تهاجم زمینی به ایران سناریویی مشروط به حضور اپوزیسیون خواهد بود
- 3 hours ago
- 3 min read

در نوزدهمین روز از آغاز حملە بە ایران، الگوی این عملیات نشاندهنده انتقال از همافزایی اولیه به تفکیک کارکردی میان اسرائیل و ایالات متحده است، بهگونهای که برتری هوایی و گسترش بانک اهداف به محور عمل تبدیل شده است. کنار گذاشتن گزینه تهاجم زمینی به محدودیتهای ساختاری، بهویژه هزینه نیروی انسانی و پیچیدگی جغرافیایی، بازمیگردد. در این چارچوب، نقش اپوزیسیون داخلی بهعنوان متغیر تعیینکننده در هرگونه مداخله زمینی برجسته میشود. این وضعیت بیانگر ترجیح مداخله غیرمستقیم و اتکا به الگوی نیابتی است و شکاف میان تضعیف نظامی و تغییر سیاسی را حفظ میکند.
در حالی که تهاجم گسترده ائتلاف اسرائیل و آمریکا به مراکز امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران وارد نوزدهمین روز خود شده است، پرسشها درباره ماهیت نقش آمریکا در این جنگ رو به افزایش است.
در این مدت، میزان اتکای ایالات متحده آمریکا به اسرائیل بهعنوان بازوی پیشرو بهطور جدی مورد توجه قرار گرفته است.
همزمان، سناریوی تهاجم زمینی به ایران همچنان بهعنوان گزینهای به تعویقافتاده مطرح است و شرایط پیچیده میدانی تعیینکننده اجرای آن به شمار میرود.
در طول این دوره، هماهنگی نظامی گستردهای میان واشنگتن و تلآویو شکل گرفته و همافزایی عملیاتی و تقسیم دقیق اهداف میان دو طرف قابل مشاهده بوده است.
در مرحله نخست، سامانه فرماندهی در اختیار اسرائیل قرار داشت و این کشور ضربات اولیه را بە بە مراکز فرماندهی و نظامی جمهوری اسلامی ایران اجرا کرد. سپس تمرکز عملیات به هدف قرار دادن سامانههای پدافند هوایی و سامانههای پرتاب موشک منتقل شد تا برتری هوایی حاصل و حجم شلیک موشکها کاهش یابد.
در ادامه، مرکز ثقل عملیات تغییر کرد و نقش عملیاتی ایالات متحده پررنگتر شد. همزمان، بانک اهداف گسترش یافت و مراکز تأسیسات هستهای ایران را نیز دربر گرفت. این تحول در شرایطی رخ داد که اسرائیل درگیر جبهههای دیگر بود.
این حملات به تضعیف قابل توجه توانمندیهای نظامی ایران انجامیده است. طبق اخبار نظامی منتشر شدە، تأسیسات تولید موشک دستکم تا ۷۰ درصد از کار افتادهاند و سامانههای پدافند هوایی نیز بهطور کامل از بین رفتهاند. در نتیجه، برتری کامل هوایی برای طرف مقابل فراهم شده است.
با این حال، اظهارات سیاسی دونالد ترامپ درباره نابودی ایران با ارزیابی دقیق نظامی همخوانی ندارد. ایران با وجود کاهش توانمندیها، همچنان قادر بودە است حملات موشکی و پهبادی خود را تداوم بخشد.
با این وجود، بە نظر میرسد در برهه کنونی سقوط سیستم جمهوری اسلامی ایران همچنان دور از دسترسی است و تحت شرایط کنونی، گزینه تهاجم زمینی گسترده نیز کنار گذاشته شده است. تا جاییکە، هدف فعلی، حملە مستقیم زمینی و یا ورود مستقیم نیروهای آمریکایی به خاک این کشور نیست.
پیچیدگیهای جغرافیایی و جمعیتی عامل اصلی این تصمیم به شمار میرود. ایران کشوری با مساحت حدود ۱.۶۴۸ میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی نزدیک به ۹۳ میلیون نفر است.
هرگونه عملیات زمینی گسترده به صدها هزار نیروی نظامی نیاز دارد و این رقم میتواند به حدود ۴۰۰ هزار سرباز آمریکایی برسد.
با این حال، این سناریو در یک وضعیت خاص میتواند تغییر کند. فعال شدن اپوزیسیون داخلی، گروههای کُردستانی یا هر نیروی مؤثر دیگر در داخل کشور میتواند معادله را دگرگون کند.
در چنین شرایطی، نیروهای آمریکایی قادر خواهند بود نقش هدایت از پشت را ایفا کنند. تجربه مشابه این الگو در سوریه مشاهده شده است که در جریان آن، شمار محدودی از نیروهای آمریکایی از نیروهای محلی در منطقە حمایت کردند.
در این چارچوب، احتمال مداخله زمینی غیرمستقیم افزایش مییابد. این نوع مداخله بر حمایت از نیروهای داخلی استوار خواهد بود و اعزام گسترده نیرو را ضروری نمیکند. این رویکرد بیانگر تغییر در دکترین نظامی آمریکا به سمت رهبری از پشت است.
در حال حاضر، پیشبینی میشود تحرکات آمریکا به عملیات ویژه و عملیاتهای هوابرد محدود محدود بماند.
نیروها پس از انجام مأموریت بهسرعت عقبنشینی خواهند کرد و برنامهای برای حضور بلندمدت در خاک ایران وجود ندارد.
این عملیاتها میتوانند اهداف مشخصی را دنبال کنند. کنترل جزیره خارک با هدف ضربه زدن به اقتصاد ایران یکی از گزینهها است. تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
همزمان، ایالات متحده در دو مسیر نظامی و اقتصادی حرکت میکند. هدف قرار دادن منابع نفتی با هدف افزایش فشار بر نظام ولایت فقیه انجام میشود و این اقدامات همزمان با ادامه حملات نظامی پیش میرود.
در مجموع، ایران از منظر نظامی و سیاسی تضعیف شده است، اما همچنان توان حفظ پایداری داخلی را دارد.
این پایداری بر نیروهای بسیج و نیروی زمینی متکی است. ایالات متحده و اسرائیل به بخش قابل توجهی از اهداف خود دست یافتهاند، اما هنوز موفق به تغییر نظام ولایت فقیه نشدهاند.
در حال حاضر، تهاجم زمینی گزینهای دور از انتظار باقی مانده است. تحقق این سناریو به تحولات داخلی در ایران وابسته خواهد بود و این تحولات میتواند زمینهساز نوع متفاوتی از مداخله شود که بر نیروهای داخلی تکیه دارد.











