top of page

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

الگوی زن مطلوب خامنه‌ای: خانه‌دار، محجبه و ترجیحاً نامرئی

  • Dec 6, 2025
  • 3 min read


سارا بیاتیان


تکرار تأکید علی خامنه‌ای بر نقش‌های سنتی زنان، بار دیگر توجه‌ها را به الگوی زن مطلوب در جمهوری اسلامی ایران جلب کرده است. این الگو بر خانه‌نشینی، پوشش شرعی و حضور محدود زنان در عرصه عمومی استوار بودە و در سطح نمادین، همسر پنهان او از نگاه جامعه، برجسته‌ترین نمونه آن به‌شمار می‌آید.


سخنان اخیر علی خامنه‌ای درباره زنان، بار دیگر تصویری را برجسته کرد که سال‌هاست در ذهنیت مقمات رسمی جمهوری اسلامی ایران در رابطە با زنان تثبیت شده است.


زنِ مورد انتظار نظام، در درجه اول باید خانه‌دار باشد، پوشش شرعی را رعایت کند، نقش خانوادگی را اصل بداند و در عرصه عمومی حضور محدود و کنترل‌شده‌ای داشته باشد.


آنچه این تصویر را معنادارتر می‌کند، الگوی عملی‌ای است که از رأس قدرت به جامعه منتقل شده است و در آن نقش زن نه از طریق مشارکت اجتماعی و حرفه‌ای، بلکه از طریق غیبت کامل بازنمایی می‌شود.

نمونه روشن آن همسر خامنه‌ای است که طی چهار دهه، بدون حضور رسانه‌ای، بدون ایفای نقش عمومی و حتی بدون ارائە یک تصویر رسمی، به نمادی از این الگوی مطلوب تبدیل شده است که نه معرفی می‌شود و نه امکان مشاهده‌ آن وجود دارد، اما به‌عنوان معیار رفتاری زنان تبلیغ می‌شود.

این رویکرد صرفا به آیت اللە خامنه‌ای محدود نمی‌شود. چهره‌هایی مانند سعید جلیلی نیز با همین منطق حرکت کرده‌اند. او با وجود سال‌ها حضور در فضای سیاسی، هیچ‌گاه تصویری از همسر خود را منتشر نکرده است و این غیبت، عملاً به بخشی از پرستیژ ایدئولوژیک او تبدیل شده است.


در جریان انتخابات گذشته، جلیلی حتی ترجیح داد برای یک گفت‌وگوی رسمی تلویزیونی به‌جای دختر خود، ثابتی نماینده پایداری‌ها را معرفی کند. در این الگو، حضور زن در رسانه یا سیاست به‌گونه‌ای مدیریت می‌شود که از ابتدا در محدوده‌ای بسته و محافظت‌شده باقی بماند.


این نگاه زمانی ابعاد روشن‌تری پیدا می‌کند که هرگونه حضور فعال زنان در حوزه عمومی با حساسیت مضاعف مواجه می‌شود.


نمونه اخیر آن، ماجرای نادره رضایی، نخستین زن معاون هنری در وزارت ارشاد است. حاشیه‌های مربوط به یک کنسرت یا واکنش‌های رسانه‌ای صرفاً بهانه‌ای برای بازگرداندن مرزهای جنسیتی بود.

رضایی در جایگاهی دیده شد که با تصور رسمی از نقش زن فاصله داشت. مدیری فرهنگی، فردی قابل رؤیت در عرصه عمومی و دارای سبک زیست متفاوت از الگوی رسمی بود. همین ویژگی‌ها کافی بود تا ساختار سیاسی، با واکنشی سریع، او را کنار بگذارد.

در این چارچوب، مسئله اصلی، نه عملکرد حرفه‌ای و نه تصمیمات مدیریتی است؛ بلکه نوع حضوری است که با الگوی مطلوب همخوانی ندارد.



هر زنی که وارد چنین سطوحی می‌شود، ناگزیر با مجموعه‌ای از فشارهای رسانه‌ای و سیاسی روبه‌رو خواهد شد؛ نه به‌عنوان یک مدیر یا متخصص، بلکه به‌عنوان نمادی از تغییر در تصویری که جمهوری اسلامی ایران از زن ترسیم کرده است.


این تصویر، تاریخی طولانی در ساختار ایدئولوژیک نظام دارد. آنچه نیکی کدی آن را نخستین خاکریز می‌نامد، کنترل بدن، پوشش و حضور اجتماعی زنان، تا بە امروز همچنان پابرجا مانده است.




سخنان اخیر خامنه‌ای درباره «طبیعت زن»، «مصلحت جامعه» و «ضرورت محدودیت‌ها» بازخوانی همان چارچوبی است که از ابتدای انقلاب بر پایه آن سیاست‌گذاری شده است.

در نتیجه، موقعیت زن در جمهوری اسلامی ایران در دو سطح تعریف می‌شود: در سطح نمادین، زن به‌عنوان محور خانواده و پاسدار ارزش‌های اخلاقی معرفی می‌شود؛ در سطح عملی، حضور اجتماعی او تا حد امکان کاهش می‌یابد و نقش‌های مدیریتی‌اش اگر برخلاف الگوی رسمی باشد، با مقاومت جدی مواجه می‌شود.

این دو سطح در کنار هم، تصویری می‌سازند که در عمل بیش از هرچیز بر غیبت زنان در عرصه عمومی تأکید دارد؛ تصویری که نماد آن، زنی است که کسی درباره‌اش نمی‌داند و قرار هم نیست بداند، اما همان نادیدگی تبدیل به معیار مطلوبیت شده است.


به این ترتیب، الگوی زن مطلوب در ذهنیت رهبر جمهوری اسلامی ایران را می‌توان چنین خلاصه کرد:

زنی که در خانه بماند، نقش‌های سنتی را اصل بداند، پوشش شرعی را رعایت کند و حضور اجتماعی‌اش تا حد امکان محدود باشد؛ زنی که ترجیحاً دیده نشود.


در این الگو، نامرئی‌بودن نه نشانه حذف، بلکه معیار مطلوبیت است؛ همان‌طور که همسر خامنه‌ای طی چهار دهه نه نقشی عمومی داشته و نه حتی تصویری از او منتشر شده است



 
 
bottom of page