top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا بر تاب‌آوری حکومت جمهوری اسلامی ایران تأکید دارد

  • 2 hours ago
  • 7 min read

 


در هفته‌های پیش از آغاز جنگ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، تحلیلگران سیاسی، نهادهای اطلاعاتی و بازارهای مالی ارزیابی‌های متفاوتی درباره احتمال درگیری ارائه کردند، اما در یک محور کلیدی همگرایی قابل توجهی دیده می‌شد: جنگ به‌تنهایی بعید است به فروپاشی سریع جمهوری اسلامی منجر شود. ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا بر پایداری نهادی ساختار قدرت، انسجام نیروهای امنیتی و ضعف اپوزیسیون سازمان‌یافته تأکید داشتند، در حالی که تحلیلگران مالی و بازارهای پیش‌بینی نیز بیش از سناریوی تغییر رژیم، بر پیامدهای اقتصادی جنگ و خطر تشدید بی‌ثباتی منطقه‌ای تمرکز کردند.


در هفته‌های منتهی به آغاز درگیری نظامی میان ایالات متحده، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، طیف گسترده‌ای از تحلیلگران سیاسی، نهادهای اطلاعاتی، بازارهای مالی و پلتفرم‌های پیش‌بینی سیگنال‌های متفاوتی درباره احتمال وقوع جنگ صادر کردند.


برخی تحلیل‌های جریان اصلی احتمال یک درگیری تمام‌عیار را کم‌اهمیت می‌دانستند، در حالی که بخش دیگری، از وال‌استریت تا بازارهای شرط‌بندی، رویداد نظامی قریب‌الوقوع را در قیمت‌گذاری‌های خود لحاظ کرده بودند.

با این حال، در یک محور کلیدی، یعنی آینده نظام سیاسی ایران، اکثریت این تحلیلگران به ارزیابی مشابهی رسیدند: جنگ به‌تنهایی به فروپاشی سریع جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد.

این همگرایی نسبی بازتابی از واقعیت‌های نهادی و ساختاری تثبیت‌شده در جمهوری اسلامی و تحلیل‌های واقع‌بینانه درباره هزینه‌های سیاسی و اجتماعی هرگونه گذار خشونت‌آمیز است.

 

جامعه اطلاعاتی آمریکا: ساختار قدرت مقاوم در برابر فروپاشی


تنها چند هفته پیش از آغاز عملیات نظامی، شورای اطلاعات ملی آمریکا (NIC)، که مسئول جمع‌بندی دیدگاه تمامی ۱۸ سازمان اطلاعاتی ایالات متحده است، گزارش محرمانه‌ای را به کاخ سفید ارائه داد.


این سند که سپس توسط واشنگتن پست و نیویورک تایمز فاش شد، به بررسی سناریوهای مختلف حمله، از جمله هدف قرار دادن رهبران ارشد ایران یا اجرای یک کارزار نظامی گسترده علیه نهادهای حکومتی، می‌پرداخت.


نتیجه این ارزیابی برای تصمیم‌گیران آمریکایی شاید غافلگیرکننده بود: حتی حملات نظامی گسترده یا هدف قرار دادن رهبران عالی‌رتبه نیز بعید است که به تغییر رژیم در ایران منجر شود.

تحلیلگران اطلاعاتی آمریکا با تکیه بر ارزیابی‌های پیشین سیا، ساختار قدرت در ایران را متشکل از نهادهای نظامی و روحانی‌ای دانسته‌اند که «به اندازه‌ای ریشه‌دار» هستند که می‌توانند شوک‌های بزرگ، از جمله مرگ رهبر، را مدیریت کنند.

منابع آگاه از محتوای این گزارش تأکید کرده‌اند که شورای اطلاعات ملی احتمال به‌دست گرفتن قدرت توسط اپوزیسیون داخلی را غیرمحتمل ارزیابی کرده است، زیرا اپوزیسیون به دلیل نبود اتحاد و سازماندهی مؤثر توانایی تسلط بر دولت را ندارد.


تحولات پس از آغاز درگیری نیز با این ارزیابی هم‌خوانی داشت. پس از کشته شدن علی خامنه‌ای در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، نهادهای رسمی ایران در مدت کوتاهی جانشین او را تعیین کردند، کە خود نشانه‌ای حاکی از استمرار سازوکارهای قدرت حتی در میانه بحران بە شمار میرود.

در ارزیابی این گزارش، سوزان مالونی، کارشناس مسائل ایران در مؤسسه بروکینگز، به رسانه‌ها گفت که این تحلیل ارزیابی عمیقاً آگاهانه‌ای از نظام ایران و نهادها و فرآیندهایی است که برای سالیان متمادی تثبیت شده‌اند.

