جنگی نیابتی که دیگر نیابتی نیست

علیاصغر فریدی
سالها یمن را جنگ نیابتی ایران و عربستان مینامیدند؛ قابی ساده که تا حدی درست بود و به همین دلیل ماندگار شد. اما تحولات ماههای اخیر نشان میدهد این قاب برای فهم جنگ در یمن دیگر کافی نیست.
آتشبس شکنندهی ۲۰۲۲ در ژوئیه فروپاشیدە است و حوثیها در سپتامبر با یورشی سریع بخش بزرگی از ساحل دریای سرخ و پیرامون تنگهی بابالمندب را گرفتند.
در تداوم این جنگ، طی روزهای ۴ و ۵ اکتبر دولت یمن، با پشتیبانی هوایی ائتلاف به رهبری عربستان، عملیاتی با نام سپیدهدم یمن را آغاز کرد که هدف اعلامشده آن بازپسگیری صنعا است.
تمامی این تحولات در سایهی جنگی بزرگتر رخ میدهد: جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شده و تنگهی هرمز را عملا مختل کرده است. یمن بار دیگر میدان تلاقی چند رقابت شده است که هر کدام منطق خودشان را دارند و همیشه در یک جهت حرکت نمیکنند.
آرامشی که فروپاشید
طی حدود سه سال قبله، درگیریهای مستقیم میان حوثیها و دولت مورد حمایت عربستان بهطور محسوسی کاهش یافته بود. این آرامش بخشی از تغییری گستردهتر بود:
ریاض و تهران برخی از اختلافاتشان را کنار گذاشته بودند و عربستان در تلاش بود تا از باتلاقی که از سال ۲۰۱۵ در آن گرفتار بود بیرون بیاید. جنگ رسما تمام نشده بود، اما منجمد شده بود.
این آرامش بر این اساس بنا شده بود که هیچکس کنترل رقابتهای بزرگتر منطقەای را تضمین شدە قلمداد نمیکرد.
اما با آغاز جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل این پایه لرزید. حوثیها در ۲۸ مارس به حمله علیه اسرائیل پیوستند، در ژوئیه آتشبس در یمن فروپاشید و در اوت دولت یمن حوثیها را به حملهای موشکی به کشتی باری تهامه در بابالمندب متهم کرد که به گفتهی دولت دستکم شش کشته داشت.
رسانهی وابسته به حوثیها در مقابل گفت که کشتی سعودی و حامل تجهیزات نظامی بوده است.
سپتامبر: حوثیها به بابالمندب میرسند
در اوایل سپتامبر، حوثیها با یورشی سریع حدود ۱۵۰ کیلومتر از ساحل دریای سرخ را بە تصرف خود درآوردند. بندر مخا، در ۱۰ سپتامبر و پس از عقبنشینی نیروهای مقاومت ملی، به دست این گروە نیابتی جمهوری اسلامی ایران افتاد و جزایری از جمله پریم را نیز بە کنترل درآوردند.
این گسترش به آنها کنترل سمت یمنی تنگهای را داد که حدود ۱۲ درصد تجارت جهان از آن میگذرد.
اهمیت این پیشروی از منظر ایران روشن است. حوثیها که با زمانبندی خودشان وارد جنگ شده بودند، با این اقدام به سپاه پاسداران راهی دادهاند تا فشار را از تنگە هرمز به بابالمندب منتقل کند.
هرچه تنگە هرمز بیشتر بسته بماند، بابالمندب برای انرژی جهان و برای صادرات نفت عربستان که از مسیر دریای سرخ منحرف شده است مهمتر میشود.
ضدحمله اکتبر: ادعاها و انکارها
در ۴ اکتبر رشاد العلیمی، رئیس شورای رهبری ریاستجمهوری یمن، از آغاز عملیات سپیدهدم یمن خبر داد و هدف آن را بازگرداندن نهادهای دولتی، بازپسگیری صنعا و پایان دادن به کودتای حوثیها اعلام کرد.
سخنگوی ائتلاف ضد حوثیها در این بارە اعلام نمود کە صد جنگنده از نیروهای دولتی پشتیبانی میکنند و پوشش هوایی بابالمندب را ائتلاف تامین کرده است.
