آیا ترامپ آمادە امتیازدهی بە جمهوری اسلامی ایران است؟
- 4 days ago
- 3 min read

ترامپ در حالی که از برتری در مذاکرات با ایران سخن میگوید، نشانهها حاکی از آمادگی او برای امتیازدهی است. تغییر مواضع واشنگتن، از فشار بر اسرائیل تا عقبنشینی ضمنی از محدودیت کامل غنیسازی، نشاندهنده پیچیدگی توازن قدرت است. همزمان، ایران با حفظ اهرمهایی مانند تنگه هرمز، موقعیت خود را تثبیت کرده است. این بنبست، چشمانداز توافق سریع را تضعیف کرده و هزینههای اقتصادی و سیاسی را برای هر دو طرف افزایش داده است.
در حالی که دونالد ترامپ بارها تأکید کرده است کە ایالات متحده برگهای برنده را در مواجهە با جمهوری اسلامی در اختیار دارد، روند تحولات اخیر نشان میدهد او ممکن است برای دستیابی به توافق با ایران ناچار به پذیرش امتیازهایی فراتر از مواضع اعلام شدە خود شود.
مجموعهای از تغییر مواضع، فشارهای داخلی و محدودیتهای میدانی، تصویر متفاوتی از توازن قدرت در این بحران ارائه میدهد.
ترامپ بهوضوح به دنبال پایان دادن به جنگ از مسیر مذاکره است. اعلام آتشبس موقت میان اسرائیل و لبنان در روز پنجشنبه نشانهای از همین رویکرد است. در ادامه، پیشنهاد میزبانی از نخستوزیر اسرائیل و رئیسجمهور لبنان در کاخ سفید نیز بهعنوان تلاشی برای مدیریت همزمان چند جبهه بحران مطرح شده است.
این تغییر رویکرد در حالی رخ میدهد که تنها چند روز پیش، ترامپ حملات اسرائیل علیه حزبالله را درگیریای جداگانه توصیف کرده و آن را خارج از چارچوب توافق احتمالی با ایران دانسته بود.
با این حال، فشار اخیر واشنگتن بر اسرائیل برای توقف بمبارانهای سنگین در لبنان، عملاً یکی از موانع اصلی از نگاه تهران را از مسیر مذاکرات حذف کرده است. این چرخش سریع، نشاندهنده انعطافپذیری تاکتیکی در برابر محدودیتهای راهبردی است.
در سطح داخلی، ترامپ با فشارهایی مواجه است که بر رفتار او در مذاکرات سایه انداخته است. افزایش هزینههای مصرفکنندگان و افت شاخصهای محبوبیت، او را به سمت دستیابی سریعتر به یک توافق سوق میدهد.
به گفته یک مقام آگاه در منطقه خلیج فارس، ترامپ بیش از آنچه در مواضع علنی خود نشان میدهد آماده پذیرش امتیاز است، اما با امتناع ایران از ارائه امتیازهایی که امکان حفظ وجهه سیاسی را برای او فراهم کند، مواجه شده است.
با وجود اعلام پیشنهاد نهایی آمریکا از سوی معاون رئیسجمهور در مذاکرات اسلامآباد، گفتوگوها همچنان ادامه دارد.
ترامپ نیز اعلام کرده است کە دور جدید مذاکرات حضوری ممکن است بهزودی برگزار شود. او ضمن تأکید بر تمایل ایران به توافق، بار دیگر خط قرمز خود را عدم دستیابی تهران به سلاح هستهای عنوان کرده است، اما از مواضع قبلی درباره ممنوعیت کامل غنیسازی فاصله گرفته است.
در این چارچوب، ایده توقف ۲۰ ساله غنیسازی اورانیوم که یکی از ارکان اصلی طرح آمریکا بود، دیگر بهصورت قاطع مطرح نمیشود.
در مقابل، ایران توقفی کوتاهتر در حدود پنج سال را پیشنهاد داده است. اختلاف دیگر بر سر سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده است. واشنگتن خواهان انتقال این مواد به کشور ثالث است، در حالی که تهران تاکنون با این درخواست موافقت نکرده است.
این شکافها نشان میدهد برخلاف ادعای واشنگتن، توازن قدرت در مذاکرات یکطرفه نیست. ایران با وجود فشارهای نظامی و اقتصادی، همچنان از ابزارهای مؤثری برخوردار است.
محدودسازی تردد دریایی در تنگه هرمز و تأثیرگذاری بر بازار جهانی نفت، از مهمترین اهرمهای تهران محسوب میشود.
در واکنش، آمریکا تلاش نمودە است با اعمال محاصره دریایی این اهرم را تضعیف کند. هدف از این اقدام، افزایش فشار اقتصادی و وادار کردن ایران به امتیازدهی است.
با این حال، این راهبرد با ریسکهای قابلتوجهی همراه است. ادامه محدودیت در تنگه هرمز میتواند به افزایش قیمت نفت و تشدید فشار اقتصادی جهانی منجر شود که در نهایت به زیان خود آمریکا نیز تمام خواهد شد.
تحلیلگران این وضعیت را یک بازی پرهزینه و پرریسک توصیف میکنند. ایران میتواند با طولانی کردن بحران، هزینه سیاسی آن را برای ترامپ افزایش دهد.
در مقابل، ادامه عملیات نظامی و حفظ محاصره دریایی، منابع نظامی آمریکا را تحت فشار قرار میدهد و حتی میتواند بر توان بازدارندگی آن در برابر چین تأثیر بگذارد.
در سطح بینالمللی، نگرانیها در حال افزایش است. اروپا با محدودیت ذخایر سوخت مواجه است و احتمال اختلال در پروازها مطرح شده است.
کشورهای آسیایی نیز نسبت به شوکهای احتمالی در بازار انرژی هشدار دادهاند. عبور نفتکشهای چینی از محدودیتها نشان میدهد اجرای کامل محاصره با چالشهای جدی روبهرو است.
در چنین شرایطی، چشمانداز دستیابی سریع به توافق همچنان مبهم است. تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نشان میدهد چنین مذاکراتی معمولاً زمانبر و پیچیده هستند.
اکنون نیز با وجود فشارهای متقابل، هیچیک از طرفین حاضر به عقبنشینی کامل از مواضع کلیدی خود نیستند.
در نهایت، اگر ترامپ به توافقی رضایت دهد که امکان غنیسازی محدود در آینده را برای ایران باقی بگذارد، این تصمیم میتواند پرسشهای جدی درباره راهبرد او ایجاد کند.
بهویژه کە بسیاری از محورهای اصلی مذاکرات پیشتر در چارچوب توافق پیشین برجام بررسی شده بودند. این وضعیت نشان میدهد شکاف میان اهداف اعلام شدە و واقعیتهای میدانی همچنان تعیینکننده مسیر این بحران است.