این دیدگاه نشان می‌دهد که تحلیل‌های اطلاعاتی حرفه‌ای، ریسک فروپاشی سریع نظام ایران را پایین ارزیابی می‌کنند و برخلاف برخی ادعاهای سیاسی، آن را سناریویی محتمل نمی‌دانند.


انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید ایران نیز این برداشت را تقویت کرد. سانام وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم هاوس (Chatham House)، در این باره گفت:

ظهور خامنه‌ای دوم نشان می‌دهد که ما شاهد ادامه همان استراتژی قدیمی خواهیم بود: سرکوب در داخل و مقاومت در سطح بین‌المللی. نظام کنونی ایران هیچ قصدی برای مصالحه ندارد و اراده خود برای مقاومت به هر قیمتی را نشان داده است.

این دیدگاه جامعه اطلاعاتی، در برابر برخی اظهارات سیاسی رسمی که از نتایج امیدوارکننده نظامی سخن می‌گفتند، تأکید دارد که بدون حضور نیروهای داخلی متحد یا نیروی زمینی گسترده، فروپاشی سریع سیاسی امکان‌پذیر نیست.

 

تحلیلگران مالی و وال‌استریت: تمرکز بر پیامدهای اقتصادی، نه فروپاشی سیاسی


بازارهای مالی در مواجهه با تنش‌های ژئوپلیتیک معمولاً با سرعت واکنش نشان می‌دهند و تحلیل‌های آنها می‌تواند تصویری از انتظارات جمعی سرمایه‌گذاران ارائه دهد.


تحلیلگران وال‌استریت در ارزیابی ریسک‌ها معمولاً پیامدهای اقتصادی جنگ را از تأثیر آن بر بازار سهام، نف گرفتە تا تورم و شاخص‌های جهانی قیمت‌گذاری می‌کنند.


در اوج تنش‌ها، میز معاملات جی‌پی مورگان چیس (JPMorgan Chase) با انتشار یادداشتی برای مشتریان خود اعلام کرد که دیدگاهش نسبت به بازار سهام آمریکا را به طور تاکتیکی نزولی تغییر داده است.


اندرو تایلر، رئیس بخش اطلاعات بازارهای جهانی این بانک، هشدار داد که اگر جنگ ادامه پیدا کند ممکن است بازار سهام آمریکا با افت قابل توجهی روبه‌رو شود. 


به گفته او، شاخص S&P 500، که عملکرد ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکایی را نشان می‌دهد، می‌تواند تا حدود ۱۰ درصد نسبت به بالاترین سطح اخیر خود کاهش یابد.

در ادبیات بازارهای مالی به چنین افتی «اصلاح بازار» (correction) گفته می‌شود که در جریان آن قیمت سهام پس از رشدهای قبلی به طور قابل توجهی پایین می‌آید، اما هنوز به معنای سقوط کامل بازار نیست.

با این حال، تمرکز گزارش‌های جی‌پی مورگان و دیگر بانک‌های بزرگ مانند مورگان استنلی منحصراً بر پیامدهای اقتصادی جنگ بود.


تحلیلگران این مؤسسات مالی تأثیر درگیری بر بازارها، رشد تورم، قیمت انرژی و شناسایی بخش‌های برنده و بازنده اقتصاد، مانند صنایع دفاعی، امنیت سایبری و انرژی در مقابل خطوط هوایی و شرکت‌های مسافرتی، را بررسی کردند.


در هیچ‌یک از این تحلیل‌های مالی بحثی درباره چشم‌انداز فروپاشی سیاسی ایران مطرح نشد؛ موضوعی که نشان می‌دهد چنین سناریویی در محاسبات ریسک سرمایه‌گذاران نهادی وزن بالایی نداشته است.

 

بازارهای پیش‌بینی: داده‌های جمعی معامله‌گران


یکی از منابع داده منحصربه‌فرد برای سنجش انتظارات جمعی درباره رویدادهای سیاسی، بازارهای پیش‌بینی (Prediction Markets) هستند که در این پلتفرمها، معامله‌گران با پول واقعی بر سر نتایج آینده شرط‌بندی می‌کنند.


داده‌های این بازارها تمایز روشنی میان تغییر رهبری و فروپاشی نظام نشان می‌دهد. بازارهای مربوط به تغییر رهبری حجم معاملات بسیار بالایی داشتند.


