تلاقی آتش و نفت: نظم اقتصادی جهان در سایهی جنگ
- 6 hours ago
- 5 min read

سیزدهمین روز جنگ نیروهای ائتلاف اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی ایران فرا رسیده است. آنچه کە یک هفته پیش تنها در سناریوهای بدبینانه تحلیلگران انرژی مطرح میشد، اکنون به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل شده است. حملات ۲۸ فوریه به ایران نه فقط یک درگیری نظامی منطقهای، بلکه آغازگر بحرانی شد که اکنون به یکی از بزرگترین شوکهای ژئواکونومیک دهههای اخیر تبدیل شده است.
با ورود بە هفتە دوم جنگ در خاورمیانە، تنگه هرمز، باریکترین گلوگاه انرژی جهان، عملاً از چرخه عادی تجارت جهانی خارج شده است.
عبور نفتکشها بهشدت کاهش یافته و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران دریایی پوشش بیمه جنگی برای این مسیر را تعلیق کردهاند. نتیجه، زنجیرهای از اختلالات در بازار انرژی، حملونقل، بازارهای مالی و حتی امنیت غذایی جهانی است.
در حالی که بانکهای مرکزی جهان در ماههای گذشته امیدوار بودند روند کاهش تورم ادامه یابد، بحران هرمز ناگهان سناریوی دیگری را روی میز گذاشته است: بازگشت شوک انرژی، جهش تورم و احتمال رکود در اقتصادهای صنعتی.
معمای هرمز: بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ معاصر
برای درک ابعاد بحران، تنها یک عدد کافی است: حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از مسیر تنگه هرمز عبور میکند؛ معادل نزدیک به ۲۰ درصد تجارت جهانی نفت.
اختلال در این مسیر به معنای آن است که بخش بزرگی از جریان حیاتی انرژی جهان ناگهان با خطر توقف یا تأخیر روبهرو شده است. حتی اگر بخشی از صادرات از طریق خطوط لوله جایگزین منتقل شود، ظرفیت این مسیرها محدود است و تنها بخشی از کسری ایجادشده را جبران میکند.
از نظر تاریخی، شوکهای عرضه نفت همواره با تحولات ژئوپلیتیک بزرگ همراه بودهاند. انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، جنگ یومکیپور در ۱۹۷۳، حمله عراق به کویت در ۱۹۹۰، جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ و بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین در ۲۰۲۲ هر یک بازار انرژی را دچار تکانههای شدید کردند.
با این حال، اختلال احتمالی در هرمز از نظر حجم بالقوه نفت در معرض توقف، میتواند با بسیاری از این بحرانها قابل مقایسه باشد.
بازارها نیز واکنش فوری نشان دادهاند. قیمت نفت برنت که تنها چند روز پیش در محدوده ۹۰ دلار معامله میشد، اکنون در حوالی ۱۱۵ تا ۱۱۶ دلار در هر بشکه قرار گرفته و در برخی معاملات حتی به نزدیکی ۱۲۰ دلار رسیده است.
وست تگزاس اینترمدیت نیز جهشی مشابه داشته و به بالاترین سطح خود در بیش از سه سال گذشته رسیده است.
این نخستین بار از مراحل اولیه جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ است که قیمت نفت دوباره از مرز روانی ۱۰۰ دلار عبور میکند.
برخی مؤسسات مالی بینالمللی هشدار دادهاند که در صورت ادامه اختلال در هرمز، قیمت نفت میتواند به ۱۵۰ دلار در هر بشکه نیز نزدیک شود؛ سطحی که آخرین بار در بحران انرژی سال ۲۰۰۸ مشاهده شد.
فلج زنجیره تأمین: بنادر در بنبست
بحران هرمز تنها بازار نفت را تحت تأثیر قرار نداده است؛ بلکه شبکه جهانی حملونقل دریایی را نیز با اختلال مواجه کرده است.
گزارشهای بازار کشتیرانی نشان میدهد ترافیک نفتکشها در تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته و بسیاری از کشتیها در بنادر منطقه یا در آبهای آزاد در انتظار عبور امن هستند. تنها بخش کوچکی از ترافیک معمول کشتیها در این مسیر ادامه دارد.
افزایش ریسک امنیتی باعث شده است که بسیاری از شرکتهای کشتیرانی مسیرهای جایگزین را انتخاب کنند.
یکی از این مسیرها عبور از دماغه امید نیک در جنوب آفریقا است که زمان سفر را ۱۵ تا ۲۰ روز افزایش میدهد و هزینه حملونقل جهانی را بهطور قابل توجهی بالا میبرد.
همزمان، هزینه بیمه جنگی برای کشتیهایی که قصد عبور از منطقه دارند چندین برابر شده است. این افزایش هزینهها در نهایت به قیمت کالاها و انرژی در سراسر جهان منتقل میشود.
بازارهای مالی نیز به سرعت واکنش نشان دادهاند. بورسهای آسیا در نخستین روزهای بحران سقوط کردند. شاخص نیکی ژاپن بیش از ۵ درصد افت کرد و بازارهای سهام در سراسر منطقه با فشار فروش مواجه شدند.
