اعتصاب سلاحی شناخته شده در دست مردم علیه استبداد است

اعتصاب عمومی در کردستان طی دو دهه گذشته از یک واکنش اعتراضی به الگویی پایدار برای بیان نارضایتی جمعی تبدیل شده است. از اعتراضهای پس از کشتهشدن شوانه سیدقادر در سال ۱۳۸۴ تا اعتصابهای مرتبط با اعدام زندانیان سیاسی و جنبش ژن، ژیان آزادی، بازار، مدارس، دانشگاهها و بخشهایی از جامعه مدنی بارها همزمان تعطیل شدهاند. تجارب کردستان، ایران ، لهستان و سودان نشان میدهد اعتصاب زمانی از پیامدهای سیاسی بیشتری برخوردار است که پایدار و همراه با اعتراض خیابانی باشد. با این حال، اعتصاب بهتنهایی ضامن تغییر نیست و واکنش نیروهای امنیتی و شکاف در ساختار قدرت تعیینکنندهاند.
بیش از دو دهه است که اعتصاب عمومی به یکی از شناسنامهدارترین شیوههای اعتراض مدنی در کردستان بدل شده است. این شیوه، که کسبه و بازاریان، کارگران، معلمان، دانشجویان و رانندگان را در یک صف مشترک قرار میدهد، بارها در واکنش به قتل، شکنجه و اعدام فعالان و زندانیان سیاسی کرد به کار گرفته شده و هر بار پیام روشنی به حاکمیت مخابره کرده است.
و آن پیام این است که،مردم کردستان با سکوت خود، نه با شعار خیابانی، هم میتوانند ارادهشان را اعلام کنند.
نقطه آغاز قتل شوانه سیدقادری
سرچشمه این سنت اعتراضی را باید در تیر ۱۳۸۴ جستوجو کرد. غروب ۱۸ تیر آن سال، ماموران انتظامی در مهاباد بهسوی شوانه سیدقادری، جوانی از فعالان کرد در مهاباد تیراندازی کردند.
آنان پس از زخمیکردن، او را شکنجه دادند، کشتند و پیکر مثلهشدهاش را با بیاحترامی تحویل خانوادهاش دادند.
این جنایت بهجای ایجاد رعب، خشمی سراسری برانگیخت. اعتراضها از مهاباد آغاز شد و به سقز، سنندج و دیگر شهرهای کردستان کشیده شد. در سقز نیروهای مسلح بهروی تظاهرکنندگان آتش گشودند و شمار زیادی کشته و زخمی شدند. سرانجام در ۱۶ مرداد ۱۳۸۴، خشم انباشتهشده به یک اعتصاب سراسری در سطح کردستان بدل شد.
این رویدادی از آن پس هرساله گرامی داشته میشود و به الگویی برای اعتراضهای بعدی تبدیل شد.
فرزاد کمانگر و یارانش
پنج سال بعد، در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، فرزاد کمانگر معلم و فعال مدنی کامیارانی، به همراه فرهاد وکیلی، علی حیدریان، شیرین علمهولی و مهدی اسلامیان اعدام شدند. حکومت جنازە این زندانیان اعدامی را نیز تا کنون به خانوادههایشان تحویل ندادە است.
تنها چهار روز بعد، در ۲۳ اردیبهشت، با فراخوان احزاب و نیروهای سیاسی کرد، از سنندج و مهاباد گرفته تا کامیاران، سقز، بانه و بوکان، بازارها، مدارس، دانشگاهها و کارخانهها تعطیل شدند. این اعتصاب چنان یکپارچه بود که مسئولان جمهوری اسلامی ایران را بهشدت نگران کرد.
شهریور ١٣٩٧، خشم عمومی از حملات موشکی و سه اعدام
سال ۱۳۹۷ برای کردستان سالی پرتنش بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پایگاههای احزاب کردستان ایران را در اقلیم کردستان را هدف حملات موشکی قرار داد و کمی بعد، در ۱۷ شهریور، رامین حسینپناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی اعدام شدند.
مرکز همکاری احزاب کردستان ایران فراخوان اعتصابی را صادر و ۲۱ شهریور، بار دیگر کسبه و بازاریان شهرهای کردستان با تعطیلی محل کسبوکارشان به این فراخوان پاسخ دادند.
ژینا امینی و خیزش زن، زندگی، آزادی
در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، مرگ حکومتی ژینا امینی در بازداشتگاه پلیس تهران، خیزشی سراسری را در ایران رقم زد که از مراسم خاکسپاری او در سقز شعله گرفت.
