بقای پترودلار یا نظم چندارزی آینده؟
- 7 hours ago
- 7 min read

شیلان سقزی
زمانیکە تنگه هرمز به گلوگاه جنگ تبدیل میشود، پترودلار دیگر یک اصطلاح دانشگاهی نیست، بلکە نام یک معماری زنده قدرت است که نفت، امنیت، بانکداری و نظم بینالمللی را به هم ربط می دهد. در بحران جاری ایران، آمریکا و اسرائیل این معماری همزمان زیر فشار سه نیرو قرار گرفته است: اختلال در مسیر انرژی، ترکخوردن انسجام کشورهای حوزە خلیج فارس و رشد آهسته اما واقعی زیرساختهای ارزی چین. با این حال، دادههای رسمی هنوز نشان میدهند که دلار از جایگاه مرکزیاش سقوط نکرده است؛ بلکه بیشتر در حال ورود به یک دوره فرسایش تدریجی و چندقطبیشدن است.
بانک تسویههای بینالمللی در ۲۰۲۵ گزارش داد که ۸۹.۲ درصد معاملات ارزی جهانی با دلار انجام میشود و سهم یوان چین به ۸.۵ درصد رسیده است.. گزارش صندوق بینالمللی پول نیز در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که دلار هنوز ۵۶.۳۲ درصد ذخایر جهانی را در اختیار دارد، هرچند این سهم نسبت به قبل اندکی کاهش یافته است.
پترودلار دقیقاً چیست؟
اگر لایه تبلیغاتی و دیپلماتیک را کنار بزنیم، پترودلار فقط به این معنا نیست که نفت با دلار قیمتگذاری میشود.
معنای دقیقتر آن یک بسته نهادی است: قیمتگذاری نفت بر اساس دلار، بازگشت مازاد نفتی به داراییهای دلاری و پیوند خوردن امنیت خلیج فارس با چتر نظامی واشنگتن.
رویترز این سازوکار را بهصراحت پیمان پترودلار مینامد و آن را مبتنی بر سه ستون میداند: نیاز آمریکا به نفت، قیمتگذاری نفت به دلار و رابطه امنیتی خلیج با واشنگتن. همان گزارش میگوید این ستونها اکنون هر سه زیر فشار قرار گرفتەاند.
بسیاری از روایتهای عامهپسند، پترودلار را علت یگانه قدرت دلار میدانند، اما پژوهشهای تازهتر چنین مسالەای را سادهانگارانه میدانند.
گزارش صندوق بینالمللی پول در سال ۲۰۲۵ نشان داد که الگوی صورتحسابنویسی تجارت جهانی، با وجود رشد یوان، هنوز عمدتاً دلارمحور است و این الگو طی دههها نسبتاً پایدار مانده است.
بانک مرکزی اروپا نیز در ۲۰۲۱ نوشت حدود ۴۰ درصد تجارت کالا در جهان به دلار صورتحساب میشود و این سلطه صرفاً از سهم تجاری آمریکا توضیحپذیر نیست.
از این رو، پترودلار را باید نه یک علت منفرد، بلکه به عنوان یکی از لایههای یک نظام ارزی مسلط فهم کرد.
از نگاههای مختلف اقتصاد سیاسی، پترودلار یک چیز واحد نیست
از زاویه بازارگرا و نولیبرال، دلار به این دلیل غالب مانده است که آمریکا عمیقترین بازارهای مالی، بیشترین نقدشوندگی و امنترین داراییهای مرجع را فراهم کرده است.
بانک مرکزی اروپا در ۲۰۲۱ تأکید میکند که دلار در صورتحسابنویسی تجارت نقش غالب دارد و شوکهای ارزی به قیمت واردات و حجم تجارت سرایت میکنند. این دقیقاً منطق «ارز مسلط» است، نه صرفاً منطق نفت.
