top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

از عرفات تا السنوار: تلاش‌های ایران برای نفوذ در میان فلسطینی‌ها متوقف نشد

  • 2 hours ago
  • 7 min read

تهیە و تنظیم: سمیە توحیدی


روابط جمهوری اسلامی ایران با جریان‌های فلسطینی، از زمان دیدار یاسر عرفات با روح‌الله خمینی پس از انقلاب ۱۹۷۹، همواره ترکیبی از حمایت ایدئولوژیک، رقابت سیاسی و بی‌اعتمادی متقابل بوده است. تهران پس از فاصله گرفتن از عرفات و سازمان آزادی‌بخش فلسطین، از اواخر دهه ۱۹۸۰ به‌تدریج حماس و جهاد اسلامی را به مهم‌ترین متحدان فلسطینی خود تبدیل کرد و در توسعه توان مالی، نظامی و موشکی این گروه‌ها نقشی تعیین‌کننده داشت. با این حال، اختلاف بر سر جنگ سوریه، یمن و حدود استقلال تصمیم‌گیری فلسطینی‌ها، بارها شکاف‌های عمیقی در این روابط ایجاد کرد. تحولات پس از حمله ۷ اکتبر نیز نشان میدهد کە رابطه تهران با گروه‌های فلسطینی، بیش از آنکه یک ائتلاف کامل راهبردی باشد، ائتلافی مبتنی بر منافع، موازنه‌های منطقه‌ای و محاسبات متغیر ژئوپلیتیک است.


یاسر عرفات نخستین رهبر فلسطینی بود که پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران به تهران رفت. او تصور می‌کرد انقلاب فلسطین در ایران جدیدی امتداد یافته است که بلافاصله سفارت اسرائیل را بست و آن را به سازمان آزادی‌بخش فلسطین واگذار کرد.


اما عرفات خیلی زود دریافت حمایت علنی و مستقیم جمهوری اسلامی ایران، آن‌گونه که تصور می‌شد، ساده و بی‌قید نیست، بلکه پیچیده، مشروط و وابسته به ملاحظات سیاسی است. این مسالە باعث شد روابط دو طرف به‌سرعت از مرحله نزدیکی اولیه به اختلاف و تقابل برسد.


نزدیکان عرفات روایت می‌کنند او در دیدار با روح‌الله خمینی از این موضوع شگفت‌زده شد که رهبر انقلاب ایران، با وجود تسلط کامل به زبان عربی، درخواست مترجم فارسی کرده بود.

عرفات همچنین از درخواست خمینی برای اسلامی اعلام کردن انقلاب فلسطین دچار تردید شد. او بعدها تأکید می‌کرد انقلاب فلسطین متعلق به همه فلسطینی‌ها، اعم از مسلمان و مسیحی، است و ماهیتی صرفاً اسلامی ندارد.

با وجود این اختلاف‌ها، روابط عرفات و ایران در ابتدا ادامه یافت، اما آغاز جنگ ایران و عراق نقطه عطفی در این رابطه بود.


جمهوری اسلامی ایران از عرفات درخواست نمود تا موضعی علنی علیه صدام حسین اتخاذ نماید، اما او نە تنها بە چنین کاری دست نیازید، بلکە حتی موضعی نزدیک به بغداد را اتخاذ کرد.

پس از آن، روابط دو طرف وارد مرحله‌ای از تنش مداوم شد و ایران به حمایت از جریان‌ها و گروه‌های فلسطینی مخالف عرفات و سازمان آزادی‌بخش فلسطین روی آورد.

فلسطینی‌ها همچنان به یاد دارند که ایران در زمان محاصره عرفات در بیروت در سال ۱۹۸۲، اقدامی برای حمایت از او انجام نداد.


در همان دوره، جمهوری سوریه، متحد ایران، از انشعاب ابو موسی از جنبش فتح حمایت کرد. این انشعاب بعدها به تشکیل گروه فتح الانتفاضه انجامید که در سوریه مستقر شد. تهران همچنین از انشعاب‌های دیگر در گروه‌های وابسته به سازمان آزادی‌بخش فلسطین حمایت کرد.

فلسطینی‌ها همچنین نقش نیروهای وابسته به جنبش امل لبنان را که با جمهوری اسلامی همسو بودند، و در کشتارهای اردوگاه‌های فلسطینی ایفای نقش کردند، فراموش نکرده‌اند.

روابط سازمان آزادی‌بخش فلسطین، تشکیلات خودگردان و سپس جنبش فتح با ایران و متحدانش در دهه‌های بعد نیز پرتنش باقی ماند و این تنش‌ها پس از مرگ عرفات ادامه پیدا کرد.

در مقابل، ایران از اواخر دهه ۱۹۸۰ روابط خود را با حماس و جهاد اسلامی آغاز کرد. این روابط در دهه ۱۹۹۰ و سپس در جریان انتفاضه دوم فلسطین گسترش یافت و پس از تسلط حماس بر نوار غزه وارد مرحله‌ای تازه شد.

