top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

حضور حشد شعبی در تهران، ابزاری نو برای سرکوب اعتراضات احتمالی

  • 6 hours ago
  • 4 min read


اکرم اسدی


انتشار ویدیوهایی از حضور نیروهای حشد شعبی در تهران، به‌عنوان یک رخداد صرفاً میدانی قابل تفسیر نیست، بلکه نشانه‌ای از یک راهبرد چندلایه در مدیریت بحران داخلی تلقی می‌شود. این حضور می‌تواند همزمان کارکرد بازدارندگی روانی، انتقال پیام سرکوب برون‌سپاری‌شده و جبران فرسایش ظرفیت نیروهای داخلی را داشته باشد. با این حال، چنین رویکردی با برجسته‌سازی عنصر نیروی خارجی، خطر تشدید احساس تحقیر ملی و تبدیل نارضایتی پراکنده به واکنش جمعی همگن را نیز به همراه دارد.


در روزهای اخیر، ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شدەاند که موجی از نگرانی، خشم و تحلیل‌های سیاسی را در میان ایرانیان برانگیخته است.


گروهی از این افراد که خود را اعضای حشد شعبی معرفی می‌کنند، در میدان آزادی تهران فیلم گرفته‌اند. یکی از آن‌ها با لحنی صریح و با لهجه عربی عراقی می‌گوید: اینجا میدان آزادی است، مال ماست، برای عراق.


در یکی دیگر از ویدیوها، یک روحانی شیعه عراقی ادعا کرده است که از بصره آمده‌ایم نه فقط برای کمک مادی، بلکه با خون‌مان، حضورمان مذهب‌مان.


این ویدیوها در حالی منتشر می‌شوند که گزارش‌هایی از ورود کاروان‌های خودروهای حامل پرچم حشد شعبی از مرز شلمچه به خرمشهر، آبادان و سپس تهران منتشر شده است.

اگرچه هیچ بیانیه رسمی از سوی دولت ایران یا عراق حضور نیروهای حشد شعبی را تائید نکردەاند، اما با توجه به الگوی تکراری این رویدادها و لحن تحریک‌آمیز ویدیوها، می‌توان سناریوها و انگیزه‌های پنهانی پشت حضور این افراد را مورد بررسی قرار داد.

یکی از محتمل‌ترین تفسیرها در این باره، استفاده از نیروهای حشد شعبی به عنوان ابزاری برای زهرچشم گرفتن از مردم ایران و جلوگیری از هرگونه اعتراض مردمی در شرایط بحرانی کنونی است.


 ترساندن مردم از اعتراض در زمان جنگ یا صلح


یکی از سناریوهای اصلی که از منطق سیاسی قوی هم برخوردار می‌باشد، این است که رژیم جمهوری اسلامی با نمایش علنی حضور نیروهای حشد شعبی، در تلاش برای رسانیدن این پیام بە شهروندان ایرانی است کە در شرایط جنگی، در صورتیکە مردم دست به اعتراض بزنند، نیروهای خارجی بی‌رحمانه و بدون هیچ همدلی سرکوب‌شان را بر عهده خواهند گرفت.


این استراتژی در شرایطی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج ممکن است بخشی از توان خود را به مسائل برون‌مرزی اختصاص داده باشند، بسیار کارآمد به نظر می‌رسد.

حشد شعبی، با تجربه جنگ شهری علیه داعش و سابقه طولانی در نقض حقوق بشر، می‌تواند به عنوان نیروی کمکی عمل کند که نسبت به نیروهای داخلی با معترضان ایرانی همدلی فرهنگی کمتری داشته باشد و بنابراین راحت‌تر دستورات سرکوب را اجرا ‌کند.

این حضور نه تنها در زمان جنگ، بلکه حتی پس از هرگونه توافق احتمالی صلح با قدرت‌های خارجی نیز معنادار است.


رژیم می‌تواند با حفظ این نیروها در خاک ایران، به مخالفان داخلی این پیام را بدهد که حتی در شرایط ظاهری ضعف، همچنان ابزارهای سرکوب خارجی را در اختیار دارد و هیچ خلأ امنیتی در کشور ایجاد نخواهد شد.


ویدیوهای تحریک آمیز مانند ادعای مالکیت میدان آزادی، که قطعا با هماهنگی و اجازه حکومت ضبط و منتشر شده است، به‌طور خاص برای ایجاد حس ناامیدی و ترس در میان مردم طراحی شده‌اند: نمایش اینکه حتی اگر مردم فکر کنند رژیم ضعیف شده، بدانید که ما تنها نیستیم و نیروهای عراقی آماده قلع و قمع شما هستند.