از زاویه نهادگرایی، ترجیح دلار حاصل شبکه مقررات، سوآپلاینها و زیرساختهای پرداخت است. همان مطالعه بانک مرکزی اروپا نشان میدهد که گسترش سوآپلاینهای بانک مرکزی چین با افزایش یواننویسی همراه بوده است. یعنی سیاست پولی و زیرساخت مالی میتواند ترجیح ارزی را جابهجا کند، اما نه بهسرعت.
از زاویه سوسیالیستی و انتقادی اقتصاد سیاسی، پترودلار فقط یک ابزار مبادله نیست؛ بلکە دستگاهی برای جذب مازاد، انباشت مالی و بازتوزیع قدرت است. لئونی نوبل در ۲۰۲۳ بر بستر اقتصاد سیاسی انتقادی ، استدلال میکند که پترودلارها میان ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۱ بهطور متوسط سالانه ۱.۲۷ تریلیون دلار انباشت شدهاند و حدود ۵۴.۶ درصد آن توسط اوپک شکل گرفته است.
او همچنین نشان میدهد که بازتوزیع این مازادها در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به نظامیسازی بیشتر صادرکنندگان نفت و بحران بدهی در کشورهای واردکننده انجامیدە است.
در این خوانش، پترودلار یک رابطه صرفاً مالی نیست؛ بلکە شکلی از سلطه جهانی است که از انرژی، بدهی، و قدرت نظامی همزمان تغذیه میکند.
چرا هنوز دلار سقوط نکرده است؟
پاسخ کوتاه این است که چون جایگزین کامل قابلاعتمادی برای آن وجود ندارد. در دادههای بانک تسویههای بینالمللی در ۲۰۲۵، دلار هنوز در ۸۹.۲ درصد معاملات ارزی جهان حضور دارد و جفتارزهای دهگانه اصلی همگی یک سویەی دلاری دارند.
در دادههای صندوق بینالمللی پول در ۲۰۲۵ نیز سهم دلار در ذخایر جهانی ۵۶.۳۲ درصد بوده و یورو ۲۱.۱۳ درصد مانده است؛ یوان و دلار استرالیا هر کدام کمی بالای ۲ درصد را دارند.
خود صندوق بین المللی پول نیز تصریح میکند که فاصلەگرفتن از سیستم دلار بسیار آهسته خواهد بود. بنابراین، از نظر نهادی و مالی، دلار هنوز زبان مشترک اقتصاد جهانی است، حتی اگر تنها زبان نباشد.
اما همین آمارها هم هشدار میدهند که نظم قدیم ترک برداشته است. رویترز در نوامبر ۲۰۲۵ گزارش داد که یوان به ۸.۵ درصد معاملات جهانی ارز رسیده، از ۷ درصد در ۲۰۲۲؛ و بخشی از این رشد به سیاستهای بانک مرکزی چین و گسترش سوآپلاینها مربوط است.
همان گزارش میگوید حدود ۲۷ درصد تجارت چین اکنون با یوان تسویه میشود. این هنوز به معنای جایگزینی دلار نیست، اما نشانه یک زیرساخت موازی است: چین بهجای اعلام جنگ مستقیم به دلار، در حال ساختن مجراهای موازی برای تجارت، تامین مالی و تسویه است.
جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل چه کرده است؟
در کوتاهمدت، جنگ معمولاً به نفع دلار عمل میکند، زیرا سرمایهها در بحران به سمت داراییهای دلاری و خزانهداری آمریکا میگریزند؛ اما همین جنگ، در سطح ژئوپولیتیک، به زیرساخت پترودلار ضربه میزند.
رویترز در ۴ مه ۲۰۲۶ نوشت که آمریکا و ایران در خلیج فارس وارد موج جدیدی از حملات متقابل بە یکدیگر شدە و با محاصره دریایی دوطرفه، برای کنترل تنگه هرمز درگیرند.
دو روز بعد گزارش شد که تنگە هرمز عملاً مسدود مانده و حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت را مختل کرده است.