در این دوره، ایران حمایت مالی و نظامی گسترده‌ای را از حماس و جهاد اسلامی بەعمل آورد. اعضای این گروه‌ها برای آموزش نظامی به ایران و لبنان اعزام شدند و زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حزب‌الله آموزش دیدند.


ایران همچنین در انتقال فناوری ساخت موشک و آموزش تولید تسلیحات به این گروه‌ها نقش داشت.


در این بارە، ایران نقش مهمی را در تقویت توان نظامی این گروه‌هام از ابتدا تا بە کنون ایفا کرده است. به گفته این منابع، تهران موشک‌های گراد و فجر را در اختیار گروه‌های فلسطینی قرار داد و بعدها در توسعه تولید داخلی این موشک‌ها نیز مشارکت داشت.

نفوذ ایران در غزه نیز تا جایی گسترش یافت که برخی گروه‌های کوچک نیز از تهران حمایت دریافت کردند و گروه‌هایی با گرایش آشکار شیعی یا با نام‌هایی مانند حزب‌الله فلسطین شکل گرفتند.

با وجود تأکید حماس و جهاد اسلامی بر استقلال تصمیم‌گیری سیاسی خود، منابع فلسطینی می‌گویند نقش و نفوذ ایران در ساختار نظامی و سیاسی این گروه‌ها قابل پنهان کردن نبود.


منابع حماس و جهاد اسلامی در پاسخ به پرسشی درباره نقش ایران در تعمیق شکاف داخلی فلسطینی‌ها، تنها گفتند هدف اصلی تهران تقویت مقاومت و افزایش توان جبهه غزه در برابر اسرائیل بوده است.


انقلاب سوریه شکاف‌های پنهان در رابطه ایران و حماس را آشکار کرد


رابطه ایران با حماس و جهاد اسلامی، با وجود سال‌ها حمایت مالی و نظامی، همواره با اختلاف، بی‌اعتمادی و تنش همراه بود.

این رابطه به‌تدریج نشان داد تهران بیش از آنکه صرفاً در پی تقویت مقاومت فلسطینی علیه اسرائیل باشد، به دنبال ایجاد و حفظ نیروهای همسو با خود در اراضی فلسطینی است.

آغاز انقلاب سوریه علیه حکومت بشار اسد در سال ۲۰۱۱، ابعاد این اختلاف را آشکارتر کرد. حماس در آن مقطع موضعی مخالف حکومت اسد اتخاذ کرد و در سال ۲۰۱۲ دفترهای خود را در دمشق تعطیل و سوریه را ترک کرد.


این تصمیم خشم ایران را برانگیخت و تهران بخش بزرگی از حمایت مالی خود از حماس را متوقف کرد. خالد مشعل، رئیس وقت دفتر سیاسی حماس، بعدها به‌صراحت تأیید کرد بحران میان حماس و بشار اسد بر روابط این جنبش با ایران اثر گذاشت و تهران دیگر مانند گذشته حامی اصلی حماس نبود.

ایران انتظار داشت حماس در کنار حکومت اسد بایستد، اما مخالفت این جنبش با اتخاذ چنین موضعی، برای آن هزینه سنگینی داشت. حماس دمشق را ترک کرد و بخشی از حمایت مالی ایران را از دست داد.

با این حال، تهران تلاشهای خود را برای حفظ نفوذ خود در درون حماس را متوقف نکرد. منابع فلسطینی می‌گویند ایران در آن دوره حمایت محدودی را مستقیماً به شاخه نظامی حماس، یعنی گردان‌های قسام، اختصاص داد تا میان شاخه نظامی و دفتر سیاسی شکاف ایجاد کند و نفوذ خود را در ساختار نظامی جنبش حفظ کند.


این وضعیت به شکل‌گیری اختلاف‌های داخلی در حماس بر سر رابطه با ایران و محورهای منطقه‌ای انجامید.

همزمان، تلاش‌های ایران و حزب‌الله برای بازسازی رابطه با حماس با خشم بخشی از پایگاه سنی و هواداران این جنبش روبه‌رو شد، زیرا بسیاری از آنان نسبت به نقش ایران و حزب‌الله در جنگ سوریه معترض بودند.

در اوج این تنش‌ها، فایل صوتی فاش‌شده‌ای از موسی ابو مرزوق، معاون وقت رئیس دفتر سیاسی حماس، بحران را وارد مرحله تازه‌ای کرد.


الشرق الاوسط در ژانویه ۲۰۱۲ نسخه‌ای از این فایل را منتشر کرد. ابو مرزوق در این فایل، ایران را به فریبکاری سیاسی و بزرگنمایی درباره حمایت از مقاومت فلسطینی متهم کرد. در این فایل وی گفتە بود:

تهران از سال ۲۰۰۹ حمایت مؤثری را از حماس بعمل نیاوردە و ادعاهای مقام‌های ایرانی درباره کمک به مقاومت فلسطینی دروغ بوده است.

