حضور ترکیە در سوریە، معضل جدید اسرائیل است
- 1 day ago
- 8 min read

اسرائیل پس از حمله به پایگاه ابوالظهور، با معادلهای پیچیدهتر از دوران حضور روسیه در سوریه روبهرو شده است. تفاهم نتانیاهو و پوتین نزدیک به یک دهه به اسرائیل امکان داد بدون رویارویی با مسکو، آزادی عمل خود علیه ایران و حزبالله را حفظ کند. اما ترکیه اردوغانی، با جاهطلبیهای منطقهای و رویکرد خصمانهاش به اسرائیل، چالشی متفاوت است. اکنون خطر برخورد ناخواسته، واشنگتن را به تلاش برای ایجاد سازوکاری میان اسرائیل، ترکیه و سوریه برای جلوگیری از تشدید تنش و رویارویی نظامی سوق داده است.
اسرائیل در ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۵ با واقعیتی اساساً متفاوت در خاورمیانه روبهرو شد. جنگندههای روسیه در آسمان حمص به پرواز درآمدند و نخستین عملیات رزمی مسکو در خاورمیانه از زمان پایان جنگ سرد را انجام دادند.
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، برای نجات بشار اسد، رئیسجمهوری وقت سوریه و متحد کلیدی مسکو در خاورمیانه، وارد عمل شده بود.
۹ روز پیش از آن، در ۲۱ سپتامبر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، که اطلاعات دقیقی درباره برنامههای روسیه داشت، در سفری سریع به مسکو رفتە بود. برخلاف روال معمول سفرهای خارجی، خبرنگاران او را همراهی نمیکردند و گادی آیزنکوت، رئیس وقت ستاد کل ارتش اسرائیل، و هرتزی هالوی، رئیس وقت اداره اطلاعات نظامی ارتش، همراه او بودند.
نتانیاهو و پوتین در مسکو درباره ایجاد سازوکاری برای جلوگیری از برخورد ناخواسته خلبانان اسرائیلی و روسی در آسمان سوریه گفتوگو کردند. اسرائیل تا سال ۲۰۱۵ مجوز دهها حمله را علیه تلاشهای حزبالله و ایران برای ایجاد پایگاهی در سوریه جهت حمله به اسرائیل صادر کرده بود.
این سازوکار نزدیک به یک دهه تداوم یافت و تا دسامبر ۲۰۲۴، زمانی که بشار اسد به دست نیروهای تحت رهبری احمد الشرع، رئیسجمهوری کنونی سوریه، سرنگون شد، ادامه یافت.
اسرائیل و روسیه چگونه سالها از رویارویی در سوریه اجتناب کردند
این سازوکار عمدتاً به این دلیل کارآمد بود که اسرائیل و روسیه به تفاهمی غیررسمی دست یافتە بودند. هر دو طرف در سوریه از منافعی برخوردار بودند. اسرائیل در منافع روسیه مداخله نمیکرد و روسیه نیز به اسرائیل اجازه میداد از منافع خود حفاظت کند.
منافع دو طرف روشن بود. روسیه میخواست با حفظ اسد در قدرت، جای پای منطقهای خود را حفظ کند و اسرائیل میخواست مانع از تثبیت حضور ایران و حزبالله در سوریه شود. مسکو تا زمانی که اقدامات اسرائیل حکومت اسد را تهدید نمیکرد، در امور آنها مداخله نمیکرد و اسرائیل نیز تا زمانی که آزادی عمل خود علیه ایران و حزبالله را حفظ میکرد، حکومت اسد را هدف قرار نمیداد.
به بیان دیگر، مبنای تفاهم این بود که هر یک از دو طرف به منافع خود بپردازد و تا زمانی که در حوزههای مربوط به خود باقی میمانند، از رویارویی با یکدیگر اجتناب کنند.
این سازوکار کارآمد بود. اسرائیل صدها حمله بە سوریه را انجام داد، بدون آنکه مستقیماً با روسیه رویارو شود یا آسیب جدی به حضور گسترده نظامی این کشور در سوریه وارد کند.
اما چرا این سابقه امروز، در آگوست ۲۰۲۶، اهمیت دارد؟ زیرا اسرائیل روز سهشنبه باند فرود و تأسیسات ذخیرهسازی پایگاه هوایی ابوالظهور در استان ادلب، در فاصله حدود ۶۰ کیلومتری مرز ترکیه، را هدف قرار داد.
براساس گزارش رسانهها، اسرائیل معتقد بود این پایگاه برای استقرار نیروهای ترکیه آماده میشود و یک هیأت نظامی ترکیه نیز تنها چند ساعت پیش از حمله از این محل بازدید کرده بود.
