پاسداشت حافظە جمعی: روزهایی کە خیزش ژن، ژیان آزادی را رقم زدند (٥)
- Arena Website
- Sep 29, 2025
- 5 min read

۲۶ شهریور ۱۴۰۱ مصادف با ١٦ سپتامبر ٢٠٢٢، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی–اجتماعی کردستان و ایران قلمداد می شود. در این روز کە متعاقب قتل حکومتی ژینا امینی در تهران بود، سقز ، زادگاە ژینا امینی بە نقطە خیزشی فراگیر با شعار ژن، ژیان، آزادی بدل شد. این رویداد نه صرفاً یک واکنش عاطفی، بلکه نقطه تلاقی بحرانهای انباشته ساختاری، تبعیض جنسیتی و مطالبات دموکراتیکی بود که در حافظه سیاسی جمعی تمامی ساکنان ایران جای گرفتە است.
روزشمار این خیزش، امکان تحلیل دینامیکهای مقاومت، اشکال سازمانیابی و پیوند میان کنشها را در سطح کردستان و ایران فراهم میکند. در روزهای آینده، این روزشمار با هدف پاسداشت یاد جانباختگان و صیانت از حافظه سیاسی تاریخی ادامه خواهد یافت تا ابعاد گوناگون جنبش به دقت مستندسازی شود.
دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱؛ دانشگاهها در خط مقدم، اعتراضات پراکنده در شهرها
چهارمین روز مهرماه با فراخوانی برای اعتصاب عمومی در کردستان و ایران آغاز شد. اگرچه این فراخوان در همهجا عملی نشد، اما در بسیاری از شهرها مغازهداران کرکرهها را نیمهباز گذاشتند یا زودتر از معمول محل کار خود را ترک کردند. خیابانها هرچند آرامتر از روزهای گذشته به نظر میرسید، اما اعتراضات عصر و شب بار دیگر شعلهور شد.
در تهران، دانشگاهها به کانون اصلی اعتراض بدل شدند. دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، علامه طباطبایی و پلیتکنیک در محوطە دانشگاهه تجمع کردند و با شعارهایی علیه سرکوب حکومتی صدای خود را بلند کردند.
در قم، شهری مذهبی که کمتر به عنوان صحنه اعتراض شناخته میشود، دانشجویان دانشگاه قم گرد هم آمدند و شعارهای اعتراضی سر دادند. این حرکت، نماد گسترش اعتراضات به حوزههای سنتیتر ایران بود.
اعتراضات همچنین در اصفهان، تبریز، کرمانشاه، بابل، سنندج و دهها شهر دیگر ادامه یافت. هرچند در بسیاری نقاط تجمعها پراکنده و کوتاهمدت بود، اما حضور مردم نشان میداد خیزش همچنان زنده است و فشار سرکوب نتوانسته آن را خاموش کند.
۴مهر روزی بود که دانشگاهها بیش از پیش به خط مقدم آمدند و اعتراضات، حتی اگر پراکنده، در جغرافیایی وسیع جریان داشت.
سهشنبه ۵ مهر ۱۴۰۱؛ سنندج نیمهتعطیل، جرقه «جمعه خونین» در بلوچستان
در سنە (سنندج)، اعتصاب کسبه ادامه داشت و شهر حالتی نیمهتعطیل به خود گرفت. شبهنگام، مردم در محلههای مختلف به خیابان آمدند.
شعارها بار دیگر طنینانداز شد و نیروهای امنیتی با تیراندازی مستقیم واکنش نشان دادند. ویدیوهایی که در همان ساعات منتشر شد، تیراندازی مأموران به سمت ساختمانهای مسکونی را ثبت کرد؛ طبق اخبار مستند شدە، این شلیکها که دستکم دو نفربە زخمی شدن دو نفر منجر گردید.
در تهران، دانشگاههای تهران، امیرکبیر و بهشتی به کانون اعتراض بدل شدند. دانشجویان با شعارهایی چون «دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد» گرد آمدند.