ابو مرزوق همچنین تأکید کرد بخشی از کمک‌هایی که به غزه رسیده است، از طرف‌های دیگر و با تلاش شخصی اعضای حماس تأمین شده است.


او در این فایل صوتی همچنین تاکید کردە بود کە جمهوری اسلامی ایران هر بار موضوع کمک مالی را به درخواست‌هایی سیاسی، از جمله دخالت حماس برای بهبود روابط تهران با کشورهایی مانند سودان، مشروط می‌کرد.


او همچنین مقام‌های ایرانی را به پنهان‌کاری، فریبکاری و استفاده ابزاری از گروه‌های فلسطینی متهم کرد و از نقش ایران در یمن نیز انتقاد کرد.

انتشار این فایل خشم شدید ایران را به دنبال داشت و جنبش حماس ناگزیر شد برای مهار بحران توضیحاتی به تهران ارائه کند. با وجود این تنش‌ها، دو طرف در نهایت روابط خود را حفظ کردند.

روابط ایران و حماس از سال ۲۰۱۷ و پس از انتخاب اسماعیل هنیه به ریاست دفتر سیاسی جنبش، دوباره بهبود یافت.

افزایش نفوذ یحیی السنوار و شاخه نظامی در ساختار رهبری حماس نیز در این روند نقش مهمی داشت. منابع فلسطینی می‌گویند ایران حفظ رابطه با حماس را یک ضرورت راهبردی می‌دانست، زیرا این جنبش بزرگ‌ترین جریان اسلام‌گرای سنی فلسطینی محسوب می‌شود و نفوذ گسترده‌ای در داخل فلسطین دارد.

در ادامه، تهران حماس را به یکی از ارکان محور منطقه‌ای خود تبدیل کرد و ایده وحدت میدان‌ها را تقویت کرد.

همین روند باعث شد یحیی السنوار تصور کند ایران و متحدانش پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ در کنار حماس وارد رویارویی مستقیم با اسرائیل خواهند شد، اما چنین اتفاقی رخ نداد.

ایران پس از حمله هفتم اکتبر اعلام کرد از عملیات اطلاع قبلی نداشته است. این موضع تردیدهایی را درباره میزان هماهنگی واقعی میان اعضای محور تحت حمایت تهران، تا بە کنون ایجاد کردە است. جهاد اسلامی نیز اعلام کرد پیش از عملیات در جریان جزئیات آن نبوده است.

روابط ایران و جهاد اسلامی نیز در مقاطعی دچار بحران شد. در سال ۲۰۱۵، دو طرف بر سر جنگ یمن و مخالفت جهاد اسلامی با صدور بیانیه حمایت از حوثی‌ها وارد تنش شدند.

جمهوری اسلامی ایران در آن مقطع بخشی از حمایت خود از جهاد اسلامی را قطع کرد و به حمایت از جنبش الصابرین روی آورد. این گروه توسط اعضای جداشده از جهاد اسلامی و با حمایت ایران تشکیل شد.

منابع جهاد اسلامی می‌گویند کاهش حمایت ایران در آن دوره یکی از دشوارترین مراحل تاریخ این جنبش بود.

حمله هفتم اکتبر و جنگ‌های پس از آن، محور مورد حمایت ایران را وارد مرحله‌ای پرهزینه کرد. حماس و حزب‌الله آسیب‌های سنگینی دیدند و ایران نیز در نهایت با فشارها و حملات آمریکا و اسرائیل روبه‌رو شد.

با وجود این شرایط، تهران همچنان به حماس و جهاد اسلامی اطمینان می‌دهد که حمایت از آن‌ها ادامه خواهد یافت، هرچند جنگ، فشارهای امنیتی، تحریم‌ها و پیگردهای آمریکا و اسرائیل مسیر انتقال منابع مالی را دشوار کرده است.

در همین حال، اسرائیل شماری از مقام‌های ایرانی مسئول در پرونده فلسطین و ارتباط با گروه‌های فلسطینی را بە قتل رساندە کرده و آمریکا نیز توقف حمایت ایران از نیروهای همسو در منطقه را یکی از شروط اصلی خود مطرح کرده است.


تشکیلات خودگردان فلسطین در جریان این جنگ مسیر متفاوتی در پیش گرفت. این نهاد جمهوری اسلامی ایران را به استفاده از خون فلسطینی‌ها در خدمت دستورکار منطقه‌ای خود متهم کرد، از محکوم کردن حملات آمریکا و اسرائیل به ایران خودداری کرد و حملات ایران به کشورهای عربی را محکوم کرد.


منابع فلسطینی در برهە کنونی بر این باورند کە تشکیلات خودگردان اکنون بیش از هر زمان دیگری خود را بخشی از محور عربی میانه‌رو در برابر محور ایران می‌داند و معتقد است تحولات پس از هفتم اکتبر در نهایت به تضعیف نفوذ ایران و متحدانش در منطقه منجر خواهد شد.



 
 
bottom of page