها و برخی بازیگران بین‌المللی است. کردها که دهه‌هاست هدف سرکوب سیستماتیک، تبعیض اقتصادی و انکار حقوق بنیادین فرهنگی و سیاسی از سوی حکومت مرکزی بوده‌اند، طبیعی است که از هر حمایتی استقبال کنند که بتواند به بهبود وضعیت‌شان یا پیشبرد مطالبات تاریخی‌شان کمک کند.

در همین حال، اسرائیل و آمریکا نیز در تضعیف نفوذ منطقه‌ای ایران منافعی می‌بینند. این هم‌پوشانی منافع را نباید با رابطه‌ای نیابتی و یک‌طرفه یکی گرفت،


کردها بازیگری مستقل با اهداف و مطالبات تاریخی خود‌اند، نه ابزاری در دست دیگران. با این حال، همین هم‌سویی راهبردی نگرانی تهران را افزایش داده است.


از نگاە تهران، تعامل کردها با قدرت‌های خارجی هموارە مشکل آفرین بودە است، اما از منظر کردها، این تعامل‌ها اغلب واکنشی طبیعی به دهه‌ها سرکوب داخلی و نه گزینه‌ای ایدئولوژیک یا خیانت‌آمیز قلمداد شدە است.

 

آیا حمله زمینی واقعاً ممکن است؟از منظر نظامی، حمله زمینی گسترده به ایران سناریویی پیچیده و پرهزینه است.

کارشناسان نظامی آمریکایی بارها تاکید کرده‌اند که چنین عملیاتی به نیرویی بسیار فراتر از ۵۰ هزار نظامی مستقر در منطقه نیاز دارد و به دلیل نبود پایگاه زمینی مناسب و پیچیدگی‌های جغرافیایی، احتمال آن نزدیک به صفر ارزیابی می‌شود.

اما این به معنای منتفی بودن کامل خطر نیست. سناریوهای محتمل‌تر شامل عملیات محدود نیروهای ویژه برای تصرف نقاط راهبردی مانند جزایر خلیج فارس یا حملات هدفمند به زیرساخت‌های انرژی است.

سناریوی دیگر نیز همکاری با احزاب کردستان ایران، در مرزهای غربی است، در این سناریو که یک فشار ترکیبی به حکومت ایران وارد خواهد کرد، ترکیبی از حملات هوایی آمریکا و عملیات زمینی نیروهای کرد خواهد بود.

از منظر کردها، این رویکردی است که بیشتر بر پایه هم‌گرایی منافع دوطرفه شکل می‌گیرد تا رابطه‌ای فرمان‌بردارانه، چرا که این نیروها اهداف و مطالبات مستقل خود را دنبال می‌کنند، نه صرفا اجرای دستورات یک قدرت خارجی.

 

نقش اقلیم کردستان، متحد یا میدان نبرد؟


موضع رسمی اقلیم کردستان، به‌ویژه پس از سفر بافل طالبانی رئیس اتحادیه میهنی کردستان به تهران، تاکید بر عدم اجازه تبدیل این منطقه به محلی برای ناامنی علیه ایران است.


طالبانی صراحتا اعلام کرده است که اقلیم کردستان برای اجرای توافق‌های تهران-بغداد و توسعه روابط آمادگی کامل دارد.

اما در پشت پرده، واقعیت پیچیده‌تر است. اقلیم کردستان تحت فشارهای متعدد داخلی و خارجی قرار دارد و نمی‌تواند کاملا مستقل از معادلات منطقه‌ای عمل کند. از سوی دیگر، آمریکا در حال برنامه‌ریزی برای قطع کمک‌های نظامی به اقلیم کردستان است و قرار است تفاهم‌نامه پنتاگون با دولت اقلیم در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ منقضی شود.

این تحولات می‌تواند اقلیم را در موقعیتی آسیب‌پذیر قرار دهد و آن را به میدان نبرد غیرمستقیم قدرت‌های بزرگ تبدیل کند.

 

چه چیزی محتمل‌تر است؟


با توجه به اتفاقات چند ماه گذشته و داده‌های موجود، می‌توان سه سناریو را متصور شد، سناریوی نخست، تداوم وضعیت موجود، یعنی ادامه درگیری‌های محدود مرزی، حملات پهپادی و موشکی ایران به پایگاه‌ها و مقرهای احزاب کردستان ایران، و فشار دیپلماتیک آمریکا از طریق تحریم و محاصره دریایی است.

سناریوی دوم، گشایش کریدور کردستان است، یعنی عملیات زمینی نیروهای مسلح کرد با پوشش هوایی و لجستیکی آمریکا و اسرائیل، همراه با امید به پیوستن گسترده جوانان کرد و گسترش دامنه اعتراض‌ها تا تهران.

این سناریو، برخلاف حمله زمینی کلاسیک، نیازی به حضور مستقیم و گسترده نیروی زمینی آمریکا ندارد و از این نظر، از نظر لجستیکی محتمل‌تر و کم‌هزینه‌تر برای واشنگتن به‌نظر می‌رسد، همین ویژگی است که آن را به گزینه‌ای جدی‌تر از آنچه در نگاه نخست به‌نظر می‌رسد بدل کرده است.


سناریوی سوم، حمله زمینی گسترده و کلاسیک آمریکا با هدف تصرف تهران است که همچنان از سوی اغلب کارشناسان نظامی بعید ارزیابی می‌شود. برخی تحلیلگران معتقدند حتی اگر آمریکا نیروی زمینی را به کار گیرد، تمرکز آن بیشتر بر اشغال محدود نوار ساحلی جنوب  در هرمزگان و بوشهر خواهد بود، نه حرکت مستقیم به‌سمت تهران.


هراسی واقعی، خطری مبهم


ترس ایران از حمله زمینی از سمت کردستان، هرچند از منظر نظامی کلاسیک شاید بعید به نظر برسد، اما از منظر امنیتی و سیاسی کاملا قابل درک است.

تهران هرگونه تحرک در مرزهای غربی را از دریچه نگرانی از جنگ‌های نیابتی منطقه‌ای می‌بیند و آماده‌باش دائمی خود را حفظ کرده است، نگاهی که بیشتر بازتاب‌دهنده بدبینی تاریخی حکومت است تا توصیف دقیق ماهیت رابطه کردها با متحدان بین‌المللی‌شان.

در نهایت، احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران، از هر مسیری، با توجه به تداوم تنش‌ها و عدم دستیابی به توافق جامع، همچنان وجود دارد.


اما شکل این حمله، به احتمال زیاد، ترکیبی از فشارهای اقتصادی، حملات هوایی محدود، و همکاری میدانی با متحدان محلی، از جمله نیروهای کرد بر پایه منافع مشترک خواهد بود، نه یک تهاجم زمینی تمام‌عیار.


با این حال، در معادلات پیچیده خاورمیانه، هیچ سناریویی را نمی‌توان کاملا رد کرد، به‌ویژه زمانی که پای منافع قدرت‌های بزرگ و ائتلاف‌های منطقه‌ای در میان باشد.

 
 
bottom of page