top of page
Asset 240.png

آخرین خبرها

بیشتر بخوانید

در اعتراضات شرق ایران، خیابان، اتنیک و سرکوب به هم گره خوردند

  • Writer: Arena Website
    Arena Website
  • Jan 11
  • 6 min read


توران نیکزاد


موج اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ با گسترش به شرق ایران، نشان میدهد که خیزش‌های سراسری تنها محدود به تهران نیست. تا ۱۹ دی، دست‌کم ۵۱ کشته و بیش از ۲۲۰۰ بازداشت ثبت شدە است. حضور زنان و نوجوانان، کشته‌شدن مقام‌های حکومتی، قطع اینترنت و استفاده از سلاح‌های جنگی، الگوی خشونت و سرکوب دولت را در سیستان و بلوچستان، خراسان و ترکمن‌صحرا برجسته می کند.


این گزارش بر اساس داده‌ها و گزارش‌های منتشرشده از سوی سازمان حقوق بشر ایران، هرانا، ایران‌وایر، رادیو زمانه، ایران‌امروز و رسانه‌های داخلی تنظیم و اعداد و تاریخ‌ها تا ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ / ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ با تطبیق متقابل منابع مستقل حقوق بشری و رسانه‌ای بررسی شده‌اند.


از ۷ دی ۱۴۰۴ که موج تازه اعتراضات از بازار تهران شروع شد تا ۱۸ و ۱۹ دی، اعتراض‌ها به همه استان‌های ایران و حدود ۱۲۰ شهر کشیده شد.


بنابه‌ گزارش سازمان حقوق بشر ایران، تا روز ۱۹ دی، یعنی سیزدهمین روز اعتراضات، دست‌کم ۵۱ معترض در ۱۱ استان در نتیجە شلیک نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران جان خود را از دست دادەاند. ۹ نفر از جان باختگان، زیر ۱۸ سال سن داشتە و شمار بازداشت‌شدگان از ۲۲۰۰ نفر گذشته است.


در همین بازه، در شرق ایران فقط صحبت از «معترض» و «مامور» نیست. نام دادستان، مقام امنیتی، نوجوان بلوچ و بازاری مشهدی کنار هم می‌آید و تصویری می‌سازد که بدون فهم آن، شرق کشور در این خیزش دیده نمی‌شود.


نگاه کلی؛ شرقی که فقط حاشیه تهران نیست


در روایت‌های سراسری، معمولا تهران، کردستان و چند شهر نمادین در مرکز تصویر اصلی را می‌گیرند.

اما داده‌های جزئی نشان می‌دهد شرق ایران از خراسان شمالی و رضوی تا سیستان و بلوچستان و کرمان، و در نوار شمالی تا گلستان و ترکمن‌صحرا، در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه از نقاط داغ اعتراض‌ها بوده است.

در گزارش مفصل سازمان حقوق بشر ایران درباره ۱۸ و ۱۹ دی‌ما آمده است که اعتراضات پس از دو هفته، به همه استان‌ها رسیده و در کنار تهران، مشهد و شهرهای سیستان و بلوچستان جزو نقاط پرتنش بوده‌اند.


در همان روزها، قطع سراسری اینترنت از ساعت ۲۲ شب ۱۸ دی‌ماه، کشور را به وضعیت خاموشی دیجیتال رساند، وضعیتی که آخرین بار در آبان ۹۸ رخ داده بود.


در چنین پس‌زمینه‌ای، سه محور در شرق ایران برجسته‌تر دیده می‌شوند: سیستان و بلوچستان که اعتراض خیابانی و مراسم مذهبی در آن به هم گره خورد،


خراسان رضوی و شمالی از مشهد تا اسفراین که هم شاهد تجمع و هم خبر کشته‌شدن مقام‌های حکومتی بودند، و ترکمن‌صحرا و گلستان که هرچند مرکز موج نبودند، اما در اعتراضات غایب هم نماندند.


سیستان و بلوچستان؛ چهار شهر، یک الگوی تکراری


رادیو زمانه در گزارش خود از دوازدهمین روز اعتراضات، پنج‌شنبه ۱۸ دی، می‌نویسد در زاهدان، ایرانشهر، چابهار و سراوان، اعتراضات گسترده با حضور زنان و نوجوانان برگزار شده است.

در ایرانشهر، فلکه بسیج و فلکه وحدت هدف تجمع و آتش‌زدن قرار گرفته، شعار مرگ بر دیکتاتور روی دیوارها دیده شده و نیروهای ضدشورش با خودروهای زرهی، گاز اشک‌آور و تیراندازی پاسخ داده‌اند. هم‌زمان، اینترنت در این شهرها به‌طور گسترده قطع شده است.