برای نمونه، بزرگ‌ترین بازار تکمیل‌شده در پلتفرم Polymarket قرارداد «خروج علی خامنه‌ای از قدرت تا ۳۱ مارس» بود که حجم معاملات آن به ۴۵ میلیون دلار رسید و پس از تأیید خبر درگذشت وی با نتیجه «بله» بسته شد.


در مقابل، بازارهایی که مستقیماً بر سقوط رژیم ایران متمرکز بودند، احتمالات پایین‌تری را نشان می‌دادند.

در پلتفرم Manifold Markets احتمال فروپاشی کامل حکومت ایران حدود ۳۴ درصد برآورد شده بود، در حالی که در پلتفرم Metaculus، که معیارهای سخت‌گیرانه‌تری برای تعریف فروپاشی دارد، این احتمال تنها ۵ درصد بود.

با آغاز جنگ و کشته شدن خامنه‌ای، این احتمالات افزایش یافت. بر اساس گزارش‌های پس از حمله، قرارداد «آیا رژیم ایران تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ سقوط خواهد کرد؟» در Polymarket به احتمال ۴۲ درصد رسید.


این رقم قابل توجه نشان‌دهنده افزایش انتظار برای فروپاشی است، اما همچنان بیانگر آن است که این سناریو در نگاه معامله‌گران قطعی یا حتی محتمل‌ترین گزینه تلقی نمی‌شود.

در مقابل، بازارهای مرتبط با وقوع حملات نظامی، بسته شدن تنگه هرمز (با احتمال ۴۱٪ تا پایان ژوئن) یا افزایش بی‌ثباتی منطقه‌ای حجم و قیمت‌های بالاتری داشتند، که نشان می‌دهد معامله‌گران جهانی ریسک جنگ و تشدید درگیری را جدی‌تر از فروپاشی نظام سیاسی تلقی می‌کردند.

قرارداد «آیا آمریکا به ایران حمله خواهد کرد؟» که از ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵ فعال بود، به تنهایی ۵۲۹ میلیون دلار حجم معاملات را ثبت کرد و به یکی از بزرگ‌ترین بازارهای تاریخ این پلتفرم تبدیل شد.

نکته جنجالی‌تر، شناسایی شش کیف پول ارز دیجیتال توسط شرکت تحلیل بلاک‌چین Bubblemaps بود که ساعاتی پیش از حمله، با سرمایه‌گذاری روی قرارداد مربوط به تاریخ ۲۸ فوریه، مجموعاً ۱.۲ میلیون دلار سود کرده بودند.

این رویداد، بحث‌ها درباره احتمال معامله با اطلاعات نهانی را دامن زد و توجه قانونگذاران را به این بازارها جلب کرد.

 

تحلیلگران ژئوپلیتیک: فروپاشی فراتر از برتری نظامی


تحلیلگران ژئوپلیتیک و سیاست خارجی بر این نکته تأکید داشته‌اند که فروپاشی یک ساختار سیاسی تثبیت‌شده، حتی در مواجهه با فشار نظامی گسترده، فراتر از صرف برتری هوایی یا نظامی است.

کارشناسان استدلال کرده‌اند که توانایی‌های نظامی آمریکا و متحدانش می‌تواند زیرساخت‌های نظامی ایران را هدف قرار دهد، اما ساختار قدرت سیاسی، اقتصادی و امنیتی، که شامل نهادهایی مانند سپاه پاسداران یا شبکه‌های نیابتی آن است، بسیار انعطاف‌پذیرتر از آن است که با یک حمله سریع فرو بپاشد.

تحلیل CGTN درباره پیامدهای مرگ خامنه‌ای نشان می‌دهد که اگرچه مرگ او جدی‌ترین بحران رهبری در ایران از زمان انقلاب ۱۳۵۷ را ایجاد کرده است، اما فعال‌سازی سریع سازوکارهای قانونی نشان‌دهنده تاب‌آوری نهادی در چارچوب روحانیت ایران است.


به گفته این تحلیل، ارکان اصلی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شورای نگهبان همچنان دست‌نخورده و عملیاتی باقی مانده‌اند.


اندرو فاکس، پژوهشگر ارشد در اندیشکده هنری جکسون (Henry Jackson Society) و افسر پیشین ارتش بریتانیا، در تحلیلی با اشاره به برتری آشکار نظامی آمریکا بر ایران، پرسش اصلی را نه در توانایی‌های نظامی، بلکه در «بازی نهایی» (endgame) می‌داند. او می‌گوید:

سوال واقعی این نیست که آیا ایالات متحده می‌تواند توانایی‌های ایران را نابود کند، بلکه این است که آیا می‌تواند به جمهوری اسلامی پایان دهد، و آنچه پس از آن می‌آید را کنترل کند

این تحلیل بر تمایز اساسی میان اهداف نظامی و پیامدهای سیاسی تأکید دارد.


