top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

آیا آیت‌الله‌ درمانده ممکن است جام زهر بنوشد؟

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Jan 14
  • 4 min read


افشین رسولپور


متاثر از جنگ دوازدە روزە، فروپاشی ارزش ریال و کشتار شدید شهروندان از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران، در مقطع کنونی بە نظر می رسد کە جمهوری اسلامی ایران در وضعیت انسداد راهبردی قرار گرفته و فشار فزاینده خارجی، نظام را با جدی‌ترین بحران بقای خود مواجه کرده است. در این چارچوب، بازگشت به مذاکره و پذیرش شروط آمریکا نه یک انتخاب، بلکه واکنشی تدافعی برای جلوگیری از تهدیدی وجودی، هرچند به بهای فرسایش عمیق مشروعیت داخلی بە شمار خواهد رفت.


حکومت ایران در تنگنا قرار گرفته است. در حالی که اقتصاد ایران به سوی ویرانی سوق یافتە و موج اعتراضات گستردە سراسر ایران را فرا گرفته است، تنها گزینه بقا برای علی خامنه‌ای ممکن است تن دادن به تسلیمی تحقیرآمیز از طریق پذیرش شروط دونالد ترامپ برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای و موشکی باشد.


پس از نزدیک به دو هفته از آغاز اعتراضات گستردەای که شهرهای ایران را درنوردیده و همچنان نیز گزارش‌های حاکی از تداوم آن در برخی نقاط هستند، اکنون روشن شده است که نظام جمهوری اسلامی ایران با جدی‌ترین تهدید وجودی خود از زمان تأسیس مواجە گشتە است.

این بحران حاصل هم‌زمانی و همپوشانی مجموعه‌ای از عوامل است که وضعیتی شبیه به یک توفان کامل را در سیستم حاکمیتی ایجاد کرده‌اند.

از یک سو، اقتصاد ایران در آستانە سقوطی بی‌سابقه به سر می‌برد. تا جایی‌کە تورم افسارگسیخته، ریال را عملاً بی‌ارزش نمودە است، کمبود آب و برق، و فساد ساختاری عمیق، شکاف میان جامعه و طبقه حاکم را به‌طور چشمگیری گسترش داده است.

اتنیک‌های ساکن در فضای سرزمینی ایران، در پی دستیابی بە حقوق سیاسی خود، مترصد فرصتی برای استفادە از فضاهای فرصت هستند.

از سوی دیگر، ارکان امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل و تضعیف نیروهای نیابتی، در کنار انزوای شدید بین‌المللی و تهدید ملموس وقوع جنگی دیگر، ضربه‌ای ویرانگر خورده‌اند.


مجموع این عوامل نە تنها مشروعیت نظام اسلامی در ایران را در نگاه افکار عمومی به‌شدت فرسوده است، بلکە فراتر از آن، این بحران را وارد بحران حاکمیت نمودە است.


از سوی دیگر، از نگاە مقامات جمهوری اسلامی ایران، همانند گذشته، ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به دست داشتن و تحریک در ناآرامی‌ها متهم می‌شوند.

با این حال، این بار حکومت اسلامی با اتکا بە اقدامات آمریکا و اسرائیل در جریان عملیات عروسی سرخ و با بهره‌گیری از اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تلاش دارد رویدادهای جاری را ادامه عملیات شیر خیزان جلوه دهد.

در چنین فضایی، سرکوب اعتراضات از سوی حکومت به‌عنوان نبردی برای بقا تلقی می‌شود و هر وسیله‌ای برای آن توجیه‌پذیر قلمدد می‌گردد. با گذشت زمان و آشکار شدن ابعاد تلفات معترضان، دولت آمریکا با این پرسش روبه‌رو است که چگونه باید واکنش نشان دهد.


بر اساس وعدەهای منتشر شدە از سوی دونالد ترامپ و صدور ششمین اخطار از سوی وی، گزینه‌های پیش روی کاخ سفید می‌توانند دامنه‌ای گسترده داشتە باشند.

