top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

اعتراضات در نیمه شرقی ایران نقطە بەهم رسیدن بحران اقتصادی، هویتی و سرکوب حاکمیت است

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Jan 6
  • 4 min read


توران نیکزاد


در اعتراضات زمستان ۱۴۰۴، نیمه شرقی ایران نقش محوری و متفاوت تری را ایفا کردە است. فشار اقتصادی شدید، ضعف زیرساخت‌ها و تبعیض ساختاری باعث شدە است تا اعتراضات سریع‌تر شکل گرفته و هر جە زودتر رنف و بوی سیاسی بە خود بگیرند. واکنش امنیتی خشن، بازداشت گسترده و محدودیت اطلاع‌رسانی، هزینه اعتراض را بر جوامع اتنیکی افزایش داد. این ترکیب واقعیت‌های اقتصادی و امنیتی نشان می‌دهد فهم کامل اعتراضات نیازمند نگاه همزمان کلان و خرد به شرایط محلی و ساختارهای ملی است.


از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ تا ۵ ژانویه ۲۰۲۶، موجی از اعتراضات اقتصادی و معیشتی بخش‌های گسترده‌ای از ایران را دربر گرفتە است، اما بررسی داده‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که نیمه شرقی ایران نقشی پررنگ‌تر، پرهزینه‌تر و در عین حال متفاوت‌تر از مرکز و غرب ایران داشته است.


این گزارش با تکیه بر داده‌های سازمانهای مدافع حقوق بشری از جملە هرانا، هه‌نگاو، گزارش‌های میدانی رسانه‌ای و منابع میدانی، به نقش مناطق اتنیکی در این موج اعتراضی می‌پردازد.

بر اساس برآورد به‌روز شده هرانا، تنها در فاصله ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ تا ۵ ژانویه ۲۰۲۶، دست‌کم ۲۲۲ نقطه اعتراضی در ۷۸ شهر و ۲۶ استان کشور ثبت شده است.

در همین بازه زمانی، شمار بازداشت‌شدگان ثبت‌شده به دست‌کم ۹۹۰ نفر رسیده و آمار کشته‌شدگان، بسته به منبع، بین ۱۶ تا بیش از ۲۰ نفر گزارش شده است.


اختلاف در ارقام، خود بازتابی از فضای امنیتی و دشواری دسترسی به اطلاعات در مناطق پیرامونی است.


فشار اقتصادی، جایی که زودتر و عمیق‌تر حس می‌شود


جرقه اولیه اعتراضات، جهش کم‌سابقه نرخ ارز بود. در ۷ دی ۱۴۰۴، دلار در بازار آزاد برای ساعاتی از ۱۴۴ هزار تومان عبور کرد، سکه امامی تا حدود ۱۶۹ میلیون تومان بالا رفت و نرخ یورو و پوند نیز رکوردهای تازه‌ای ثبت کردند.

این اعداد فقط شاخص اقتصادی نبودند، بلکه در مناطق شرقی کشور به‌سرعت به بحران معیشتی تبدیل شدند.

در استان‌هایی مانند خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان و بخش‌هایی از کرمان، وابستگی اقتصاد محلی به تجارت خرد، حمل‌ونقل مرزی و بازارهای ناپایدار باعث شد شوک ارزی سریع‌تر به تعطیلی کسب‌وکارها، کمبود کالا و نارضایتی عمومی بینجامد.


گزارش‌های میدانی نشان می‌دهند کە در شهرهایی مانند مشهد، سبزوار و زاهدان، اعتراضات همزمان در بازار، خیابان و حتی پس از نماز جمعه شکل گرفته است.


خراسان رضوی؛ بازداشت‌های هدفمند و ورود نوجوانان


در خراسان رضوی، تمرکز اعتراضات بر مشهد و شهرهای میانی مانند سبزوار بود. گزارش‌های هرانا و هه‌نگاو نشان می‌دهند کە تنها در مشهد، طی چند روز، چندین بازداشت با ذکر نام، سن، ساعت و محل انجام شده است.

در سبزوار، هویت متین کوشکباغی، ۲۳ ساله، به‌عنوان یکی از بازداشت‌شدگان تأیید گشتە و در همین استان، دست‌کم دو نوجوان ۱۷ ساله بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت منتقل شدند.

ورود نوجوانان به چرخه بازداشت، شاخصی است که در مناطق شرقی بیش از مرکز دیده می‌شود و از پایین آمدن سن مواجهه مستقیم با سرکوب حکایت دارد.


همزمان، گزارش‌ها از بی‌خبری خانواده‌ها از محل نگهداری بازداشت‌شدگان، الگویی تکرارشونده در این استان بوده است.


سیستان و بلوچستان؛ اعتراض، هویت و امنیت


در سیستان و بلوچستان، اعتراضات بار دیگر پس از نماز جمعه در زاهدان و شهرهای اطراف شعله‌ور شد.