چرا اسرائیل یک پایگاه هوایی سوریه مرتبط با ترکیه را هدف قرار داد
نتانیاهو در ویدیویی که روز چهارشنبه منتشر شد، درباره علت حمله توضیح دادە و گفت اسرائیل گسترش حضور نظامی ترکیه به سمت جنوب را تحمل نخواهد کرد و این پیام را از طریق ممکن انتقال دادە است.
او افزود اسرائیل متوجه شده بود که ترکیه قصد دارد در یک پایگاه هوایی در نقطهای جنوبیتر، نزدیک حلب، مستقر شود و به همین دلیل به آنکارا پیام داده بود که چنین اقدامی نکند.
نخستوزیر اسرائیل گفت اگرچه پیام اولیه دریافت شده بود، ظاهراً به آن توجه نشده بود و اسرائیل به همین دلیل اقدام کرد تا ترکیه منظور این پیام را بهتر درک کند.او بار دیگر تأکید کرد اسرائیل گسترش حضور نظامی ترکیه به سمت جنوب را تحمل نخواهد کرد.
با توجه به خصومت سرسختانه ترکیه با اسرائیل، چه در گفتار و چه در عمل، موضع نتانیاهو قابل درک است.
ترکیه میزبان حماس است و پیشگام تحرکات دیپلماتیک علیه اسرائیل بوده است. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهوری ترکیه نیز سالهاست ادبیاتی بهشدت خصمانه علیه اسرائیل را به کار میبرد.
مصطفی چیفتچی، وزیر کشور ترکیه، در ماه ژوئن گفت همانگونه که دمشق، حلب و قرهباغ کوهستانی آزاد شدهاند، اورشلیم نیز روزی آزاد خواهد شد.
چیفتچی افزود دعا کرده است که فرماندار اورشلیم شود و پیشبینی کرد سرزمینهایی که زمانی تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی بودند، دوباره تحت حاکمیت ترکیه قرار خواهند گرفت.
ترکیه همچنین اخیراً با عربستان سعودی و پاکستان، دو قدرت عمده سنی که یکی از آنها به سلاح هستهای مجهز است، پیمان دفاع متقابل امضا کرده است.
اسرائیل نمیخواهد کشوری که رهبرانش چنین سخن میگویند و جاهطلبیهای منطقهای آن در حال گسترش است، در هیچ نقطهای نزدیک مرزهایش حضور نظامی خود را تقویت کند. اما موضوع ابعاد دیگری نیز دارد، زیرا پایگاه هوایی ابو الظهور در نزدیکی مرز اسرائیل قرار ندارد.
با این حال، براساس گزارشها، این پایگاه در نزدیکی مسیری قرار دارد که هواپیماهای اسرائیلی میتوانند برای پرواز به ایران از آن استفاده کنند. اسرائیل نمیخواهد رادارها و سامانههای پدافند هوایی خصمانه، برتری هوایی و آزادی عمل این کشور را به خطر بیندازند.
دفتر نخستوزیری اسرائیل روز سهشنبه در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد اسرائیل و سوریه بر سر حفظ وضع موجود و حول مسائل امنیتی به توافق رسیده بودند، اما دمشق با اجازه استقرار نیروهای ترکیه در ابوالظهور در آستانه نقض این تفاهم قرار داشت.
براساس این مطلب، اسرائیل به سوریه هشدار داده بود که چنین استقراری تهدید محسوب میشود، اما سوریه این هشدارها را نادیده گرفت.
دفتر نخستوزیری اسرائیل در ادامه اعلام کرد این کشور تهدید علیه امنیت خود را تحمل نخواهد کرد و از بازگشت به وضع موجود استقبال میکند.
سوریه و ترکیه روایت اسرائیل را رد میکنند. اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه، گفت هیچ برنامهای برای ایجاد پایگاه ترکیه یا حضور دائمی نیروهای ترکیه در ابوالظهور وجود نداشته است و افسران ترکیه تنها در چارچوب آموزش و همکاری نظامی از این محل بازدید کرده بودند.
با این حال، بیانیه اسرائیل نشان داد که نوعی تفاهم عملی میان اورشلیم و دمشق درباره حدود اقدامات قابل قبول و غیرقابل قبول شکل گرفته بود. از دید اسرائیل، انتقال نیروهای ترکیه و احتمالاً سامانههای پیشرفته راداری و پدافند هوایی به پایگاه هوایی ابوالظهور، نقض این تفاهمها بود.
بنابراین، این حمله حامل دو پیام بود: یکی به سوریه که به آن هشدار میداد به تفاهمهای پیشین پایبند بماند و دیگری به ترکیه که روشن میکرد اسرائیل خطوط قرمزی دارد.