دامنە این گزینەها، از حملات نظامی نمادین یا جدی گرفتە تا حملات فلج‌کننده سایبری و تشدید چشمگیر تحریم‌ها برای وخیم‌تر کردن وضعیت اقتصادی ایران، مسیری است که مقامات جمهوری اسلامی ایران را به تصمیمی روشن وادار کند.

در برابر تهدید فزاینده اقدام آمریکا و اسرائیل، مسارکت احتمالی بخشی از کشورهای اصلی اروپا، حکومت ایران خود را با زرادخانه‌ای تقریباً خالی یافتە و گزینه‌های باقی‌مانده، همگی برای بقای نظام زیان‌بار و خطرناک‌ بە شمار می روند.


از یک سو تهران تهدید می‌کند کە در صورت مواجە شدن با یک حمله، به پایگاه‌های آمریکا در منطقه پاسخ خواهد داد و اسرائیل را نیز آماج حملات موشکی قرار خواهد داد یا تنگه هرمز را خواهد بست.

اما هر یک از این اقدامات، به واکنشی بسیار شدید علیه حاکمیت روحانیون ایران منجر خواهد شد که خطری بزرگ‌تر از خود معترضان برای نظام به همراه دارد.

از این رو، بە نظر می رسد کە تماس عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در روزهای اخیر با استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه و پیشنهاد بازگشت به مذاکرات میان دو کشور حاکی از ترس شدید مقامات جمهوری اسلامی ایران از تهدید وجودی برای حاکمیت بودە است.


چنین بە ذهن متبادر می شود کە این آخرین کارت ایران برای جلوگیری از تشدید بحران است، اما مشروط به پذیرش خواسته‌های آمریکا مبنی بر توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم که به معنای پایان عملی برنامه هسته‌ای است، خواهد بود.

در شرایط کنونی می‌توان با اطمینان گفت که موضوع موشکی و احتمالاً توقف حمایت جمهوری اسلامی ایران از نیروهای نیابتی نیز روی میز خواهد آمد. این مسالە بە کرات از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران، بە عنوان خطوط قرمز هرگونە مذاکرەای مطرح شدە است.

با این وجود اگر تصور شود کە جمهوری اسلامی ایران، بە منظور دور کردن این تهدید وجودی، بە میز مذاکرات بازگردد، نتیجە آن جز تحقیر اشکار علی خامنه‌ای چیز دیگری نخواهد بود.


با توجه به گزینه‌های بدتر پیش رو و برای جلوگیری از اقداماتی که می‌تواند بقای سیستم ولایت فقیە ایران را با چالش جدی روبرو نماید، این احتمال می‌رود کە رهبر جمهوری اسلامی ناگزیر به اتخاذ راهبردی مشابه سلف خود، روح‌الله خمینی، شود.

خمینی نیز برای حفظ نظام در سال ۱۳۶۷ ناچار شد جام زهر را نوشیدە و آتش‌بس با عراق را بپذیرد. این نکتە از این رو قابل توجیە است کە در فقە شیعە، ولی‌فقیه با توجه به مسالە تقیە و اولی الامر بودن ولایت فقیە، حتی می تواند در موارد لازم، حکم توحید را نیز بە صورت موقت تعطیل نماید.

در صورت بروز چنین تحولی، خواسته‌های دونالد ترامپ برای دستیابی به توافقی مطابق با شروط او برآورده خواهد شد، اما ضربه‌ای سنگین به جامعه مدنی ایران و معترضان و مخالفان جمهوری اسلامی ایران وارد می‌آید که با وعده‌های حمایت رئیس‌جمهور آمریکا جسارت بیشتری یافتەاند.


تجربە تاریخی دولت‌های استبدادی در دوران معاصر، مواجهه بسیار شدید حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با معترضان در خلال رویدادهای اخیر و نیز رویکرد حاکمیت جمهوری اسلامی در در طول نزدیک بە نیم سدە گذشته نشان دادە است کە بدون حمایت دولت‌های خارجی، فضاهای فرصت برای فروپاشی حاکمیت‌های دیکتاتوری، اگر امکان پذیر نیز نباشد، حداقل بسیار دشوار است.



 
 
bottom of page