اعتراضات ایران؛ چرا کردستان الگوی متفاوتی دارد؟
- Arena Website
- Jan 9
- 4 min read

علیاصغر فریدی
در میان موجهای متوالی اعتراضات در ایران، کردستان و استانهای کردنشین اغلب الگویی متفاوت از کنش اعتراضی نشان دادهاند که بهگفته برخی ناظران، منسجمتر، پاسخگوتر به فراخوانها و در مواردی با تداوم بیشتری همراه بوده است. این تفاوت نه تصادفی است و نه صرفاً احساسی. ریشههای آن را میتوان در تاریخ سیاسی، تجربه زیسته جمعی، سطح سازمانیافتگی اجتماعی و نوع رابطه میان جامعه محلی و کنشگران سیاسی در این منطقه جستوجو کرد.
برای جامعه کردستان، اعتراض پدیدهای مقطعی یا واکنشی صرف به بحرانهای اقتصادی نیست، بلکه بخشی از یک تجربه تاریخیِ طولانی محسوب میشود.
دههها تبعیض، امنیتیسازی، حذف سیاسی و توسعهنیافتگی، اعتراض را به عنصری نهادینه در حافظه جمعی این جامعه تبدیل کرده است.
در چنین بستری، اعتراض تنها بهمعنای مخالفت با وضعیت موجود نیست، بلکه شکلی از دفاع از کرامت، هویت و حق دیدهشدن تلقی میشود. بهباور برخی تحلیلگران، همین پیوند تاریخی باعث شده کنش اعتراضی در کردستان اغلب با سطحی از آگاهی، حافظه و استمرار همراه باشد.
نقش سازمانیافتگی و شبکههای اجتماعی محلی
یکی از تفاوتهای مهم کردستان با بسیاری از مناطق دیگر ایران، سطح سازمانیافتگی اجتماعی است. شبکههای محلی، روابط افقی میان شهرها، پیوندهای خانوادگی و صنفی و تجربه کار جمعی، امکان هماهنگی و واکنش نسبتاً سریع را فراهم میکند.
در چنین شرایطی، فراخوانها، بهویژه فراخوانهای اعتصاب عمومی، نه از خلأ، بلکه بر بستر شبکههای اجتماعی موجود عمل میکنند.
این شبکهها الزاماً رسمی یا علنی نیستند، اما در بزنگاهها کارکرد سیاسی پیدا میکنند و به سازمانیافتهتر شدن کنشهای اعتراضی کمک میکنند.
احزاب کردستانی، میان نقد و واقعیت میدانی
احزاب کردستانی، با وجود اختلافها، محدودیتها و انتقادهای جدی که متوجه آنهاست، بهگفته برخی ناظران همچنان از معدود نمونههای نمایندگی سیاسی در فضای سرزمینی ایران هستند که پیوندی نسبی با جامعه محلی خود حفظ کردهاند.
سابقه تاریخی، حضور میدانی و پرداخت هزینه، باعث شده است بخشی از جامعه کردستان فراخوانهای این احزاب را جدی بگیرد.
این امر بهمعنای حمایت بیقیدوشرط یا فقدان انتقاد نیست. نسل جوان کرد نیز مطالبات و پرسشهای تازهای دارد. با این حال، تفاوت در اینجاست که رابطه میان جامعه و این احزاب، کاملاً گسسته یا صرفاً رسانهای نیست، بلکه رابطهای زنده، پُرتنش و متقابل توصیف میشود.
این احزاب با در نظر گرفتن این واقعیت که جمهوری اسلامی ایران در دهههای گذشته همواره اعتراضات کردستان را با شدتی بهمراتب بیشتر از بسیاری از مناطق دیگر ایران سرکوب کرده است، بهجای فراخوان برای حضور مستقیم در خیابانها، بر اعتصاب عمومی تأکید کردند.
تا این لحظه، گزارشها حاکی از آن است که بخش قابلتوجهی از مردم به این فراخوان پاسخ مثبت دادهاند که نشاندهنده ظرفیت بالای بسیج اجتماعی در منطقه است.
