top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

ایران در آستانه تحولات بنیادین قرار دارد

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Jan 10
  • 4 min read

 



ایران امروز در یکی از حساس‌ترین نقاط عطف تاریخی خود ایستاده است. هم‌زمانیِ بحران‌های انباشته داخلی و فشارهای فزاینده خارجی، بنیان‌های ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشور را به چالش کشیده است. اعتراضات گسترده اجتماعی، رکود عمیق اقتصادی، فرسایش مشروعیت نهادی و تشدید تنش‌های منطقه‌ای، حکومت را در موقعیتی پیچیده و شکننده قرار داده‌اند. این یادداشت می‌کوشد وضعیت کنونی ایران را واکاوی کرده و سناریوهای محتمل آینده را ترسیم کند.

 

 

در سال‌های اخیر، نظام حکمرانی ایران به سمت تمرکز قدرتی کم‌سابقه حرکت کرده است. تمرکزی که در ابتدا به‌عنوان ابزاری برای افزایش انسجام و کارآمدی معرفی می‌شد، اکنون خود به یکی از منابع اصلی ناکارآمدی بدل شده است.

نظام تصمیم‌گیر، بیش از پیش بە سیستمی شخص‌محور بدل گشتە و نقش نهادهای واسط و تعدیل‌کننده در سیاست‌گذاری تضعیف شده است که انعطاف‌پذیری ساختار قدرت را در مواجهه با بحران‌های پیچیده به‌شدت کاهش داده است.

در این چارچوب، مسئله جانشینی رهبر به یکی از گره‌گاه‌های اصلی تحلیل سیاسی بدل شده است. فقدان یک سازوکار شفاف، توافق‌شده و نهادی برای انتقال قدرت، نااطمینانی ساختاری را افزایش داده و نگرانی‌هایی جدی درباره ثبات سیاسی در دوره‌ی گذار ایجاد کرده است که در شرایط بحران‌های هم‌زمان، اهمیت دوچندان می‌یابد.

 

اعتراضات اجتماعی و منطق امنیتی

 

موج اعتراضات اجتماعی در سال‌های اخیر با واکنشی عمدتاً امنیتی از سوی حکومت مواجه شده است. در روایت رسمی، این اعتراضات نه بیان مطالبات اجتماعی، بلکه تهدیدی امنیتی با منشأ خارجی تلقی می‌شوند.


بر این اساس، راهبرد مسلط، ترکیبی از سرکوب قاطع، کنترل شدید فضای عمومی و محدودسازی گردش اطلاعات بوده است؛ از قطعی‌های مکرر اینترنت تا محدودیت شبکه‌های اجتماعی و حضور پررنگ نیروهای امنیتی در شهرها.

با این حال، بخش قابل توجهی از کارشناسان اجتماعی هشدار می‌دهند که اتکای صرف به ابزارهای امنیتی، بدون پاسخ‌گویی به ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی و نسلی نارضایتی، تنها می‌تواند بحران را به‌طور موقت مهار کند.

در بلندمدت، این رویکرد خطر تعمیق شکاف دولت–جامعه و تشدید بحران مشروعیت را در پی دارد.

 

بحران‌های اقتصادی و زیست‌محیطی: زمینه‌های ساختاری نارضایتی

 

شاخص‌های اقتصادی تصویری نگران‌کننده از آینده نزدیک ایران ترسیم می‌کنند. پیش‌بینی رشد اقتصادی منفی، تورم بالای ۴۰ درصد، فرسایش قدرت خرید و گسترش فقر، در بستری رخ می‌دهد که اقتصاد ایران پیشاپیش از تحریم‌های طولانی‌مدت، مدیریت ناکارآمد و فساد ساختاری آسیب دیده است.


این وضعیت، توان اقتصاد ملی برای جذب شوک‌های جدید را به‌شدت محدود کرده است.

هم‌زمان، بحران‌های زیست‌محیط، از خشکسالی مزمن و بحران آب تا آلودگی هوا و فرسایش خاک، به تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی و ثبات اجتماعی تبدیل شده‌اند.

پیامدهای این بحران‌ها صرفاً زیست‌محیطی نیست، بلکه به‌طور مستقیم امنیت غذایی، سلامت عمومی، مهاجرت داخلی و تنش‌های اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

 

سیاست خارجی: انزوای دیپلماتیک و مخاطرات ژئوپلیتیک

 

در عرصه بین‌المللی، ایران با انزوای دیپلماتیک فزاینده‌ای روبه‌روست. بن‌بست مذاکرات احیای برجام و همکاری نظامی با روسیه در جنگ اوکراین، روابط تهران با غرب را به یکی از پایین‌ترین سطوح خود در سال‌های اخیر رسانده است.


