وتوی آمریکا، طرح استفاده از احزاب کردستانی را برای ضربه به ایران را متوقف کرد
- Jun 8
- 5 min read

رامیار حسینی
در حالیکه جنگ چندلایه میان اسرائیل و ایران وارد یکی از پیچیدهترین مراحل خود از زمان ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شده است، مجموعهای از روایتهای امنیتی، تحلیلهای راهبردی و افشاگریهای منابع نزدیک به نهادهای اطلاعاتی اسرائیل نشان میدهد که یکی از مهمترین طرحهای تغییر موازنه قدرت در منطقه، نه در میدان نبرد، بلکه در سطح تصمیمگیری سیاسی در واشنگتن متوقف شده است، طرحی که محور آن استفاده از نیروهای کرد برای ایجاد یک فشار زمینی در داخل ایران بوده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از منابع نزدیک به ساختار امنیتی اسرائیل و دفتر دیوید بارنئا رئیس موساد، ایده استفاده از نیرووهای سیاسی کردستان برای ضربه به جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک سناریوی تاکتیکی نبوده، بلکه بخشی از یک دکترین گستردهتر برای جنگ چندلایه علیه ایران محسوب میشده است.
این منابع تاکید دارند که الهام اولیه این طرح به تجربه سال ۲۰۰۳ بازمیگردد که ایالات متحده آمریکا طی آن، از نیروهای کرد در اقلیم کردستان در عملیات سرنگونی حکومت صدام حسین استفاده کرد.
در آن عملیات، نیروهای کرد بهویژه احزاب کردستان در عراق، نقش زمینی مهمی را در پیشروی نیروهای ائتلاف داشتند.
در همین چارچوب بود کە احزاب کردستانی بهعنوان یکی از نیروهای کلیدی مطرح گشتە و متعاقب آن طبق روایتها و اسناد تاریخی، نیروهای مسلح این احزاب نخستین نیروهایی را هدایت کردند کە وارد بغداد و سپس به سمت کاخ صدام حسین حرکت کردند.
اکنون، بر اساس همان الگو، منابع اسرائیلی مدعیاند که بخشی از همان شبکههای کردی چە در عراق و چە در ایران برای سناریوی مشابهی علیه تهران در نظر گرفته شده بودند. این طرح بر این فرض استوار بوده است که نیروهای کرد در ایران و عراق میتوانند در یک جنگ احتمالی سال ۲۰۲۶ نقش نیروی زمینی مکمل را ایفا کنند.
برآوردهای مطرحشده در این طرح حتی گستردهتر از یک عملیات محدود بوده است. برخی منابع امنیتی از مشارکت بالقوه حدود هشت میلیون کرد و همچنین سایر گروهای اتنیکی - مذهبی مانند سنیها و بلوچها در یک سناریوی فشار داخلی گسترده علیه جمهوری اسلامی ایران سخن گفتهاند و این عملیات در ادبیات امنیتی اسرائیل بە عنوان بهمنی سیاسی تعبیر شدە است.
به تعبیر دیگر برآورد شده بود که با آغاز جرقە اول کل نظام بە مانند بهمن فروخواهد ریخت.
در این چارچوب، اسرائیل حتی آماده بوده است پشتیبانی هوایی کامل برای چنین عملیاتی فراهم کند کە شامل ایجاد منطقه پرواز ممنوع و ارائه آتش هوایی مداوم برای حمایت از پیشروی نیروهای زمینی بود.
همچنین ادعا شده است که بخشی از تسلیحات مورد استفاده در این طرح، از تجهیزات بهدستآمده در جنگ غزه و لبنان تامین و مجدداً بە احزاب کردستانی اختصاص یافتە است.
اما نقطه عطف ماجرا، تصمیم سیاسی در واشنگتن بود. بر اساس گزارشهای منتشرشده، رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، این عملیات را وتو کرده است.
در مورد علت این تصمیم، دو روایت متفاوت وجود دارد: برخی منابع از تاثیر مستقیم مقامات ارشد دولت آمریکا سخن میگویند و برخی دیگر نقش رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، را در هشدار به واشنگتن پررنگ میدانند.
در همین پرونده، نامهایی مانند معاون رئیسجمهور آمریکا، جی. دی. ونس نیز مطرح شده است.
برخی منابع اسرائیلی مدعیاند که او نسبت به ورود به یک جنگ گستردهتر با ایران در سال ۲۰۲۶ تردید جدی داشته و همین موضوع به افزایش فشار برای توقف طرح کمک کرده است. با این حال، این ادعا از سوی سخنگوی او، لوک شرودر، تکذیب و کاملاً نادرست توصیف شده است.
این اظهارات در حالی بازتاب می یابند کە در روزهای اولیە جنگ ٣٩ روزە، دونالد ترامپ در یکی از سخنرانیهایش اظهار داشتە بود کە جی دی ونس پیش از آغاز جنگ بزرگترین مخالف نبرد گستردە با ایران بود اما حالا او با من موافق است.
