top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

پیام‌های متناقض ترامپ و حملات ایران، ائتلاف احزاب کردستانی را از جنگ بازداشت

  • 2 hours ago
  • 4 min read


رویترز با ارائە گزارشی نشان می‌دهد که یکی از محاسبات مبهم ائتلاف آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران، در رابطه با درخواست از نیروهای کرد برای جنگ علیه جمهوری اسلامی بود. این طرح با حمایت اولیه و لفظی ترامپ آغاز شد اما با تغییر موضع واشنگتن و فشارهای امنیتی و نظامی ایران در داخل و اقلیم کردستان شکست خورد و عملاً امکان گشایش یک جبهه کردی را در این جنگ از بین برد.


رویترز در گزارش خود می‌نویسد که در جریان جنگ میان ائتلاف آمریکا و اسرائیل با ایران، یکی از مبهم‌ترین محاسبات راهبردی، تلاش برای درگیر کردن نیروهای کرد در این جنگ علیه جمهوری اسلامی بوده است.


این طرح که در روزهای ابتدایی جنگ با اظهارات متناقض دونالد ترامپ درباره «قابلیت عالی» مشارکت نیروهای کرد آغاز شد، به‌سرعت تحت تأثیر تغییر مواضع واشنگتن و فشار گسترده نظامی و امنیتی ایران در دو سوی مرز ایران و عراق تضعیف شد.


یکی از دلایل تغییر موضع واشنگتن در این باره می تواند فشارهای ترکیه بر ایالات متحده برای جلوگیری از ورود نیروهای کرد به جنگ بوده باشد. بر اساس این گزارش:

در واشنگتن، قانون‌گذاران آمریکایی هشدارهایی را از سوی وزیر امور خارجه ترکیه دریافت کردند. هاکان فیدان از آمریکا خواسته بود با هرگونه مشارکت احزاب کرد در یک عملیات زمینی مخالفت کند. به گفته یکی از منابع حاضر در جلسه، او هشدار داده بود که چنین اقدامی می‌تواند بی‌ثباتی جدیدی نه‌تنها در ایران، بلکه در ترکیه و حتی سوریه ایجاد کند.

به گزارش رویترز، این نوسان سیاسی در کنار واکنش سخت‌گیرانه سپاه پاسداران، عملاً امکان شکل‌گیری یک جبهه فعال کردی علیه ایران را از بین برد.


در سطح میدانی نیز، ایران هم‌زمان دو راهبرد موازی را پیش برد:


نخست، فشار اطلاعاتی و امنیتی در داخل مناطق کُرد ایران از طریق پیامک‌های هشداردهنده، رصد ارتباطات ماهواره‌ای و یورش‌های هدفمند به شبکه‌های احتمالی همکاری


دوم، عملیات برون‌مرزی علیه پایگاه‌های احزاب کرد مستقر در اقلیم کردستان .

رویترز با استناد به داده‌های ACLED گزارش می‌دهد که ده‌ها حمله موشکی و پهپادی علیه این احزاب انجام شده که بخشی از آن‌ها به کشته شدن نیروهای کرد و تخریب پایگاه‌هایشان انجامیده است.

در عراق، وضعیت پیچیده‌تر بود. اقلیم کردستان که میزبان احزاب کردستان ایران است، تحت فشار مستقیم تهدیدهای ایران قرار گرفت و در مواردی ناچار به عقب‌نشینی نیروهای خود از مناطق مرزی شد.


این عقب‌نشینی اما مانع از ادامه حملات پهپادی ایران و نیروهای هم‌پیمانش از جمله حشد شعبی از داخل خاک عراق نشد.


به گفته منابع رویترز از اقلیم کردستان، بخشی از این عقب نشینیها، با هدف جلوگیری از تبدیل خاک اقلیم کردستان به سکوی حمله علیه ایران طراحی شده بود و در عین حال پیام روشنی را نیز مبنی بر توان نفوذ اطلاعاتی و عملیاتی تهران به بازیگران کرد ارسال می‌کرد.


در سطح سیاسی، تناقض میان پیام‌های آمریکا و اسرائیل نقش مهمی در سردرگمی نیروهای کرد ایفا کرد.