در خیابانهای اطراف دانشگاه تهران نیز صدها نفر تجمع کردند و با روشنکردن آتش و شعارهای هماهنگ، برای ساعاتی کنترل خیابان را در دست گرفتند. در چندین شهر دیگر نیز درگیری میان معترضان و نیروهای امنیتی ادامه یافت.
بهرغم محدودیت شدید اینترنت، تصاویر متعددی از اجتماعات اعتراضی در شبکههای اجتماعی منتشر شد. در بسیاری از این ویدیوها، زنان و دختران در اقدامی نمادین روسریهای خود را به آتش کشیدند و جمعیت در پاسخ شعار «زن، زندگی، آزادی» سر داد.
این لحظه بار دیگر نشان داد که زنان در صف نخست خیزش ایستادهاند و اعتراض از یک مطالبه محلی به نمادی سراسری در سطح ایران بدل شده است. اما تکاندهندهترین خبرها از بلوچستان رسید.
در چابهار، یک دختر ۱۵ ساله بلوچ به دست ابراهیم کوچکزایی، فرمانده انتظامی این شهر، مورد تجاوز قرار گرفت. این جنایت موجی از خشم را در منطقه برانگیخت و به یکی از زمینههای اصلی شکلگیری اعتراضات و کشتار گسترده روز جمعه ۷ مهر در زاهدان انجامید؛ واقعهای که بعدها به جمعه خونین زاهدان شهرت یافت.
۵مهر روزی بود که دانشگاههای تهران، خیابانهای کردستان و خشم انباشته در بلوچستان، سه جبهه اصلی خیزش را به هم پیوند زدند؛ جبهههایی که هر یک با روایت خاص خود، در شعار مشترک زن، زندگی، آزادی همصدا شدند.
چهارشنبه ۶ مهر ۱۴۰۱ – از «برای» تا زندگی روزمره؛ اعتراض در صدا و تصویر
در شانزدهمین روز خیزش، اعتراضها تنها در خیابانها جریان نداشت؛ صدا و تصویر نیز به میدان آمدند.
شروین حاجیپور، خواننده جوان، ترانه اعتراضی «برای…»را که بر اساس توییتهای مردم نوشته شده بود، منتشر کرد.
این قطعه در مدت کوتاهی میلیونها بار شنیده شد و به سرودی غیررسمی برای جنبش «زن، زندگی، آزادی» بدل گشت. ساعاتی بعد، نیروهای امنیتی او را بازداشت کردند.
همزمان، دنیا راد، زنی جوان، به دلیل انتشار عکسی در حال صبحانه خوردن در کافهای در تهران بدون حجاب اجباری دستگیر شد. تصویری ساده که به نمادی از مقاومت مدنی روزمره در برابر اجبار بدل شد و در شبکههای اجتماعی بهسرعت دستبهدست شد.

در همین روز، تصاویری از حضور کودکان در صفوف نیروهای سرکوبگر منتشر شد. این تصاویر که نشان میداد کودکان با لباس بسیج یا یگان ویژه در کنار نیروهای مسلح قرار گرفتهاند، خشم و اعتراض گستردهای را برانگیخت.
استفاده ابزاری از کودکان برای نمایش قدرت و مشروعیت، به نمادی تکاندهنده از چهره واقعی سرکوب تبدیل شد.
۶مهر، خیزش ژن، ژیان آزادیم نهفقط در خیابان، بلکه در هنر، زندگی روزمره و افشاگریهای تصویری نیز جریان یافت و نشان داد اعتراض میتواند از موسیقی تا کافه و حتی از دل تصاویر کودکان بهخطشده ادامه یابد.
پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱ – هجدهمین روز خیزش؛ هشدار برای کودکان، ورود قم
هفدهمین روز خیزش «زن، زندگی، آزادی» با دو صحنه موازی به یاد مانده است: خیابانهای پرخشم و بیانیهای کمسابقه از سوی جامعه ادبیات کودک و نوجوان.