سخنگوی ارتش یمن نیز اعلام کرد نیروهای «غولها» و «سپر ملی» با یک مانور دورزننده کنترل بابالمندب، ناحیهی ذباب، فرودگاه آن و جادهی ذباب به مخا را به دست گرفتهاند و بعدتر گفت مخا نیز بازپس گرفته شده است.
همزمان، عملیاتی راهبردی علیه صنعا نیز آغاز شده است. رسانه حوثیها حملات هوایی به صنعا را تایید کرده و از حملات گستردهی سعودی به استان صعده خبر داده است.
اما حوثیها پیشروی نیروهای دولتی یمن را رد میکنند. یک منبع نظامی در خبرگزاری سبای تحت کنترل آنها این ادعاها را بیاساس خوانده و معاون استاندار حوثی تعز در ویدیویی از خیابانهای مخا گفته است که شهر در دست آنهاست.
حوثیها از سوی خود مدعی حمله با موشک و پهپاد به فرودگاه ملک خالد ریاض و پالایشگاه آرامکو در رابغ شدهاند، ائتلاف ادعای حمله به ریاض را گمراهکننده خوانده و تایید مستقلی از ریاض در دست نیست. جبههی مارب نیز شدت گرفته است.
دولت رسمی یمن نیز اعلام نمودە است کە کنترل تنگه بابالمندب را در دست گرفته و حوثیها این خبر را رد میکنند. حتی اگر ادعا درست باشد، کنترل زمینی بر ساحل به معنای پایان توان حوثیها برای تهدید کشتیرانی نیست، چون موشک و پهپاد برد بیشتری از خط مقدم دارند.
شکاف ریاض و ابوظبی
در این میان، لایهای که کمتر به آن توجه میشود، اختلاف میان خود اعضای ائتلاف است. عربستان و امارات متحدە عربی در برابر ایران و حوثیها همصفاند، اما در داخل یمن اهداف متفاوتی دنبال میکنند.
ریاض از دولت رسمی یمن پشتیبانی کرده و امارات از شورای انتقالی جنوب که خواهان خودمختاری یا استقلال جنوب است، حمایت می کند.
در واقع رقابت بر سر استانهای نفتخیز شرقی و کنترل بنادر و مسیرهای دریایی است.
ضدحملهی اکتبر تصویر پیچیدهتری را در این رابطە بە دست میدهد. در اعلامهای رسمی، دو نیروی غولها و سپر ملی که پیشتر به ترتیب به ابوظبی و ریاض نزدیک شناخته میشدند، کنار هم دیده میشوند.
اگر این همکاری پایدار باشد، دستکم در جبههی غربی خطر شکاف میان متحدان کمتر از پیش است؛ اما این همکاری همچنان یک ائتلافی تاکتیکی بە شمار رفتە و اختلاف بر سر آینده جنوب و منابع را از میان نبرده است.
برای حوثیها هر ترک خوردن در این ائتلاف همچنان فرصت است.
ایران، آمریکا و اهرم یمن
برای تهران، یمن اهرمی ارزان و موثر است. نزدیکی گروه حوثی به ایران، چه در ایدئولوژی و چه در دسترسی به فناوری موشکی و پهپادی، به ایران این امکان را میدهد تا در بابالمندب و جنوب عربستان فشار وارد کند، بدون آنکه مستقیما درگیر شود.
منابع غربی و اماراتی بارها ایران را به تسلیح حوثیها متهم کردهاند و تهران این اتهامها را رد کرده است. در عین حال، ایران که خود درگیر جنگ با آمریکا است، توان محدودی برای افزودن بر کمکهایش به حوثیها دارد.
واشنگتن نیز تمرکز اصلی خود را بر خود ایران گذاشته است. این رویکرد بە این معناست کە ریاض ممکن است در یمن بیش از گذشته تنها بماند، در حالی که حملات به کشتیها و زیرساختهای انرژی بحران را گستردهتر میکند.
هرچه این رقابت بالاتر برود، یمن بیشتر به صحنهای تبدیل میشود که پیامهای آن در جای دیگر ارسال میشود.
