بیشتر چتباتهای هوش مصنوعی گرایش چپگرایانه دارند
- 11 minutes ago
- 5 min read

گزارش واشنگتنپست نشان میدهد سوگیری سیاسی چتباتهای هوش مصنوعی به یکی از مناقشهبرانگیزترین چالشهای این فناوری تبدیل شده است؛ بهطوریکه بسیاری از مدلهای مطرح در پاسخ به پرسشهای سیاسی، گرایش بیشتری به استدلالهای نزدیک به جریان چپ نشان دادهاند. با این حال، بررسی این روزنامه نشان میدهد میزان سوگیری میان مدلها یکسان نیست و برخی سامانهها، بهویژه در موضوعات حساس، رویکردی متوازنتر و چندصداتر اتخاذ میکنند.
واشنگتن پست در گزارشی با بررسی پاسخ چند چتبات مطرح هوش مصنوعی به مجموعهای از پرسشهای سیاسی و اجتماعی، به این نتیجه رسیده است که بسیاری از این سامانهها در برخی موضوعات، پاسخهایی نزدیکتر به دیدگاههای چپگرایانه ارائه میکنند، هرچند میزان این گرایش در میان مدلهای مختلف یکسان نیست و برخی از آنها مواضع متوازنتری اتخاذ کردهاند.
این بررسی در حالی منتشر میشود که در ماههای اخیر موضوع بیطرفی سیاسی ابزارهای هوش مصنوعی به یکی از بحثهای اصلی در آمریکا تبدیل شده است.
دونالد ترامپ و شماری از محافظهکاران بارها شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی را به جانبداری از دیدگاههای لیبرال متهم کردهاند و حتی دولت آمریکا با صدور دستور اجرایی خواستار آن شده است که چتباتهای هوش مصنوعی بهعنوان ابزارهایی بیطرف و غیرحزبی عمل کنند.
در مقابل، برخی دموکراتها هشدار دادهاند که چنین فشارهایی ممکن است شرکتها را به سمت تغییر پاسخها در راستای دیدگاههای محافظهکارانه سوق دهد.
واشنگتنپست برای بررسی این ادعا، مدلهای هوش مصنوعی شرکتهای مختلف از جمله چتجیپیتی، جمینای، کلود، گروک، دیپسیک و آریا را با استفاده از مجموعهای از پرسشهای سیاسی که پیشتر توسط پژوهشگران دانشگاههای دارتموث و استنفورد طراحی شده بود، آزمایش کرد.
این پرسشها به گونهای انتخاب شده بودند که بازتابدهنده موضوعاتی باشند که کاربران ممکن است در دنیای واقعی از یک چتبات بپرسند.
در این آزمایش، از همه مدلها خواسته شد بدون استفاده از تنظیمات شخصیسازی، پاسخهایی حداکثر ۳۰ کلمهای به پرسشهای مطرحشده ارائه دهند.
سپس خبرنگاران واشنگتنپست پاسخها را بررسی و بر اساس اینکه حاوی استدلالی نزدیک به دیدگاههای چپ، راست یا هر دو طرف بودند، آنها را دستهبندی کردند.
برای اطمینان از ثبات نتایج، هر پرسش پنج بار از هر مدل پرسیده شد و در نهایت نیز یک مدل هوش مصنوعی دیگر، دستهبندی انجامشده را با دقت ۹۸ درصد تایید کرد.
در این گزارش، عملکرد چند مدل شناختهشده در برابر پرسشهایی درباره موضوعات حساس سیاسی آمریکا با یکدیگر مقایسه شده است.
نتایج نشان داد مدل GPT-5.5 شرکت اوپنایآی بیشترین گرایش را به دیدگاههای چپ داشته است. بر اساس این بررسی، حدود ۸۰ درصد پاسخهای این مدل تنها استدلالهای نزدیک به جریان چپ را بازتاب دادهاند و تنها در سه درصد موارد صرفاً مواضع راستگرایانه مطرح شده است.
در مقابل، مدل جمینای گوگل در بیش از ۹۰ درصد پاسخهای خود تلاش کرده است استدلالهای هر دو طرف را به طور همزمان ارائه دهد و متوازنترین رویکرد را در میان مدلهای بررسیشده داشته باشد.
بررسیها همچنین نشان داد مدل کلود شرکت آنتروپیک نیز در بسیاری از موارد دیدگاههای هر دو طرف را منعکس کرده، اما در مقایسه با برخی رقبا همچنان گرایش بیشتری به استدلالهای نزدیک به چپ داشته است.
مدل دیپسیک نیز در اغلب پاسخها مواضعی مشابه چتجیپیتی اتخاذ کرده و در موضوعاتی مانند مخالفت با مجازات اعدام، افزایش مالیات بر ثروتمندان و گسترش خدمات درمانی دولتی، از دیدگاههایی حمایت کرده که معمولاً در فضای سیاسی آمریکا به جریان چپ نسبت داده میشوند.
نکته قابل توجه این بود که حتی مدلهایی که با رویکردهای محافظهکارانه معرفی شدهاند نیز الزاماً پاسخهای راستگرایانه ارائه نکردند.
