عبدالله حسنزاده: آمریکا دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی ایران نیست
- 14 minutes ago
- 6 min read

عمار گلی
حدود دو ماه پس از پایان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، بحث درباره آنچه برخی از فعالان کرد آن را فرصت از دسترفته احزاب کردستان ایران، میخوانند همچنان ادامه دارد. عبدالله حسنزاده، دبیرکل اسبق حزب دموکرات کردستان ایران، در گفتوگویی مفصل، از دلایل عدم مداخله نظامی، توهم اتکا به آمریکا، آینده جنبش کردی و چالشهای پیشروی کردها در منطقه میگوید.
حدود دو ماه پس از پایان حملات مشترک اسرائیل و ایالات متحده آمریکا به جمهوری اسلامی ایران و برقراری آشبس، یک پرسش همچنان در میان بخشی از افکار عمومی کردستان ایران مطرح است: آیا احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی باید از جنگ برای بازگشت به صحنه و تغییر موازنه قدرت استفاده میکردند؟
در روزهای جنگ و حتی پس از برقراری آتش بس، این بحث در شبکههای اجتماعی، رسانههای کردی و حتی در میان بخشی از بدنه احزاب سیاسی بارها مطرح شد. برخی از منتقدان معتقد بودند پیشمرگهها و گریلاها فرصت تاریخی دیگری را از دست دادند، فرصتی که به باور آنها شاید میتوانست موقعیت سیاسی کُردها را در ایران تغییر دهد.
اما در مقابل، احزاب کردستان ایران نسبت به ورود به جنگی که نه آغازگر آن بودند و نه نقشی در تعیین اهدافش داشتند حذر داشتند. آنها استدلال میکنند که ورود به این جنگ میتوانست به بهای سنگینی برای کردستان تمام شود.
عبدالله حسنزاده، دبیرکل اسبق حزب دمکرات کردستان ایران و از باسابقهترین چهرههای جنبش کردستان، در گفتوگویی مفصل با وبسایت آمارگی، از جمله کسانی است که معتقد است تصمیم احزاب کردستان ایران برای خودداری از مداخله نظامی تصمیمی درست بوده است.
حسنزاده که بیش از هفتاد سال از عمر خود را در سیاست و مبارزه برای اقاق حقوق مردم کردستان در دو رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی گذرانده، در این گفتوگو نه تنها به جنگ اخیر، بلکه به موضوعاتی چون آینده جنبش کردی، روابط با آمریکا، مسئله استقلال، وحدت کردی و ارزیابی خود از دههها مبارزه سیاسی میپردازد.
او در بخشی از این گفتوگو هشدار میدهد که بدون تضمینهای روشن بینالمللی، هرگونه مداخله نظامی احزاب کردستان ایران میتوانست به یک شکست نظامی و یک فاجعه انسانی منجر شود. هشدار او بازتابدهنده یکی از قدیمیترین نگرانیهای جنبش کردی است: خطر تبدیل شدن به ابزاری در بازی قدرتهای بزرگ و رها شدن پس از پایان بحران، همچون موقعیت کُردها در سوریه و عراق.
«این جنگ، جنگ کردها نیست»
در جریان درگیریها، بسیاری از منتقدان جنگ بارها نسبت به ورود کُردها به جنگ هشدار میدادند و تاکید میکردند که: »این جنگ، جنگ کردها نیست.»
اما حسنزاده معتقد است این عبارت به تنهایی نمیتواند موقعیت کردها را توضیح دهد. او میگوید:
صرف اعلام اینکه جنگ، جنگ کردها نیست، نه مانع آسیب رسیدن به کردستان میشود و نه کردها را از پیامدهای سیاسی و امنیتی تحولات منطقه دور نگه میدارد.
با این حال، او تأکید میکند که اهداف کردهای کردستان ایران با اهداف آمریکا یا اسرائیل یکسان نیست: «آنچه ما به عنوان کردهای ایران دنبال میکنیم، اساسا با اهداف آمریکا متفاوت است.»
او برای توضیح این موضوع به تجربه دهه ۱۹۸۰ اشاره میکند، زمانی که احزاب کردستان ایران علیه جمهوری اسلامی مبارزه مسلحانه میکردند اما همزمان تلاش داشتند میان مبارزه خود و جنگ عراق علیه ایران مرز روشنی ترسیم کنند.