در پی انتشار گسترده تصاویر حضور کودکان در صفوف نیروهای سرکوبگر، بیش از ۸۰۰ نویسنده و فعال حوزه ادبیات کودک و نوجوان بیانیهای منتشر کردە و هشدار دادند:
براساس پیماننامه جهانی حقوق کودک و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان ایران، پاسخ هیچ معترضی، بهویژه نوجوانان، گلوله و زندان نیست.
در میان امضاکنندگان نامهایی چون مصطفی رحماندوست، مرضیه برومند و افسانه شعباننژاد به چشم میخورد. این بیانیه خواستار آزادی فوری نوجوانان بازداشتشده و پایان سرکوب خونین شد. چنین اقدامی هم به اعتبار امضاکنندگان و هم به گستردگی آن بیسابقه بود.
در خیابانها، مشهد شاهد تیراندازی نیروهای امنیتی به سوی مردم در میدان فلکه آب بود که چندین نفر زخمی شدند.
در اصفهان، یگان ویژه با موتورسیکلت به معترضان حمله کرد و دهها نفر با باتوم مجروح شدند. در سنندج و دیگر شهرهای کردستان، با وجود فضای امنیتی شدید، گروههایی شبانه در محلات گرد آمدند و شعار دادند. در قم، برای نخستین بار اعتراضات بهطور خیابانی شکل گرفت و با خشونت نیروهای امنیتی سرکوب شد.
۷مهر روزی بود که هم میدان اعتراض با خون و خشونت نوشته شد و هم جامعه ادبیات کودک صدای هشدار خود را بلند کرد؛ دو روی یک واقعیت: نسلی تازه زیر آتش گلوله، و نسلی پیشین که این بار سکوت نکرد.
جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱ – «جمعه خونین زاهدان» و پژواک آن در سراسر ایران
در مرگبارترین روز خیزش، خون در زاهدان جاری شد. پس از نماز جمعه، مردم برای اعتراض به تجاوز فرمانده پلیس به دختر ۱۵ ساله بلوچ در برابر مسجد مکی تجمع کردند.

آنچه کە در زاهدان رخ داد، به یکی از تلخترین صحنههای تاریخ خیزش زن، زندگی، آزادی بدل شد: نیروهای امنیتی بهطور مستقیم بهسوی جمعیت، حتی نمازگزاران، تیراندازی کردند.
به گزارش عفو بینالملل، دستکم ۶۶نفر، از جمله چند کودک، جان خود را از دست دادند. منابع محلی و علمای اهلسنت شمار قربانیان را تا ۹۰نفر برآورد کردند. خیابانهای زاهدان به رودخانهای از خون بدل شد و نام این روز با عنوان «جمعه خونین زاهدان»در حافظه جمعی ماندگار شد.
موج خشم بهسرعت از بلوچستان فراتر رفت. در تهران و اصفهان معترضان با شنیدن خبر کشتار شعار دادند: «زاهدان تنها نیست، ایران پشتیبان اوست.» در چابهار و دیگر شهرهای بلوچستان فضای امنیتی سنگین برقرار بود و اینترنت تقریباً بهطور کامل قطع شد.
واکنشها نیز گسترده بود. مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهلسنت زاهدان، این کشتار را فاجعه خواند و خواستار رسیدگی شد. سازمانهای حقوقبشری بینالمللی نیز خواهان تحقیقات مستقل شدند.
از این روز به بعد، هر هفته پس از نماز جمعه، زاهدان به صحنه تظاهرات اعتراضی مردم بلوچ بدل شد؛ تظاهراتی که شعارهای تند علیه حکومت و شخص علی خامنهای در آن طنینانداز بود.
۸مهر، نقطه عطفی در خیزش ژن، ژیان آزادی بود: روزی که بلوچستان قربانی خشونتی بیسابقه شد و خون مردم زاهدان، همبستگی تازهای در میان تمامی ساکنان ایران برانگیخت.