رویترز در ۱۰ مه نیز نوشت که بهای نفت پس از شکست توافق صلح از سوی واشنگتن بیش از ۳ دلار بالا رفت. اینها فقط شوک بازار نیست؛ اینها ضربه به شریان لجستیکی نظم دلاریاند. اثر این اختلال، فقط در قیمت نفت دیده نمیشود.
رویترز در ۹ مه گزارش داد که واردات نفت چین در آوریل ۲۰۲۶ به کمترین سطح نزدیک به چهار سال اخیر رسیده، زیرا انسداد تنگه هرمز، عرضه نفت به بزرگترین واردکننده نفت جهان را بە اختلال جدی مواجە کردە است.
همان گزارش میگوید واردات نفت خام چین ۲۰ درصد نسبت به سال قبل پایین آمده و صادرات فرآوردههای پالایشی چین هم به کف یک دهه رسیده است. این گزارش، همزمان هم دلار-محور بودن بازار انرژی را عیان میکند و هم انگیزه چین برای دور زدن آن را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، جنگ برای آمریکا و متحدانش دو پیام متناقض دارد. از یک طرف، چون نفت هنوز عمدتاً از طریق دلار قیمتگذاری میشود، بالا رفتن قیمت نفت بهطور مکانیکی تقاضا برای دلار و داراییهای دلاری را بالا میبرد. از طرف دیگر، همان جنگ اعتماد دولتهای خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا را سست میکند.
رویترز در ۲۵ مارس ۲۰۲۶ نوشت که جنگ ایران، بنیانهای پترودلار خلیج را لرزانده است و سه ستون آن-نیاز آمریکا به نفت، قیمت دلاری نفت و امنیت خلیج-همزمان زیر فشار قرار گرفتهاند.
خروج امارات متحدە عربی از اوپک و ترک حلقه قدیم
خبر خروج امارات از اوپک و اوپکپلاس در ۲۸ آوریل ۲۰۲۶ مهم است، اما نه به این معنا که امارات از اقتصاد دلاری جدا شده باشد.
برعکس، رویترز گزارش میدهد که ابوظبی پس از حملات مرتبط با جنگ ایران، روابطش را با آمریکا و اسرائیل تقویت کرده و این رابطه را «اهرم نفوذ» میبیند.
در عین حال، خروج امارات شکافی واقعی را در نظم تولیدکنندگان نفت ایجاد میکند و قدرت کنترل عرضه را از درون اوپکپلاس تضعیف میسازد.
از نگاه بازار، این یعنی امارات میخواهد دست بازتری برای افزایش تولید و گرفتن سهم بازار داشته باشد؛ از نگاه سیاسی، یعنی نظم قدیم خلیج-نظم هماهنگی قیمت، امنیت و دلار-دارد از درون فرسوده میشود.
روایت رویترز در همان گزارش روشن است؛ عربستان، امارات، قطر، عمان و بحرین ارزهای خود را به دلار میخکوب کردهاند و برای این کار به ذخایر بزرگ متکیاند.
در کنار آن، صندوقهای ثروت حاکمیتی خلیج بیش از ۶ تریلیون دلار در جهان سرمایهگذاری کردهاند و فقط عربستان و امارات حدود ۲۵۰ میلیارد دلار اوراق خزانه آمریکا دارند.
چنین رویەای بدین معناست کە بازگشت مازاد نفتی هنوز زنده است، اما دیگر فقط به معنای سپردهگذاری ساده در والاستریت نیست. بلکە بخشی از آن به مالکیت جهانی، صندوقهای ثروت حاکمیتی و سرمایهگذاریهای فرامرزی تبدیل شده است. از همین رو، پترودلار امروز بیشتر یک شبکه مالی-سیاسی است تا یک کیسه پول.
چین و یوان: جایگزین یا موازی؟
بزرگترین سوءتفاهم درباره یوان این است که گمان شود چین میخواهد یکباره دلار را از نظام مالی جهان کنار بزند.