این حمله همچنین واکنش تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه واشنگتن در امور سوریه و عراق، را در نیز پی داشت. باراک در ابتدا این حمله را تشدید تنشی غیرضروری توصیف کرد که کمکی به ثبات منطقه نمیکند.
او روز بعد در مصاحبهای با جروزالم پست بر ضرورت ایجاد سریع سازوکاری برای جلوگیری از درگیری ناخواسته تأکید کرد. باراک گفت نیروهای ترکیه اطلاع نداشتند هواپیماهای اسرائیلی در مسیر آن پایگاه مشخص در سوریه هستند و از هدف آنها نیز آگاهی نداشتند. بنابراین، ممکن بود با این تصور که خودشان هدف حمله قرار گرفتهاند، به اعزام فوری جنگندههای خود متمایل شوند.
باراک گفت هیچ مانع ذاتی برای حفظ خطوط ارتباطی باز میان سوریه، اسرائیل و ترکیه وجود ندارد. او با زبان دیپلماتیک گفت گفتوگوی دیپلماتیک بهترین راه برای جلوگیری از برخوردهای نظامی است.
به زبان ساده، طرفها باید از طریق یک خط ارتباطی مستقیم با یکدیگر گفتوگو کنند، نه از طریق جنگندهها، زیرا در چنین شرایطی ممکن است پیامها بهاشتباه درک شوند و به پیامدهایی بالقوه فاجعهبار بینجامند.
آیا الگوی جلوگیری از درگیری با روسیه میتواند در مورد ترکیه نیز کارساز باشد؟
اما آیا میتوان سازوکاری مشابه آنچه نتانیاهو با پوتین برای جلوگیری از درگیری ایجاد کرد، با ترکیه اردوغان نیز برقرار کرد؟
بر روی کاغذ، این منطق قابل اجرا است. هر دو طرف منفعتی جدی در جلوگیری از وقوع یک جنگ ناخواسته دارند. اما میان روسیه پوتین در سال ۲۰۱۵ و ترکیه اردوغان در سال ۲۰۲۶ تفاوتهای بسیار بزرگی وجود دارد.
پوتین برای آسیبزدن به اسرائیل وارد سوریه نشد. او برای حفظ منافع روسیه به سوریه آمد. نجات اسد، حفظ جای پای مسکو در مدیترانه، به نمایش گذاشتن جایگاه جهانی روسیه و جلوگیری از تسلط نیروهای اسلامگرا بر سوریه و احتمال دامنزدن آنها به تهدیدهای جهادی در منطقه قفقاز شمالی روسیه، از جملە مهمترین دلایل آن بودند.
به همین ترتیب، هدف فوری اردوغان از تثبیت حضور ترکیه در سوریه نیز ممکن است حمله به اسرائیل نباشد. او میخواهد مرز جنوبی ترکیه را امن کند، قدرت کُردها را مهار کند، در شکلدهی به دولت جدید سوریه نقش داشته باشد، نفوذ منطقهای آنکارا را گسترش دهد و از بازسازی زیرساختهای این کشور میلیاردها دلار به دست آورد.
اما اردوغان برخلاف پوتین، جاهطلبیهای ایدئولوژیک و تاریخی دارد که ترکیه را در مسیر برخورد با اسرائیل قرار میدهد.
وقتی یک وزیر ارشد، پس از نزدیک به دو دهه ادبیات زهرآگین اردوغان علیه اسرائیل، از آزادسازی اورشلیم و فرماندارشدن خود در این شهر سخن میگوید، تفاوت میان رویکرد روسیه و ترکیه در قبال اسرائیل آشکار میشود.
پوتین در سوریه با محاسبات سرد یک استراتژیست جهانی عمل میکرد. او در مناقشه اعراب و اسرائیل منافع ایدئولوژیک عمدهای نداشت. روسیه تحت رهبری او، اتحاد جماهیر شوروی دوران لئونید برژنف نبود.
مسکو به منطقه شام همچون صفحه شطرنجی مینگریست که میتوان مهرههای آن را برای تضمین دسترسی به بنادر مدیترانه، حفظ یک حکومت متحد و به چالش کشیدن واشنگتن جابهجا کرد.
هنگامی که جنگندههای اسرائیلی وارد حریم هوایی سوریه میشدند، پوتین با رویکردی عملگرایانه به موضوع نگاه میکرد. تا زمانی که اموال و زرادخانە روسیه هدف قرار نمیگرفتند و حکومت اسد به خطر نمیافتاد، جنگ اسرائیل علیه نیروهای نیابتی ایران به او ارتباطی نداشت.