حوثیها: نیابتی یا بازیگر مستقل؟
عنوان نیابتی دربارهی حوثیها سادهسازی است. این گروه ریشهای محلی در شمال یمن و در میان زیدیها دارد و پیش از آنکه ایران نقش پررنگی را در همکاری و حمایت از آنها بیابد، سالها با دولت مرکزی جنگیده بود.
ایران به گروهی که تا پیش از آن هم اراده و هم پایگاه داشت، سلاح و فناوری و پشتیبانی سیاسی داد. حوثیها اکنون بخش بزرگی از یمن، از جمله پایتخت را کنترل میکنند و برای خودشان منافع و محاسبهی مستقل دارند.
این تفاوت مهم است. اگر حوثیها صرفا ابزار ایران بودند، با توافق تهران و ریاض باید آرام میشدند و با هر فراز و فرود جنگ ایران هماهنگ حرکت میکردند. اما واقعیت در عمل پیچیدهتر است. آنها از وضعیت منطقه بهره میبرند، اما ضرورتا دستور نمیگیرند.
زمانبندی ورودشان به جنگ ایران و یورش سپتامبر نشان میدهد که تصمیمهایشان را خودشان میگیرند. اگر این تمایز را نادیده بگیریم، احتمالا پیشبینیهای نادرستی دربارهی رفتار گروه خواهیم داشت.
بهای انسانی و اقتصادی
پشت این معادلات، مردم یمن قرار دارند. دههای جنگ یکی از بدترین بحرانهای انسانی جهان را ساخته و دور تازهی درگیری آن را بدتر کرده است.
سازمان جهانی بهداشت از ۶ اوت تاکنون بیش از ۵ هزار تلفات، از جمله ۹۵۹ کشته، ثبت کرده و از زمان فروپاشی آتشبس در ژوئیه بیش از ۱۰۰ هزار نفر آواره شدهاند.
برنامه جهانی غذا نیز هفته گذشته هشدار داد که در بخشهایی از یمن سه خانوار از هر چهار خانوار گرسنهاند. حملات به فرودگاهها و بنادر، که شریان حیاتی وارداتاند، پیامدی مستقیم برای غیرنظامیان دارد.
پیامد اقتصادی هم محدود به یمن نیست. بابالمندب یکی از مسیرهای مهم تجارت و انرژی جهان است و حملات حوثیها به صادرات نفت عربستان که از هرمز به دریای سرخ منحرف شده، قیمت انرژی را تهدید میکند، آن هم چند هفته پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا.
این وضعیت بیمه دریایی را گران میکند و مسیر تجارت جهانی را دگرگون میسازد.
چه چیزی در پیش است؟
بازگشت به وضعیت منجمد اکنون دورترین گزینه به نظر میرسد. سه مسیر در این میان قابل تصور است. نخست، تثبیت پیشروی دولت در پیرامون بابالمندب و مخا، با تلافی حوثیها از راه حمله به زیرساختهای سعودی و کشتیرانی، و سپس فشار میانجیها برای توقف درگیری.
دوم، جنگی فرسایشی و کشدار با مرزهای مبهم کنترل، که هزینهی آن را غیرنظامیان میپردازند.
سوم، تشدید گسترده، با نبرد بر سر صنعا، حملات مکرر به عربستان و ناامنی همزمان در هرمز و بابالمندب، که اختلاف ریاض و ابوظبی را هم دوباره بالا میآورد.
اما واقعیت مسلم این است که یمن را دیگر نمیتوان با یک فرمول ساده فهمید. هر کس کە مایل بە بازخوانی مسیر آتی جنگ باشد، باید همزمان چهار نکتە را مد نظر نظر داشته باشد:
صحت و پایداری ادعاهای میدانی در مخا، ذباب و بابالمندب، مسیر جنگ ایران و آمریکا، همدلی یا رقابت ریاض و ابوظبی و محاسبهی مستقل خود حوثیها.
این عوامل سرنوشت یمن را تعیین میکنند، نه یک خط سادهی ایران در برابر عربستان.