تقویت ظرفیت سرکوب با نیروهای نیابتی


این سناریو تنها یک بلوف روانی نیست، بلکه تهدیدی واقعی است. گزارش‌های متعدد از نهادهایی همچون دادبان، مرکز مشاوره حقوقی کنش‌گران، به صراحت هشدار داده‌اند که هدف از استقرار نیروهای حشد شعبی، مشارکت مستقیم در سرکوب اعتراضات داخلی است.


در جریان اعتراضات سراسری پیشین، از جمله خیزش ۱۴۰۱ و رویدادهای دی ۱۴۰۴، گزارش‌های متعددی از حضور شبه‌نظامیان عراقی منتشر شده است.


هرچند برخی رسانه‌های نزدیک به رژیم این ادعاها را دروغ و تبلیغات دشمن خوانده‌اند، اما شواهد ویدئویی و شهادت‌های متعدد این الگوی تکراری را نشان می‌دهند.


رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، بارها به این موضوع پرداخته‌اند و حتی منابع عراقی سابق نیز از نقش گروه‌های وابسته به حشد شعبی در سرکوب معترضان ایرانی سخن گفته‌اند.

این سابقه نشان می‌دهد که رژیم، هرگاه احساس تهدید داخلی کند، به شبکه نیابتی خود در منطقه متوسل می‌شود تا هم نیروی تازه‌نفس وارد کند و هم مسئولیت مستقیم سرکوب را تا حدی برون‌سپاری کند.

حشد شعبی تجربه زیادی در سرکوب در محیط‌های شهری دارد و حضور آن‌ها می‌تواند به معنای صرفه‌جویی در نیروی انسانی داخلی ایران باشد.

نیروهای بومی ممکن است در برخی موارد تمایل کمتری به شلیک به هموطنان نشان دهند، اما شبه‌نظامیان خارجی، که هیچ پیوند عاطفی یا زبانی با مردم ندارند، می‌توانند نقش سرکوبگر بی‌طرف را ایفا کنند.

این امر به ویژه در شرایطی که سپاه درگیر مسائل منطقه‌ای است، می‌تواند ظرفیت سرکوب داخلی را حفظ و حتی تقویت کند‌.


پیامدهای این استراتژی بر افکار عمومی و وحدت ملی


با این حال، این رویکرد هزینه‌های سنگینی دارد. بسیاری از ایرانیان حضور نیروهای خارجی را نه تنها نشانه ضعف رژیم، بلکه تحقیر ملی و نوعی اشغال خاموش می‌دانند.

واکنش‌های گسترده در شبکه‌های اجتماعی، از خشم ملی‌گرایانه تا نگرانی از اشغال تهران توسط مزدوران خارجی، نشان‌ می‌دهند که چنین نمایش‌هایی می‌تواند نتیجه عکس بدهند و حتی ناراضیان را به اتحاد بیشتر سوق دهند.

وقتی نیروهای عراقی در قلب پایتخت ادعای مالکیت می‌کنند، حس تحقیر و بیگانگی در میان مردم تقویت می‌شود و این دقیقا نقطه مقابل هدف ادعایی «کمک مردمی» است.

علاوه بر این، از منظر حقوق بشری، استفاده از نیروهای خارجی برای سرکوب شهروندان، مصداق بارز نقض اصول اساسی قانون اساسی و کنوانسیون‌های بین‌المللی است.

نهادهایی مانند دادبان تاکید کرده‌اند که این اقدام، حق تجمع مسالمت‌آمیز و امنیت شخصی شهروندان را به طور سیستماتیک نقض می‌کند.


در نهایت، حضور حشد شعبی در تهران، فراتر از یک رویداد خبری ساده، نمادی از استراتژی رژیم برای بقای خود در شرایط بحرانی است.

این نیروها چه برای کمک لجستیکی، چه برای عملیات روانی یا تقویت سرکوب به کار گرفته شوند، پیام اصلی‌شان یک چیز است: رژیم حاضر است برای حفظ قدرت، حتی از مرزهای ملی عبور کند و از شبه‌نظامیان خارجی به عنوان اهرم فشار علیه مردم خود استفاده کند.

در چنین فضایی، آگاهی عمومی از این الگوها، اولین گام برای خنثی کردن تاثیر روانی آن‌هاست. مردم ایران بارها نشان داده‌اند که با وجود همه تهدیدها، صدای اعتراض‌شان خاموش نمی‌شود.


این ویدیوها یادآور این واقعیت تلخ هستند که رژیم برای جلوگیری از هر تغییری از سوی مردم حاضر است مرزهای ملی را به راحتی نقض کند.

bottom of page