top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

بازگشت سایه‌های استبداد ایرانی در قلب اروپا

  • 1 day ago
  • 5 min read


علی‌اصغر فریدی

 

اروپا پس از تجربه فاشیسم، سازوکارهای حقوقی و فرهنگی گسترده‌ای را برای مقابله با اقتدارگرایی و گسترش رویەهای نژادپرستانە در سیاست ایجاد کرد. با این حال، ظهور نمادهای مرتبط با دستگاه‌های سرکوبگر و شعارهای نژادگرایانه در بخشی از تجمعات سیاسی ایرانیان خارج از کشور، پرسش‌های تازه‌ای درباره مرز میان مخالفت سیاسی و بازتولید فرهنگ اقتدار مطرح کرده است. مسئله اصلی صرفا نوستالژی سیاسی نیست، بلکه عادی‌سازی گفتمان‌هایی است که حذف، تحقیر و نفی دیگری را به بخشی از هویت سیاسی تبدیل می‌کنند؛ روندی که حافظه تاریخی اروپا نسبت به آن حساسیت ویژه‌ای دارد.


اروپا سرزمینی است که زخم‌های عمیق فاجعه فاشیسم را هنوز بر تن دارد. جنگ جهانی دوم، ویرانی شهرها، میلیون‌ها کشته و خاطره هولوکاست و اردوگاه‌های مرگ، درس‌هایی ابدی از خطر حکومت‌های اقتدارگرا و ایدئولوژی‌های برترپندارانه به جا گذاشته است.


بازماندگان آن دوران هنوز زنده‌اند و نسل‌های جدید با آموزش‌های تاریخی، سوگند خورده‌اند که هرگز اجازه ندهند چنین تاریکی‌هایی تکرار شود.


اما امروز، در خیابان‌های مونیخ و لندن، صحنه‌هایی به نمایش درمی‌آید که گویی تاریخ را به سخره می‌گیرد.


گروه‌هایی از ایرانیان، با نمادهایی از دوران گذشته، خواهان بازگشت نظامی استبدادی هستند و گاهی با شعارهایی نژادپرستانه و اهانت‌آمیز، تصویری نگران‌کننده از افراط‌گرایی را به نمایش می‌گذارند.


تجربه تلخ اروپا و درس‌های فراموش‌نشده


فاشیسم در ایتالیا و نازیسم در آلمان، با وعده‌های قدرت ملی، نظم و برتری نژادی، جوامع را به جنگ و نابودی کشاندند.


پس از پیروزی متفقین، اروپا نهادهایی مانند اتحادیه اروپا و قوانین سختگیرانه ضد نازیسم ساخت تا از تکرار جلوگیری کند. نمادهای نازی، ستایش هیتلر و هر شکلی از برترپنداری نژادی در بسیاری از کشورهای اروپایی ممنوع یا به شدت محکوم است.


با این حال، وقتی گروه‌هایی در خیابان‌های این قاره با لباس‌های هماهنگ و نمادهای دستگاه‌های امنیتی سرکوبگر ظاهر می‌شوند، سؤال جدی پیش می‌آید: آیا اروپا در برابر اشکال جدید استبداد حساسیت خود را از دست داده است؟

ساواک، سازمان اطلاعات و امنیت دوران پهلوی، در ذهن بسیاری از ایرانیان با شکنجه، سرکوب مخالفان سیاسی و فضای خفقان گره خورده است.

هرچند حامیان آن دوران آن را ابزاری برای حفظ امنیت در برابر کمونیسم و آشوب می‌دانند، اما گزارش‌های تاریخی از اعدام‌ها، بازداشت‌های گسترده و فشار بر روشنفکران و فعالان سیاسی، تصویر یک نهاد مخوف را ترسیم می‌کند.


نمایش علنی نمادهای این سازمان در اروپا، نه تنها برای مخالفان رژیم فعلی، بلکه برای بسیاری از ایرانیان که به دنبال دموکراسی واقعی هستند، یادآور بازگشت به گذشته‌ای تاریک است.


رژه در مونیخ: نمادهایی که نباید فراموش شوند


اخیرا در مونیخ آلمان، تجمعاتی برگزار شد که در آن عده‌ای با تی‌شرت‌های سفید حامل نشان ساواک حضور داشتند. این تصاویر به سرعت در شبکه‌های اجتماعی پخش شد و واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخت.


مونیخ، شهری که بخشی از تاریخ نازیسم را در خود جای داده است، اکنون میزبان کسانی است که با افتخار از ابزار سرکوب دوران شاه دفاع می‌کنند. این رژه‌ها اغلب در چارچوب حمایت از بازگشت سلطنت و مخالفت با جمهوری اسلامی برگزار می‌شود، اما استفاده از چنین نمادهایی، جنبه‌ای فراتر از اعتراض سیاسی ساده دارد.

حامیان این حرکت استدلال می‌کنند که ساواک در برابر تهدیدهای خارجی و داخلی عمل می‌کرد و امروز هم نماد آن، پیام قدرتمندی علیه ضعف امنیتی فعلی است. اما منتقدان می‌گویند ستایش علنی یک دستگاه اطلاعاتی شناخته‌شده برای روش‌های خشن، مرز میان اعتراض مدنی و گرایش به اقتدارگرایی را محو می‌کند.

