چرا ایلام زودتر سرکوب شد؟
- Arena Website
- Jan 6
- 4 min read


علیاصغر فریدی
در اعتراضات اخیر، چهار استان کُردی در ایران الگوهای متمایزی از کنش اعتراضی و کنترل امنیتی را شاهد بودەاند. حاکمیت در ایلام با سرکوب زودهنگام بهعنوان نقطه مهار پیشدستانه عمل کرد، کرمانشاه با تأخیر وارد اعتراض شد و با ترکیبی از فشار امنیتی و مدیریت محتاطانه مواجه شد، در حالیکه کردستان و آذربایجان غربی با تعلیق آگاهانه، زمان و شکل اعتراض را بر پایه حافظه تاریخی و سازمانیافتگی اجتماعی تنظیم کردند. این تفاوتها نشان میدهد اعتراض در ایران پدیدهای ناهمگون و زمینهمند است.
در موج اخیر اعتراضات ایران، یک پرسش در روزهای ابتدایی بیش از همه تکرار میشد: چرا کردستان هنوز به اعتراضات نپیوسته است؟ همزمان، ایلام خیلی زود شاهد برخوردهای امنیتی شدید و سرکوب خشن بود و کرمانشاه نیز با فاصلهای کوتاه به جمع استانهای معترض پیوست. این ناهمزمانی و تفاوت در واکنش حکومت، بار دیگر توجهها را به الگوی خاص اعتراض و کنترل امنیتی در استانهای کردستان ایران جلب کرد.
این تفاوتها تصادفی نیستند و نمیتوان آنها را صرفاً با میزان جمعیت یا شدت اعتراضات توضیح داد. برای فهم آنچه در ایلام رخ داد و چرایی حساسیت حکومت نسبت به این استان، باید به ترکیبی از عوامل تاریخی، هویتی، امنیتی و تجربههای متفاوت کنش جمعی در هر چهار استان کُردستان ایران نگاه کرد.
ایلام؛ استان کوچک با حساسیت بزرگ
ایلام یکی از استانهای کُردنشین مرزی است که در دهههای گذشته همواره در حاشیه توسعه اقتصادی و سیاسی قرار داشته است. نرخ بالای بیکاری، وابستگی شدید به اقتصاد دولتی و فقدان زیرساختهای پایدار، نارضایتی اجتماعی را به بخشی از واقعیت روزمره این استان تبدیل کرده است.
با این حال، آنچه ایلام را در نگاه حکومت حساس میکند، تنها شاخصهای اقتصادی نیست. موقعیت مرزی، تجربه جنگ و قرار گرفتن در امتداد جغرافیای کُردی غرب ایران باعث شده است کە هرگونه اعتراض در این استان از ابتدا با عینک امنیتی دیده شود.
در اعتراضات اخیر نیز، با وجود آنکه مطالبات عمدتاً معیشتی و اجتماعی بودند، واکنش حکومت سریع، سختگیرانه و کمتحمل بود.
برخی ناظران معتقدند که حکومت در ایلام بهدنبال پیشگیری از شکلگیری هرگونه الگوی اعتراضی پایدار بوده است که میتواند بهسرعت به کرمانشاه و سپس کردستان گسترش یابد. از این منظر، سرکوب زودهنگام در ایلام را میتوان تلاشی برای «کنترل پیشدستانه» دانست، نه واکنشی متناسب با سطح اعتراض.
کرمانشاه؛ میان تجربه شهری و فشار امنیتی
کرمانشاه، برخلاف ایلام، دارای بافت شهری بزرگتر و تجربههای متنوعتری از اعتراضات اجتماعی در سالهای گذشته است. این استان سابقه اعتراضات معیشتی و سیاسی را در کارنامه خود دارد و از ظرفیت رسانهای و جمعیتی بالاتری برخوردار است.
پیوستن کرمانشاه به اعتراضات اخیر با تأخیر همراه بود، اما پس از آغاز، سرعت گسترش اعتراضات قابل توجه شد.