مردم کردستان در طول این جنبش بارها تاکتیک اعتصاب عمومی را با تظاهرات خیابانی درآمیختند و صحنههایی از همبستگی و ایستادگی در برابر سرکوب از خود بهجای گذاشتند.
پخشان عزیزی و وریشه مرادی
دو سال بعد، در آبان ۱۴۰۳، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، دو زن زندانی سیاسی کرد، به اعدام محکوم شدند.
در واکنش بە صدور این احکام، احزاب سیاسی کردستان فراخوان اعتصاب دادند و در ۳ بهمن ۱۴۰۳، سنندج، مهاباد، سقز و دیواندره شاهد اعتصاب گسترده کسبه و بازاریان بودند، دستکم شش شهروند سنندجی نیز بهدلیل شرکت در این اعتصاب بازداشت شدند.
در چهارمین سالگر ژینا و باردیگر کردستان اعتصاب کرد
در ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ و همزمان با چهارمین سالگرد جانباختن ژینا امینی، ائتلاف نیروهای سیاسی کردستان ایران بار دیگر فراخوان اعتصاب عمومی دادند.
اینبار حتی چند زندانی سیاسی کرد نیز اعلام کردهاند در همبستگی با این حرکت، به اعتصاب غذا روی خواهند آورد، نشانهای از تداوم زنده این سنت مبارزاتی پس از دو دهه.
اعتصاب سلاح شناخته شده مردمان علیه استبداد
آنچه کردستان تجربه کرده است، در مقیاسی بزرگتر نیز بارها در تاریخ جهان تکرار شده است.
در ایران، اعتصاب کارگران صنعت نفت در پاییز ۱۳۵۷ یکی از تعیینکنندهترین ضربات به حکومت پهلوی بود، تولید نفت از شش میلیون بشکه در روز به صفر رسید و اقتصاد کشور را برای ماهها فلج کرد.
در لهستان، اعتصاب کارگران کشتیسازی لنین در گدانسک که در اوت ۱۹۸۰ با رهبری لخ والسا آغاز شد، به تاسیس جنبش همبستگی انجامید و مسیر فروپاشی حکومت کمونیستی لهستان را هموار کرد.
در سودان، اعتصاب سیاسی سراسری و نافرمانی مدنی که اتحادیه حرفهایهای سودان در سال ۲۰۱۹ رهبری کرد، سرانجام به برکناری عمر البشیر، دیکتاتور سهدهه این کشور، توسط ارتش خودش انجامید.
اعتصاب سراسری سقوط حکومت را تسریع میکند
نمونههای بالا از این واقعیت حکایت دارند که اعتصابهای گسترده و پایدار اقتصادی، بهویژه وقتی بخشهای حیاتی چون نفت، بازار و حملونقل را فلج کنند و با اعتراض خیابانی همراه شوند، از مؤثرترین ابزارهای فشار بر حکومتهای اقتدارگرا هستند.
چنین اعتصابهایی هزینه اداره کشور را برای حاکمیت بالا میبرند و میتوانند تردید را به دل نیروهای امنیتی و نخبگان وابسته به حکومت بیندازند، همان لحظهای که در سودان، ارتش را به کنارگذاشتن البشیر واداشت.
با این همه، عامل نهایی و تعیینکننده اغلب نه صرف اعتصاب، بلکه لحظهای است که نیروهای سرکوبگر از اطاعت سر باز میزنند یا بخشی از نخبگان حکومتی از قدرت فاصله میگیرند.
تجربه دو دهه اخیر کردستان نیز نشان میدهد که اعتصاب بهتنهایی، حتی وقتی بارها تکرار شود، فشار را انباشته میسازد اما تضمینی برای تغییر فوری ساختار قدرت نیست.
تداوم، دامنه جغرافیایی، سازمانیافتگی، و واکنش نیروهای امنیتی، همگی متغیرهایی هستند که سرنوشت هر اعتصاب سراسری احتمالی را رقم میزنند.
با این حال، آنچه از نگاه تاریخی میتوان با اطمینان گفت این است که هرچه اعتصاب گستردهتر، سراسریتر و پایدارتر باشد، فشار انباشته بر حکومت بیشتر و احتمال تسریع در تغییرات سیاسی بالاتر میرود، همانگونه که تجربه نفت در ۱۳۵۷، کارگران گدانسک در لهستان، و اعتصاب سیاسی سراسری در سودان نشان دادند.