اما دادههای صندوق بینالمللی پول و بانک مرکزی اروپا چنین تصویری را ارائە نمیدهند. صندوق بینالمللی پول در ۲۰۲۵ میگوید یوان هنوز سهمی کوچک اما رو به رشد دارد و روند تغییر، آهسته است.
بانک مرکزی اروپا نیز نشان میدهد که سوآپلاینهای بانک مرکزی چین بر افزایش فاکتورینگ یوان اثر گذاشتهاند؛ یعنی چین اول زیرساخت میسازد، بعد سیستم تسویه را تغییر میدهد.
رویترز هم در نوامبر ۲۰۲۵ نوشت که ۸.۵ درصد معاملات جهانی ارز با یوان انجام میشود و حدود ۲۷ درصد تجارت چین به یوان تسویه میشود. این دادهها از یک نظم موازی خبر میدهند، نه یک جانشینی کامل.
در این میان، روسیه نیز تحت تاثیر جنگ خاورمیانه دوباره به خرید ارز، عمدتاً یوان، رو آورده است. این نقطه مهم است: یوان دیگر فقط ارز تجارت چین نیست؛ بلکە در حال تبدیل به ارز ذخیره و تامین مالی در حاشیه بلوکهای تحریمشده است.
با این همه، تا وقتی کە بازارهای مالی چین به اندازه بازارهای آمریکا باز، عمیق و قابلاعتماد نشوند، یوان نمیتواند بهتنهایی جایگزین دلار شود.
در بهترین سناریو، جهان بهسمت چندارزیشدن گام برمیدارد. دلار برای ذخایر و بازارهای عمیق، یوان برای شبکههای تجاری آسیا و شرکای نزدیک، یورو برای بخشهایی از تجارت و ذخایر، و ارزهای منطقهای برای تسویههای محدود.
آینده پترودلار: زوال ناگهانی یا فرسایش طولانی؟
سرنوشت پترودلار نه با یک شوک واحد تعیین میشود و نه با تداوم وضعیت موجود تضمین شده است. جنگ در مرحله نخست معمولاً به سود دلار عمل میکند، زیرا جهش قیمت انرژی و افزایش ریسکهای جهانی، سرمایهها را به سوی داراییهای دلاری هدایت میکند.
اما اگر این بیثباتی مزمن شود، همان عامل تقویتکننده میتواند به عامل فرساینده تبدیل شود؛ اعتماد امنیتی کشورهای نفتخیز به آمریکا کاهش مییابد، گرایش به تسویه بخشی از تجارت انرژی با ارزهای دیگر افزایش پیدا میکند و چین فرصت بیشتری برای گسترش اکوسیستم مالی مبتنی بر یوان به دست میآورد.
اگر بخواهیم از روایتهای کلیشهای فاصله بگیریم، باید گفت پترودلار نه در آستانه فروپاشی است و نه از مصونیتی دائمی برخوردار است.
این نظام همچنان ستون اصلی تجارت انرژی و ذخایر ارزی جهان محسوب میشود، اما همزمان با مجموعهای از فشارهای تدریجی روبهرو است؛ از تلاش قدرتهای نوظهور برای کاهش وابستگی به دلار و گسترش نقش یوان گرفته تا تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه، نااطمینانی پیرامون امنیت مسیرهای انرژی و شکلگیری سازوکارهای مالی جایگزین.
نتیجه این تحولات، گذار به جهانی بدون دلار نیست، بلکه حرکت به سوی نظمی چندارزی است که در آن دلار همچنان جایگاه مسلط خود را حفظ میکند، اما دیگر تنها بازیگر میدان نیست.
در چنین فضایی، خاورمیانه بیش از گذشته به صحنه رقابت بر سر انرژی، امنیت و معماری آینده نظام مالی بینالمللی تبدیل خواهد شد.