بر اساس گزارش‌های حقوق بشری، تنها در یک روز، دست‌کم ۱۰ شهروند بلوچ با ذکر نام و سن بازداشت شدند. شعارها در این منطقه، علاوه بر مطالبات معیشتی، به‌سرعت رنگ سیاسی گرفت و واکنش نیروهای امنیتی نیز شدیدتر گزارش شد.

بنابە اظهارات حبیب‌الله بلوچ، فعال سیاسی بلوچ در گفتگو با آرنا نیوز، اعتراضات در بلوچستان نه واکنشی نیابتی به تحولات مرکز، بلکه کنشی مستقل و برآمده از درک و اولویت‌های محلی است. او تأکید می‌کند که بلوچستان طی حدود نه دهه گذشته نه به‌عنوان یک منطقه اقتصادی، بلکه عمدتاً به‌عنوان یک منطقه امنیتی تعریف شده و همین نگاه، نوع برخورد حکومت با هر شکل اعتراض را تعیین کرده است.

او می‌گوید منابع سرزمینی بلوچستان استخراج شده‌اند، بدون آن‌که توسعه‌ای پایدار نصیب مردم شود، در حالی که شمار پایگاه‌های نظامی و امنیتی به‌مراتب بیش از زیرساخت‌های اقتصادی است.


به گفته او، این وضعیت باعث شده هر اعتراض معیشتی یا مدنی به‌سرعت با برچسب «تروریسم» یا «اقدام امنیتی» پاسخ داده شود.


الگوی مشترک؛ سرکوب زودتر، شدیدتر، کم‌صداتر


بررسی تطبیقی داده‌ها نشان می‌دهد در نیمه شرقی ایران، سه شاخص تکرار می‌شود؛ سرعت بالاتر مداخله امنیتی، شدت بیشتر خشونت، و اطلاع‌رسانی محدودتر.


هرانا گزارش داده است کە دست‌کم ۵۱ مورد مصدومیت در این موج نوین از اعتراضات ثبت شده اس که بخش قابل توجهی از آن، ناشی از گلوله‌های ساچمه‌ای و پلاستیکی بوده است.


رویترز نیز از برخورد خشن و صدها بازداشت سخن گفته است، هرچند وارد جزئیات منطقه‌ای نشده است.


در مواردی مانند زاهدان، خاش و برخی شهرهای خراسان، گزارش‌ها از تیراندازی بدون تفکیک میان زن، مرد، کودک و سالمند حکایت دارد.


پس از این وقایع، روایت رسمی و از جملە رهبر جمهوری اسلامی ایران، علی خامنەای، اغلب قربانیان را «اغتشاشگر» یا «تروریست» معرفی کردەاند. این الگو پیش‌تر نیز در اعتراضات بلوچستان و کردستان دیده شده بود.


چرا نقش اتنیک‌ها پررنگ‌تر است؟


داده‌ها نشان می‌دهد مناطق اتنیکی، به‌ویژه در شرق کشور، هم فشار اقتصادی بیشتری را تحمل می‌کنند و هم زودتر امنیتی می‌شوند.

ترکیب فقر ساختاری، تبعیض مزمن، مرزی‌بودن و نگاه امنیتی باعث شده اعتراض در این مناطق سریع‌تر از سطح معیشتی به سطح سیاسی ارتقا یابد و پاسخ حکومت نیز خشن‌تر باشد.

حبیب‌الله بلوچ در گفتگو با ارنا نیوز بر این باور است کە:

این وضعیت باعث شده است همدلی سراسری با اعتراضات اتنیکی دیرتر شکل بگیرد، زیرا روایت رسمی برای سال‌ها این مناطق را بە عنوان یک مسئله امنیتی معرفی کرده است. به باور او، بدون درک مسئله ملت‌ها و اتنیک‌ها در ایران، فهم منطق اعتراض در نیمه شرقی کشور ممکن نیست.

اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ نشان می دهد که نیمه شرقی ایران نه حاشیه اعتراضات، بلکه یکی از کانون‌های اصلی آن است، که اقتصاد ناپایدار، تبعیض ساختاری و نگاه امنیتی در آن به هم می‌رسند و هزینه اعتراض، به‌طور نامتوازن، بر دوش جوامع اتنیکی می‌افتد.

آمار بازداشت‌ها، تلفات و الگوی برخورد امنیتی نشان می‌دهد که اعتراض در شرق کشور زودتر سیاسی می‌شود، سریع‌تر سرکوب می‌شود و دیرتر شنیده می‌شود.

این واقعیت، پرسشی اساسی پیش روی سیاست‌گذاران و ناظران می‌گذارد؛ تا زمانی که اعتراض در مناطق اتنیکی نه به‌عنوان مطالبه شهروندی، بلکه به‌عنوان تهدید امنیتی دیده شود، آیا می‌توان از مهار پایدار نارضایتی سخن گفت؟

 
 
bottom of page