تنش میان ترکیه و یونان: چالشی مزمن در مرزهای جنوبشرقی اروپا
- Feb 23
- 4 min read

علیاصغر فریدی
تنش میان ترکیه و یونان نمونهای کلاسیک از منازعهای تاریخی با پیامدهای کاملاً معاصر است که امنیت منطقهای، انسجام ناتو و سیاست انرژی اروپا را تحت تأثیر قرار میدهد. اختلافات حقوقی در دریای اژه، بحران حلناشده قبرس، رقابت بر سر منابع گازی شرق مدیترانه و استفاده ابزاری از مهاجرت، این تنش را مزمن کرده است. همزمانی گفتوگوهای دیپلماتیک با اقدامات یکجانبه انرژی نشان میدهد خطر تشدید ناخواسته تنش، همچنان بالاست.
تنش میان آنکارا و آتن یکی از پایدارترین منازعات در حاشیه اتحادیه اروپا است که اگر چە از ریشەهای تاریخی برخوردار است اما پیامدهای آن کاملاً معاصر و اروپایی است. از اختلافات دریایی در اژه گرفته تا رقابت انرژی در شرق مدیترانه و مسئله مهاجرت، روابط دو کشور نهتنها امنیت منطقهای بلکه انسجام ناتو و سیاست خارجی اروپا را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
میراث تاریخی: سایه لوزان بر سیاست امروزچارچوب مرزهای مدرن ترکیه و یونان با انعقاد Treaty of Lausanne در سال ۱۹۲۳ تثبیت شد.
این معاهده پس از جنگ خونین ۱۹۱۹–۱۹۲۲ امضا شد و به تبادل اجباری جمعیت میان دو کشور انجامید که میلیونها نفر را از سرزمینهای خود جدا کرد و حافظهای تلخ در هر دو جامعه را از خود بر جای گذاشت.
اگرچه بیش از یک قرن از آن توافق میگذرد، اما تفسیرهای متفاوت از مفاد آن همچنان در گفتمان سیاسی دو کشور حضور دارد. هر بار که مسئله نظامیسازی جزایر یا مرزهای دریایی مطرح میشود، ارجاع به لوزان نیز دوباره در صدر مباحث سیاسی قرار میگیرد.
دریای اژه: مناقشهای حقوقی با ظرفیت نظامی پیچیدهترین بخش اختلافات، وضعیت دریای اژه است که صدها جزیره یونانی در نزدیکی سواحل ترکیه قرار دارند.
اختلاف اصلی بر سر سه موضوع است:گسترش آبهای سرزمینی از ۶ به ۱۲ مایل دریایی، تعیین فلات قاره و منطقه انحصاری اقتصادی EEZ، کنترل فضای هوایی.
یونان به کنوانسیون حقوق دریاها استناد میکند و معتقد است حق دارد آبهای سرزمینی خود را تا ۱۲ مایل گسترش دهد. ترکیه اما این اقدام را تهدیدی مستقیم علیه دسترسی خود به آبهای آزاد میداند و آن را دلیل جنگ اعلام کرده است.
در نتیجه، رهگیری جنگندهها، مانورهای دریایی و تنشهای لفظی به بخشی از واقعیت روزمره روابط دو کشور تبدیل شده است.
این وضعیت، بهویژه در شرایط بحرانهای همزمان جهانی، خطر تشدید ناخواسته تنشها را افزایش میدهد، تا جاییکە میتواند حادثهای کوچک به بحرانی بزرگ تبدیل شود.
قبرس منازعهای منجمد اما فعال: بحران سال ۱۹۷۴ و مداخله نظامی ترکیه به تقسیم جزیره قبرس انجامید.
بخش شمالی در سال ۱۹۸۳ با عنوان «جمهوری ترکنشین قبرس شمالی» (TRNC) اعلام موجودیت کرد که ساختار سیاسی آن تنها از سوی آنکارا به رسمیت شناخته میشود.
سازمان مللل متحد طریق خط حائل موسوم به گرین لاین وضعیت را مدیریت میکند، اما مذاکرات اتحاد مجدد طی دهههای گذشته بارها شکست خورده است.
کشف منابع گازی در اطراف قبرس، این منازعه قدیمی را وارد مرحلهای تازه کرده است. تعیین مرزهای دریایی و حق بهرهبرداری از منابع انرژی، قبرس را به یکی از نقاط حساس شرق مدیترانه تبدیل کرده است.
رقابت انرژی؛ پیوند اقتصاد و ژئوپلیتیک پس از کشف میادین گاز در شرق مدیترانه، معادلات ژئوپلیتیکی تغییر کرد.