هم‌سو با این دیدگاه، گزارش مفصلی که توسط همین اندیشکده منتشر شده است هشدار می‌دهد که در صورت فروپاشی رژیم، خطر ایجاد خلأ قدرت و به دنبال آن جنگ داخلی وجود دارد و باید به هر قیمتی از آن اجتناب کرد.

این گزارش همچنین سناریوی جایگزین نگران‌کننده دیگری را مطرح می‌کند: تثبیت قدرت توسط سپاه پاسداران و ایجاد «جمهوری سپاه» (IRGC-istan)؛ یعنی یک حکومت خودکامه نظامی با نقاب دینی که ساختاری حتی امنیتی‌تر از وضعیت کنونی خواهد داشت.

علاوه بر این، عدم وجود یک اپوزیسیون متحد و مقتدر که بتواند ساختار قدرت را پس از سقوط آن به‌سادگی تصاحب کند، یکی از دلایل اصلی است که کارشناسان ژئوپلیتیک و جامعه اطلاعاتی درباره امکان فروپاشی سریع تردید دارند.


تحلیل CGTN تأکید می‌کند که «گروه‌های مخالف خارج از کشور مانند مجاهدین خلق یا چهره‌های تبعیدی مانند رضا پهلوی فاقد ساختارهای متحد یا شبکه‌های داخلی قوی هستند» و مخالفان داخلی نیز به دلیل تقسیمات ایدئولوژیک، سازماندهی ضعیفی دارند.

 

چرا این اجماع؟ دلایل بنیادین برای عدم فروپاشی سریع


اگر تحلیل‌ها را در حوزه‌های مختلف کنار هم بگذاریم، چند دلیل بنیادین برای اجماع نسبی درباره «نبود فروپاشی سریع» قابل مشاهده است:


نخست: ساختار نهادی و تثبیت‌شده جمهوری اسلامی

گزارش NIC و تحلیل مالونی بر این نکته تأکید دارند که نظام ایران فردمحور نیست، بلکه ساختاری چندلایه و نهادی با مکانیسم‌های پذیرفته‌شده برای تداوم و عبور از بحران‌ها است. فعال‌سازی سریع سازوکارهای جانشینی و تشکیل شورای موقت رهبری پس از کشته شدن خامنه‌ای، گواهی بر این مدعاست.


دوم: انسجام و همسبتگی در میان سپاه پاسداران

همه تحلیل‌ها بر نقش کلیدی و انسجام نیروهای مسلح و امنیتی به‌عنوان عامل بازدارنده فروپاشی تأکید دارند.

گزارش NIC تصریح می‌کند که مقامات ارشد سپاه به دلیل بهره‌مندی از شبکه گسترده حمایتی، انگیزه زیادی برای حفظ وضع موجود دارند.

تحلیل CGTN نیز بر این نکته تأکید می‌کند که سپاه و شورای نگهبان به‌عنوان ارکان اصلی نظام، دست‌نخورده و عملیاتی باقی مانده‌اند. گزارش هنری جکسون هشدار می‌دهد که محتمل‌ترین جایگزین برای رژیم فعلی، نه دموکراسی، بلکه سپاه پاسداران در قالبی جدید است.


سوم: نبود یک جایگزین سیاسی متحد و فراگیر

گزارش اطلاعاتی آمریکا به صراحت اپوزیسیون را فاقد توانایی لازم برای تصرف قدرت ارزیابی کرده است. تحلیل CGTN نیز مخالفان را سازمان‌یافته ضعیف و فاقد شبکه‌های داخلی قوی توصیف می‌کند. این خلأ سازمانی، حتی در صورت تضعیف شدید حکومت، گذار مسالمت‌آمیز را با دشواری مواجه می‌سازد.

این تحلیل‌ها در حوزه‌های مختلف، اطلاعاتی، مالی، ژئوپلیتیک و بازارهای پیش‌بینی، نشان می‌دهند که حتی با تداوم جنگ، فروپاشی سریع جمهوری اسلامی احتمالش کم است.

ساختار نهادی تثبیت‌شده، انسجام نیروهای مسلح و فقدان یک جایگزین سیاسی متحد، مانع از سقوط ناگهانی نظام می‌شوند. بنابراین، سناریوهای محتمل شامل بازآرایی داخلی، تداوم فرسایشی یا گذار کنترل‌شده قدرت در درون ساختار موجود است، نه فروپاشی قریب‌الوقوع.

 
 
bottom of page