تغییر رژیم در ایران، تنها راهحل است
- 3 hours ago
- 5 min read

ترجمە و تنظیم: سمیە توحیدی
توافق در حال شکلگیری میان آمریکا و ایران، در صورت نهایی شدن ممکن است تنشهای فوری را کاهش دهد، اما بعید است به ریشههای بحران پایان دهد. بر اساس مفاد منتشرشده از این تفاهمنامە، تمرکز اصلی بر مدیریت پیامدهای درگیری و تضمین باز ماندن تنگه هرمز است، نه حل مسائل بنیادینی که طی سالهای گذشته به رویارویی میان دو طرف انجامیدهاند. از این منظر، تا زمانی که پروندههای هستهای، موشکی و نفوذ منطقهای ایران تعیین تکلیف نشوند، خطر بازگشت تنشها همچنان پابرجا خواهد ماند.
توافقی با ایران حاصل شده است که بنا بر گزارشها قرار است روز جمعه در سوئیس به امضا برسد. با این حال، تا فرارسیدن آن موعد و حتی پس از آن نیز ایالات متحده همچنان از توانایی و ظرفیت لازم برای انجام حملاتی علیه ایران، در اختیار گرفتن جزیره خارک یا هدف قرار دادن حوثیها برخوردار است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، بهخوبی بر این نکتە واقف است کە چگونه با بهرهگیری از رسانهها، شبکههای اجتماعی، درزهای هدفمند اطلاعاتی و مدیریت انتظارات، جمهوری اسلامی را در وضعیت ابهام و عدمتعادل نگه دارد و همزمان فضای سیاسی و روانی پیرامون آن را شکل دهد.
از نگاه نویسنده، همین توانایی در کنترل محیط و هدایت ادراکات است که ترامپ را به مذاکرهکنندهای کمنظیر بدل کرده است.
با این همه، نویسنده بر این باور است که هیچ توافقی بهتنهایی قادر به حل ریشههای بیثباتی در خاورمیانه و آشفتگی در بازارهای جهانی نفت نیست و راهحلی پایدار برای این بحرانها تنها از مسیر تغییر رژیم در ایران قابل تصور است.
اهداف کاخ سفید عبارت است از نابودی توانمندیهای موشکی ایران، قطع حمایت از نیروهای نیابتی تروریستی و اطمینان از آنکه جمهوری اسلامی هرگز به سلاح هستهای دست نیابد.
با این حال، گزارشها حاکی از آن است که یادداشت تفاهم صرفاً بهصورت مفهومی به موضوع مواد هستهای ایران میپردازد و عمدتاً بر بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است، حال آنکه دشوارترین و بنیادیترین مسائل را به مذاکرات بعدی واگذار میکند. این را نمیتوان یک راهحل دانست.
ما پیش از این نیز برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) شکستخورده باراک اوباما را داشتهایم. حامیان یک توافق جدید استدلال میکنند که فشار میتواند ایران را وادار به پایبندی کند.
اما توافقی که واقعاً این تهدید را از میان ببرد، باید بسیار فراتر از متوقف کردن فعالیتها روی کاغذ باشد.
چنین توافقی مستلزم برچیدن قابل راستیآزمایی ظرفیت غنیسازی، اعمال محدودیتهای واقعی بر تولید موشک و پایان دادن واقعی به حمایت حکومت ایران از نیروهای نیابتی مسلح است. اینها مسائل فرعی نیستند.
ریاکاری ترامپ در قبال اسرائیل
حکومت کنونی ایران که بر پایه زور در داخل و اتکا به گروههای مسلح نیابتی در خارج بنا شده است، هرگز ابزارهایی را که بقای آن را در قدرت تضمین میکنند، کنار نخواهد گذاشت. از اینرو، هر توافقی صرفاً ابزاری موقت برای مدیریت وضعیت خواهد بود، نه راهحلی پایدار و ماندگار.
در چنین شرایطی، جهان همچنان در سایه حکومتی به حیات خود ادامه خواهد داد که قادر است امنیت کشتیرانی را تهدید کند، همسایگان خود را تحت فشار و ارعاب قرار دهد و با تغییر معادلات سیاسی در واشنگتن، بار دیگر توان و نفوذ خود را بازسازی کند.
پرسش اصلی این نیست که آیا میتوان ایران را به سوی رفتاری بهتر سوق داد، بلکه این است که آیا میتوان به خود رژیم برای پایبندی به هر توافقی اعتماد کرد یا نه. پاسخ منفی است.
حتی در بهترین سناریوی ممکن، یعنی دستیابی به توافق، ترامپ رژیم ایران را به شکلی مشابه آنچه امروز در مورد ونزوئلا دیده میشود، مهار خواهد کرد.
