اورانیوم غنیشده، گرە کور مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا است
- 2 days ago
- 5 min read

پرونده اورانیوم غنیشده ایران، بهویژه حدود ۴۴۰ کیلوگرم با غنای ۶۰ درصد، به محور اصلی اختلاف میان واشنگتن و تهران تبدیل شده است. آمریکا خواهان برچیدن و انتقال این ذخایر است، در حالی که ایران بر حفظ آن تحت نظارت، تأکید دارد. اختلاف بر سر مدت توقف غنیسازی و سطح بازرسیها ادامه دارد. همزمان، رویکرد محتمل، حرکت بهسوی توافقی موقت و مرحلهای است که بدون حل کامل اختلافات، صرفاً خطر فوری را مهار میکند.
در شرایطی که تلاشها برای برگزاری دور جدیدی از مذاکرات با هدف احیای مسیر دیپلماتیک متوقفشده ادامه دارد، پرونده اورانیوم غنی شدە ایران با خلوص ۶۰ درصد، بهویژه حدود ۴۴۰ کیلوگرم آن، بار دیگر در صدر اختلافات میان واشنگتن و تهران قرار گرفته و بهعنوان یکی از پیچیدهترین محورهای هرگونه توافق هستهای احتمالی مطرح شده است.
حساسیت این پرونده با ادامه اختلاف نظر میان دو طرف درباره نحوه برخورد با ذخایر موجود افزایش یافته است. از یک سو، آمریکا و طرفهای بینالمللی خواهان برچیدن این ذخایر و انتقال آن به خارج از ایران هستند و از سوی دیگر، ایران بر حفظ آن تحت نظارت شدید تأکید دارد.
در همین حال، خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع دیپلماتیک خود گزارش داده است که عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در تهران گفتوگوهایی را با مقامات ایرانی انجام داده و در مسائل دشوار به پیشرفتهایی نیز دست یافته است.
تحلیلگران آمریکایی نیز اعلام کردهاند که دستیابی بە هرگونه توافق هستهای میان واشنگتن و تهران بدون تعیین تکلیف پرونده اورانیوم با غنای بالا ممکن نخواهد بود.
آنها بر این باورند هر گونە توافق جدی نیازمند تشدید بیسابقه بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود و احتمال دارد بخشی از این ذخایر تحت نظارت بینالمللی به خارج از ایران منتقل شود.
با وجود شکست دور پیشین مذاکرات، پاکستان نسبت به دستیابی به پیشرفتی قابل توجه در آیندە، بهویژه در ارتباط با برنامه هستهای نزدیک ابراز خوشبینی کرده است.
با این وجود، اختلافات مشخصتری نیز در این زمینە وجود دارد، بهطوری که ایالات متحده آمریکا خواستار آن شده است که ایران با توقف موقت ۲۰ ساله همه فعالیتهای غنیسازی موافقت کند.
این فرایند شامل آمادهسازی اورانیوم برای واکنشهای هستهای، چه برای اهداف غیرنظامی و چه نظامی است. در مقابل، ایران پیشنهاد متقابلی ارائه کرده و توقفی پنجساله را مطرح کرده است.
در همین حال، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تأکید کردە است که ایران در چارچوب مذاکرات جاری تقریبا با همه چیز موافقت کرده است. او افزود:
ایران پذیرفته است آنچه را گرد و غبار هستهای توصیف کرد به آمریکا بازگرداند. این عبارت به ذخایر اورانیوم غنیشده اشاره دارد که ایالات متحده معتقد است میتواند در ساخت سلاح هستهای استفاده شود.
با گذشت بیش از نیمی از دوره آتشبس دو هفتهای، یک مقام ایرانی به خبرگزاری رویترز گفتە است که تهران با کاهش سطح اورانیوم با غنای بالا تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ایالات متحده موافقت کرده است.
در این بارە، مایکل روبین، مقام پیشین پنتاگون و پژوهشگر ارشد در مؤسسه امریکن اینترپرایز، در اظهاراتی پیش از این اعلام کردە بود:
هیچگونە توافق هستهای بدون روشن شدن سرنوشت حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالای ایران ممکن نیست. این موضوع مستلزم انجام بازرسیهایی از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی است و به احتمال زیاد انتقال این اورانیوم غنیشده به خارج از کشور را نیز در بر میگیرد.
روبین که پیشتر بهعنوان مشاور وزیر دفاع آمریکا در امور ایران فعالیت کرده است، افزودە است که بزرگترین انتقاد به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ این بود که به ایران اجازه حفظ ظرفیت گسترده صنعتی در زمینه غنیسازی را داد و شامل بندهایی برای رفع تدریجی تحریمها بود.
او هشدار داد اگر ترامپ همین الگو را تکرار کند، بهعنوان نسخه دوم اوباما شناخته خواهد شد و در نتیجه فشار سیاسی برای دستیابی به توافقی سختگیرانهتر افزایش خواهد یافت.
او درباره خطوط قرمز دولت آمریکا در هر توافق احتمالی توضیح داد که این موارد شامل انتقال اورانیوم غنیشده ایران به خارج از کشور و برچیدن تأسیسات هستهای زیرزمینی است.