اهمیت این اعتصاب همچنین در آن است که اینبار تمامی احزاب اصلی کرد، با وجود اختلافهای دیرینه، بهطور مشترک فراخوان را صادر کردند؛ همصداییای که در فضای سیاسی کردستان کمسابقه است و میتواند بر میزان مشروعیت، گستره و اثرگذاری کنش اعتراضی بیفزاید.
این اجماع، بیش از آنکه نشانه وحدت کامل سیاسی باشد، بازتاب درک مشترک از شرایط امنیتی و ضرورت انتخاب شکلی کمهزینهتر و مؤثرتر از اعتراض است.
اعتراض جمعی، نه فردی
در بسیاری از نقاط ایران، اعتراضات بیشتر بهصورت پراکنده یا فردمحور بروز میکند؛ تجمعات کوتاهمدت، شعارها مقطعی و کنشها، واکنشی هستند.
در مقابل، در کردستان اشکال جمعی اعتراض، بهویژه اعتصاب، جایگاه برجستهتری دارد.اعتصاب عمومی، بهعنوان شکلی از کنش که هزینه کمتری نسبت به رویارویی مستقیم خیابانی دارد، امکان مشارکت گستردهتری را فراهم میکند و در عین حال حامل پیام سیاسی مشخصی است.
برخی تحلیلگران این انتخاب تاکتیکی را نشانه تجربه و نوعی عقلانیت اعتراضی میدانند.
هویت جمعی و همبستگی منطقهای
هویت جمعی در کردستان نقشی تعیینکننده در شکلگیری اعتراضات دارد. این هویت صرفاً قومی یا فرهنگی نیست، بلکه ترکیبی از تجربه سرکوب، مطالبه حقوق برابر و احساس سرنوشت مشترک است.
همین حس همبستگی باعث میشود اعتراض در یک شهر بهسرعت به شهرهای دیگر گسترش یابد. مرگ یا سرکوب در یک نقطه، اغلب مسئلهای محلی باقی نمیماند و به مسئلهای جمعی تبدیل میشود؛ ویژگیای که به پایداری نسبی اعتراضات در این منطقه کمک کرده است.
غیبت اولیه کردستان در موج اخیر
در موج اخیر اعتراضات، نکتهای که در روزهای نخست توجه برخی ناظران را جلب کرد، پیوسته نشدن فوری کردستان به اعتراضات خیابانی بود.
این در حالی است که در تجربههای پیشین، شهرهای کردستان اغلب در مراحل ابتدایی اعتراضات سراسری نقش فعالی داشتهاند.
برخی تحلیلگران این وضعیت را ناشی از ارزیابی هزینه–فایده اجتماعی و امنیتی میدانند. تجربههای پیشین نشان داده که واکنش نیروهای امنیتی در کردستان معمولاً سریع و سختگیرانه بوده و همین امر میتواند بر زمانبندی و شکل کنش اعتراضی تأثیر بگذارد.
تجربه تاریخی و واقعگرایی سیاسی
یکی دیگر از تفاوتهای قابلتوجه، نگاه واقعگرایانهتر جامعه کردستان به سیاست است. تجربه تاریخیِ شکستها و سرکوبها، نوعی احتیاط سیاسی را ایجاد و باعث شده است شعارهای اغراقآمیز، منجیمحور یا نوستالژیک، کمتر در این فضا بازتاب پیدا کند.
مطالبات غالب، ملموس و قابلفهماند: حق زندگی امن، آزادیهای پایه، عدالت و کرامت انسانی.
محدودیتها و عدم تعمیمپذیری
با وجود این تفاوتها، تجربه کردستان را نمیتوان نسخهای آماده برای کل ایران دانست. شرایط تاریخی، هویتی و سیاسی این منطقه خاص است و تعمیم آن بدون توجه به زمینهها میتواند گمراهکننده باشد.
در مجموع، میتوان گفت کردستان الگوی متفاوتی از اعتراض را نشان میدهد؛ الگویی که حاصل تجربه تاریخی، سازمانیافتگی اجتماعی و شیوه خاص مواجهه با سیاست است.
درک این تفاوتها برای فهم پویایی اعتراضات در ایران اهمیت دارد؛ خیابان یکدست نیست و کنش اعتراضی در مناطق مختلف، منطق و ریتم متفاوتی دارد.











