top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

تلاقی بحران‌های انباشته و انسداد ساختاری در اعتراضات اخیر ایران

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Jan 11
  • 3 min read


اکرم اسدی

 

موج جدید اعتراضات در ایران وارد سومین هفتە خود می شود، اگر چە این خاستگاە این موج جدید در بستری از مطالبات معیشتی آغاز شد، اما به سرعت به یک زلزله سیاسی تمام‌عیار تبدیل گشتە است. این تکرار متناوب اعتراضات در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که ایران نه با واقعه‌ای گذرا، بلکه با یک بحران مزمن و ساختاری روبروست که لایه‌های مختلف جامعه را درگیر کرده است.

 

اعتراضات اخیر در سراسر ایران، محصول هم‌زمانی سه بحران بزرگ است: بحران کارآمدی اقتصادی، بحران مشروعیت سیاسی و بهار تغییرات نسلی.


افزایش سرسام‌آور نرخ تورم و سقوط ارزش پول، تنها یک آمار اقتصادی نیست، بلکه به معنای فروپاشی طبقه متوسط و راندن آن‌ها به زیر خط فقر است.

زمانی که طبقه متوسط، که همواره موتور محرک تغییرات مسالمت‌آمیز است، احساس نماید کە چیزی برای از دست دادن ندارد، مطالبات اقتصادی‌ آن بلافاصله رنگ سیاسی به خود می‌گیرد.

بی‌اعتمادی فزاینده به نهادهای رسمی و نبود تریبونی برای اعتراض قانونی، معترضان را به این نتیجه رسانده است که راه حل مشکلات معیشتی، نه در اصلاحات اقتصادی، بلکه در تغییرات بنیادین ساختار قدرت نهفته است.

 

جغرافیای اعتراض؛ پیوند مرکز و پیرامون


یکی از ویژگی‌های متمایز این دوره، درهم‌تنیدگی اعتراضات در کلان‌شهرها با مناطق حاشیه‌ای و استان‌های واقع در مرز است.


برخلاف دهه‌های گذشته که مطالبات مرکز (عمدتاً سیاسی و مدنی) با مطالبات حاشیه (عمدتاً اقتصادی و اتنیکی) مرزبندی داشت، اکنون شاهد گونەای از «هم‌سرایی ملی» هستیم.

در هر چهار استان‌های کردی در ایران، از ایلام و کرمانشاە گرفتە تا استانهای آذربایجان غربی و سنندج، این اعتراضات ابعاد عمیق‌تری یافته است.

این مناطق که دهه‌هاست با رویکردها امنیتی-نظامی اداره گشتە و از توسعه اقتصادی متوازن بازمانده‌اند، اکنون به کانون تپنده اعتراضات تبدیل شده‌اند.


برخورد سخت‌گیرانه با معترضان در این مناطق، نه تنها باعث عقب‌نشینی نشده است، بلکه به دلیل پیوندهای قوی اجتماعی، بر شدت خشم عمومی افزوده است.


ناظران هشدار می‌دهند که تشدید برخوردها در استان‌های کردستان می‌تواند باعث تعمیق شکاف میان «مرکز و پیرامون» شده و هزینه‌های بازگشت به ثبات را برای حاکمیت دوچندان کند.

 

راهبرد حکومت: بقا از طریق فرسایش


در جبهه مقابل، دستگاه قدرت همچنان بر راهبرد سنتی خود یعنی «صبر امنیتی و کنترل فرسایشی» تاکید دارد.

این راهبرد بر سه ستون استوار است: اختلال در ارتباطات (قطع اینترنت)، نمایش اقتدار میدانی و تخریب چهره معترضان در رسانه‌های رسمی.

حاکمیت با پرهیز از هرگونه عقب‌نشینی در برابر معترضان، سعی دارد این پیام را مخابره کند که هیچ تغییری از طریق خیابان حاصل نخواهد شد.


تحلیل‌گران معتقدند تا زمانی که وفاداری هسته سخت قدرت و نیروهای مسلح حفظ شود، سیستم خود را از فروپاشی مصون می‌بیند.


با این حال، این نوع مهار، بحران را حل نمی‌کند بلکه آن را به زیر پوست شهر منتقل می‌سازد؛ جایی که زخم‌ها عمیق‌تر شده و برای انفجار بعدی آماده می‌شوند.

 

چالش رهبری و جایگاه اپوزیسیون


بزرگترین نقطه ضعف در جبهه معترضان، «خلاء آلترناتیو» و فقدان یک ساختار هدایتگر است. اعتراضات ایران در حال حاضر سر ندارد، اما بدنه بزرگی دارد.


این وضعیت اگرچه سرکوب را برای حکومت دشوار می‌کند (چون کسی برای دستگیری به عنوان لیدر وجود ندارد)، اما همزمان مانع از تبدیل شدن انرژی خیابان به یک دستاورد سیاسی ملموس می‌شود.

اپوزیسیون خارج از کشور نیز به‌رغم پوشش رسانه‌ای گسترده، به دلیل اختلافات داخلی و دوری از متن جامعه ایران، هنوز نتوانسته است به عنوان یک چتر واحد برای تمامی گروه‌های معترض عمل کند.

این خلاء باعث شده است که بخشی از جامعه که از وضعیت موجود ناراضی است، همچنان در پیوستن به موج اصلی اعتراضات تردید داشته باشد.

 

چشم‌انداز آینده: سه‌گانه بیم و امید


برای آینده این بحران، می‌توان سه مسیر متصور بود:


فرسودگی و سکوت موقت: مهار اعتراضات با تکیه بر ابزارهای امنیتی که منجر به بازگشت آرامش کاذب می‌شود، در حالی که ریشه‌های خشم همچنان فعال است.


فرسایش دوطرفه: تداوم اعتراضات به صورت موج‌های سینوسی که منجر به فرسودگی تدریجی نیروهای امنیتی و فلج شدن سیستم اداری می‌شود.


شکاف در بالا: وقوع سناریویی که در آن، بخشی از بدنه حاکمیت برای حفظ بقای کل سیستم، ناچار به پذیرش برخی اصلاحات ساختاری یا تغییر در شیفت‌های قدرت شود.

در نهایت میتوان گفت، ایران امروز در وضعیتی قرار دارد که بازگشت به دوران پیش از این اعتراضات ناممکن به نظر می‌رسد. حتی اگر خیابان‌ها در کوتاه‌مدت آرام شوند، گسل‌های ایجاد شده در لایه‌های زیرین جامعه ایران به سادگی ترمیم نخواهند شد.

بحران ایران دیگر نه یک مسئله ساده معیشتی، بلکه یک چالش موجودیتی است که پاسخ‌های امنیتی تنها بر پیچیدگی آن می‌افزاید

 
 
bottom of page