از سویی دیگر نیز نقش موساد و رئیس آن، دیوید بارنئا، برای آغاز جنگ بسیار برجسته بوده است. بارنئا در دیدارهایی با مقامات خارجی، از جمله در گفتوگوهای غیرمستقیم با دولت آمریکا، بر این باور تاکید داشته که سقوط جمهوری اسلامی میتواند در صورت تداوم فشار اقتصادی، نظامی و سیاسی، در بازهای حدود یک ساله پس از جنگ محتمل شود اما این سناریو مشروط به استمرار فشار حداکثری آمریکا بوده است.
طبق این تحلیل، اگر تحریمها، فشارهای دریایی در تنگه هرمز و محدودیتهای مالی کاهش پیدا کند، ساختار قدرت در تهران میتواند دوباره احیا شود و روند فروپاشی داخلی متوقف گردد.
در چنین شرایطی، حتی اگر سناریوی تغییر رژیم همچنان روی میز باقی بماند، پیچیدگی آن بهمراتب بیشتر خواهد شد و نیاز به طراحی کاملاً جدید خواهد داشت.
در طول جنگ ٣٩ روزە گزارشهایی از حملات محدود ارتش اسرائیل به روژهلات (کردستان ایران) منتشر شد کە طبق آن، هدف این حملات تضعیف نیروهای وابسته به سپاه پاسداران و بسیج در کردستان بوده است.
با این حال، برخی ارزیابیها نشان میدهد که تنها حدود ۱۰ درصد از اهداف تعیینشده در این بخش از عملیات بهطور کامل محقق شدهاند عددی که فاصله میان برنامهریزی و اجرا را بهخوبی نشان میدهد.
در کنار بعد نظامی، بُعد ژئوپلیتیکی مسالە کرد نیز بهشدت برجسته شده است. روژهلات، یک گره امنیتی در سطح خاورمیانه تلقی میشود.
این منطقه در نقطه تلاقی ایران، عراق، اقلیم کردستان و ترکیه قرار دارد و همین موقعیت جغرافیایی آن را به یکی از حساسترین معادلات ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل کرده است.
معادلهای که در آن، احتمال شکلگیری هر نوع خودمدیریتی کردی در غرب ایران، بهعنوان یک نقطه حساس برای ترکیه تلقی میشود.
تجربههای پیشین در سوریه پس از ۲۰۱۲ نیز باعث شدەاند کە آنکارا هرگونه تغییر توازن قدرت در کردستان را نه یک تحول جزئی، بلکه یک تهدید ساختاری برای امنیت ملی خود بداند.
چنین موقعیتی باعث شده است که روژهلات در صورت تشدید بحران، به یکی از میدانهای اصلی تقابل منطقهای تبدیل شود که در آن رقابت میان ایران، اسرائیل، آمریکا و ترکیه همزمان به هم گره میخورد.
ترکیه در این معادله موقعیتی دوگانه دارد، بە صورتی کە از یک سو متحد ناتو و شریک امنیتی آمریکا است و از سوی دیگر نسبت به هرگونه تغییر ژئوپلیتیکی در کردستان بهشدت حساس است.
همین مسئله باعث شده است که واشنگتن در روابط خود با کردها همواره رویکردی تاکتیکی و محدود، و نه استراتژیک و بلند مدت اختیار نماید.
از همینرو، نگاه ایالات متحده به نیروهای کرد همچنان در چارچوبی ابزارمحور و تاکتیکی باقی مانده است. واشنگتن در مقاطع مختلف از همکاری محدود با این نیروها استفاده نمودە است، اما همواره از تبدیل این رابطه به یک شراکت استراتژیک پایدار عمدتاً به دلیل حساسیت روابط با ترکیه، بهعنوان یک عضو کلیدی ناتو خودداری کردە است.
اتخاذ چنین رویکردی باعث شده است که کردها در معادلات منطقهای در وضعیتی میانی باقی بمانند: در برخی مقاطع بهعنوان ابزار فشار علیه رقبا استفاده شوند، اما در لحظات تعیینکننده، در چارچوب موازنههای بزرگتر منطقهای کنار گذاشته شوند.
با این وجود، تا برهە کنونی، تمام احزاب روژهلات کردستان، با حفظ آگاهی سیاسی و برخورداری از حافظە سیاسی تلاش داشتەاند، بە رغم تمامی تضییقات، موضعی سنجیدە اتخاذ نمایند.
در نهایت، مجموعه این دادهها تصویری از یک معماری پیچیده امنیتی را در خاورمیانه ارائه میدهدکه در آن، در حالی که همزمان رقابت میان قدرتها، بازی بازیگران غیردولتی و شکافهای ژئوپلیتیکی در حال بازتعریف آینده منطقه هستند، یک عملیات محرمانه نظامی میتواند در سطح سیاسی متوقف شود، .
آنچه از دل این روایتها بیرون میآید، نه صرفاً شکست یا موفقیت یک طرح نظامی، بلکه نشان دادن سطحی از تنش ساختاری است که در آن خاورمیانه در آستانه یک بازآرایی امنیتی گسترده قرار گرفته است، بازآراییای که تاکنون هیچکدام از بازیگران اصلی آن کنترل کامل بر مسیرش ندارند.