افزایش قیمت انرژی در کنار بیثباتی ژئوپلیتیک باعث شده سرمایهگذاران به سمت داراییهای امنتر حرکت کنند و نوسان در بازارهای مالی افزایش یابد.
تعطیلی خودخواسته تولید: زخمی دیگر بر پیکر منطقه
اختلال در حملونقل نفت تنها مشکل بازار انرژی نیست. در بسیاری از کشورهای حوزە خلیج، محدودیتهای صادرات و نگرانیهای امنیتی باعث شده برخی تولیدکنندگان تولید خود را کاهش دهند.
در عراق، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اوپک، تولید نفت بهطور قابل توجهی کاهش یافته است زیرا صادرات از پایانههای جنوبی با محدودیت مواجه شده است.در کویت و امارات نیز بخشی از تولید برای جلوگیری از انباشت ذخایر نفتی محدود شده است.
این کاهش تولید بهویژه در شرایطی رخ میدهد که بازار جهانی انرژی پیش از بحران نیز با محدودیت عرضه مواجه بود. در نتیجه، حتی کاهش چند میلیون بشکهای تولید میتواند اثر قابل توجهی بر قیمتها داشته باشد.
در بازار گاز طبیعی نیز نگرانیهای مشابهی وجود دارد. قطر که یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع در جهان است، برای مدیریت ریسک حملونقل و امنیت دریایی با احتیاط بیشتری صادرات خود را ادامه میدهد.
در حوزه فناوری و اقتصاد دیجیتال نیز نشانههایی از اختلال دیده میشود. برخی شرکتهای فناوری بینالمللی فعالیتهای منطقهای خود در خلیج فارس را محدود کردهاند و بخشی از زیرساختهای دادهای و پروژههای فناوری با تأخیر مواجه شدهاند.
بازی برد–باخت: بازگشت روسیه به میز برندگان
در بحرانهای انرژی، ژئوپلیتیک و اقتصاد بهطور جداییناپذیری به هم گره میخورند.
برای روسیه، افزایش قیمت نفت بهطور بالقوه به معنای افزایش درآمدهای صادراتی است. اقتصاد این کشور همچنان به صادرات انرژی وابسته است و هر جهش قابل توجه در قیمت نفت میتواند منابع مالی بیشتری برای دولت مسکو فراهم کند.
در مقابل، ایالات متحده با معادلهای پیچیده روبهروست. ادامه درگیری میتواند فشار سیاسی داخلی را افزایش دهد، بهویژه اگر افزایش قیمت انرژی به اقتصاد داخلی آمریکا منتقل شود.
در اروپا نیز نگرانیها درباره بازگشت تورم انرژی افزایش یافته است. اقتصادهای صنعتی که هنوز از شوک انرژی سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ بهطور کامل بهبود نیافتهاند، اکنون با احتمال موج جدیدی از افزایش قیمت انرژی روبهرو هستند.
چین نیز در موقعیتی پیچیده قرار دارد. این کشور یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی جهان است و بخش بزرگی از نفت وارداتی آن از خاورمیانه تأمین میشود.
در نتیجه، پکن از یک سو نگران امنیت عرضه انرژی است و از سوی دیگر تلاش میکند در نقش میانجی دیپلماتیک ظاهر شود.
بحران خاموش: تهدید امنیت غذایی جهان
در میان هیاهوی قیمت نفت، یک بحران کمتر دیدهشده در حال شکلگیری است: بازار کود شیمیایی. تولید بسیاری از کودهای کشاورزی به گاز طبیعی و گوگرد وابسته است که بخش قابل توجهی از آنها در خاورمیانه تولید یا از طریق مسیرهای دریایی این منطقه منتقل میشوند.
اختلال در صادرات انرژی و مواد خام میتواند زنجیره تأمین کودهای کشاورزی را مختل کند. این مسئله بهویژه برای کشاورزان نیمکره شمالی که در آستانه فصل کاشت قرار دارند اهمیت دارد.
افزایش قیمت کود در نهایت میتواند به کاهش تولید محصولات کشاورزی و افزایش قیمت مواد غذایی در ماههای آینده منجر شود؛ پدیدهای که اقتصاددانان آن را اثر دومینوی انرژی–غذا مینامند.
آنچه در خلیج فارس رخ میدهد دیگر صرفاً یک بحران منطقهای نیست. این بحران اکنون به نقطهای رسیده است که میتواند ساختار بازار انرژی، تجارت جهانی و حتی سیاستهای اقتصادی دولتها را تغییر دهد.
اگر اختلال در تنگه هرمز برای هفتههای آینده ادامه یابد، جهان ممکن است با سناریویی روبهرو شود که بسیاری از تحلیلگران آن را از هماکنون محتمل میدانند: نفت ۱۵۰ دلاری، موج تازهای از تورم جهانی، فشار بر اقتصادهای واردکننده انرژی و احتمال رکود در برخی اقتصادهای صنعتی.
در چنین شرایطی، جهان وارد مرحلهای میشود که برخی تحلیلگران آن را نظم انرژی پس از هرمز مینامند؛ نظمی که در آن ژئوپلیتیک، امنیت دریایی و بازار انرژی بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده خواهند شد.