به گفته او، بغداد اهداف ژئوپلیتیک و سرزمینی خود را دنبال میکرد، در حالی که نیروهای کرد برای دستیابی به حقوق سیاسی و ملی خود در ایران مبارزه میکردند.
چرا نیروهای نظامی کرد وارد عمل نشدند؟
در روزهای آغازین جنگ بسیاری از تحلیلگران غربی بر این باور بودند که درصورت ورود نیروهای کرد به این جنگ، وضعیت برای جمهوری اسلامی ایران پیچیدهتر خواهد شد. با این حال ائتلاف تازه تاسیس احزاب احزاب سیاسی کردستان ایران، به دلایل زیادی از جمله نبود استراتژی و تضمینهای مشخص از جانب واشنگتن و تلآویو از ورود به جنگ خودداری کردند.
بخشی از افکار عمومی کردستان اما این تصمیم را نوعی فرصتسوزی میداند و معتقد است که آن فرصت نباید از دست میرفت، با این حال دبیر کل اسبق حزب دمکرات کردستان ایران معتقد است که مخالفان این تصمیم از شرایط واقعی میدان فاصله گرفتهاند. او میگوید:
میدانم که بسیاری از مردم، از جمله در داخل کردستان ایران، ناامید هستند که چرا نیروهای کرد برای آزادسازی مناطق کردستان وارد عمل نشدند.
اما به باور او، این انتظارات لزوما با واقعیات نظامی و سیاسی موجود همخوانی نداشت.
«فکر نمیکنم مداخله نظامی اپوزیسیون کرد ایران میتوانست نتیجه جنگ یا دستکم توازن موجود میان طرفهای درگیر را به شکل اساسی تغییر دهد.»
به گفته حسنزاده در غیاب تضمینهای مشخص سیاسی و حمایت نظامی از سوی قدرتهای غربی نتیجه چنین دخالتی میتوانست یک شکست نظامی و یک فاجعه انسانی باشد.
در مقابل، منتقدان شرایط ایران را با عراق پس از جنگ اول خلیج فارس مقایسه میکنند. به دنبال پیامدهای آن جنگ، کردها در کردستان عراق توانستند قیامی سازماندهی کنند و کنترل بخش بزرگی از مناطق خود را به دست بگیرند.
اما حسنزاده این مقایسه را گمراهکننده میداند. او یادآوری میکند که در سال ۱۹۹۱ رژیم صدام حسین با قیامهای گسترده در جنوب عراق روبهرو بود، ارتش عراق در حال فروپاشی بود و ساختار دولت مرکزی به شدت تضعیف شده بود.
به گفته او مهمتر از همه، کردهای کردستان عراق از حمایت و تضمینهای روشن بینالمللی برخوردار بودند. «آمریکا نه تنها در ارائه تضمینهای لازم به کردها نقش مستقیم داشت، بلکه برای متحدکردن اپوزیسیون عراق نیز فعالانه تلاش میکرد.»
از نگاه حسنزاده، هیچیک از این شرایط در جنگ اخیر وجود نداشت.
آیا آمریکا به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی است؟
در بخش دیگری از این گفتوگو حسنزاده ضمن انتقاد شدید از جمهوری اسلامی ایران، نسبت به اهداف و سیاستهای آمریکا نیز با احتیاط سخن میگوید.
او معتقد است سیاست واشنگتن در قبال ایران همچنان فاقد انسجام و پیشبینیپذیری است. «تقریبا هیچکس تردید ندارد که سیاست ترامپ فاقد پیشبینیپذیری، ثبات و در نتیجه انسجام لازم است.»
به باور او، در جریان جنگ اخیر، دولت آمریکا بیش از آنکه به آینده سیاسی ایران یا حقوق شهروندان آن بیندیشد، اهداف امنیتی خود را دنبال میکرد. او میگوید:
در ماههای اخیر حتی اشاره به حقوق مردم ایران نیز تقریبا به طور کامل از گفتمان رسمی آمریکا حذف شده است.
حسن زاده بر این باور است تا زمانی که مسئله حقوق ملتهای ساکن ایران جایگاه واقعی خود را در سیاست آمریکا پیدا نکند، اعتماد به حمایت واشنگتن دشوار خواهد بود.