در کشوری که هنوز با خاطره گشتاپو و اشتازی زندگی می‌کند، چنین نمایش‌هایی می‌تواند برای جامعه میزبان نیز نگران‌کننده باشد و سؤالاتی درباره تحمل افراط‌گرایی مطرح کند.


لندن و سیاه‌پوشان منظم: شباهت‌های ناخوشایند


در لندن نیز صحنه‌های مشابهی دیده شده است. گروه‌هایی با لباس‌های سیاه، آرایش منظم و شبیه به یگان‌های شبه‌نظامی، در رژه‌هایی شرکت کرده‌ و خواستار بازگشت پادشاهی شدەاند.

این نمایش‌ها، با نظم و هماهنگی خاص، یادآور گروه‌های راست افراطی یا شبه‌فاشیستی در تاریخ اروپا است.

برخی گزارش‌ها از شعارهای نژادپرستانه و اهانت به ملت‌های دیگر منطقه خاورمیانه حکایت دارند که در آن‌ها، خودبرترپنداری ایرانی به شکلی آشکار بیان می‌شود.

این رفتارها، فراتر از آزادی بیان، به ترویج نفرت و تقسیم‌بندی اتنیکی منجر می‌شود. وقتی در خیابان‌های لندن، که میزبان تنوع فرهنگی گسترده‌ای است، چنین شعارهایی شنیده می‌شود، نه تنها وجهه ایرانیان مخالف رژیم را خدشه‌دار می‌کند، بلکه خطر واقعی را برای همزیستی مسالمت‌آمیز ایجاد می‌نماید.

اروپا که با چالش‌های راست افراطی بومی خود دست و پنجه نرم می‌کند، نباید اجازه دهد اشکال وارداتی افراط‌گرایی نیز ریشه بدواند.


ریشه‌های فکری و خطر خودبرترپنداری


بخشی از حامیان سلطنت در خارج از ایران، با تکیه بر روایت‌های تاریخی ایده‌آل‌سازی شده از دوران پهلوی، تصویری از ایران قدرتمند و مدرن ارائه می‌دهند، اگرچه در واقعیت خلاف آن بود.

اما وقتی این روایت با اهانت به عرب‌ها، ترک‌ها یا دیگر ملت‌های همسایه همراه شود، به ایدئولوژی نژادپرستانه نزدیک می‌گردد.

شعارهایی در تاکید بر برتری نژادی یا فرهنگی، دقیقاً همان الگویی است که فاشیسم اروپایی بر آن بنا شد: ساخت هویت ملی از طریق تحقیر دیگران.


گروه‌های طرفدار سلطنت، هم در فضای واقعی و هم در فصای مجازی، با شعار مرگ برای مخالفان و فحاشی به هر شخص و گروهی که به آنها همراه نباشند، عملا فضایی برای گفت‌وگو باقی نمی‌گذارند.


دموکراسی واقعی نیازمند پذیرش تنوع نظرات است، نه تحمیل یک روایت واحد با زور نمادها و شعارها. اگر هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و ساخت ایران آزاد است، استفاده از روش‌های اقتدارگرایانه و نمادهای سرکوب، این هدف را بی‌اعتبار می‌سازد.


واکنش جامعه ایرانی و ضرورت هوشیاری


بسیاری از ایرانیان داخل و خارج کشور، این نمایش‌ها را محکوم کرده‌اند. آنها معتقدند مبارزه علیه استبداد دینی نباید به ستایش استبداد شاهی منجر شود.

جنبش زن، زندگی، آزادی نشان داد که مردم ایران خواهان آزادی، حقوق برابر و حاکمیت قانون هستند، نه بازگشت به هر شکلی از دیکتاتوری. رژه‌های ساواک و سیاه‌پوشان، بیشتر از آنکه به اتحاد کمک کند، باعث شکاف و انزجار می‌شود.

اروپا نیز باید در این زمینه موضع شفاف بگیرد. آزادی تجمع و بیان، اصل اساسی است، اما وقتی به ترویج خشونت، نفرت نژادی یا ستایش ابزارهای سرکوب تبدیل شود، خط قرمزها باید رعایت گردد.


درس تاریخ اروپا ایجاب می‌کند که نسبت به هر شکلی از فاشیسم، چه بومی و چه وارداتی، حساس باشد.


چشم‌انداز آینده: انتخاب میان گذشته و آینده


ایران آینده نمی‌تواند بر پایه کینه و بازگشت به الگوهای شکست‌خورده ساخته شود. نه جمهوری اسلامی با سرکوب و ایدئولوژی افراطی‌اش، و نه سلطنت استبدادی با دستگاه‌های اطلاعاتی مخوف.

راه سوم، دموکراسی سکولار با تاکید بر حقوق بشر، عدالت اجتماعی و احترام به تنوع اتنیکی است. ایرانیان دیاسپورا فرصت دارند صدای عقلانیت و اعتدال را تقویت کنند و از افراط‌گرایی فاصله بگیرند.

تا زمانی که برخی با افتخار نمادهای سرکوب را بر تن می‌کنند و شعارهای نفرت‌پراکنانه سر می‌دهند، خطر تکرار اشتباهات تاریخی وجود دارد.


زمان آن رسیده که ایرانیان از هر طیف و گروهی با هر فکر متفاوتی که دارند، با آگاهی تاریخی و تعهد به ارزش‌های انسانی، جلوی این سایه‌های تاریک را بگیرند و به سوی افقی روشن‌تر حرکت کنند.


 
 
bottom of page