خاموشی نفتکشهای ایرانی در آبهای جنوب شرق آسیا: ترفند پنهانکارانه برای دور زدن تحریمها
- Arena Website
- May 30, 2025
- 3 min read

در حالیکه دولت آمریکا بهطور مداوم حلقه تحریمهای نفتی علیه ایران را تنگتر میکند، شواهد تازهای از تلاشهای پشت پرده تهران برای ادامه صادرات نفت به چین آشکار شده است.
گزارشی که بهتازگی در بلومبرگ منتشر شده است نشان میدهد نفتکشهای ایرانی، با خاموشکردن سامانههای شناسایی خود (AIS)، عملاً از چشم نهادهای بینالمللی و حتی نقشههای دریانوردی «ناپدید» میشوند. این خاموشی، تنها یک ترفند ساده برای فرار از تحریمها نیست؛ بلکه بخشی از یک بازی پنهان در دریای جنوب شرق آسیا است که مرز میان تجارت قانونی و نقض قوانین بینالمللی را مبهمتر از همیشه میکند.
یک گلوگاه حیاتی؛ تنگهای که به پایگاه نفتکشها تبدیل شد
تنگه مالاکا و آبهای شرق مالزی، امروز به نقطهای کلیدی برای این نقلوانتقالهای مخفیانه تبدیل شدهاند. جایی که نفتکشهای ایرانی پس از عبور از آبهای پرتنش خلیج فارس، به ساحل مالزی میرسند و در این منطقه، نفت خود را به کشتیهایی با پرچمهای کشورهایی مانند پاناما یا جزایر مارشال منتقل میکنند. این فرآیند، که در صنعت حملونقل «کشتیبهکشتی»(STS) نامیده میشود، با خاموشکردن AIS و بیخبر نگهداشتن بقیه کشتیها و جهان، گره میخورد.
بر اساس دادههای منتشرشده، فقط در ماه آوریل، حداقل شش مورد از این انتقالها در این منطقه حساس انجام شده است. دادههای OilX هم خبر از افزایش بیسابقه حجم نفت ایرانی در آبهای اطراف مالزی و سنگاپور میدهند.
خاموشیهای هدفمند؛ زنگ خطر امنیتی
اما چرا این خاموشیها خطرناک است؟ سیستم AIS، بهنوعی چشم و گوش کشتیها در دریاست؛ مسیریاب دیجیتال که با شناسایی موقعیت، از برخوردهای مرگبار جلوگیری میکند. وقتی این سیستم بهطور عمدی خاموش شود، نهتنها شفافیت مسیرها از بین میرود، بلکه امنیت جانی ملوانان و محیط زیست دریایی را هم تهدید میکند.
کنوانسیون ایمنی در دریا (SOLAS) این اقدام را غیرقانونی میداند و شرکتهای بیمه نیز معمولاً از بیمهکردن چنین کشتیهایی سر باز میزنند. به همین دلیل است که کارشناسان معتقدند خاموشی AIS، بازی با آتش در مسیرهای استراتژیک است.
در این معادله پنهان، چین همچنان بهعنوان خریدار اصلی نفت ایران ایفای نقش میکند. هرچند بهطور رسمی، پکن این واردات را تأیید نمیکند، اما خریداران خصوصی چینی در این مسیر سایهنشین هستند و نقش حیاتی دارند. نفتکشهای ایرانی پس از انتقال نفت به کشتیهای جدید، اغلب با پرچم جعلی و اسناد تغییر یافته، به سوی پالایشگاههای خصوصی چین حرکت میکنند؛ مسیری که ردپای آن در هیچ نقشه رسمیای ثبت نمیشود.
پیامدهای پنهان : از ایمنی تا ژئوپلیتیک
این خاموشیهای هدفمند، تنها یک تاکتیک برای پنهانماندن از چشم تحریمها نیست. در واقع، در دل هر خاموشی، چهار پیامد عمیق و در همتنیده شکل میگیرد که فراتر از نفت، امنیت و سیاست جهانی را بهطور مستقیم تحتتأثیر قرار میدهد.
نخست، خاموشی سامانههای AIS به معنای حذف کشتی از نقشههای دیجیتال است؛ اقدامی که ایمنی دریایی را در یکی از پررفتوآمدترین مسیرهای جهان به خطر میاندازد. کشتیهای عبوری، دیگر قادر به تشخیص موقعیت این نفتکشهای ناپدیدشده نیستند و هر لحظه احتمال بروز برخوردی مرگبار یا فاجعهبار وجود دارد.
اما ماجرا در همینجا متوقف نمیشود. این خاموشیهای هدفمند، آشکارا در تضاد با حقوق بینالمللی دریایی قرار دارد. قوانین دریاها، شفافیت و قابلیت ردیابی را الزامی میدانند. در نتیجه، نفتکشهای ایرانی و شرکای آنها، در معرض خطر توقیف یا تحریمهای تازهای هستند که میتواند عرصه فعالیتشان را بهشدت محدود کند.
در این میان، پیامد اقتصادی و بیمهای را نباید دستکم گرفت. بیمهگران جهانی، با علم به این خاموشیهای مشکوک، بهندرت حاضر به پوشش چنین ریسک بزرگی میشوند. این موضوع، بار مالی سنگینی را بر دوش شرکتهای ایرانی میگذارد و آنها را در آستانه بحرانی اقتصادی قرار میدهد که شاید از خاموشی AIS خطرناکتر باشد.
در نهایت، پیامد ژئوپلیتیک این بازی پنهانکارانه، بهویژه در مسیرهایی چون تنگه مالاکا یا دریای چین جنوبی، تنشهای تازهای را در روابط میان قدرتهای بزرگ جهان میکارد. هر نفتکش پنهانشده، به یک مهره ناشناخته در شطرنج ژئوپلیتیک تبدیل میشود؛ مهرهای که میتواند در لحظهای حساس، نظم شکننده این آبراههها را بههم بریزد.
از همین رو خاموشیهای بهظاهر ساده AIS، در دل خود چهار پیامد بههمپیوسته دارند: تهدید ایمنی دریا، تضاد با حقوق بینالملل، بحران اقتصادی-بیمهای و در نهایت، زبانه کشیدن تنشهای سیاسی در منطقه.
هر کدام از این پیامدها، یک زنگ خطر مستقل است؛ اما در کنار هم، تصویری از یک بحران پیچیده و چندلایه را ترسیم میکنند.
بازی در سایهها؛ آیندهای در هالهای از ابهام
آیا این تاکتیکهای پنهانی میتوانند چاره نهایی ایران برای حفظ صادرات نفت بە شمار بروند؟ شکی نیست که این راهبرد، خاموشکردن AIS و انتقال کشتیبهکشتی، فعلاً به تداوم جریان دلارهای نفتی به تهران کمک میکند. اما در عین حال، یک آینده نامطمئن را رقم میزند.
از یکسو، بیمهگران محتاطتر میشوند، شرکتهای حملونقل زیر ذرهبین قرار میگیرند و ایمنی دریا به خطر میافتد. از سوی دیگر، این روشها نشانهای از تداوم چالشهای حلنشده ایران با غرب است.
تا زمانیکه توافقی جامع برای حل بحران انرژی و رفع تحریمها حاصل نشود، نقشههای دریایی جنوب شرق آسیا همچنان پر از «نقاط کور» باقی خواهند ماند؛ نقاطی که هر لحظه میتوانند به منشأ یک بحران تازه تبدیل شوند.