از یک‌سو برخی پیام‌های اولیه، از جمله سخنان ترامپ در حمایت مشروط از یک خیزش داخلی در ایران، این تصور را ایجاد کرد که امکان حمایت خارجی از یک قیام مسلحانه وجود دارد؛ اما در ادامه، تغییر موضع سریع واشنگتن و اعلام عدم اتکا به نیروهای کرد برای عملیات زمینی، این محاسبه را از بین برد.

رویترز در ادامە گزارش می‌دهد که این تغییر موضع در فاصله کوتاهی پس از آغاز جنگ، یکی از عوامل کلیدی در توقف هرگونه برنامه‌ریزی برای ورود نیروهای کرد به خاک ایران بوده است.


در داخل ایران، واکنش دولت صرفاً نظامی نبود، بلکه ترکیبی از کنترل امنیتی شدید و جنگ روانی بود.

پیام‌های تهدیدآمیز به شهروندان کرد، استفاده از تجهیزات شناسایی در مناطق شهری و تشدید بازداشت‌ها، بخشی از راهبردی بود که هدف آن جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه پیوستگی میان اعتراضات داخلی و نیروهای مسلح کرد حاضر در اقلیم کردستان بود.

رویترز به نقل از ساکنان کُردستان گزارش می‌دهد که این اقدامات با هدف ایجاد فضای بازدارنده گسترده در آستانه هرگونه قیام احتمالی انجام شد.

با وجود این فشارها، برخی فرماندهان احزاب کرد در اقلیم کردستان همچنان بر امکان بهره‌برداری از شرایط جنگی برای پیشروی به داخل ایران تأکید داشتند، اما هم‌زمان نسبت به قدرت ساختار امنیتی ایران و شبکه اطلاعاتی آن هشدار می‌دادند.

در گزارش رویترز، یکی از این فرماندهان به این نکته اشاره می‌کند که ایران نه‌تنها از توان نظامی گسترده برخوردار است، بلکه با اتکا به شبکه‌های اطلاعاتی محلی قادر است محل استقرار و جابه‌جایی نیروهای مخالف را به‌دقت رصد کند.


از سوی دیگر،‌ آتش‌بس کنونی، در صورتی که به تداوم جمهوری اسلامی منجر شود، می‌تواند خطر سرکوب و خفقان بیش از پیش را به‌ویژه علیه کردها به‌شدت افزایش دهد؛ همان‌طور که یکی از فرماندهان کرد به رویترز می‌گوید:

ما هنوز تحت اشغال جمهوری اسلامی هستیم. اگر توافقی بین ایالات متحده و ایران وجود داشته باشد، ما همچنان کشته و اعدام خواهیم شد.

در مجموع، بر اساس تجربە زیستە کردها در محیط امنیتی و سیاسی خاورمیانە در طول حداقل ٥٠ سال گذشتە، حزم کردها مبنی بر گشایش یک جبهە، نه پایان یک سناریو، بلکه تعلیق یک امکان راهبردی در چارچوب فضاهای فرصت است.

از همین رو می توان گفت ناکامی در گشودن جبهه کردستانی علیه جمهوری اسلامی ایران، بیش از آنکه ناشی از فقدان ظرفیت باشد، حاصل هم‌زمانی چند متغیر بازدارنده بود: فشارهای منطقه‌ای، انسجام امنیتی تهران و ناهماهنگی در سطح تصمیم‌گیری میان بازیگران خارجی. با این حال، این وضعیت به معنای حذف این گزینه از معادلات نیست.

نیروهای کردستانی، در بستر یک گفتمان سیاسی متکثر و سکیولار، همچنان در حال بازتعریف موقعیت خود و رصد لحظه‌های مناسب برای کنشگری هستند.


تجربه اخیر، برای این نیروها بیشتر در قالب حزم و هوشیاری سیاسی قابل فهم است تا یک بن‌بست راهبردی. به‌ویژه آنکه ظرفیت بسیج اجتماعی و سیاسی در میان جامعه کردستان، همچنان یک متغیر فعال در معادلات منطقه‌ای باقی مانده است.

در سطح کلان، پویایی این پرونده وابسته به میزان هماهنگی با کردستان و نیز تغییر در موازنه‌های منطقه‌ای است.

هرگونه تحول در این دو سطح می‌تواند بار دیگر این سناریو را از وضعیت تعلیق خارج کرده و به یک گزینه عملیاتی در چارچوب فضاهای فرصت تبدیل کند.


 
 
bottom of page