روز بعد، ۱۹ دی‌ماه، سازمان حقوق بشر ایران تأیید کرد که در زاهدان، پس از نماز جمعه و در ادامه اعتراضات، نیروهای نظامی با شلیک مستقیم به سمت معترضان بلوچ، تجمع را به خشونت کشانده‌اند.

همین گزارش تاکید می‌کند که بخشی از ۵۱ جانباختە ثبت‌شده، متعلق به استان‌های شرقی از جمله سیستان و بلوچستان و خراسان هستند، هرچند به‌دلیل قطع اینترنت، راستی‌آزمایی نام‌ها و شهرها زمان‌بر است.

ترکیب چهار شهر، قطع اینترنت منطقه‌ای، حضور زنان و نوجوانان، و استفاده از سلاح جنگی، همان الگویی است که در موج‌های قبلی اعتراض در بلوچستان هم دیده شده بود؛ با این تفاوت که این بار در عرض کمتر از دو هفته، بخشی از موجی است که کل کشور را دربر گرفته است.


در این بارە، حبیب‌الله سربازی، فعال سیاسی بلوچ که با شبکه‌های محلی در تماس است، می‌گوید:

تظاهرات شب گذشته در شهرهای مختلف بلوچستان از جمله زاهدان، پهره، چابهار و سراوان ادامه داشت.

به‌گفته او، قطعی اینترنت و فقدان دسترسی عمومی به استارلینک پوشش خبری را به‌شدت ضعیف کرده و همین خلأ فرصتی برای سرکوب ایجاد کرده است.

سربازی می‌گوید گزارش‌هایی از شنیده‌شدن تیراندازی در چابهار و همچنین بازداشت‌های گسترده و پرتاب گاز اشک‌آور و صف‌آرایی نیروهای نظامی دریافت شده و این روایت‌ها نشان می‌دهد مردم تا پاسی از شب در خیابان مانده‌اند و مقاومت کرده‌اند.

مشهد؛ از وکیل‌آباد تا احمدآباد، یک شهر و دو روایت


مشهد، دومین شهر پرجمعیت ایران، در این موج فقط «موقعیت مکانی» نیست، هم صحنه اعتراض است، هم محل خبرهای کشته‌شدن نیروهای حکومتی.


رادیو زمانه، در روایت خود از دوازدهمین روز اعتراضات، می‌نویسد در مشهد محله‌هایی مثل وکیل‌آباد، قاسم‌آباد، پل هفت‌تیر و الهیه شاهد تجمعات شبانه، برافروختن آتش، تخریب دوربین‌های مداربسته و آتش‌زدن کیوسک پلیس بوده‌اند.


این گزارش تصویری از شهری می‌دهد که در نقاط مختلفش، هم‌زمان چند «جزیره اعتراض» شکل گرفته است.


هم‌زمان، خبرگزاری‌های حکومتی و سپس ایران‌وایر از کشته شدن «فرج‌الله شوشتری» در مشهد خبر می‌دهند، مقام حکومتی‌ای که رزومه‌اش خود نشان می‌دهد این شهر چه جایگاهی در ساختار قدرت دارد.


بنابر گزارش ایران‌وایر، شوشتری شامگاه جمعه ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ در مشهد، در منطقه احمدآباد، «به‌دست آشوب‌گران» کشته شد؛ همان تعبیری که خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران به کار برده است.

فرج‌الله شوشتری پیش‌تر سرپرست معاونت سیاسی–امنیتی استانداری سمنان بود، مدیرکل ستاد اجرایی فرمان امام در خراسان رضوی و عضو هیئت‌مدیره تامین سرمایه بانک مسکن.

او فرزند نورعلی شوشتری، جانشین اسبق فرمانده نیروی زمینی سپاه بود که در سال ۱۳۸۸ در انفجار انتحاری کشته شد.


همین شبکه خانوادگی و شغلی نشان می‌دهد کشته شدن او در مشهد، فقط یک «خبر انتظامی» ساده نیست، بلکه تقاطع اعتراض خیابانی با لایه‌ای از ساختار امنیتی و اقتصادی شرق ایران است.


در تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از مشهد در شب ۱۹ و ۲۰ دی، شعارهای ضدحکومتی، آتش زدن کیوسک‌های پلیس و حضور پررنگ جوانان دیده می‌شود.


اسفراین؛ یک کانکس، یک دادستان و چند نیروی امنیتی


اسفراین، شهری در خراسان شمالی، در روزهای اول اعتراضات نامش کمتر شنیده شد، اما ۱۸ دی‌ماه آن را وارد تیترهای اصلی کرد.


به‌گزارش ایران‌امروز و به نقل از رئیس کل دادگستری خراسان شمالی، شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دیذماه ۱۴۰۴، «علی‌اکبر حسین‌زاده»، دادستان اسفراین، همراه با شماری از نیروهای انتظامی و امنیتی در جریان اعتراضات این شهر کشته شدند.