اما ترکیه اردوغان متفاوت است. آنکارا سوریه را حوزه پیرامونی بلافصل خود میداند و جهانبینی اردوغان از همدلی با اخوانالمسلمین و جاهطلبیهای نوعثمانی شکل گرفته است که ذاتاً در تقابل با اسرائیل قرار دارند.
در حالی که پوتین به حفظ منطقه ساحلی تحت نفوذ روسیه در اطراف طرطوس و لاذقیه و نگهداشتن اسد در قدرت بسنده کرده بود، اردوغان خود را حامی و محافظ اصلی دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع میداند.
او همچنین تمایل خود را برای گسترش قدرت ترکیه و نفوذ سنی در سراسر منطقه پنهان نکرده است. پیمان دفاعی جدید با عربستان سعودی و پاکستان نیز تازهترین نمود گسترش دامنه راهبردی نفوذ آنکارا است.
از همین رو است کە برای اردوغان، امضای بیسروصدای توافقی با اورشلیم برای اجتناب متقابل از درگیری در حریم هوایی، با ایدئولوژی او و تصویری که از خود بهعنوان مخالف سرسخت و سازشناپذیر اسرائیل ساخته است، ناسازگار است.
با این حال، خطر وقوع یک جنگ ناخواسته ممکن است دو طرف را عملاً ناگزیر کند سازوکاری برای جلوگیری از برخورد ایجاد کنند.
این بار بازیگر دیگری نیز در میان است که هنگام شکلگیری سازوکار میان اسرائیل و روسیه در سال ۲۰۱۵، نقش محوری کمتری داشت: واشنگتن.
واشنگتن برای جلوگیری از تشدید تنش میان اسرائیل و ترکیه در سوریه وارد عمل میشود
اسرائیل و ترکیه، که عضو ناتو است، هر دو متحد نزدیک ایالات متحده هستند و واشنگتن از هماکنون برای جلوگیری از یک محاسبه اشتباه فاجعهبار میان دو قدرت نظامی عمده تلاش میکند.
مقامهای دفاعی اسرائیل و ترکیه در آوریل ۲۰۲۵ مذاکرات فنی را در جمهوری آذربایجان آغاز کردند که هدف آن جلوگیری از برخورد میان دو طرف در سوریه بود. پس از حمله به ابوالظهور، باراک گفت ایالات متحده در حال تلاش برای ایجاد سازوکاری گستردهتر با مشارکت اسرائیل، ترکیه و سوریه است.
هر ترتیبی که در نهایت شکل بگیرد، بیتردید کمتر شبیه چراغ سبز آرام و کممحدودیتی خواهد بود که اسرائیل در تعامل با روسیه از آن برخوردار بود و بیشتر به تقسیمبندی پرتنش و بهشدت مشروط حوزه عمل در سوریه شباهت خواهد داشت که واشنگتن میانجیگری و نظارت بر آن را برعهده خواهد داشت.
مطالبه اصلی اسرائیل روشن است. ترکیه میتواند به بازسازی سوریه کمک کند، اما نباید اجازه داده شود سامانههای پیشرفته راداری و پدافند هوایی ترکیه بهتدریج به سمت جنوب پیشروی کنند و آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل یا مسیرهای راهبردی آن به سوی ایران را تهدید کنند.
ترکیه و سوریه نیز خواهند خواست که اسرائیل به حاکمیت سوریه احترام بگذارد، حملات خود را کاهش دهد و به دولت جدید مجال دهد کشور را تثبیت کند.
رسیدن به چنین توافقی بسیار دشوارتر از توافقی است که نتانیاهو با پوتین به دست آورد. اسرائیل در سپتامبر ۲۰۱۵ چابکی دیپلماتیک لازم را برای فعالیت همزمان با روسیه در آسمان سوریه نشان داد.
اما شریکشدن در حریم هوایی با یک قدرت جهانی دوردست که منافع راهبردی خود را با محاسباتی سرد دنبال میکند، تفاوت بسیار زیادی با شریکشدن در آن با یک قدرت منطقهای خصمانه، ایدئولوژیک و دارای بلندپروازیهای گسترده دارد.
اگر اسرائیل و ترکیه به حال خود واگذاشته شوند، با توجه به خصومت عمیق میان آنکارا و اورشلیم، بعید است بتوانند الگوی اسرائیل و روسیه را بازتولید کنند.
اما آنها به حال خود واگذاشته نخواهند شد. واشنگتن دلایل کافی برخوردار است که با جدیت وارد عمل شود و مانع از کنترل خارج شدن این رقابتِ پرتنشتر شود.