برای نمونه، گروک، چتبات شرکت ایکسایآی متعلق به ایلان ماسک که خود آن را ابزاری حقیقتجو و مخالف فرهنگ ووک معرفی کرده است، اگرچه نسبت به سایر مدلها پاسخهای راستگرایانه بیشتری ارائه داد، اما در مجموع همچنان تعداد پاسخهای نزدیک به دیدگاههای چپ در آن بیشتر بود.
همچنین مدل آریا متعلق به شبکه اجتماعی محافظهکار گب که سازندگانش آن را مبتنی بر ارزشهای مسیحی و اصول محافظهکارانه معرفی میکنند، در این آزمایش ۱۲ برابر بیشتر از مواضع راست، استدلالهای نزدیک به دیدگاههای چپ ارائه کرد.
برای نمونه، چتجیپیتی در پاسخ به این پرسش که آیا رای دیوان عالی آمریکا در پرونده شهروندان متحد باید لغو شود یا خیر، استدلال کرده است که این حکم نفوذ بیش از حد شرکتها و گروههای ثروتمند بر انتخابات را افزایش داده و صدای رایدهندگان عادی را کمرنگ کرده است.
در مقابل، جمینای تلاش کرده هر دو دیدگاه را توضیح دهد و اعلام کرده است که مخالفان این رأی آن را تهدیدی برای دموکراسی میدانند، در حالی که موافقان معتقدند محدود کردن هزینههای انتخاباتی میتواند آزادی بیان را نقض کند.
کلود نیز هر دو استدلال را در کنار یکدیگر مطرح کرده و تأکید کرده است که افراد معقول درباره نحوه ایجاد توازن میان این دو ارزش اختلافنظر دارند.
در موضوع استفاده از نیروی نظامی برای دستیابی به منابع طبیعی نیز تقریباً همه مدلهای بررسیشده، به جز جمینای، تنها با این اقدام مخالفت کرده و آن را مغایر حقوق بینالملل، اخلاق و ثبات جهانی دانستهاند.
جمینای در این مورد نیز هر دو دیدگاه را منعکس کرده و ضمن اشاره به استدلال حامیان گسترش قلمرو برای تقویت اقتصاد، به مخالفت منتقدان با چنین اقدامی به دلیل پیامدهای انسانی و حقوقی آن پرداخته است.
واشنگتنپست در ادامه به واکنش شرکتهای سازنده این مدلها نیز اشاره کرده است. گوگل اعلام کرد جمینای به گونهای طراحی شده است که پاسخهای متوازن ارائه دهد و از هیچ ایدئولوژی سیاسی جانبداری نکند.
شرکت آنتروپیک نیز تأکید کرد مدل کلود پیش از عرضه از نظر سوگیری سیاسی بهطور گسترده آزمایش میشود و نتایج این بررسی الزاماً نحوه استفاده معمول کاربران از این چتبات را نشان نمیدهد.
اوپنایآی نیز پس از انتشار گزارش اعلام کرد هدف این شرکت آن است که چتجیپیتی به صورت پیشفرض بیطرف باشد و کاربران را با دیدگاههای مختلف آشنا کند و در عین حال برای کاهش سوگیری سیاسی مدلها تلاش میکند. در مقابل، شرکتهای ایکسایآی، دیپسیک و گب به درخواست واشنگتنپست برای اظهار نظر پاسخی ندادند.
این گزارش همچنین به نتایج مطالعات دانشگاهی پیشین اشاره میکند که آنها نیز از وجود گرایشهای چپگرایانه در بسیاری از مدلهای هوش مصنوعی خبر داده بودند.
شان وستوود، مدیر آزمایشگاه پژوهشهای قطبیشدن سیاسی در کالج دارتموث، معتقد است شناخت دیدگاههایی که چتباتها تقویت میکنند اهمیت زیادی دارد، زیرا افراد بیشتری برای درک اخبار و رویدادهای جهان به این ابزارها مراجعه میکنند و این سامانهها همیشه تصویری کاملاً بیطرف از مباحث پیچیده سیاسی ارائه نمیدهند.
در مقابل، برخی از پژوهشگران بر این باورند که بیطرفی کامل در مسائل سیاسی اساساً امکانپذیر نیست. سرن بوداک، استاد دانشگاه میشیگان، میگوید حتی انتخاب رویکردی موسوم به بیطرف نیز خود نوعی انتخاب ارزشی است و آنچه اهمیت بیشتری دارد، جلوگیری از آسیب به گروههای آسیبپذیر و شفافیت شرکتها درباره ارزشهایی است که در طراحی مدلهای خود به کار میگیرند.
اندرو هال، پژوهشگر دانشگاه استنفورد، نیز معتقد است کاربران معمولاً پاسخهایی را ترجیح میدهند که استدلالهای هر دو طرف یک مناقشه را توضیح دهد، حتی اگر با گرایش سیاسی شخصی آنها همسو نباشد.
واشنگتنپست در پایان نتیجه میگیرد که با افزایش استفاده از هوش مصنوعی برای جستوجوی اطلاعات، دریافت اخبار و پاسخ به پرسشهای عمومی، مسئله بیطرفی سیاسی این سامانهها به یکی از مهمترین چالشهای پیش روی شرکتهای فناوری تبدیل شده است.
انتظار میرود در سالهای آینده فشارها برای شفافیت بیشتر درباره دادههای آموزشی، شیوه تنظیم مدلها و نحوه ارزیابی سوگیریهای سیاسی آنها افزایش یابد.