او میگوید هنوز متقاعد نشده است که سرنگونی جمهوری اسلامی بخشی از راهبرد واقعی آمریکا باشد.
«اگر چنین هدفی وجود داشت، واشنگتن باید بسیار جدیتر در پی یافتن شرکای قدرتمند در داخل ایران برای اجرای چنین پروژهای میبود.»
جنبش کردی در دوره تهدیدها
حسنزاده در بخش دیگری از این گفتوگو، تصویری نه چندان خوشبینانه از وضعیت جنبش کردی در سراسر خاورمیانه ارائه میدهد. به گفته او، دستاوردهای دهههای گذشته در بسیاری از نقاط با چالش روبهرو شدهاند.
در ترکیه، به باور او، امتیازاتی که جنبش کردی داده هنوز به پیشرفت واقعی در زمینه حقوق کردها منجر نشده است. در سوریه، موجودیت سیاسی کردها تحت فشار قرار دارد. در عراق، آینده اقلیم کردستان با عدم قطعیت روبهرو است و در ایران نیز جنبش کردی هنوز نتوانسته به بازیگری تعیینکننده تبدیل شود.
او میگوید: «اگر بخواهیم واقعبین باشیم، امروز بیش از آنکه با فرصتها روبهرو باشیم، با تهدیدها مواجه هستیم.»
از همین رو حسنزاده بر این باور است که کردها باید واقع بین باشند و اهدافی را پیگیری کنند که قابل دستیابی هستند.
او با اشاره به آرمان استقلال کردستان که همچنان برای بسیاری از کردها یک آرمان سیاسی مهم به شمار میرود، پیگیری آن را در شرایط کنونی راهبردی واقعبینانه نمیداند.
او میگوید: «چه این واقعیت را بپسندیم و چه نه، بهترین راهبرد سیاسی برای کردها ادامه تلاش برای کسب نوعی جایگاه و موقعیت حقوقی در چارچوب دولتهای موجود است.»
وحدت احزاب کردستان؛ ضرورتی که همچنان محقق نشده است
حسنزاده در عین حال بر ضرورت وحدت نیروهای کردستان تأکید میکند. او معتقد است همکاری دولتهای منطقه در مهار جنبشهای کردی باعث شده است کردها بیش از هر زمان دیگری به هماهنگی و همکاری نیاز داشته باشند.
اما از نگاه او، این وحدت نباید به معنای سلطه یک حزب یا جریان خاص باشد. او خواهان ایجاد سازوکارهایی مشترک در سطح منطقهای و بینالمللی است که بتوانند، فارغ از رقابتهای حزبی، از منافع عمومی کردها دفاع کنند.
به گفته حسنزاده تحول فناوریهای نظامی، توازن قوا را به شکل بنیادی تغییر داده است. او تاکید میکند:
من مطمئن نیستم که مبارزه مسلحانه همچنان بتواند به عنوان یک تاکتیک دائمی مؤثر باشد.
از نگاه او، آینده جنبش کردی بیش از هر چیز به توانایی آن در سازماندهی سیاسی، جلب حمایت اجتماعی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی بستگی دارد.
«مبارزه ما شکست نخورده است»
با وجود همه دشواریها، حسنزاده همچنان تاکید می کند که مبارزه کردهای ایران را شکستخورده نمیداند.
او به خاطرهای از شاعر بزرگ کرد، هژار موکریانی، اشاره میکند که زمانی در شعری از بیهوده بودن تلاشها سخن گفته بود؛ برداشتی که حسنزاده با آن موافق نبود و هنوز هم نیست:
صرف اینکه توانستهایم این همه سال در برابر سرکوب دوام بیاوریم، خود یک موفقیت است.
او سپس آنچه را مهمترین دستاوردهای این مبارزه میداند برمیشمرد: شناخته شدن مسئله کرد، افزایش آگاهی ملی در میان نسلهای جوان و تداوم امید به آینده.
حسنزاده میگوید: «اینکه امروز مسئله کرد در سطحی گسترده شناخته شده است، اینکه آگاهی ملی در میان نسلهای جوان تا این حد افزایش یافته و اینکه مردم ما همچنان مصمم و امیدوار به ادامه مبارزه هستند، همه اینها دستاورد محسوب میشوند.»