در اینجا، حکومت از یکسو تلاش کرد با نمایش قدرت امنیتی مانع تداوم اعتراضها شود و از سوی دیگر، بهدلیل ابعاد شهری و حساسیت رسانهای کرمانشاه، ناچار به مدیریت محتاطانهتر فضا بود.
به این معنا، کرمانشاه را میتوان منطقهای «میانی» دانست: نه بهشدت امنیتیشده مانند ایلام و نه دارای الگوی تثبیتشده کنش جمعی مانند استان کردستان و استان آذربایجان غربی. همین وضعیت باعث شده واکنش حکومت در این استان ترکیبی از سرکوب و مهار تدریجی باشد.
کردستان؛ سکوت اولیه یا محاسبه اجتماعی؟
در مقابل، مردم در استانهای کردستان و شهرهای آدربایجان غربی در روزهای نخست اعتراضات، برخلاف انتظار بسیاری، بهطور گسترده به خیابان نیامد. این سکوت نسبی، بیش از آنکه نشانه بیتفاوتی باشد، حاصل تجربه تاریخی و نوعی محاسبه جمعی بود.
در این دو استان اعتراضات اغلب زمانی شکل میگیرد که امکان کنش جمعی معنادار وجود داشته باشد؛ کنشی که بتواند تداوم پیدا کند و بهسرعت فرسوده نشود.
تجربه اعتصابهای عمومی، شبکههای اجتماعی محلی و حافظه تاریخی اعتراض باعث شده است کە جامعه کردستان در انتخاب زمان و شکل اعتراض محتاطتر، اما هدفمندتر عمل کند.
از این منظر، عدم پیوستن فوری کردستان به اعتراضات اخیر را میتوان نوعی «تعلیق آگاهانه» دانست، نه انفعال. جامعهای که بارها هزینه اعتراض را پرداخته، میکوشد میان خشم، امکان و نتیجه تعادل برقرار کند.
چرا حکومت از ایلام میترسد؟
حساسیت حکومت نسبت به ایلام را باید در پیوند این استان با جغرافیای استانهای دیگر کُردی و امکان سرایت الگوهای اعتراضی جستوجو کرد.
در نگاه امنیتی، حتی اعتراضات غیرهویتی در مناطق مختلف کُردستان نیز میتوانند بالقوه سیاسی تلقی شوند. این تصور، بیش از آنکه ریشه در واقعیت میدانی داشته باشد، محصول حافظه امنیتی حکومت است.
در ایلام، این حساسیت با ضعف نهادهای میانجی، نبود نمایندگی اجتماعی مؤثر و شکنندگی اقتصاد محلی تشدید میشود.
در چنین شرایطی، حکومت بهجای مدیریت اجتماعی بحران، به ابزار سرکوب متوسل میشود؛ ابزاری که ممکن است در کوتاهمدت فضا را کنترل کند، اما در بلندمدت شکاف دولت و جامعه را عمیقتر میسازد.
تحولات اخیر در ایلام، کرمانشاه و استان کردستان و آدربایجان غربی نشان میدهد که اعتراض در ایران پدیدهای یکدست نیست. هر منطقه با توجه به تجربه تاریخی، سازمانیافتگی اجتماعی و نوع رابطهاش با قدرت، الگوی خاصی از کنش اعتراضی را بروز میدهد.
ایلام زودتر سرکوب شد، نه بهدلیل رادیکالتر بودن اعتراضات، بلکه بهدلیل ترس حکومت از بالقوه شدن آنها.
کرمانشاه میان فشار امنیتی و ظرفیت شهری در نوسان است و کردستان، با تکیه بر حافظه جمعی و تجربه کنش سازمانیافته، زمان و شکل اعتراض را با محاسبه بیشتری انتخاب میکند.
این تفاوتها برای فهم آینده اعتراضات ایران حیاتی است. خیابان ناهمگون است؛ و حکومتی که این ناهمگونی را صرفاً با سرکوب پاسخ میدهد، بیش از آنکه امنیت تولید کند، بیاعتمادی انباشته میکند.