این مقام قضایی گفته است که دادستان و نیروهایش به‌عنوان مدعی‌العموم و برای نظارت میدانی در سطح شهر حاضر بوده‌اند و «عده‌ای اغتشاشگر کانکس محل حضور دادستان و عوامل انتظامی را به آتش کشیده و اجازه امدادرسانی نداده‌اند».

در همان روز، سازمان حقوق بشر ایران در گزارش خود از سیزدهمین روز اعتراضات، به این خبر اشاره می‌کند و می‌نویسد در کنار ده‌ها معترض کشته‌شده، کشته‌شدن دادستان اسفراین و چند مامور امنیتی نیز توسط مقام‌های جمهوری اسلامی تایید شده است.


اما همان گزارش هم تاکید می‌کند که به‌دلیل قطع اینترنت و بسته بودن دسترسی، راستی‌آزمایی روایت رسمی دشوار است و این رویداد، مثل بسیاری از موارد، در لایه‌ای از ابهام باقی می‌ماند.


این واقعه از این جهت اهمیت دارد که از یک‌سو سطح مقام کشته‌شده دادستان یک شهرستان بود و نه یک مأمور عادی، و از سوی دیگر حکومت از همان ساعات نخست آن را وارد دستگاه تبلیغاتی خود کرد و با روایت‌هایی از جنس زنده‌سوزی و «تروریستی شدن اعتراض» بازنمایی کرد، در حالی که جزئیات صحنه نه در رسانه‌های مستقل ثبت شد و نه امکان راستی‌آزمایی داشت.


ترکمن‌صحرا؛ حضور محدود، زنگ خطر روشن


در نوار شمالی شرق، استان گلستان و ترکمن‌صحرا، این‌بار نه در سکوت کامل، بلکه با حضوری محدود وارد تصویر شدند.


رادیو زمانه و توهرا، فعالان حقوق بشر ترکمن‌صحرا، در گزارش ۱۸ دی خود می‌نویسند که در گرگان و بندرگز، راهپیمایی‌های اعتراضی با شعارهای ضدحکومتی برگزار شده و در گرگان، آتش‌زدن خودروی منتسب به نیروهای امنیتی گزارش شده است.


توهرا همچنین گزارش داده که اعتراضات در شب ۱۹ دی نیز ادامه داشته است.


دانیال بابایانی، مدیر این سازمان در گفت‌وگو با آرنانیوز از بازداشت گسترده معترضان خبر داد. با این‌حال او گفت که به دلیل قطعی اینترنت تاکنون موفق به کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه نشده است.

در این موج، حضور گرگان و بندرگز در نقشه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز نشان می‌دهد که نارضایتی در این نوار هم فقط موضوع شبکه‌های اجتماعی نیست.

اعداد این موج نشان می‌دهند که شرق ایران در حاشیه نبود. تا ۱۹ دی‌ماه، سازمان حقوق بشر ایران از دست‌کم ۵۱ کشته در ۱۱ استان خبر داد و تأکید کرد که گزارش‌هایی از ده‌ها کشته دیگر در مشهد، همدان و فردیس هنوز وارد آمار رسمی نشده است.


هرانا هم از ده‌ها مصدوم با گلوله‌های ساچمه‌ای و پلاستیکی و هزاران بازداشت خبر داد و گفت بخشی از بازداشت‌شدگان نوجوان‌اند؛ الگویی که در مشهد و شهرهای بلوچستان هم دیده می‌شود. در کنار معترضان، کشته‌شدن دو مقام حکومتی نیز تأیید شد: دادستان اسفراین و فرج‌الله شوشتری در مشهد.

حکومت با برجسته‌کردن همین دو واقعه تلاش کرد روایت خشونت معترض را بسازد، در حالی که توازن نیرو در خیابان روشن بود.

شب ۱۸ دی‌ماه نقطه اوج این موج بود. از ساعت ۱۰ شب اینترنت قطع شد و صبح روز بعد طبق داده‌های نت‌بلاکس، ۹۹ درصد اینترنت ایران خاموش بود. در شرق، این خاموشی هم ثبت وقایع را سخت کرد و هم دست نیروهای امنیتی را بازتر گذاشت.


در ۸ و ۹ ژانویه، چهار شهر بلوچستان با حضور زنان و نوجوانان به خیابان آمدند، در مشهد هم‌زمان چند محله شعله کشید و خبر کشته‌شدن فرزند یک فرمانده سابق سپاه منتشر شد، و در اسفراین دادستان و چند نیروی امنیتی در یک کانکس آتش‌گرفته جان باختند. در گلستان نیز گرگان و بندرگز برای نخستین‌بار در این مقیاس در نقشه اعتراضات دیده شدند.


در مجموع، شرق ایران این‌بار پژواک تهران نبود، بلکه صدایی بود که از خود حاشیه برخاست و بهایش با نام و عدد و تاریخ ثبت شد.

 
 
bottom of page