در خصوص کشورهایی که ممکن است اورانیوم ایران را دریافت کنند، نیز روبین اشاره کرد که این موضوع مشکل بزرگی نخواهد بود، زیرا گزینههایی مانند ژاپن، هند یا فرانسه میتوانند مقصدهای احتمالی باشند و انتخابهای متعددی وجود دارد که برای هر دو طرف واشنگتن و تهران میتواند قابل قبول باشد.
با این حال، مقام پیشین پنتاگون تأکید کرد که آزادی کشتیرانی به احتمال زیاد قابل مذاکره نخواهد بود، زیرا هرگونه عقبنشینی در این اصل میتواند پیامدهای مهمی برای سایر مناطق ایجاد کند.
در مورد ورود برنامه موشکی و نفوذ منطقهای به روند مذاکرات، روبین گفتە است که توافق هستهای از نظر اجرایی بودن محتملتر است، زیرا دیپلماتها ممکن است ترجیح دهند همچنان بر موضوعات سادهتر متمرکز باشند.
او افزود که در صورت عدم رسیدگی مستقیم به مسائل اصلی، این روند تنها زمینهساز دور جدیدی از درگیری در آینده خواهد بود.
در رابطە با اورانیوم با غنای بالا، مارک فیتزپاتریک، مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا در امور خلع سلاح هستهای، نیز اعلام نمودە است:
آسیبهای وارد آمدە به تأسیسات هستهای در نطنز، فردو و اصفهان، ایران را برای چند سال از بازسازی یک برنامه صنعتی گسترده غنیسازی بازخواهد داشت.
فیتزپاتریک توضیح داد که اگر ایران بتواند محفظههای اورانیوم با غنای بالا را بازیابی کند، ممکن است ظرف حدود شش ماه قادر به تولید یک سلاح هستهای باشد، اما تبدیل آن به شکلی که با یک موشک بالستیک سازگار باشد زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.
با این وجود، یک بمب بزرگتر را میتوان با هواپیما یا کشتی منتقل کرد.
واشنگتن چگونه با برنامه هستهای ایران برخورد میکند
بە نظر می رسد محتملترین سناریو برای دستیابی به توافق، یک توافق موقت، مرحلهبندیشده و بهشدت تدریجی باشد و نه یک توافق جامع که پرونده هستهای را بهطور کامل و یکباره ببندد.
در حالی که ایران به دنبال حفظ ماهیت حقوقی، سیاسی و فنی برنامه هستهای خود است، ایالات متحده آمریکا در تلاش است ایران را برای مدت طولانی از آستانه هستهای دور نگه دارد. از همین رو مرحله نخست به احتمال زیاد بر یک توقف جدید یا تمدیدشده متمرکز خواهد بود.
ایران ممکن است محدودیتهای موقتی بر سطح غنیسازی و برخی جنبههای توسعه سانتریفیوژها را بپذیرد و در مقابل، ایالات متحده آمریکا تلاش خواهد کرد سازوکارهای فنی کافی برای کاهش محسوس خطر دستیابی سریع به توان هستهای ایجاد کند.
مرحله دوم به احتمال زیاد بر دو عامل زمان و راستیآزمایی متمرکز خواهد بود. ایالات متحده به دنبال دورههای زمانی طولانیتر است، زیرا به این نتیجه رسیده است که دورههای کوتاهمدت مشکل را حل نمیکنند و تنها آن را به تعویق میاندازند.
موضوع ذخایر هستهای یکی از پیچیدهترین مسائل فنی در مذاکرات خواهد بود. اگر ایالات متحده درصدد ارتقای یک توافق امنیتی پایدار باشد، اورانیوم با غنای بالای ایران نمیتواند در دستور کار قرار نداشتە باشد.
از سوی دیگر، هرگونە توافق بلندمدت و جدی باید برنامه موشکی و نفوذ منطقهای را نیز در بر بگیرد، زیرا پرونده هستهای بهتنهایی وجود ندارد و بخشی از معنای راهبردی خود را از محیط گستردهتر پیرامونش میگیرد.
برنامه موشکی برای ایران یکی از مهمترین ابزارهای جبران عدم توازن نظامی است و نمیتوان آن را بهعنوان موضوعی فرعی در نظر گرفت. هر توافقی که صرفاً به پرونده هستهای محدود شود، از نظر راهبردی کافی نخواهد بود و رویکرد قابل اجرا بر این اصل استوار است که پرونده هستهای تنها نقطه آغاز است، نه کل مسیر.
در مجموع، تداوم شکافهای راهبردی نشان میدهد هیچ توافق پایداری بدون تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم و چارچوب راستیآزمایی ممکن نیست.
در حالی که فشار برای دستیابی به توافق افزایش یافته، تفاوت در اهداف نهایی دو طرف، از مهار تا حفظ ظرفیت، همچنان مسیر مذاکرات را شکننده نگه میدارد و خطر بازگشت تنش را حفظ میکند.