یونان با برخی کشورهای منطقه توافقهای مرزی را امضا کرده و پروژههایی مانند خط لولهEastMed را ، هرچند با چالشهای فنی و سیاسی، همچنان دنبال میکند.
ترکیه اما این توافقها را ناقض حقوق خود و ترکهای قبرس میداند و با اعزام کشتیهای اکتشافی به مناطق مورد مناقشه واکنش نشان داده است.
برای اروپا که در پی تنوعبخشی به منابع انرژی و کاهش وابستگی به مسیرهای محدود است، ثبات شرق مدیترانه اهمیتی راهبردی دارد. هرگونه درگیری نظامی میتواند پروژههای سرمایهگذاری انرژی را به خطر اندازد.
تحولات اخیر فوریه ۲۰۲۶ نشاندهنده دوگانگی وضعیت کنونی است: از یک سو، دیدار اردوغان و میتسوتاکیس در آنکارا (۱۱ فوریه) با تأکید بر «حل مسائل پیچیده از طریق گفتوگوی سازنده و حسن نیت» و امضای چند تفاهمنامه در زمینههای فرهنگی، تجاری و فناوری همراه بود و اردوغان اختلافات را «غیرقابل حل ندانست».
از سوی دیگر، تنها چند روز بعد (۱۶ فوریه)، یونان قراردادهای اکتشاف گاز در چهار بلوک دریایی جنوب کرت و پلوپونز را با کنسرسیوم شورون (Chevron) و هِلنیک انرژی امضا کرد.
ترکیه بلافاصله (۱۹ فوریه) این اقدام را «غیرقانونی»، «یکجانبه» و نقض حقوق بینالملل و روابط خوب همسایگی خواند و به یادآوری تفاهمنامه دریایی ۲۰۱۹ خود با لیبی پرداخت.
این الگوی تکراری، پیشرفت دیپلماتیک همراه با واکنشهای فوری در حوزه انرژ، دقیقاً همان چیزی است که مناقشه شرق مدیترانه را مزمن نگه میدارد و خطر تشدید ناخواسته را بالا میبرد.
مهاجرت؛ ابزار فشار در روابط دوجانبه: ترکیه میزبان میلیونها پناهجو است و در مسیر اصلی مهاجرت به اروپا قرار دارد.
توافق سال ۲۰۱۶ میان آنکارا و اتحادیه اروپا باعث کاهش چشمگیر ورود مهاجران به یونان شد، اما این موضوع همچنان در روابط سیاسی دو طرف نقش اهرم فشار را ایفا میکند.
از سوی دیگر، یونان با اتهام بازگرداندن غیرقانونی مهاجران در دریای اژه روبهرو بوده است. این موضوع در سطح اروپایی بحثبرانگیز شده است. در نتیجه، مسئله مهاجرت نهتنها چالشی انسانی بلکه بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی دو کشور نیز قلمداد شدە است.
اروپا و ناتو؛ مدیریت تنش در درون اتحادیە اروپا: ترکیه و یونان هر دو عضو ناتو هستند. این وضعیت هرگونه درگیری مستقیم میان دو کشور را به بحرانی دروناتحادی تبدیل میکند.
اتحادیه اروپا نیز بهعنوان نهادی که یونان در آن عضویت دارد، در برخی مقاطع از آتن حمایت سیاسی بعمل آوردە است.
برای کشورهای اروپایی، بهویژه در شرایط بحرانهای امنیتی جاری، اولویت اصلی جلوگیری از تشدید تنش و سوق دادن دو طرف به مسیر گفتوگو یا داوری حقوقی است.
ارجاع اختلافات دریایی به دیوان بینالمللی دادگستری میتواند یکی از گزینههای واقعبینانه باشد، هرچند اراده سیاسی لازم برای آن هنوز شکل نگرفته است.
اختلافات ترکیه و یونان صرفاً نزاعی مرزی نیستند، این منازعه آمیزهای از تاریخ، ملیگرایی، حقوق بینالملل، انرژی و سیاست مهاجرت است.
تا زمانی که چارچوبی حقوقی و مورد توافق برای تعیین مرزهای دریایی و بهرهبرداری از منابع انرژی ایجاد نشود، شرق مدیترانه یکی از نقاط بالقوه بیثباتکننده در حاشیه اتحادیه اروپا باقی خواهد ماند.
برای اروپا، این منازعه آزمونی برای توانایی مدیریت بحران در همسایگی مستقیم خود است که در صورتیکە مهار نشود، میتواند فراتر از یک اختلاف دوجانبه عمل کند و به چالشی راهبردی برای کل منطقه بدل شود.