اما هنگامی که رئیسجمهوری جدیدی وارد کاخ سفید شود، ایرانیها بلافاصله مسیر خود را تغییر خواهند داد، زیرا میدانند که اقدام نظامی دیگر گزینهای روی میز نخواهد بود.
نمیتوان به این رژیم اعتماد کرد. این رژیم دروغ میگوید، تقلب میکند و شروط را تغییر میدهد. ایران مذاکره میکند تا زمان بخرد، دستاوردهای ملموس به دست آورد و امتیازهایی را وعده دهد که نه هرگز به آنها عمل میکند و نه آنها را اجرا میکند. به همین دلیل، هر توافقی با ایران یک توافق بد است.
کنترل رژیم ایران بر تنگه هرمز و ضرورت تغییر رژیم
بر اساس توافقی که اخبار جستە وگریختەای از آن منتشر شدە است، صرفنظر از اینکه این کنترل را اعمال کند یا نه، ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد. همه کشورها خواهند دانست که ایران میتواند هر زمان که بخواهد این آبراه حیاتی را ببندد و عرضه انرژی جهان را به گروگان بگیرد.
در حالی که مرگبارترین نیروی نظامی جهان را در اختیار دارد و قادر است برای همیشه به کنترل ایران بر این گذرگاه راهبردی پایان دهد و رژیم حاکم را سرنگون کند، این ایالات متحده است که اجازه خواهد داد چنین وضعیتی تداوم یابد.
تا زمانی که رژیم کنونی در قدرت باقی بماند، خاورمیانه همچنان در معرض بحرانهای تکرارشونده خواهد بود.
غزه همچنان رنج خواهد برد، لبنان، عراق و یمن همچنان دولتهای شکست خوردە باقی خواهند ماند و کشورهای حوزه خلیج با پیامدهای نظامی روبهرو خواهند بود که از شبهنظامیان و موشکها برای شکل دادن به معادلات سیاسی فراتر از مرزهای خود استفاده میکند.
از میان برداشتن این نظام تضمین نمیکند که صلح یکشبه برقرار شود، اما موتور اصلی بیثباتسازی سازمانیافته را از میان خواهد برد.
این اقدام میتواند فضا را برای آیندهای متفاوت در منطقه فراهم کند که بر همکاری میان دولتها استوار باشد، نه جنگهای نیابتی.
این همان چشماندازی است که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ و در طرح صلح تا شکوفایی بهخوبی ترسیم شده بود.
توافقهای ابراهیم نشان داد که بازآرایی راهبردی در خاورمیانه زمانی امکانپذیر است که مشوقهای امنیتی و فرصتهای اقتصادی در یک مسیر قرار گیرند. گزارشهای اخیر نیز نشان میدهد ترامپ بهصراحت دستیابی به یک سازش گستردهتر منطقهای را به گسترش توافقهای ابراهیم پیوند زده است.
ایرانِ پس از رژیم کنونی میتواند بخشی از منطقهای باشد که کمتر با باجگیری و جنگ تعریف میشود و بیشتر بر پایه ادغام و رشد شکل میگیرد.
تا زمانی که حاکمان تهران بتوانند از طریق نیروهای نیابتی مسلح و تهدیدهای دریایی این روند را تخریب کنند، دستیابی به چنین آیندهای ناممکن خواهد بود.
ترامپ میگوید نتانیاهو باید بابت توافق با ایران قدردان باشد، اما او فردی بسیار دشوار است
با وجود بار معنایی منفی که اصطلاح تغییر رژیم برای بسیاری دارد، این تنها راهبردی است که با ابعاد مسئله تناسب دارد.
یادداشت تفاهمی که اجرای تعهدات را به آینده موکول میکند و توانمندیهای اصلی را دستنخورده باقی میگذارد، تنها ساعت را از نو تنظیم میکند.
مسیر بهتر آن است که رژیم از منابع، شبکهها و داراییهای نظامیای که امکان ازسرگیری تجاوزگری را فراهم میکنند محروم شود و در عین حال از یک آینده سیاسی جایگزین برای مردم ایران حمایت شود.
انتخاب میان دو گزینه است: یا چرخهای تکرارشونده از بحران تحت حاکمیت یک رژیم انقلابی ادامه یابد، یا تلاشی یکباره برای از میان برداشتن نیرویی صورت گیرد که این بحرانها را تولید میکند.
رئیسجمهوری آمریکا تاکنون کارهای زیادی انجام داده است، اما این بزرگترین آزمون اوست. اعتماد به رژیم ایران از همان ابتدا منتفی است. به پایان رساندن این مأموریت میتواند میراث او باشد.
ای. جی. کیمبال مدیر سیاستگذاری و عملیات راهبردی در انجمن آموزش آمریکا و اسرائیل و مشاور سیاست خارجی و امنیت ملی است.