این وضعیت، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی قابل توجهی برای ایران به همراه داشته است.

در سطح منطقه‌ای نیز، مخاطرات ژئوپلیتیک رو به افزایش‌اند. احتمال درگیری مستقیم با اسرائیل همچنان یکی از سناریوهای جدی در ارزیابی‌های امنیتی است.

افزون بر آن، پروژه کریدور ترانزیتی زنگزور با محوریت ترکیه و آذربایجان، و حمایت ضمنی یا آشکار بازیگران غربی، می‌تواند جایگاه ژئوپلیتیک ایران در قفقاز را تضعیف کرده و این کشور را از مسیرهای راهبردی ترانزیت منطقه‌ای کنار بگذارد.

 

جامعه و نسل جدید: شکاف انتظارات

 

در لایه‌های زیرین سیاست، جامعه ایران در حال تجربه تحولات نسلی عمیقی است. نسل جوان که بخش بزرگی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد، مطالباتی متفاوت از گذشته دارد: عدالت اجتماعی، شفافیت، شایسته‌سالاری، فرصت‌های برابر و کرامت فردی.

این نسل نگاهی انتقادی به گذشته دارد و در جست‌وجوی الگوهای جدیدی از زیست اجتماعی، هویتی و اقتصادی است.

در حوزه اقتصاد، جوانان خواهان گذار از اقتصاد رانتی و نفت‌محور به اقتصادی دانش‌بنیان، کارآفرین و متصل به جهان هستند؛ مطالبه‌ای که با ساختار فعلی اقتصاد سیاسی ایران در تنش آشکار قرار دارد.

 

 

سناریوهای محتمل آینده

 

در برابر این وضعیت پیچیده، تحلیلگران سیاسی چند مسیر محتمل را برای آینده ایران ترسیم می‌کنند:

تشدید کنترل امنیتی:

حکومت با اتکا به نهادهای امنیتی و نظامی، به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسامی، می‌کوشد نارضایتی‌ها را از طریق سرکوب نظام‌مند مدیریت کند.

این سناریو ممکن است در کوتاه‌مدت به حفظ وضع موجود بینجامد، اما در بلندمدت خطر انباشت نارضایتی و فرسایش بیشتر مشروعیت را به همراه دارد.

 

فرسایش تدریجی درونی:

در این سناریو، فشارهای اقتصادی، شکاف میان سبک زندگی نخبگان حاکم و جامعه، و ناتوانی در حل بحران‌ها، به ریزش تدریجی وفاداری‌ها در درون ساختار قدرت منجر می‌شود؛ فرآیندی آهسته اما بالقوه تعیین‌کننده که موجب فروپاشی می‌شود.

 

اصلاحات درون‌ساختاری محدود:


برخی احتمال ظهور گرایش‌هایی در درون حاکمیت را مطرح می‌کنند که خواهان اصلاحات اقتصادی و اجتماعی محدود، بدون تغییر بنیادین نظام سیاسی‌اند. با این حال، فضای امنیتی‌شده و مقاومت نهادهای سخت‌قدرت، تحقق این سناریو را با موانع جدی مواجه کرده است.

 

 ایران امروز در تقاطع چهار بحران هم‌زمان ایستاده است: بحران مشروعیت داخلی، بحران معیشت و بحران امنیت ملی و بحران حاکمیت.

تعامل میان این بحران‌ها و شیوه پاسخ حکومت، که تاکنون عمدتاً بر راهکارهای امنیتی تکیه دارد، مسیر آینده را رقم خواهد زد.

آنچه مسلم است، این است که مدل کنونی حکمرانی ظرفیت محدودی برای مواجهه با این چالش‌های چندلایه دارد و بازتعریف رابطه دولت با جامعه، اقتصاد و جهان خارج به ضرورتی حیاتی تبدیل شده است.



آینده ایران به احتمال زیاد نه از مسیر یک تغییر ناگهانی، بلکه از خلال فرآیندی پیچیده از فشار، مقاومت، تطبیق و چانه‌زنی میان نیروهای داخلی و خارجی شکل خواهد گرفت که پیامدهای آن فراتر از مرزهای ایران، بر ثبات منطقه‌ای و حتی نظم بین‌المللی اثرگذار خواهد بود.

 
 
bottom of page